عبدالکریم سروش: اگر سربازان شجاع ما نبودند متجاوزان کشور را بلعیده بودند / سلطنت‌طلبان را هم‌وطن خود نمی‌دانیم

عبدالکریم سروش در مجموعه سخنرانی‌های خود به تشریح شرایط کشور و منطقه پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری آنا، متن کامل سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش (بخش اول)؛ 

به نام خداوند بخشنده مهربان و با درود و احترام نسبت به یکایک عزیزان و با تبریک و خجسته باش سال نو خورشیدی ۱۴۰۵ و نیز درآمدن عید فطر مبارک و آرزوی قبولی طاعات عزیزان و آرزوی شادمانی و شادکامی و کامرانی برای همه هم میهنان عزیز هم‌میهنان داغدار و سوگوار. حقیقتاً نمی‌دانم که چگونه باید تبریک گفت.

از طرفی سال نو است و ما یک سال به انتظار درآمدن نوروز می‌نشینیم برای اینکه روز رو نو کنیم. جام ها را نو کنیم. دل را شاد کنیم. غبارها را بزداییم که اینها را از میان برداریم لبخند واقعی بر لب ما بنشیند همراه با بهار طبیعت ما هم بهار در جان خود و در روح و ضمیر و مغز خود داشته باشیم. دوستی‌ها را نو کنیم. دشمنی‌ها را بزداییم. کینه‌ها را از میان ببریم و به روی یکدیگر لبخند دوستانه صمیمانه حقیقی بزنیم.

یک سال در انتظار چنین روزی و چنین نوروزی می‌نشینیم. همچنین یک ماه به فرمان الهی روزه می‌گیریم از خوردن و نوشیدن و پاره‌ای از امور دیگر اجتناب می‌کنیم اعتراض می‌کنیم به امید اینکه عیدی درآید که اون عید شست‌وشوی روحی ما باشد طهارت نفسانی برای ما حاصل شود.

بصیرت تازه‌ای برای ما پدید آید و خود را در نور تازه‌ای ببینیم خدا را در نور تازه‌ای ببینیم با این روح های درخشان شده و تیرگی زدایی شده باد یکدیگر تماس بگیریم و دوستی‌های خود را بر مبنای الهی و بر مبنای اخلاقی بنهیم و پاک و پاکیزه بیرون جهیم و سرمایه بزرگ و کلانی برای آینده خود و برای آخرت خود تحصیل کنیم و وقتی که این دو عید بر هم منطبق می‌شوند عید معنوی و عید جسمانی بهار آسمانی و بهار زمینی حقیقتاً و به معنای واقعی نور الان نور است یعنی ما سوار برگردونه‌های عرشی می‌شویم و به معراج در آسمانها می‌پردازیم و حقیقتاً شکوفایی روحی رو تجربه می‌کنیم اما چه باید بگوییم به قول مولانا

بصیرت تازه‌ای برای ما پدید آید و خود را در نور تازه‌ای ببینیم خدا را در نور تازه‌ای ببینیم با این روح های درخشان شده و تیرگی زدایی شده باد یکدیگر تماس بگیریم و دوستی‌های خود را بر مبنای الهی و بر مبنای اخلاقی بنهیم و پاک و پاکیزه بیرون جهیم و سرمایه بزرگ و کلانی برای آینده خود و برای آخرت خود تحصیل کنیم و وقتی که این دو عید بر هم منطبق می‌شوند عید معنوی و عید جسمانی بهار آسمانی و بهار زمینی حقیقتاً و به معنای واقعی نور الان نور است یعنی ما سوار برگردونه‌های عرشی می‌شویم و به معراج در آسمانها می‌پردازیم و حقیقتاً شکوفایی روحی رو تجربه می‌کنیم اما چه باید بگوییم به قول مولانا

می‌کوشیم که با دل خونین لب خندان داشته باشیم می‌کوشیم تا به هم لبخند بزنیم و در عین حال همدردی کنیم و درد یکدیگر را درک کنیم می‌کوشیم تا نفرین و لعنت ابدی بفرستیم برای کسانی که ملتی را چنین به رنج و به خون افکندند و برای مطامع خود برای احوال نفسانی و شهوانی خود دست به چنین ظلم و ستمی زدند و با این قدرت شیطانی اخلاق را و حقوق را زیر پا نهادند و آدمیان بی‌گناه رو فرزندان رو کودکان رو پیران و جوان ها را چنین مورد تعدی و تجاوز قرار دادند.

تعدی و تجاوزی که آثار او و ثمرات سوء او برای سال‌های سال با ما باقی خواهد ماند و تنها چیزی که حقیقتاً به ما خرمی می‌بخشد دلیری سربازان و مدافعان مسلح کشور ماست که بر دست و بازوی آنها باید بوسه زد.

کسانی که جانشان را بر کف دست نهادند از این ملک و ملت دفاع می‌کنند و باکی ندارند و بلکه باک و بیم در دل دشمنان افکنده‌اند. آنها را و جهانیان را به حیرت افکنده‌اند که چگونه این مقاومت و این استقامت صورت می‌گیرد و کدام اندیشه کدام غیرت و کدام آیین است که چنین به آنها شجاعت می‌بخشد.

ما به آنها آفرین می‌گوییم صد آفرین می گوییم هزار آفرین میگویم و حقیقتاً در مقابل شجاعت آنها و عظمت آنها خودمان را حقیر می‌یابیم ما در جای امنی نشسته‌ایم و نظم معیشتی داریم و مورد تهدید نیستیم اما می‌دانیم که هموطنان ما و مخصوصاً آنها که در جبهه‌های جنگ شرکت دارند در چه وضعی به سر می‌برند و هر ثانیه و هر دقیقه و هر روز و شب بر آنها چگونه می‌گذرد.

از اینجا جز اینکه همدردی کنیم جز اینکه آفرین به آنها بگوییم جز اینکه دلیری آنها را بستاییم جز اینکه پیروزی آنها را بخواهیم از خداوند بزرگ و جز اینکه دعا کنیم برای آنها برای همه هم‌میهنان خودمون جز اینکه اقدامی کنیم هر اقدام سیاسی و غیر سیاسی که می‌توانیم تا سایه کشور برطرف شود تا مردمان ما روی آزادی و آبادی بمیرند تا پایان این جنگ متجاوزانه‌ی جنایتکارانه‌ی غارتگرانه را به چشم خود ببینند و پیروزی دیگری و جشن دیگری و عید دیگری داشته باشند.

دعا می‌کنیم از خداوند می‌خواهیم دل های ما با آنهاست و هم خود را بدرقه راه آنها می‌کنیم تا پیروزی و نصرت نصیب آنها شود به آنها می‌گوییم که "دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست".

متن کامل سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش (بخش دوم)

اگر سربازان شجاع ما نبودند متجاوزان کشور را بلعیده بودند / سلطنت‌طلبان را هم‌وطن خود نمی‌دانیم

اگر این جان‌فشانان این سربازان این دلیران نبودند نمی‌دانیم که امروز کشور ما چگونه بود، بلعیده شده بود توسط این جنایتکاران.

ولی الحمدلله اکنون به چشم سر می‌بینیم که لقمه بزرگی است که در گلوی اینان گیر کرده است و به آسانی نمی‌توانند این لقمه خاردار را از گلوهای آلوده خود فرو ببرند و در معده های جهنم صفت خود بنشانند.

خدایا ما اینجا به تو می‌گوییم و انتظار نداریم که آنچه را که ما می‌خواهیم تو عملی کنیم می‌دانیم که تو نقشه خودت و مدیریت کلانت در این عالم را عملی می‌کنیم ما تسلیم تقدیر تو هستیم و تنها خواسته ما این است که ما را از راه مستقیم برنگردانی نگاه ما رو عوض نکنی و ما رو در کنار آن مسما به هم‌میهنانی ننشانی که همراه جنایتکاران و خیانتکاران‌اند و آنها را تشویق می‌کنند که بمب بیشتر بر سر مردمان بریزند تا مطامع آنها و اشتهاهای هوسرانانه آنها اشباع شود و بلکه در خیال خام خود و در رویاهای آشفته خود دوباره بازگرددند و فی‌المثل تاج منحوس سلطنت را بر سر بگذارند یا بر مسند منحوس سلطنت بنشینند و فرمانروایی کنند و مردم را چون رعیتی خود بگیرند.

ما از آنها بیزاریم ما آنها را هم میهن و هم وطن خود نمی‌دانیم. دشمنی هم نمی‌کنیم هدایت آنها را خداوند را از تو می‌خواهیم تو مقلب‌القلوبی و ما دعای یا مقلب‌القلوب والاحوال را در ابتدای سال خواندیم و همچنان تو می‌توانی دل‌ها را بگردانی. می‌توانی مغزها را عوض کنی می‌توانی اراده‌ها را تغییر بدهی. دل اونها رو بگردان. روح آنها را شست‌وشو کن و آنها را دوباره به سوی جاده صحیح و طریق هدایت روآور کن. و چنان کن که با انصاف با عدالت با بصیرت و با شفقت در کنار همه هم‌میهنان خود بنشینند و همه با هم بدون دشمنی بدون خصومت و زیر چتر و سایه عدالت مملکت رو دوباره بسازیم به اذن الله تعالی.

متن کامل سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش (بخش سوم)

دم از حقوق‌بشر زدند ولی توحش کردند

من این روزها خیلی یاد داستان روشنک افتاده بودم‌ یادتان هست شاید در درس شاهنامه فردوسی وقتی که اسکندر مقدونی که او هم یکی از غاصبان فاتح بود به ایران حمله کرد و خاطرخواه دخترکی شد به نام روشنک و یا خانم دیگری که از دختران داریوش سوم بود و به هر حال دستور داد که اون دختر رو در حرم او ببرند و ایرانیان ناچار شهر را آذین بستند و جشن بزرگی برپا کردند و دختر را به خانه بخت یا به خانه نگون‌بختی فرستادند، فردوسی توضیح خیلی خوبی به شرح بلندی از این داستان می‌‌دهد معلومه که دل خود او هم خون بوده است از اینکه یک فاتح غالب غاصبی بیاید و یک دختر ایرانی رو به جبر و به قهر بردارد و به حرمسرای خود بپیوندد می‌گوید که مردم ایران "ببستند آذین به شهر اندرون/ لبان پر ز خنده دلان پر ز خون".

متن کامل سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش (بخش چهارم)

تجزیه‌طلبان از دشمن خارجی خطرناک‌ترند

خدایا میدانیم عدالت تو دامن گستر می‌شود و آن وعده‌ای که تو به انبیا خود دادی محقق می‌شود و قابیلیان مغلوب هابیلیان می‌شوند و ناپارسایان جای خود را به پارسایان می‌دهند و ظلم برطرف می‌شود و عدالت به جای او می‌نشیند.

پروردگارا

ماه رمضان هم سپری شد در این ماه بندگانی که توفیق روزه‌داری داشتند اکنون شاکرند که این توفیق را پیدا کردند منت تو بر سر همه ماست که چنین توفیقی رو نصیب ما کردی چنین آیینی را نهادی چنین تکلیفی رو برای ما مقرر کردی و چنین گرمابه‌ای رو برای شست‌وشوی روح ما فراهم کردی و اکنون که از این گرمابه به درآمده‌ایم و لقایی و طهارتی حاصل کرده‌ایم امیدواریم و دعا می‌کنیم که این طهارت را برای ما نگه داری.

اگر عمر ما تا ماه رمضان دیگر ادامه یافت توفیق روزه‌داری مجدد بدهی، اگر نه که با طهارت و نظافت نفس ما را از این جهان ببری و به اعلا علیین ما رو برسانی همان جا که وعده دادی در آغوش خود بگیری. به روی ما لبخند بزنی و ما را در زمره صالحان و در کنار عابدان و در کنار پارسایان بنشانی و وعده‌های حق خودت رو تحقق ببخشی.

همچنین امیدواریم که این روح پارسایی رو در همگان بدمی. می‌بینیم که در ایران مردم ما متاسفانه دسته دسته شده‌اند روبروی یکدیگر ایستاده‌اند. تقابل رسم زمانه شده است و دشمنی‌ها سر برآورده‌اند و دوستی‌ها فروخته‌اند و متاسفانه اگر دشمن خارجی هم به ما آسیبی نرساند این تفرق‌ها و تشعب‌های درونی می‌تواند ما را تکه تکه کند، پاره پاره بکند.

کسانی هم ایستاده‌اند تا به فرمان اربابانشون سلاح برگیرند و از این سو به آن سو وارد کشور بشوند و تجزیه کنند این آب و خاک باستانی را. این‌ها خطرهای بلندتری است که ما رو تهدید می‌کند حتی وقتی که تجاوز تجاوزان تمام بشود تازه ما باید به فکر درون باشیم. وقتی گفت "ای شهان کشتیم ما خصم برون/ ماند خصمی زان بدتر در اندرون/ کشتن این کار عقل و هوش نیست/ شیر باطن سخره خرگوش نیست".

خصم درون رو هم باید فرو بکوبیم دل ها باید به هم نزدیک بشود بدانیم که این مملکت ماست و نزاع‌کردن باعث می‌شود که همه چیز از دست برود آنگاه تهی دست و بی‌سرمایه باقی خواهیم ماند. "ره نبرده هیچ در مقصود خویش/ رنج ضایع سعی باطل پای ریش".

خدا نکند که به این عاقبت سوء کار ما منتهی شود. امیدواریم که خداوند عقلی و خردی و سامانی و مدیریتی به مدیران کشور ببخشد که به همگان به یک چشم نگاه بکنند و از این پس به دنبال یک دولت بی‌طرف باشد دولتی که همگان را به یک چشم می‌بیند. و این چنین است که می‌توانیم ایرانی آباد و آزاد بسازیم و از شر این تفرق‌ها و تشعب‌ها و تقابل‌ها رهایی پیدا کنیم.

متن کامل سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش (بخش پنجم)

در جواب کسی که مدعی شد اکنون منافع ما ( ایرانی‌ها خارج‌نشین) با منافع امریکا یکی شده!: این حرف‌ها از غفلت و جهالت است

نباید بگذاریم که شکست بر ما عارض بشود تا شعرهای نومیدانه بسراییم و بخوانیم نباید بگذاریم که قصه ۲۸ مرداد تکرار شود یعنی چه که منافع خارجی‌ها با منافع ما یکسان و همسو شده است. در هم شکستن کشور، از میان بردن زیرساخت‌های کشور، کشتن کودکان کشور اینا فقط منافع خارجی‌هاست کی خارجی‌ها به فکر منافع ما بودند.

 کجا همسوی با ما شده است. من با این چیزها آشنا هستم ولی این جز توجیه‌های جنایتکارانه برای توجیه جنایت‌کاری دیگران نیست. اصلاً به این افسون‌های شیطانی و اهریمنی نباید گوش داد. آنچه که امروز مسلم است و مسجل است این هست که درندگان در فکر دریدن این کشورند نه به فکر منافع بنده و شما. فقط شهوت‌هاشون، فقط جهان‌خواری‌شون فقط برای ریختن به قول خودشون خاورمیانه جدید ساختن و برای درهم شکستن مقاومت ایرانی‌ها برای هژمون‌شدن بر منطقه برای نداشتن رقیب برای اینهاست و پشت سر اینها بری برای فروش اسلحه‌شون تا وقتی که این کارخانه‌های اسلحه‌سازی کار میکنه جنگ برقراره در دنیا. کارخانه‌های اسلحه‌سازی که بزرگ‌ترین پروداکت کاپیتالیسم در جهان جدید است.

بهترین و پرسودترین سلاحی که کاپیتالیسم به جهانیان می‌فروشد سلاح است. دارو حتی در مقام پایین‌تر از آن قرار دارد.

نفت پایین‌تره همه چیز پایین‌تره پرسودترین کالایی که می‌فروشند قالب می‌کنند به کشورهای دیگه همین سلاح‌هاست. اونم با چی با درافکندن ترس. از جنگ ترس از حمله که هیچ وقت هم به کار اینها نیامده است. شما نگاه کنید این پول عظیمی که سعودی میده برای خریدن هواپیماها. برای همین خودشونم می‌خندند. فروشندگان خریداران همه ته دلشون می‌دونن نهایتاً تبدیل به آهن‌پاره‌هایی خواهند شد یا حداکثر علیه ملت خودشون به کار خواهد گرفت. منافع اوناست کجا منافع کارخانه‌های اسلحه‌سازی و منافع کشور ما و مردم ما یکی شده آخه! این حرف را فقط غافلان می‌زنند کسانی که از پشت پرده امور خبر ندارند توجه به سازوکارهای جهانی ندارند توجه به مظالم سرمایه‌داری ندارند نه امروز در طول تاریخ از وقتی که استعمار آمده توجه به استعمار ندارند الان که دیگه استعماری نوین واقعا بلکه استعمار کلاسیک دیگه شروع شده است دوباره این افزون ها را نباید در گوش بگیریم اینها برای خواب‌کردن اینها برای توجیه منافع کسانیست که همین افزون‌ها را ساختند اینجا بنشینند و تماشاگر باشند و هلهله کنند و پاکوبی کنند و برقصند و جشن بگیر و بر روی خون دیگران برقصند تا بلکه فردا که هرگز اون فردا نخواهد رسید اینها به هوس‌های خودشون برسند‌ یک ملتی در مقابل این‌ها مقاومت می‌کند و باید مقاومت بکند و درس مقاومت به نسل‌های بعدی بدهد که تسلیم ظلم نباید شد و باید دلیرانه در مقابل این متجاوزان ایستاد و به نام یا به ننگ باید از کشور دفاع کرد و افزون این افسونگران را نباید خرید بیش از این من مایل نیستم در این باره سخن بگم اینها فقط برای سست کردن عزم ماست و این عزم را نباید اجازه داد که به هیچ دلیلی و به هیچ ملتی سست بشود و در او رخنه و فطوری بیفتد.

متن کامل سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش (بخش ششم)

طرف مقابل ما با زبانی بسیار آلوده جدل می‌کند

به تدریج تاریخ نقاب برخواهد افکند و واقعیت آشکار خواهد شد ولی فعلاً دوره جنگ و جدال نیست حتی اگه بخواهند ما را هم به جدال بکشانند نباید وارد شد ما وقتی که می‌دانیم که راهمون این است و اطمینان پیدا کرده‌ایم که حقیقتاً دشمن چه می‌خواهد دوست چه می‌خواهد خیر ما در چیست همین رو باید دنبال کنیم. دیگرانم به راه خودشون می‌روند .

باید فعلاً کینه‌ها را تعطیل کرد و سخن نگفت و منتظر آینده نشست و انتظارالفرج داشت.

علی‌الخصوص که طرف مقابل متاسفانه با یک زبان بسیار آلوده‌ای وارد کار میشه که مجال هر گفت‌وگوی سالمی رو از ما می‌ستاند.

متن کامل سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش (بخش اخر)

ایران حق داشت و دارد که بمب اتم بسازد

 در قرآن داریم وقتی جاهلان_جاهل یعنی همه آدمای متعصب در لسان قرآن_ وقتی که خطاب قرار میدن، باید بگیم بله خداحافظ.

مدعی نیستن که همه رفتارهای جمهوری درست است. البته ما از دشمنی این دشمنان از قبل هم خبر داشتیم. 

 نقشه‌ها را سال‌ها پیش کشیده بودند حتی تمرین کرده بودند که به کجای ایران حمله کنند دشمنیشون بسیار قدیمی و دیرینه برای اینکه خب یک سوگلی دارند در خاورمیانه به نام اسرائیل و هیچ رقیبی برای سوگلی نباید پیدا بشه و این سوگلی هم دائماً در حال توسعه بوده است.

به قول یکی از تحلیلگرها خوب گفته بود تنها کشوری که بدون مرزه کشور اسرائیله یعنی هیچ مرزهای معینی برای خودش تعریف نکرده و دائماً در حال کشورگشایی و زمینه دیگران هم پنهان نمی‌کند و این رو داره علنا میگه و علنا عملی میکنه با کمال تاسف و جهان هم تماشا میکنه بلکه حمایت میکنه پشتیبانی میکنه.

به هر حال جهان ناعادلیست بدون تردید جهان اخلاق مداری نیست جهان حقوق مداری نیست.

حرف‌ها رو می‌زنند ولی کیه که گول این حرفا رو بخوره فقط ابلهان فریب این حرف‌ها رو می‌خورن اینا همه ملای کتاب و سخنرانی‌اند ولی وقتی که در مقام عمل و مخصوصاً به دست سیاستمداران میفته پاک رنگ می‌بازه و به ضد خودش بدل می‌شه.

خب از همون ابتدا جمهوری اسلامی بله شعار مرگ بر آمریکا می‌دادند من البته این رو هیچ مهم نمیدونم برای اینکه شعار مادامی که همش حرفه و خطابه اهمیتی تو سیاست جهانی نداره.

مرگ بر شوروی هم می‌گفتند‌. مرگ بر اسرائیل هم. وقتی که مثلا فرض کنید که لانه جاسوسی را به اصطلاح سفارت آمریکا را اشغال کردند اون خصومت بین ما و آمریکا پدید آمد‌ خوب آمریکایی‌ها هیچ وقت اون رو فراموش نکردند بعداً هم البته موارد دیگر پیش آمد بد‌عهدی‌هایی که آمریکا کرد گروگان‌گیری‌هایی که در لبنان رخ داد و بعد ایران گروگان‌ها را آزاد کرد قرار بود اونها کاری را در مقابل انجام بدهند، پیمان‌شکنی کردند و این پیمان‌شکنی‌ها ادامه پیدا کرد.

بله ایران البته دنبال این رفت که خودشو تقویت بکند. از من بپرسید ایران حق داشت بمب بسازه هیچ امر اخلاقی مانع این نیست هیچ امر حقوقی هم مانع این نبود ولی خب نذاشتند برای اینکه در جهانی که شما محاصره شدید با این همه دشمن باید خودتون رو تقویت بکنید. شکی نیست.

اما خب ظاهراً خیلی زود ایران منصرف شد. از سال ۲۰۰۴ در آمریکا ۲۰۰۴ به این طرف دیگه در ایران فعالیتی برای ساختن بمب اتم به چشم نمی‌خورد اما همین بهانه شد همون بهانه‌ای که بر سر عراق هم آوار کردند و به عراق حمله زمینی و هوایی کردند برای ایران هم بهانه کردند که بالاخره این کشور متخاصم نیست و دنبال ساختن بمب اتم حالا کیا اینو می‌گفتن اسرائیلی که خودش میگن ۷۰ تا بمب اتم داره یا بیشتر آمریکایی که می‌گن ۱۷۰۰ تا داره و کشورهای دیگری که هر کدوم زرادخانه‌‌های اتمی دارند اینها همه‌شان به ایران تاختند که میخواد یه دونه بمب اتم بسازه و اون رو هم نگذاشتند.

بعد هم خودشون هم گفتن که ایران منصرف شد. بعدم دوران برجام رسید و برجام خب بالاخره تعهداتی در او بود که این آقایی که الان بر ساحت نشسته آن را پاره کرد. بعد عهدی کردند و اینا همش نشون میداد که اینها به دنبال مذاکره و موافقت نیستند. به دنبال اینکه ایران آرامی باشه پیشرفت بکنه و آباد باشه آزاد باشه مسلح باشه قوی و توانمند باشه توانگر باشه.

نمی‌خواستند ایرانی را و ایرانی که خب خودشونم اعتراف می‌کنند این همه دانشمند داره این همه مغزهای توانا داره این همه سرمایه‌های مادی و معنوی داره و گذشته پر افتخاری داشته.

آینده پرافتخاری داره و ممکنه فردا از اسرائیل جلو بزنه این رو نمی‌خواستند و به هر صورتی می‌خواستند مانعش بشنوند و عاقبت هم به اینجا رسیدند.

انتهای پیام/

ارسال نظر