12:09 12 / 02 /1405
روایت منصور برزگر از دوست صمیمی‌اش:

موحد گفت کتفم را هیچ‌وقت جراحی نکردم تا اتفاق المپیک یادم بماند/مرد خودساخته‌ای بود که خودش را به چیزی نفروخت

سرمربی پیشین تیم ملی کشتی آزاد که رفاقتی دیرینه با زنده‌یاد عبدالله موحد داشت، با اندوهی بسیار گفت: آن وقت‌ها که همه می‌گفتند الگوی‌شان تختی است، الگوی من موحدی بود که از نزدیک او را دیده بودم؛ مردی خودساخته که از زمان خودش خیلی جلوتر بود.

به گزارش خبرگزاری آنا، پنجشنبه شب که خبر درگذشت عبدالله موحد اعلام شد، درحالیکه چند سال قبل پرویز سیروس‌پور رئیس پیشین فدراسیون کشتی و یکی از دوستان نزدیکش فوت کرده بود، فقط منصور برزگر را به خاطر آوردم که او اکنون چه حالی دارد. 

«آقای موحد»، که به واقع آقای کشتی ایران بود، رفاقتی دیرینه با مرحوم سیروس‌پور و منصور برزگر داشت و هر بار به ایران می‌آمد، حتی اگر شماره ایرانش نمی‌گرفت، او را می‌شد از طریق این دو نفر پیدا کرد. 

حالا «منصورخان» برزگر مانده و رفیقی که برای همیشه رفته است: «از پریروز حال خوشی ندارم» این را منصور برزگر به خبرنگار آنا گفت و وقتی از او در مورد گذشته پرسیدم، ادامه داد: من آقا عبدالله را از قدیم می‌شناختم، اما انتخابی المپیک ۱۹۶۷ مکزیکوسیتی را با هم گرفتیم. آنجا من را یک خاک کرد و انتخابی را برد. ما سه بار با هم کشتی گرفتیم که هر سه بار را او برد. کاپ آریامهر (۲۲ بهمن) من و او هر دو با غلامی مساوی کردیم و بعد باید با هم کشتی می‌گرفتیم، پایش کش آمده بود که گفتم کشتی نمی‌گیرم، چون می‌دانستم پایش خراب شده، خاطرات زیادی با هم داریم، می‌شود یک کتاب در موردش نوشت. یک بار به آمریکا رفتم و خانه‌اش نرفتم، خیلی ناراحت شد و دفعه بعد به ویرجینیا رفتم. می‌گفت هر وقت تو را می‌بینم یاد بچگی و جوانی‌هایم می‌افتم. آخرین بار که دو سال پیش بود و به ایران آمد، همه جا با هم رفتیم. 

وی در مورد چگونگی درگذشت این قهرمان بزرگ گفت: قبلا هم مشکل قبلی داشت و چندین سال قبل یک بار در بیمارستان دی جراحی شد. ظاهرا همراه با خانمش بیرون بودند، که اسم همسرش را صدا کرده و سرش می‌افتد، خانمش هول کرده و ماشین چپ کرده، آقا عبدالله همان وقت که سرش افتاد، سکته قلبی کرده بود. خانمش هم از ناحیه کمر آسیب دیده و بیمارستان بود.

نایب‌قهرمان المپیک ۱۹۷۶ مونترال در پاسخ به این سوال که بارزترین خصوصیت عبدالله موحد چه بود؟، تاکید کرد: از زمان خودش خیلی جلوتر بود. همه چیز را می‌دانست، شاعر بود و حتما در آینده بیشتر شعرهایش بیرون خواهد آمد. آدمی خودساخته که زیر بار هیچ زور و قدرتی نرفت. خودش را به هیچ چیزی نفروخت. نه دست شاه را بوسید و نه بدون کروات برای مصاحبه رفت. آن زمان که همه می‌گفتند الگوی‌شان تختی است، من می‌گفتم الگویم عبدالله موحد است، چون او را از نزدیک دیده بودم و می‌شناختمش.

منصور برزگر در مورد دو مسابقه‌ای جهانی ۱۹۷۱ و المپیک ۱۹۷۲ که عبدالله موحد بعد از کسب ۶ نشان طلای متوالی جهان و المپیک، آنها را بدون مدال به اتمام رساند، گفت: در جهانی صوفیه، به حریف ژاپنی باخت و آنجا چهارم شد. مسئله این بود که وقتی اوزان کشتی تغییر کردند و او از ۷۰ کیلو، به ۶۸ کیلو رفت، سال‌های آخر سخت کشتی گرفت، چون وزن کم کردن اذیتش می‌کرد. کشتی برایش یک مقدار سخت شده بود و در بلغارستان هم به همین دلیل روی سکو نرفت. در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ هم همان کشتی اول عضله پشت کتفش پاره شد. تا آخر عمرش هم جراحی‌اش نکرد. می‌گفت جراحی نکردم تا همیشه یادم بماند چرا در المپیک مدال نگرفتم. البته قبل از رفتن به مونیخ هم ماجرا‌هایی پیش آمد که تیم می‌خواست نرود. داستانش زیاد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر