17:38 15 / 12 /1404

دبیر: موشک‌هایی داریم که سه‌بار اسرائیل را شخم می‌زند/ پهلوی گندم که هیچ، به علف ری هم نخواهد رسید

رئیس فدراسیون کشتی گفت: خواب شهادت سردار حاجی‌زاده را دیدم و یک روز به دیدار او رفتم. پس از صرف ناهار او به من گفت که ما موشک‌هایی داریم که می‌توان سه بار اسرائیل را کامل شخم زد.

به گزارش خبرگزاری آنا، علیرضا دبیر رئیس فدراسیون کشتی در گفت‌وگویی تلویزیونی نسبت به حملات ددمنشانه رژیم صهیونی آمریکایی به خاک ایران و شهادت آیت‌الله خامنه‌ای اظهار داشت: عزاداری بماند برای بعد و هنوز کار داریم و از این موضوع ناراحتیم. برای خودمان ناراحتیم و واقعا نمی‌دانم باید چه بگویم. هر طور می‌خواهم با خودم کنار بیایم، نمی‌دانم چگونه باید این کار را انجام بدهم اما من بچه جنوب شهرم، اگر بخواهم لاتی‌اش را بگویم، تهِ تهش را بخواهم بگویم، واقعا خیلی نامردی بود. اگر آقا شهید نشود، این واقعا حقش است. در میان امام‌ها، آقا علی‌بن‌ابی‌طالب یک‌جور بود اما هیچ‌کسی مانند امام حسین شهید نشد. شما این همه ولی خدا و مراجع را ببینید، هیچ‌کدام هم مثل آقا شهید نشده‌اند. ان‌شاءالله همان‌طور که جایگاه ایشان بالا بود، قبل از شهادتش هم جایگاهش بالا بود و با این شهادت جایگاهش خیلی بالاتر رفته است. ان‌شاءالله دست ما را بگیرد همان‌طور که در دنیا دست ما را گرفته بود، آن‌طرف هم بگیرد اما هنوز کار داریم و ماجرا هنوز تمام نشده و این بازی ادامه دارد.

دبیر با ذکر خاطره‌ای از امام شهید گفت: شخصیت ما با وجود ایشان شکل گرفته است. شما حساب کنید من دوازده یا سیزده ساله بودم که ایشان به رهبری انقلاب رسیدند. ما امام را خیلی درک نکردیم، می‌دیدیم اما متوجه نمی‌شدیم. بلافاصله، وقتی به سن تکلیف رسیدیم، مرجع ما بودند. اگر بخواهم از خاطرات بگویم، این را بگویم که خوشحالم هیچ‌وقت، چه زمانی که کشتی می‌گرفتم، چه زمانی که در شورا بودم و چه وقتی در فدراسیون بودم، خیلی راحت می‌توانستم بگویم که اگر درخواست شخصی داشته باشا اما هیچ‌وقت، اصلا یادم نمی‌آید که چنین کاری کرده باشم و اصلا نمی‌توانستم. همیشه فقط یک چیز به آقا می‌گفتم. سال ۷۹ خدا لطف کرد و مدال طلای المپیک را به من داد. ما خدمت آقا رسیدیم. آن زمان آقا با بچه‌ها شوخی می‌کردند. آقا آن موقع ده تا سکه به من داد در حالی که آقا سکه نمی‌دادند و قرآن می‌دادند. بعد به من گفتند آقای دبیر، خدا دلت را شاد کند، دل مردم را شاد کردی. از همان‌جا بود که برای اولین بار این جمله را به کار بردم و گفتم آقا نوکرتیم. از آن زمان تا همین اواخر، همیشه همین را می‌گفتم: آقا نوکرتیم. همین. این‌که بخواهیم چیز شخصی بگوییم، اصلا نبود خدا را شکر.

وی افزود: یک جمله دیگر هم از ایشان یادم هست. یک بار خدمت ایشان رسیدیم و آن موقع هنوز کشتی می‌گرفتم. اگر فیلم‌های کشتی من را نگاه کنید، وقتی کشتی‌ام تمام می‌شد همیشه خدا را شکر می‌کردم. ایشان یک روز به من گفتند: این خدا را شکر کردنی که بعد از هر کشتی انجام می‌دهی، از چهار هزار منبری مثل من اثرش روی جوان‌ها بیشتر است؛ این راه را ادامه بده. ما هم با همان تفکرات جلو رفتیم و الحمدلله خوشحالم. ان‌شاءالله خدا توفیق بدهد که در آن مدتی که در این جایگاه‌ها بودیم، حداقل کاری نکرده باشیم که ایشان از دست ما ناراحت شوند. ان‌شاءالله بعد از این هم همین‌طور باشد.

او در خصوص شهادت آیت‌الله خامنه‌ای گفت: خیلی‌ها هستند که وقتی پدر زنده است و از آن‌ها راضی است، بعد از این‌که پدر به رحمت خدا می‌رود، اصلا سر قبر پدر هم نمی‌روند یا کاری که پدر دوست داشته را انجام نمی‌دهند. می‌گویند پدر نفرین می‌کند. در حالی که موضوع برعکس هم هست. گاهی پدر ناراضی است اما بعد از رفتنش می‌گویند هفته‌ای یک بار سر خاک پدر و مادر رفتن واجب است. رفتن بر سر مزار پدر و مادر مهم است، حتی برای کسانی که فکر می‌کنند ایشان از آن‌ها راضی است. باید طوری زندگی کنند که بعد از آن هم راضی باشد. یا برعکس. شاید خیلی‌ها الان زندگی ایشان را دیده‌اند و اتفاقاتی که اکنون می‌بینند را می‌شود جبران کرد. می‌شود کاری کرد و این‌ها وعده‌های الهی است.

رئیس فدراسیون کشتی تصریح کرد: یک خاطره دیگر هم بگویم که جالب است. یک بار ما با ورزشکاران خدمت آقا رسیدیم. آن زمان من در شورا بودم. سال ۹۲ یا ۹۳ یا ۹۴ بود که خدمت آقا رسیدیم. وقتی برنامه تمام شد، آقا علیرضا سلیمانی و رضا سوخته‌سرایی را صدا کردند. زمانی که این‌ها کشتی می‌گرفتند، آقا رئیس‌جمهور بودند و خیلی با هم شوخی داشتند. واقعا آقا این‌ها را دوست داشتند. رضا سوخته‌سرایی و علیرضا سلیمانی هر جا می‌نشستند، فقط خنده بود. آن زمان که آقا رئیس‌جمهور بودند، وقتی پیش ایشان می‌رفتند، می‌نشستند و شوخی می‌کردند. آقا هم خیلی این دو نفر را دوست داشتند. سال ۹۳ یا ۹۴ که خدمت ایشان رسیدیم، بعد از پایان جلسه آقا این دو بزرگوار را صدا کردند. این‌ها هم باز با هم شوخی می‌کردند و آقا لذت می‌بردند. خیلی جالب بود حتی محافظ‌ها می‌گفتند نه اما آقا گفتند اشکال ندارد.

دبیر در مورد حملات به کمپ تیم‌های ملی کشتی گفت:؛تا الان چهار مرحله مورد اصابت قرار گرفته است و در حال حاضر از رده خارج شده و نمی‌توانیم اردو برگزار کنیم. آب، برق و گاز قطع شده و تمام اتاق‌ها و سقف‌ها ریخته است. سقف‌های خانه کشتی همگی فرو ریخته و بیشتر سقف‌های سالن کشتی هم تخریب شده‌اند. تمام شیشه‌ها شکسته و سقف‌ها کنار رفته است. ترکش‌ها عمل کرده و رستوران و اتاق‌ها آسیب دیده‌اند. من خودم آنجا بودم وقتی این اتفاق افتاد. دیگر جنگ است و جنگ همین است. این‌ها ساخته می‌شود. مهم نیت ماست. خدا نیت‌ها را می‌خرد. اگر قرار بود این ساخت‌وسازها بماند، که به ما نمی‌رسید. در طول زمان می‌آید و می‌رود؛ خدا نیت‌ها را می‌خرد. ان‌شاءالله که نیت ما الهی بوده باشد.

وی در پاسخ به اینکه برای رضایت امام شهید چه کرده، گفت: من نه بسیجی‌ام، نه در مسجد بزرگ شده‌ام و نه سپاهی هستم. من یک بچه کفِ کفِ کف خیابانم، بچه جنوب شهرم. حالا ما تهرانی‌ها می‌گوییم جنوب شهر اما در شهرستان‌ها هم همین‌طور است. ما همه‌مان یک تیپ بزرگ شده‌ایم. هر آن چیزی که در ذهن یک جوان هفده هجده ساله می‌آید، هر خلافی که شما فکر کنید، من دیده‌ام و نکرده‌ام. هر چه در ذهن‌تان هست، بروید بالاتر. من بچه محله‌ای هستم که رفیقی داشتم که نفر اول ساخت شیشه ایران بوده و آشپزخانه داشته، از آن طرف هم رفیق داشتم که در دعوا کنارم جان داده است. اعتیاد را هم دیده‌ام. من از آن فضا آمده‌ام، این‌ها را دیده‌ام و انجام نداده‌ام.

او ادامه داد: من بسیجی نبودم و لیاقت نداشتم باشم، سپاهی هم نبودم اما راه حق، راه سید علی خامنه‌ای است. بگذارید به شما بگویم هر آنچه در نماز می‌خوانید اهدنا الصراط المستقیم، صراط مستقیم چیست؟ علامه طباطبایی چه می‌گوید؟ می‌گوید راه، راه علی بن ابی‌طالب است. الان هم مشخص است. جبهه حق و باطل است و با هم تعارف ندارند. چرا مدرسه می‌زنند؟ در اپستین چه کار می‌کنند؟ می‌گویند بچه نمی‌خورند؟ با خدای خودم عهد کرده‌ام بی‌ادبی نکنم اما لهجه جنوب‌شهری‌ام را کنار نگذارم.

او ادامه داد: من عضو هیات علمی دانشگاه هستم. آقایان سلبریتی‌ها، مخلص همه شما هستم اما از هر نظر که بگیرید من هم می‌توانستم یک سلبریتی باشم ولی نخواستم آن‌طور باشم. در درس، هیأت علمی دانشگاه هستم. در اقتصاد، در سیاست، در ورزش و در هر حوزه‌ای می‌توانستم باشم اما نخواستم. آمدم این‌طرف و دارم نوکری می‌کنم. پس مردم بدانند اگر من حرفی می‌زنم، عین خودشان هستم. من کف خیابان و کف کوچه بزرگ شده‌ام. هر چه بگویید، هر چه در ذهن‌تان بیاید، من دیده‌ام. الان هم با بچه‌های تیم ملی که اغلب متولد دهه هشتاد و نود هستند زندگی می‌کنم و به‌روز هم هستم. هفتصد هزار کشتی‌گیر داریم و نزدیک دو هزار نفرشان مستقیم با من ارتباط دارند، بنابراین به‌روز می‌دانم چه خبر است.

او خاطرنشان شد: چرا ما موفقیم؟ چون حرف سید علی خامنه‌ای را گوش کرده‌ایم. به من چه گفت؟ گفت آقای دبیر برای این‌ها پدری کن. نگفت برو مدیریت کن. در همین اغتشاشات، مردم می‌خواستند ببینند من صادق هستم یا نه. خداوکیلی بروید آن فیلم معروف را نگاه کنید. یک دقیقه و پنجاه و هفت ثانیه صحبت‌های من است که در صفحه اینستاگرام فدراسیون منتشر شده. من چه می‌گویم و آن‌ها ده پانزده ثانیه چه می‌گذارند؟ از همین جا بفهمید من صادق هستم. آن سه هزار و صد بچه‌ای که شهید شدند یا کشته شدند، همه بچه‌های ما هستند. خدا لعنت کند کسانی را که آن‌ها را به جان هم انداختند. چه کسی این‌ها را انداخته است؟ ایران اینترنشنال. این‌ها افسانه نیستند، اتاق جنگ هستند. چرا اینترنشنال با من بد است؟ برای اولین بار می‌گویم. می‌دانستید ما دوبار خبرنگارش را زدیم و کتک خورد؟ قشنگ رسما می‌گوید کتک خورده. البته من نه، بچه‌ها خودشان از حسابش درآوردند. حالا بماند پنج شش سال پیش، قبل از اینکه ما باشیم، چه کسانی خرج این‌ها را می‌دادند، هتل برایشان می‌گرفتند و پول تو جیب‌شان می‌گذاشتند.

وی افزود: علی رضوانی خبرنگار صداوسیما شاهد است. اگر یک روز بخواهد می‌گوید. همان آقایی که من به او گفتم پشمک، جزو کسانی بود که خبرنگار ایران اینترنشنال بود. این‌ها همه خرج‌شان داده می‌شد تا بیایند علیه ما. از روزی که من آمدم، دست همه این‌ها را قطع کردم. این پول مال بچه‌های تیم ملی است، با پول جمهوری اسلامی بیاید حال کند؟ معلوم است که من را می‌زنند.

رئیس فدراسیون کشتی در مورد ورزشکاران این رشته که در اتفاقات دی‌ماه گرفتار شدند، گفت: در همین اغتشاشات ما چهار کشتی‌گیر داشتیم که در بازداشتگاه بودند. من صبح تا شب دنبال کارشان بودم. دوتایشان را بیرون آوردیم، یکی دیگر هم دارد بیرون می‌آید و برای یکی دیگر هم در حال پیگیری هستیم. از آن طرف ما یازده کشتی‌گیر شهید دادیم. ببینید من وسط این ماجرا چه می‌کشم. آقا گفته بود پدری کن من هم آن‌ها را داشتم هم این‌ها را. مسئول کشتی مملکت هستم و باید دنبال همه باشم. برای اولین‌بار می‌گویم. درباره نوید افکاری داشتیم رضایت می‌گرفتیم که بیرونش بیاوریم اما ضدانقلاب نگذاشت. داشتیم از خانواده مقتول رضایت می‌گرفتیم، به امام حسین قسم. آن‌ها آن‌قدر شلوغ کردند که خانواده کنار نیامدند. ما می‌توانستیم این کار را بکنیم اما نگذاشتند. این‌ها رسانه نیستند. والله بالله این‌ها رسانه نیستند. به خدای من تو شاهد باش که من اینجا می‌گویم. ایران اینترنشنال دروغگوی محض است. این‌ها ایران اینترنشنال نیستند، این‌ها اسرائیل اینترنشنال هستند. یک سری اسرائیلی‌اند که فارسی صحبت می‌کنند.

وی افزود: درباره ایرانی‌های خارج از کشور هم بگویم هی نگویید همه بد هستند. این‌طور نیست. نود درصدشان آدم حسابی هستند و کشورشان را دوست دارند. این جنگ را باید مشخص کنیم، وطن‌دوست و وطن‌فروش. خیلی از ایرانی‌های خارج از کشور آدم‌های درستی هستند که حرص می‌خورند. این چهار پنج درصدی که می‌بینید جمع می‌شوند، همه نیستند. آن زمان که این‌ها عاشق آمریکا بودند، به من گرین کارت آمریکا دادند و نگرفتم. من حتی سالی یک بار هم آنجا نمی‌رفتم و فقط برای خرید لباس می‌رفتم. اگر می‌خواستم، می‌توانستم آنجا بهترین زندگی را داشته باشم اما اینجا مملکت علی بن ابی‌طالب است. پدر خدابیامرزم دو قطعه زمین داشت و هم‌سن آقا بود. شاید ده پانزده روز اختلاف سنی داشتند. همیشه در خانه با خواهرهایم شوخی می‌کردیم و می‌گفتیم بابا چرا پانزده خرداد به دنیا آمدی؟ بابا می‌گفت آن زمان که من به دنیا آمدم هنوز پانزده خرداد اتفاق نیفتاده بود. ما آقا را خیلی دوست داشتیم و واقعا مثل پدر ما بود. من خیلی مدیون پدرم هستم چراکه ما را امام حسینی بار آورد. با چیزهایی که من دیده بودم، خدا می‌داند چه می‌شدم. اهل بیت آدم را نگه می‌دارند.

او ادامه داد: بعضی‌ها به من می‌گویند ورزشکار حکومتی. اولا که عشق می‌کنم باشم. حکومت اسلامی است نه حکومت شاهنشاهی. ثانیا اگر می‌خواستم بیست سال پیش می‌توانستم وزیر شوم. الان هم با چیزهایی که دارم می‌توانم بالاتر بروم اما ایستاده‌ام اینجا تا به مردم ثابت کنم می‌شود یک جا ایستاد و کار کرد. در عمرم رزومه درست نکرده‌ام. خدا آقای رئیسی را رحمت کند از من گله کرد که چرا رزومه نمی‌دهی. گفتم کار من مشخص است. امام صادق می‌فرماید مدیری که دنبال پست باشد عاقبت‌به‌خیر نمی‌شود. من می‌گویم خاک بر سر مدیری که برای پست بالاتر لابی کند. کار خودت را خوب انجام بده و اگر خوب باشی بالا می‌آورندت. از مردم هم خواهش دارم. ما که سینه می‌زنیم و می‌گوییم یا حسین، اگر امام حسین بود چه می‌کردیم؟ الان وقتش است. الان پیچ تاریخی است. باید پیش خدا جواب بدهیم. می‌بینم بعضی‌ها قایم شده‌اند یا سکوت کرده‌اند. خدا آن دنیا می‌گوید چرا آنجا که باید حرف می‌زدی، نزدی. ما در جبهه حق هستیم. ببینید این‌ها جنگ را با بچه‌کشی شروع می‌کنند. اپستین سر چیست؟

او که در دوران کشتی‌گیری به ورزشکاری از آمریکا نباخته است، گفت: من تا به حال به کشتی‌گیر آمریکایی نباخته‌ام. واقعیت این است که ما فقط فن و بند کشتی را بلد بودیم. به قول بچه‌های کشتی، کار ما همین بود. تنها یک‌بار کشتی‌گیری بود که او را شکست دادم، حدود سی تا چهل بار با آمریکایی‌ها کشتی گرفتم و نباختم. حتی یک‌بار هم کشتی‌گیرشان را بردم و از سالن بیرون آمدیم که گفتند باید دوباره برای تمدید کشتی روی تشک بروید اما چون سهمیه المپیک را گرفته بودم، گفتم دیگر کشتی نمی‌گیرم و دستم پایین نرفت. الان هم به بچه‌های تیم ملی می‌گویم که من شومن‌ها را خوب می‌شناسم، نه اینکه قهرمان‌های کوچک باشند اما اگر بخواهند دهان خودشان را باز کنند و صد نشان بدهند، واقعیت چیز دیگری است. طرف را نگاه می‌کنی می‌بینی کفشش خارجی است، دو بندش آن‌گونه است، فیگور می‌گیرد و دو حرکت نمایشی انجام می‌دهد. می‌گویم این حرف‌ها چیست؟ ما در کشتی کاری کردیم که آقایان بدانند من تمام کارهایی را که انجام می‌دادیم به صورت غیررسمی گزارش می‌کردم و برای آقا می‌فرستادم.

او ادامه داد: من مسئول رده بالای یک فدراسیون کوچک هستم. نه پست خاصی دارم، نه مقام ویژه‌ای، نه وابسته به جایی هستم؛ فقط زندگی‌ام را می‌کنم. رابطه ما با ایشان رابطه دلی بود و مراد و مریدی بود. ایشان مرجع تقلید ما بودند و ما دوستشان داشتیم و حقيقتا برای خدا بود. حاج قاسم این را خوب فهمید یعنی آقا را به‌خوبی شناخت و برای ما باز کرد. حاجی می‌گفت نسبت شما را با ولی فقیهتان می‌سنجم. بسیاری از این حرف‌ها را باید آن دنیا پاسخ بدهیم و هنوز فرصت داریم. من این روزها دیدم که دختران ما ایستاده‌اند، خدا خیرشان بدهد. برخی می‌گویند حجابش آن‌طور بود یا این‌طور بود اما شما شب در خیابان ببینید؛ طرف شاید حجاب کامل هم نداشته باشد اما ایستاده و برای آقا گریه می‌کند. باید گفت چه کسی وطن‌دوست است و چه کسی وطن‌فروش. برخی پنهان شده‌اند و آمار می‌دهند، زنگ می‌زنند، استخاره می‌گیرند یا با رمال صحبت می‌کنند که اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، چه کاری خواهند کرد. ما بچه‌های شهر ری و عبدالعظیم هستیم، بچه‌های سیزده آبان، بچه‌های کف تهران. حتی علف ری هم به این‌ها نمی‌رسد. درباره ضدانقلاب‌ها هم گاهی می‌گویم این بدبخت پهلوی را رها کنید. پول‌هایش را می‌گیرید و تیغش می‌زنید. به خدا دلم می‌سوزد. می‌گویم کاری نکنید که آن بدبخت به جایی برسد که خودکشی کند؛ خودش هم گفته اگر چنین اتفاقی بیفتد، گردن شماست. آن خانواده از ایران رفتند، چند هواپیما بار زدند و جنس و پول بردند. حالا آقا را ببینید زن و بچه و نوه و همه چیزشان را گذاشته‌اند و با جانشان ایستاده‌اند.

وی تصریح کرد: این دختران ما را ببینید و فراموش نکنیم که چه می‌کنند. درباره اینستاگرام می‌گفتم. ببینید، زمین آن‌هاست. شما وارد زمین دشمن می‌شوید و باید حواستان باشد که اثر بگذارید. تا حالا این موضوع را نگفته بودم در جریان اغتشاشات، در فاصله دو ساعت سه اتفاق برای من افتاد. اول اینکه دیدم اینستاگرام من که دست خودم هم نیست، چون ادمین دارد و من وقت نمی‌کنم، ناگهان خیلی کوتاه شده است. روزی پنج یا ده استوری گذاشته می‌شود. به خدا بیکارند. وقتی در فضای مجازی می‌بینم استوری می‌گذارند، خنده‌ام می‌گیرد ولی من وقت ندارم. به بچه‌های تیم ملی می‌گویم شما روی تشک قهرمان جهان و المپیک می‌شوید، نه در فضای مجازی. در فضای مجازی هر کسی می‌تواند قهرمان شود، پهلوان شود یا پولدار به نظر برسد، اما واقعیت چیز دیگری است. ناگهان به من زنگ زدند و گفتند پنج پیام در اینستاگرام به تو داده شده و داریم بررسی می‌کنیم چون صفحات مشکوک به تروریستی هستند. همزمان دیدم شبکه‌های خارج از کشور و برخی جریان‌های وابسته شروع کردند به انتشار خبر که علی دبیر تحریم شده، از ایران فرار کرده و از این حرف‌ها. در همان زمان، از طرف دیگر بچه‌های امنیتی به من گفتند عده‌ای دنبال زدن تو هستند. جالب است که همه این‌ها به هم وصل است. من چه کسی هستم؟ یک بچه جنوب شهری که نه پست دارد و نه مقام. با این حال بسیاری به من می‌گویند آقای دبیر خوب کار کرده، هرچند عقیده‌ات را قبول نداریم.

او خاطرنشان کرد: آقایان، ما مدرن‌ترین خانه کشتی را ساختیم. اگر قرار بود این بناها بمانند، به ما نمی‌رسیدند. این‌ها خراب می‌شوند و می‌روند. دعا کنید عقیده من درست باشد چون خدا عقیده‌ها را می‌خرد. شاید خدا به خاطر همین عقیده‌ها به من لطف کرده باشد. باز هم تأکید می‌کنم؛ اگر می‌خواهید ببینید من صادق هستم، فیلم‌ها را ببینید. من با خدای خودم عهد کرده‌ام دروغ نگویم. مادرم همیشه می‌گوید با همین زبانت سرت را به باد می‌دهی. از بچگی هم همین‌طور بود. اگر فیلم روزهای هجدهم و نوزدهم را ببینید، متوجه می‌شوید. شما هم کنار من بودید. من گفتم این‌ها بچه‌های من هستند و هنوز هم دنبال این هستم که ببینم برایشان چه کاری می‌توانم انجام دهم. بسیاری از سلبریتی‌ها بعدها فهمیدند چه گفته‌ام. برخی حتی زنگ زدند و عذرخواهی کردند مثل دعواهای قدیم که لات‌ها سر چهارراه دعوا می‌کردند و شب می‌آمدند عذرخواهی می‌کردند. می‌گویم اگر اشتباه کردید، همان‌جا عذرخواهی کنید.

او در مورد ارتباط با اتحادیه جهانی کشتی گفت: با لالوویچ صحبت کردم. او به من زنگ زد. ما با هم رفاقت داریم و مرا رضا صدا می‌کند. گفت این چهار مورد چه بوده است؟ من توضیح دادم و گفتم یازده نفر از بچه‌های ما کشته شدند برخی عابر بودند، برخی بسیجی، برخی سرباز ناجا یا پاسدار. گفتم تو حتی یک‌بار درباره آن یازده نفر از من سؤال نکردی و فقط درباره این چهار مورد می‌پرسی. آشپزخانه‌ کمپ تیم‌های ملی تقریبا به‌طور کامل از رده خارج شده است. اگر بخواهیم اردو برگزار کنیم، شاید سه ماه زمان ببرد تا بازسازی شود، مگر اینکه شبانه‌روزی کار کنیم. البته ما نباید بگوییم نمی‌شود؛ می‌سازیم، حتی اگر ده روز طول بکشد. باز هم تأکید می‌کنم که خدا نیت‌ها را می‌خرد. من شومن نیستم و به امام حسین قسم هیچ‌وقت به مردم دروغ نگفته‌ام. با لالوویچ صحبت کردم و گفتم یازده نفر از بچه‌های ما کشته شدند. او گزارش کارهایی را که برای آن چهار نفر انجام داده بودیم شنید و خوشحال شد. گفتم دوست داشتم درباره آن یازده نفر هم از من سؤال می‌کردی. ما با اتحادیه جهانی ارتباط داریم و اینجا را هم مستند گزارش کرده‌ایم. ببینید شیشه‌های اتاق‌ها شکسته، ترکش‌ها وارد شده‌اند و حدود دویست تا سیصد مورد آسیب داریم.

رئیس فدراسیون کشتی گفت: مردم ساده‌اند اما دشمن‌شناسی سخت نیست. کافی است کمی مطالعه کنیم. بسیاری را دیده‌ام که به انقلاب چنگ انداختند و آواره شدند. حاج قاسم می‌گفت هر کس به انقلاب چنگ بزند، خدا آواره‌اش می‌کند. من این را با چشم خود دیده‌ام. ما از بچگی در خانه یاد گرفتیم به سید احترام بگذاریم. حتی به بدِ او هم باید به احترام حضرت زهرا احترام گذاشت. کسانی را دیده‌ام که به این سید بی‌احترامی کردند و امروز آواره‌اند. خواهش من از دوستان این است که اعتماد کنند. ما همیشه می‌گفتیم اگر در زمان امام حسین بودیم چنین می‌کردیم و چنان می‌کردیم. امروز می‌بینیم با فرزندش چه کردند. در پایان هم تأکید می‌کنم که مردم نگران نباشند. انقلاب از بین نمی‌رود. این جنگ هم ادامه دارد اما اوضاع کشور خوب است. بچه‌های ما قوی هستند. خدا گفته تو قدم بردار، من هستم. من هم تا روزی که خدا بخواهد در این مسیر می‌ایستم. شاید اشتباه کنم اما تلاشم این است که در مسیر درست باشم. هر روز دعا می‌کنم خدایا ما را در مسیر خودت نگه دار. به مردم هم می‌گویم محکم بایستید و نترسید. خدا بزرگ است. از مسئولان هم می‌خواهم که محکم باشند و پا پس نکشند. طوری جواب بدهند که دشمن به خودش اجازه ندهد چند ماه بعد به ایران حمله کند. این را باید بگویم و نمی‌شود که نگویم. من خواب شهادت سردار حاجی‌زاده را دیدم و یک روز به دیدار او رفتم. پس از صرف ناهار او به من گفت که ما موشک‌هایی داریم که می‌توان سه بار اسرائیل را کامل شخم زد. مردم نگران نباشند حرف این بنده حقیر را بپذیرند ما قوی هستیم و قدرتمند هستیم و هنوز خیلی چیزها را به نمایش نگذاشته‌ایم.

انتهای پیام/

ارسال نظر