رئیس اداره جست‌وجو و عملیات آنست هلال احمر در گفت‌وگو با آنا عنوان کرد

تجربه جنگ ۱۲ روزه، رمز موفقیت ۸۵ درصدی عملیات‌های آنست در نبرد ۴۰ روزه

رئیس اداره جست‌وجو و عملیات آنست کشور با تشریح عملکرد تیم‌های سگ‌های زنده‌یاب در جنگ ۴۰ روزه گفت: تجربه میدانی جنگ ۱۲ روزه و بازسازی صحنه‌های واقعی انفجار، آتش، دود و استرس‌های محیطی، نقش تعیین‌کننده‌ای در آمادگی نیروها داشت؛ به‌گونه‌ای که تیم‌های عملیاتی توانستند در بیش از ۸۵ درصد مأموریت‌های خود با موفقیت عمل کنند.

به گزارش خبرنگار آنا، عملیات جست‌وجو و نجات در شرایط جنگی، تفاوتی اساسی با مأموریت‌های امدادی در حوادث طبیعی دارد. در جنگ، علاوه بر آوار و تخریب، خطر انفجارهای ثانویه، مواد منفجره عمل‌نکرده، گازهای ناشناخته، آتش‌سوزی، دود غلیظ و فشار شدید روانی نیز وجود دارد؛ عواملی که کار امدادگران و سگ‌های زنده‌یاب را با دشواری‌های چندبرابر مواجه می‌کند.

تیم‌های آنست جمعیت هلال‌احمر که همواره برای عملیات زنده‌یابی در زلزله و حوادث ساختمانی آموزش می‌بینند، این‌بار با بهره‌گیری از تجربه جنگ ۱۲ روزه، توانستند در نبرد ۴۰ روزه حضوری مؤثر و گسترده داشته باشند. حضوری که هم با نجات جان مصدومان همراه بود و هم با تلخی آسیب‌دیدگی تعدادی از سگ‌های عملیاتی کشور.

تجربه جنگ ۱۲ روزه چگونه به کمک عملیات‌های جدید آمد؟

اسماعیل اسکندری، رئیس اداره جست‌وجو و عملیات آنست کشور، با اشاره به نقش تجربه جنگ ۱۲ روزه در ارتقای توان عملیاتی تیم‌ها گفت: سگ‌های جست‌وجو از ابتدا برای زنده‌یابی آموزش می‌بینند و در تمام دوران خدمت خود به‌صورت مستمر تمرین می‌کنند، اما جنگ ۱۲ روزه تجربه‌ای تازه برای ما به همراه داشت؛ تجربه‌ای از مواجهه با بوی مواد منفجره، فضای انفجار، استرس شدید محیط و شرایط متفاوت عملیات در میدان جنگ.

وی افزود: آوار ناشی از جنگ با آوار ناشی از زلزله یا گودبرداری تفاوت‌های جدی دارد. در حوادث طبیعی معمولاً خطر حمله مجدد یا انفجار ثانویه وجود ندارد، اما در جنگ همواره احتمال انفجار دوباره، نشت مواد خطرناک و تهدیدهای ناشناخته مطرح است. همچنین صحنه‌هایی مانند سوختگی پیکرها، تکه‌تکه شدن اجساد و بوی ناشی از انفجار، از جمله مواردی بود که پیش‌تر کمتر با آن مواجه شده بودیم.

بازسازی صحنه‌های واقعی برای افزایش آمادگی

اسکندری ادامه داد: پس از جنگ ۱۲ روزه، تمام این تجربیات را به محیط‌های آموزشی منتقل کردیم و صحنه‌های عملیاتی را بازسازی کردیم. تمرین با شعله‌های آتش، گرمای شدید، صداهای انفجار و دود مصنوعی باعث شد سگ‌ها و مربیان برای شرایط واقعی آمادگی بیشتری پیدا کنند.

به گفته وی، همین تمرین‌ها در جنگ ۴۰ روزه به ثمر نشست و موجب شد عملیات‌ها با سرعت، دقت و کیفیت بالاتری انجام شود.

موفقیت در بیش از ۸۵ درصد مأموریت‌ها

رئیس اداره جست‌وجو و عملیات آنست کشور با اشاره به نتایج عملکرد تیم‌ها گفت: در بیش از ۸۵ درصد عملیات‌هایی که در آن حضور داشتیم، موفق عمل کردیم. مأموریت اصلی ما یافتن افراد زنده زیر آوار است، اما سگ‌ها با زبان بدنی خود حتی می‌توانند محل پیکرها یا اشیای مدفون‌شده را نیز مشخص کنند.

