توسط انتشارات امیرکبیر

ترجمه رمان زندگی امپراتور خون ریز روم دوباره چاپ شد

چاپ جدید رمان «کجا می‌روی؟» نوشته هنریک سینکیویچ با ترجمه حسن شهباز توسط انتشارات امیرکبیر منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، چاپ جدید رمان «کجا می‌روی؟» نوشته هنریک سینکیویچ با ترجمه حسن شهباز توسط انتشارات امیرکبیر منتشر و راهی بازار نشر شده است.

«کجا می‌روی؟» اولین کتاب مجموعه «رمان‌های بزرگ کلاسیک» است که با طراحی و فرم جدید منتشر می‌شوند و عناوین قدیمی امیرکبیر را در قالب نو به مخاطب عرضه می‌کنند. به این ترتیب نسخه‌هایی که به تازگی از این کتاب چاپ شده‌اند، چاپ هفتم آن محسوب می‌شوند. این کتاب قبلا به عنوان هشتاد و دومین کتاب مجموعه «داستان خارجی» این ناشر چاپ می‌شد.

رمان مورد اشاره درباره زندگی کلودیوس سزار دروسوس گرمانیکوس معروف به نرون است که یکی از خون ریزترین و سفاک‌ترین امپراتور‌های تاریخ روم است. طی ۱۴ سال فرمانروایی نرون، روزی نگذشت که خون بی گناهی را روی زمین نریزد و تعداد زیادی را نکشد.

هنریک سینکیویچ نویسنده کتاب پیش رو سال‌های زیادی از عمر خود را صرف پژوهش درباره زندگی نرون و نوشتن «کجا می‌روی؟» کرد. او متولد ۱۸۴۰ میلادی در شهر وولا اودزی یسکا از توابع لوکوو در لهستان است که سال ۱۹۰۵ در سن ۵۹ سالگی برنده جایزه نوبل ادبیات شد و سال ۱۹۱۶ درگذشت.

این نویسنده لهستانی به خاطر داشتن دوستانی در آمریکا، سفر‌هایی به این کشور کرد. او تا پیش از چاپ «کجا می‌روی؟» شهرت چندانی نداشت. اما پس از عرضه چاپ اولش که در قالب ۳ جلد انجام شد، به زبان‌های مختلف ترجمه شد و برای نویسنده اش شهرت آورد. حسن شهباز هم به عنوان مترجم فارسی «کجا می‌روی؟» ترجمه جرمیا کارتین آمریکایی را از این رمان، به عنوان مرجع کار خود قرار داد و سال ۱۳۵۳ آن را ترجمه کرد.

«کجا می‌روی؟» در ۶۳ فصل نوشته شده است.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: پطرس برای آن جماعت شرح داد هنگامی که وی به اتفاق «یوحنا» حواری دیگر مسیح، از محل مصلوب شدن عیسی بازگشت، مدت دو شبانه روز بدون غذا و آب در رنج این مصیبت بزرگ با مرگ در کشمکش بود. در بامداد روز سوم، در همان لحظات جانکاهی که او و یوحنا در اتاق نشسته و نیمه جان به آینده تباه خویش می‌اندیشیدند، مریم مجدلیه با گیسوان پریشان وارد شده به آن‌ها گفت «عیسی را ربوده‌اند». وقتی این پیام مرگبار به آن دو رسید با شتاب به آرامگاه او رفته و دیدند که قبر وی شکافته شده و جسد مسیح در آن نیست. با حالی بس نزار به خانه بازگشتند در حالی که بدگمانی آن‌ها متوجه کاهنان بود. در خانه، سایر حواریون مسیح نیز به آن‌ها پیوسته و جملگی به گریه و زاری پرداختند.

با این سانحه الم انگیز، امید‌ها به یاس مبدل گشته بود، زیرا انتظار داشتند که مسیح قوم بنی اسرائیل را نجات بخشد و اکنون سه روز از آن ماجرا می‌گذشت و خبری از وی نبود. جملگی می‌خواستند از قید آن زندگانی سر به سر رنج برهند و آن روز دردناک را به چشم بینند...

چاپ هفتم این کتاب با ۸۰۰ صفحه و شمارگان هزار نسخه عرضه شده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر