تأکید بر بازتعریف رشتهها برای تقویت مسئولیت اجتماعی دانشجویان در بحران جنگ
محمدعلی برزنونی عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، در گفتوگو با خبرنگار آنا، درباره اینکه نخبگان و اساتید دانشگاهی چگونه میتوانند با تولید دانش و آگاهیبخشی به مدیریت بهتر بحران کمک کنند؟، اظهار کرد: بیتردید نخبگان و اساتید دانشگاهی میتوانند با تولید دانش و آگاهیبخشی بهعنوان یکی از وظایف اصلی و کارکردهای مهم دانشگاهی، به مدیریت بهتر و روانتر بحران هم کمک کنند. یکی از کارکردهای مهم دانشگاهها، تولید دانش انسانی در بحران است. مستندسازی تجربیات جنگ، تحلیل پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی و حقوقی آن از منظر علوم انسانی و اجتماعی بسیار مهم است. همینجا در کارکرد گفتمانساز دانشگاه تأکید کنم. تولید ادبیات مقاومت و روایتسازی علمی-هنری همراه با نقد اخلاق جنگ و تبیین جنگ عادلانه و دفاع مشروع از منظرهای مختلف بسیار ضروری است.
دانشگاه در جنگ باید سازنده معنا باشد
عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، ادامه داد: ایفای نقش اجتماعی دانشگاه در اسکان آوارگان، خدمات رواندرمانی و حفظ میراث فرهنگی تجلی مییابد. اساسا دانشگاه بهمثابه پشتیبانی علمی جنگ و جبهه، باید از آزمایشگاه تا جبهه تداوم بیابد و بهمثابه کارخانهی تولید امید عمل کند. دانشگاه در جنگ نباید فقط سازندهی سلاح باشد بلکه باید سازندهی معنا باشد.
برزنونی، با بیان اینکه مسئولیت دانشگاه، تربیت متخصص مسئول است و نه تکنسین بیطرف؛ تاکید کرد: یکی از کارکردهای مهم، تبلیغات و مشروعیتسازی در بحبوحهی رزم است. تولید گفتمانهای علمی و تاریخی برای توجیه اخلاقی و سیاسی و حقوقی جنگ، تحلیل رسانهای جنگ و حتی مشارکت در عملیات روانی و حضور اساتید بهعنوان کارشناس در رسانهها، ضروری است. البته یک کارکرد مهم دیگر هم حفظ تداوم علمی و فرهنگی است. این بحث مربوط به زمان جنگهای طولانی و درگیریهای داخلی است. دانشگاهها میتوانند بهعنوان سنگرهای حفظ دانش، فرهنگ ملی و هویت جمعی عمل کنند.
عضو اصلی طرح تحول دانشگاه ها در شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ تاکید کرد: جنگ بهمثابه شتابدهندهی تحول آکادمیک، اصلا آزمونی برای کاربردیسازی علم است. باید تبدیل تئوری به راهکار را در شرایط اضطراری آموخت. باید تهدید را به فرصت تبدیل کرد. باید در اهداف آموزش عالی بازاندیشی شود و در مأموریتها بازتعریف اتفاق بیفتد تا مسئولیت اجتماعی دانشگاهها احیا و تقویت بشود و نهاد علم با نیازهای ملی پیوند ویژه برقرار کند و هویت ملی تقویت شود. جنگ، آیینهی شکستن توهم بیطرفی علمی است. اصلا جنگ، بیطرفی دانشگاه را بهمثابه خیانت علمی افشا میکند. نخبگان و اساتید دانشگاه، خواص جامعهاند و کار مهم این خواص، بیدارگری و به تعبیر استاد شهید مطهری، زمانآگاهی است. باید به زبان مناسب نسلهای امروزی و به اندازهی کافی، سخن خوب و مناسب تولید کنند و منافع ملی را تأمین نمایند.
وی افزود: دعایی که همیشه در کلاسهایم دارم این است: خدایا بر ذهن و زبان و قلم و قدم ما، جز حق جاری مساز. استاد باید حق بگوید و حق بنویسد. بصیرتافزایی کند و نظریهپردازی داشته باشد و با شناخت مسائل و نظام مسائل، راه حلهای درست را با کمک دانشجویان و هدایت آنها، پیدا کند و این کار در شرایط بحرانی، ضروریتر و فوریتر است.
برزنونی با اشاره به اینکه مهمترین مهارتی که دانشجویان باید در شرایط بحران باید یاد بگیرند چیست؟، گفت: نگاهی کلان به فرصتها و کارکردهای ویژهی دانشگاه با نگاه حکمی در شرایط بحرانی جنگ، ما را به پاسخ این پرسش رهنمون میسازد. یکی تولید گفتمان مقاومت حکمتمحور است. تولید ادبیات علمی، فلسفی، تاریخی و هنری غنی که مقاومت در برابر تجاوز را نه صرفا براساس منافع ملی بلکه بر پایهی دفاع از کرامت انسانی، عدالت، حقمداری و ارزشهای الهی و انسانی اخلاقی تبیین میکند. این گفتمان، عمق بیشتری داشته و پایدارتر است. دیگر پناهگاه معنویت و امید است. دانشگاه باید به کانونی برای حفظ و تقویت معنویت، اخلاق، امیدواری و آرامش درونی در فضای پر از خشونت و یأس ناشی از جنگ و درگیری تبدیل شود. ارائهی معمای متعالی به رنجها و تقویت روحیهی مردم و رزمندگان در همین کارکرد متحلی میشود.
وی ادامه داد: سوم تربیت رهبران حکیم و باایمان است. پرورش مدیران، فرماندهان و نخبگانی که علاوه بر شایستگیهای علمی و فنی، دارای بصیرت عمیق، تقوای فردی و اجتماعی، شجاعت اخلاقی، عدالتمحوری و تعهد عمیق به ارزشها باشند. رهبرانی مدیر و مدبر که در بحرانها، تصمیمهای عاقلانه و اخلاقی میگیرند. چهارم تمرکز بر نیازهای حقیقی جامعه در بحران است. تشخیص اولویتهای واقعی جامعه در جنگ در کنار نیازهای فوری نظامی، از کارکردهای مهم دانشگاه در این عرصه است.
برزنونی افزود: باید به مواردی نظیر حفظ انسجام اجتماعی، حمایت روانی از آسیبدیدگان، حل خلاقانهی مشکلات معیشتی، تداوم آموزش و پرورش کودکان و برنامهریزی برای بازسازی آینده بر مبنای عدالت و حکمت به طور جدیتر پرداخت.
عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، اظهار کرد: پنجم، پاسداری از حقیقت در برابر تبلیغات است. ایستادگی در برابر جریانهای تبلیغاتی و تحریفهای ناشی از شرایط جنگی و تلاش برای کشف و انتشار حقیقت، بر اساس انصاف و حکمت. در این راستا، دشمنشناسی گامی مهم است. نکند دشمن با جنگ شناختی، جلاد و مقتول را وارونه نشان بدهد.
وی به مفهوم الگوسازی برای جامعۀ مقاوم و بااخلاق، اشاره کرد و گفت: دانشگاه بهعنوان یک جامعۀ کوچک میتواند الگویی عملی از زندگی مبتنی بر اخلاق، همدلی، تعاون، عدالت و معنویت در شرایط سخت جنگ ارائه دهد و با ارتباطی اقناعی و مشارکتی اثرگذار، به جامعۀ بزرگتر، امید و راهکار نشان دهد. نحوهی تعامل با جامعه با اصناف مختلف، با سطوح مختلف توانایی، مهارتی است که با شنیدنی دیگر، دیدنی دیگر و گفتنی دیگر محقق میشود. باید یاد بگیرند، خوب بشنوند، خوب ببینند و خوب بگویند. یکی از مهارتهای مهم، مهارت تابآوری است که باید آموخته شود. در پاسخ به پرسش اول، تابآوری را یک مهارت عملی تعریف کردم.
لزوم توجه دانشگاه به ۵ ستون تاب آوری در شرایط بحرانی جنگ
برزنونی ادامه داد: دانشگاه باید پنج ستون تابآوری را از وادی نظر به میدان عمل بیاورد. باید «خوادآگاهی» را بیاموزاند تا شناخت احساسات، افکار و عادات خود در این ایام، امکانپذیر بشود. باید «مراقبت از خود» و توجه به سلامت جسمی و روانی را به جامعه تزریق کنند. باید «روابط مثبت» و داشتن شبکهی حمایت اجتماعی قوی را تمرین کنند. باید «هدفمندی» را با داشتن حس معنا و اهداف روشن در زندگی دنبال کنند. باید «انعطافپذیری ذهنی» و توانایی دیدن مسائل از زوایای مختلف و تفکر خلاق را یاد بدهیم.
وی در پاسخ به این سوال که دانشگاهها چگونه میتوانند روحیهی امید، همبستگی و مسئولیتپذیری اجتماعی را در میان دانشجویان تقویت کنند؟، اظهار کرد: رابطهی دانشگاهها با میدان جنگ، در زمان جنگ چند لایه، تخصصمحور، تأثیرگذار و راهبردی است. این تعامل هم در سطح نظری و هم در سطح عملیاتی قابل بررسی است. دانشگاهها در زمان جنگ میتوانند بهعنوان بازوی علمی و تحلیلی تصمیمسازان نظامی عمل کنند و در عین حال با حضور در صحنهی عمل ولو به شکل غیرمستقیم از صحت و کاربردی بودن پژوهشهای خودشان اطمینان حاصل کنند. این دانشگاهها و مؤسسات با ارائهی آموزشهای تخصصی، پژوهشهای علمی و همکاریهای بینالمللی، میتوانند در زمان جنگ با میدان جنگ تعامل داشته باشند و به تقویت امنیت و دفاع کشور کمک کنند. یکی از همین کارکردهای مهم، تقویت روحیهی امید، همبستگی و مسئولیتپذیری اجتماعی در میان دانشجویان است که از رسالتها و وظایف مهم دانشگاهها در همهی زمانها و بهویژه در دوران بحرانی و شرایط اضطراری است. این مهم در دانشگاه، از چند طریق قابل تحقق است.
عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، بیان کرد: یکی از مهمترین این کارها، تمرکز بر نیازهای ملی و تعریف دانشگاهها بیش از پیش بهعنوان نهادهایی در خدمت امنیت و منافع ملی است. در این راستا، بازتعریف رشتهها در حوزههای مختلف یک راه حل جدی است. ایجاد رشتهها و حوزههای مطالعاتی جدید و آشکارسازی نیاز به تخصصهای جدیدی و تأسیس رشتههایی مانند مهندسی هوافضا، مطالعات امنیتی، جنگ الکترونیک، روانشناسی نظامی، روانشناسی بحران، عملیات روانی در بحران، پزشکی میدان جنگ و.... در پاسخ به پرسش اول از برخی کارکردها سخن گفتم که یکی از آنها به همین مأموریت برمیگردد. حقیقت آن است که بسیاری از رشتهها در دانشگاهها، عموماً تکراری است. دانشجوی دانشگاه تهران همان را میخواند که دانشجوی دانشگاه زاهدان و خوزستان و آذربایجان و خراسان. شاید بگویید این بحث آمایش رشتهها است و چه ارتباطی با این بحث دارد. حق آن است که تا وقتی کار ریشهای حل نشود، باز در بر همان پاشنه می ماند.
برزنونی، افزود: ما از آیندهپژوهی سخن میگوییم، اما در عمل در گذشته سیر میکنیم و طرح تفصیلی درسها حتی با گذشت 30 سال هم بهآسانی تغییر نمیکند. باید سراغ رشتههای واقعی و مورد نیاز جامعه رفت. به موازات بازتعریف رشتهها، موضوع استادگزینی و جذب هدفمند اساتید و دانشجویان با نگاهی مسئلهمحور و آیندهنگر و از سوی دیگر تولید متن و محتوای مناسب، روزآمد، بومی، نافع و دانشافزا و بینشزا، ضروری است.
وی بیان کرد: کار مهم دوم، آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص و ارائهی آموزشهای تخصصی کوتاهمدت یا کارگاههایی به نیروهای نظامی و امنیتی و عموم مردم است. مقابله با تهدیدهای سایبری، امنیت اطلاعات و حفاظت از دادهها در محیط عملیاتی، تکنیکهای حراست فیزیکی و محیطی، مدیریت بحران و کنترل آشوب و مواردی از این قبیل. دانشگاهها باید متخصصان و کارشناسان آموزشدیدهای را تحویل جامعه بدهند که دانش و مهارت لازم برای مدیریت امنیت، تحلیل تهدیدها و اجرای عملیاتهای پیچیدهی جنگی را داشته باشند. در همین راستا باید به موضوع طراحی برنامههای آموزشی تخصصی، آموزش مهارتهای عملی و نظری اشاره کنم. کارگاهها و دورههای کوتاهمدت و آموزش مهارتهای خاص مثل امنیت سایبری، مدیریت بحران، جنگ روانی و... در این شرایط، از کارویژههای دانشگاهها است.
عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، گفت: کار مهم سوم، فراهم کردن نیروی انسانی متخصص است. در شرایط جنگی، برخی دانشآموختگان یا استادان این حوزهها میتوانند بهطور مستقیم به میدان اعزام شوند یا در ستادهای فرماندهی، اتاقهای فکر یا مراکز تحلیل دادهها، ایفای نقش مؤثرتری کنند. یکی از این کارها، تحلیل دادهها و اطلاعات است. تحلیل دقیق اطلاعات میتواند به پیشبینی حرکات دشمن و طراحی راهبردهای دفاعی یا هجومی کمک کند. دانشگاهها میتوانند مراکز داده و تحلیل را با استفاده از هوش مصنوعی و علم داده، تقویت کنند. در همین راستا باید به موضوع پشتیبانی علمی و فنی از میدان جنگ با تحلیل دادهها، طراحی سامانههای نوین و ارائهی راهکارهای فناورانه به واحدهای نظامی اشاره کنم. طراحی و تحلیل سامانههای نظارتی و حفاظتی مانند پهپادها، سنسورهای هوشمند، سیستمهای تشخیص نفوذ و غیره، توسعهی الگوریتمهای تحلیل تهدیدهای سایبری، تحلیل ریسکهای امنیتی در مناطق عملیاتی، طراحی مدلهای پیشبینی رفتار دشمن یا الگوهای تهدید ازجلمه کارهای مهمی است که باید دانشگاهها در این عرصهها پیشقدم شوند.
وی بیان کرد: پژوهشهای علمی و کاربردی و توسعهی فناوریهای نوین مثل سامانههای نظارتی پیشرفته، پهپادهای شناسایی، تحلیل دادههای امنیتی، رمزنگاری و دفاع سایبری و درنتیجه بهبود عملکرد نیروهای نظامی در میدان جنگ، کاری است که دانشگاهها باید دنبال کنند. باز در همین عرصه باید به ارائهی مشاوره و همکاری در طراحی دکترینها و تدوین یا اصلاح سیاستها و راهبردهای امنیتی جنگی و بحرانی اشاره کنم. امنیت روانی و جنگ شناختی، سیاستهای حفاظت از اطلاعات محرمانه در مناطق عملیاتی، توصیههایی برای مدیریت رسانهای و جلوگیری از نشت اطلاعات بهویژه در این عرصهای که ترورهای هدفمند فراوان شده و بسیاری از نخبگان و بزرگان ما را هدف گرفته است. اگر در این عرصه، دانشگاهها ورودی نکنند و حرفهایی علمی برای گفتن نداشته باشند، پس کی میخواهند و باید نقشآفرینی کنند!؟ باز کار دیگری که در همین راستا گفتنی است، تحلیل و پایش امنیت میدان جنگ بهصورت مستقل یا تحت قرارداد با نهادهای نظامی و تشکیلات مدیریت بحران است. پایش تهدیدهای منطقهای و محلی، تحلیل اطلاعات جاسوسی و ضدجاسوسی، طراحی ساختارهای امن در مناطق استقرار نیروها از آن جمله است.
عضو اصلی طرح تحول دانشگاه ها در شورای عالی انقلاب فرهنگی، اضافه کرد: کار مهم دیگر، که به نوعی به پرسشهای پیشین شما هم برمیگردد، حمایت روانی و شناختی است. پژوهشها در زمینهی جنگ شناختی و روانی به نیروهای نظامی کمک میکند تا مقاومت روانی داشته باشند و راهبردهایی برای مقابله با جنگ روانی دشمن طراحی کنند. ما در عصر جنگهای ترکیبی با هستهی جنگ شناختی به سر میبریم. سیل اخبار متناقض و غلط و هدفمند، با روان جامعه بازی میکند و دانشگاهها در این زمینه، باید معتمدان امینی تحویل جامعه بدهند که سواد رسانهای لازم در عصر جنگ ترکیبی و دنیای جنگهای شناختی را داشته باشند.
برزنونی اظهار کرد: یکی دیگر از کارویژههای مهم دانشگاه، پژوهشهای بینالمللی و تحلیل دشمنشناسی است. دانشکدههای مختلف در دانشگاهها، با تخصص در علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات راهبردی، میتوانند به بررسی موارد بسیاری در این عرصه بپردازند و این تحلیلها را در قالب گزارشهای امنیتی در اختیار فرماندهان میدان جنگ قرار دهند. اهداف راهبردی دشمن، ظرفیتهای نظامی و امنیتی رقیب و رقبا و اینک امریکا و رژیم جعلی اشغالگر و سایر رقبای احتمالی، پیشبینی واکنشهای دشمن در برابر اقدامهای نظامی و... از جمله گزارشهایی است که دانشگاهها باید متکفل تهیه و تنظیم آن باشند.
وی ادامه داد: یکی از بحثهای مهم، چالشهای اخلاقی و بازاندیشی است. جنگ، دانشگاهیان را ناگزیر از مواجهه با پرسشهای عمیق اخلاقی دربارهی مسئولیت اجتماعی علم، سوءاستفاده از دانش و رابطهی علم و قدرت میکند که میتواند منجر به جنبشهای ضد جنگ و بازتعریف اخلاق پژوهش شود.
ایجاد نیازهای جدید پژوهشی؛ کارکرد مهم جنگ برای دانشگاهها
برزنونی؛ اظهار کرد: یکی از کارکردهای مهم جنگ برای دانشگاهها، ایجاد نیازهای جدید پژوهشی است. جنگ، مشکلات و چالشهای جدیدی ایجاد میکند که دانشگاهها را به سمت نوآوری و تولید دانش تازه هدایت میکند؛ برای مثال، نیاز به فناوریهای جدید حفاظتی یا روشهای نوین جنگ الکترونیک. باید کار شتابدهی به پیشرفت علمی و فناوری دنبال شود. سوق بودجههای کلان و تمرکز بیسابقه به سمت تحقیقهای خاص مثل هستهای، رادار، رایانه، پزشکی، مواد بهواسطهی نیازهای فوری جنگ، که در شرایط عادی دههها طول میکشد. درواقع جنگ موجب تغییر اولویتهای پژوهشی و تمرکز ویژهی پژوهشها به سمت مسائل عملیاتی، دفاعی و امنیتی و شرایط اضطراری و بحران میشود و این فرصتی جدی برای کاربرد تئوریهای نظری در میدانهای جدی عملی است. به دیگر بیان، جنگ موجب فراهم کردن بستر برای پژوهشهای کاربردی و واقعی است. میدان جنگ به دانشگاهها امکان میدهد که نظریهها و فناوریهای خود را در شرایط واقعی آزمایش و بهینه کنند؛ این موضوع باعث توسعهی سریعتر و بهینهتر و عملیاتیتر فناوری و علم میشود. در همین راستا، تقویت ارتباطات بینبخشی و همکاریهای علمی قابل ذکر است.
وی تاکید کرد: شرایط جنگ باعث میشود دانشگاهها و دانشکدهها با سازمانهای نظامی، امنیتی و حتی صنایع دفاعی همکاری نزدیکتری داشته باشند و این تعامل موجب ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش میشود. درنتیجه، فرصتهای آموزشی و تجربهی عملی فراهم میشود. دانشجویان و اساتید میتوانند در قالب پروژههای مشترک، کارگاهها یا حتی اعزام به میادین عملیاتی، تجربهی عملی ارزشمندی کسب کنند که در آموزش و پژوهشهای آکادمیک تأثیرگذار است. تجربهی عملی با اعزام دانشجویان و اساتید به پروژههای میدانی، شبیهسازی جنگ و تمرینهای عملیاتی، بسیار ضروری و مهم است.
وی افزود: معمولاً نگاه من به این موضوع، نگاهی حکمی است. دانشگاه حکمتبنیان، استادمحوری را با شاگردپروری دنبال میکند و تعامل مستقیم استاد و شاگرد را توصیه میکند. این موضوع در فرصت مناسب قابل تبیین حکمی است. دانشگاه باید حکیمآفرین باشد به تناسب ظرفیت و سعهی وجودی و معرفتی دانشجویان و استاد حکمی باید این کار را دنبال کند. من حکمتبنیانی را سلاح راهبردی دانشگاه میدانم. این دانشگاه، سنگر تولید امید است؛ هم سلاح میسازد هم معنای سلاح را نقد میکند. دانشگاههای متعارف در زمان جنگ عمدتاً به ابزارهایی برای پیشبرد اهداف نظامی از طریق علم و فناوری تبدیل میشوند. جنگ نیز به نوبهی خود دانشگاه را با تزریق منابع و ایجاد نیازهای جدید، ولی اغلب به بهای کمرنگ شدن ارزشهای انسانی، متحول میکند. رابطهی تعاملی بین دانشگاهها/دانشکدهها و میدان جنگ، به نوعی یک چرخهی تعامل متقابل و تکاملیافته است که هر کدام از طرفین میتوانند کارکردهای مشخصی برای طرف مقابل داشته باشند. دانشگاه حکمتبنیان، بهعنوان یک مدل آرمانی، با محور قرار دادن «حکمت» با ترکیب علم، اخلاق و معنویت و نیز مسئولیت اجتماعی عمیق، ظرفیت منحصر به فردی برای هدایت جامعه در بحران جنگ دارد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: دانشگاه باید حکمت را پایهی معرفت بداند که ترکیبی از عقلانیت و اخلاق و معنویت است. و عدالت و کرامت انسانی را بر کارایی صرف مقدم میشمارد و علم را با مسئولیت اجتماعی گره میزند و از ابزارشدگی میپرهیزد و بهجای انفعال، کنشگری آگاهانه در بحرانها را تکلیف میداند. حکمت عملی را بر تکنیکمحوری مقدم میداند. تخصص و تعهد را با هم تلفیق میکند. مجاهدت و اندیشهورزی را ترکیب میکند و به عبور لز علم سکولار به علم متعهد روی میآورد.
برزنونی، اضافه کرد: علم سکولار در پروژهی منهتن توسط آمریکای جنایتکار با همکاری بریتانیا و کانادا در طول جنگ جهانی دوم به توسعهی اولین بمبهای اتمی انجامید. این علم ضد بشر است و باید تبدیل بشود به علم متعهد در خدمت بشریت. حکمتبنیانی که بر آن تأکید میکنم، گذر از تکنوکراسی به حکمتمحوری است و پادزهر تکنوکراسی بیدرد و دانشکاه تکنوکرات در بحران جنگ است.این دانشگاه میتواند و باید؛ مبانی اخلاقی مستحکم فراهم کند، از افراط جلوگیری نماید، گفتمان مقاومتی غنی تولید کند، پناهگاه معنویت باشد، رهبران حکیم تربیت کند، بر نیازهای حقیقی جامعه متمرکز شود و الگویی از یک جامعهی اخلاقی در بحران ارائه دهد.
آینده را دانشگاهی می سازد که سلاحش حکمت است
وی ادامه داد: دانشگاه حکمتبنیان میکوشد تا در اوج بحران جنگ، انسانیت و معنویت را زنده نگاه دارد و مسیر را برای صلحی عادلانه و پایدار هموار کند. جنگ، دانشگاه را به چالش میکشد، دانشگاه حکمتبنیان، جنگ را به فرصت تبدیل میکند. یادمان باشد آینده را دانشگاهی میسازد که سلاحاش حکمت است و سنگرش آزمایشگاه انسانسازی و آزمایشگاهش، امیدآفرین و امیدآفرینیاش مسئولیتآور.
انتهای پیام/