وی توضیح داد: بخشی از عملیات‌ها نیز به دلیل شرایط خاص با دشواری همراه بود؛ از جمله وجود مواد منفجره عمل‌نکرده، گازهای سمی، حجم بالای شیشه‌های خردشده یا اصابت به مراکزی که مواد شیمیایی در آن‌ها نگهداری می‌شد. این موارد باعث می‌شد درصد موفقیت در برخی مأموریت‌ها کاهش یابد.

روایت تلخ و شیرین نجات از زیر آوار

اسکندری درباره لحظات احساسی عملیات‌ها گفت: هر زمان فردی را زنده از زیر آوار بیرون می‌آوریم، انگار همه اعضای تیم دوباره متولد می‌شوند. فرقی نمی‌کند چه کسی فرد را پیدا کرده باشد؛ شادی نجات یک انسان، متعلق به همه تیم است.

وی افزود: در مقابل، لحظات بسیار تلخی هم وجود دارد؛ زمانی که فرد زنده پیدا می‌شود اما پس از خروج از زیر آوار جان می‌بازد، یا زمانی که پیکر کودکان از زیر آوار بیرون آورده می‌شود. این صحنه‌ها برای نیروهای امدادی بسیار سنگین و دردناک است و تا مدت‌ها در ذهن باقی می‌ماند.

امداد بدون توجه به هویت افراد

وی با تأکید بر اصول انسانی و حرفه‌ای هلال‌احمر اظهار کرد: برای ما مهم نیست حادثه برای چه کسی رخ داده است. اصل بی‌طرفی و بی‌غرضی از مهم‌ترین اصول هلال‌احمر است و هر جا حادثه‌ای رخ دهد، بلافاصله وارد عمل می‌شویم.

اسکندری گفت: گاهی با وجود تلاش فراوان، نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود و همین موضوع خستگی را بر تن نیروها باقی می‌گذارد؛ زیرا نیروهای آنست همیشه در خط مقدم و در خطرناک‌ترین نقاط عملیات حضور دارند.

مسئولیتی دوچندان برای مربیان سگ‌ها

رئیس اداره جست‌وجو و عملیات آنست کشور با اشاره به رابطه عاطفی میان مربیان و سگ‌های عملیاتی گفت: مربی سگ تنها مسئول جان خود نیست، بلکه باید همزمان از جان سگش نیز مراقبت کند. این رابطه بسیار عمیق و ویژه است و شاید هر کسی نتواند آن را درک کند.

وی افزود: در بسیاری از عملیات‌ها دیده می‌شود که مربیان سگ‌ها را در آغوش می‌گیرند و جابه‌جا می‌کنند تا پنجه آن‌ها نسوزد، شیشه یا فلز وارد پایشان نشود و آسیبی نبینند. این رفتارها نتیجه پیوند عاطفی عمیقی است که میان مربی و سگ شکل می‌گیرد.

افزایش توان عملیاتی در جنگ ۴۰ روزه

اسکندری درباره گستردگی عملیات‌ها در جنگ اخیر گفت: در مقایسه با جنگ ۱۲ روزه، حجم اصابت‌ها و مأموریت‌ها در جنگ ۴۰ روزه بسیار بیشتر بود و ما با توان و تعداد تیم‌های بیشتری وارد میدان شدیم.

وی ادامه داد: اگر در یک روز ۴۰ نقطه مورد اصابت قرار می‌گرفت، ۴۰ تیم عملیاتی تشکیل می‌دادیم تا هیچ منطقه‌ای بدون پوشش نماند و عملیات جست‌وجو در همه نقاط به‌صورت همزمان انجام شود.

تلخ‌ترین بخش ماجرا؛ آسیب دیدن سگ‌ها

رئیس اداره جست‌وجو و عملیات آنست کشور در پایان با اشاره به خسارت‌های واردشده به سگ‌های عملیاتی گفت: هشت قلاده از سگ‌های ما به‌گونه‌ای آسیب دیدند که دیگر امکان بازگشت به چرخه جست‌وجو و نجات را ندارند. برخی از آن‌ها دچار موج انفجار شده‌اند و اکنون با کوچک‌ترین صدا دچار لرزش می‌شوند.

وی افزود: این سگ‌ها دیگر نیازمند نگهداری ساده نیستند، بلکه باید از آن‌ها پرستاری شود. مربیان نیز با محبت، بازی و مراقبت دائمی تلاش می‌کنند شرایط بهتری برای آن‌ها فراهم کنند. برای هر مربی، سخت‌ترین خاطره این است که صمیمی‌ترین همراهش که روزی برای نجات انسان‌ها از جان خود گذشته، امروز خود آسیب‌دیده و نیازمند مراقبت باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر