در گفت‌وگو با آنا

بیژن عبدالکریمی: زخم‌های جامعه باید درمان شود/ لزوم تشکیل «اتاق جنگ فرهنگی»

یک استاد فلسفه با بازخوانی حوادث اخیر از منظر جامعه‌شناسی، به تشریح تأخر گفتمانی در نهاد‌های مرجع پرداخت و با استناد به تعبیر رهبری درباره «نشستن مگس روی زخم»، تأکید کرد که بدون آموزش مدنی و تشکیل اتاق جنگ فرهنگی، نمی‌توان از تکرار بحران‌ها و سوءاستفاده عوامل خارجی جلوگیری کرد.

در روز‌هایی که مرز میان اعتراض مدنی و رفتار‌های ساختارشکنانه به‌سادگی گم می‌شود، بازخوانی حوادث اخیر از منظر فلسفه و جامعه‌شناسی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل اجتماعی-سیاسی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با نگاهی جامع به این رخداد‌ها پرداخته است؛ رویکردی که هم نقش عوامل خارجی و هم زمینه‌های درونی بحران را هم‌زمان مدنظر قرار می‌دهد.

این استاد فلسفه، ضمن تحلیل ریشه‌های پرخاشگری اجتماعی و بررسی ترومای جمعی، بر ضرورت تمهیدات ساختاری و فرهنگی برای مدیریت خشونت‌ها و نهادینه کردن فرهنگ اعتراض مدنی تأکید می‌کند. مسیر مصاحبه نیز بر محور تحلیل دقیق این بحران‌ها و ارائه راهکار‌های عملی برای بازسازی ساختار‌های مدنی و فرهنگی جامعه استوار شده است.

در ادامه، مشروح این مصاحبه از نگاهتان می‌گذرد:

عبدالکریمی در ابتدای این گفت‌و‌گو، در تشریح ناآرامی‌های اخیر و تبیین مرز میان اعتراض و آشوب اظهار داشت: در روز‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، شاهد حوادثی بودیم که در آن نه تنها رفتار‌های اوباش‌گرانه، بلکه مصادیق آشکار تروریسم نیز به چشم می‌خورد. البته مقصود من این نیست که اعتراضات پیش از این تاریخ ــ که از فضای بازار کلید خورد ــ صرفاً محدود به لایه‌های اوباش بود؛ چرا که بخشی از بدنه جامعه و جوانان مطالبه‌گر نیز در آن حضور داشتند. با این حال، مسئله اساسی این است که جریان‌های اوباش و گروه‌های تروریستی با هدف سوءاستفاده و موج‌سواری، تلاش کردند بر این جریان سوار شوند.

وی در ادامه با تأکید بر ضرورت تحلیل چندجانبه این موضوع افزود: دیدگاه من این است که باید با رویکردی جامع و به‌اصطلاح با هر دو چشم به این حوادث نگاه کنیم؛ به این معنا که هم نقش عوامل خارجی و هم زمینه‌های درونی را به‌طور هم‌زمان مدنظر قرار دهیم. در واقع، نادیده گرفتن هر یک از این دو ساحت، ما را از درک واقعیت بازمی‌دارد.

روان‌شناسی پرخاشگری

عبدالکریمی همچنین در خصوص تنش‌های رخ‌داده در دانشگاه‌های صنعتی شریف و پلی‌تکنیک تهران (امیرکبیر) تصریح کرد: به باور من، الصاق برچسب اوباش‌گری به وقایع دانشگاهی، تعبیر دقیقی نیست. استفاده از چنین ادبیات تند و تحقیرآمیزی نه تنها گرهی از مشکل باز نمی‌کند، بلکه می‌تواند به تولید خشم مضاعف و تعمیق کینه‌ها در فضای دانشگاهی منجر شود.

این استاد فلسفه با تأکید بر ضرورت تفکیک میان اعتراض و اغتشاش از سوی جامعه، به تحلیل ریشه‌های روانی پرخاشگری پرداخت و اظهار داشت: باید این واقعیت انسانی را در نظر گرفت که حتی فردی مثل من ــ که به عنوان یک استاد دانشگاه، مأنوس با فرهنگ، فلسفه و قلم هستم ــ اگر در موقعیتی قرار بگیرم که خطر وجودی را با تمام گوشت و پوست خود احساس کنم، ممکن است برای صیانت از خود به تندترین شکل از پرخاشگری متوسل شوم.

وی ادامه داد: اگر من در وضعیتی قرار بگیرم که امنیت بنیادین خود را از دست رفته ببینم ــ برای مثال اگر احساس کنم خانواده‌ام در خطر جدی هستند ــ ممکن است در واکنشی تدافعی، حتی سلاحی سرد به دست بگیرم و در برابر مهاجم بایستم. مقصود من از ذکر این مثال این است که رخداد‌ها یک رابطه مکانیکی، خطی و یک‌طرفه نیستند.
 
آموزش مدنی و فقدان زیرساخت‌های فیزیکی

این استاد فلسفه در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان با فرهنگ‌سازی، جامعه را نسبت به پیامد‌های مخرب آشوب و به حاشیه رفتن اعتراضات آگاه کرد؟ اظهار داشت: اگر بناست فرهنگ اصیل اعتراض در جامعه نهادینه شود، پیش‌نیاز اصلی آن، ارائه آموزش‌های مدنی به آحاد مردم است.

وی در ادامه با طرح یک پرسش افزود: مسئله اساسی اینجاست که متولی این آموزش در جامعه کیست؟ در کدام‌یک از متون درسی ما ــ از مقطع دبستان و راهنمایی گرفته تا عالی‌ترین سطوح دانشگاهی ــ اساساً درباره ماهیت و روش‌های اعتراض قانونی سخنی به میان آمده است؟ فراتر از آن، چرا پس از گذشت دهه‌ها، اصل ۲۷ قانون اساسی ما (که ناظر بر حق تشکیل اجتماعات است) همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می‌برد؟

عبدالکریمی در تبیین این موضوع تصریح کرد: آیا حاکمیت تاکنون بستر لازم برای اعتراضات مدنی را فراهم کرده است؟ آیا این امکان عملی وجود دارد که شهروندان برای بیان مطالبات خود تجمع کنند و در مقابل، نیرو‌های انتظامی نیز امنیت این فضا را تأمین کنند تا راه بر سوءاستفاده‌ تروریست‌ها و آشوب‌گران بسته شود؟ آیا اساساً مکان مشخصی، به دور از کسب‌وکار مردم، بانک‌ها و مراکز دولتی پیش‌بینی شده است که مردم بتوانند در آنجا فریاد اعتراض سر دهند؟ حقیقت این است که ما هنوز شرایط و زیرساخت‌های لازم برای چنین فضایی را ایجاد نکرده‌ایم.

عبدالکریمی با تأکید بر اینکه نباید با نگاهی تک‌بعدی به تحلیل بحران‌ها پرداخت، خاطرنشان کرد: باید بپذیریم که اگر امروز خشم و کینه‌ای در لایه‌های مختلف جامعه رسوخ کرده، همه ما در شکل‌گیری آن سهم داریم. غرض من به هیچ عنوان توجیه خشونت نیست؛ بلکه هشداری است نسبت به معضلات جامعه‌ای که از پشتوانه‌های غنی فرهنگی خود تهی شده است.

وی با ابراز تأسف از گسست میان میراث معنوی و واقعیت‌های اجتماعی افزود: سخن من این نیست که ما فاقد میراث معنوی هستیم؛ بلکه درد اصلی اینجاست که این میراث عظیم دینی و فرهنگی، نمود عینی و ملموسی در زیست اجتماعی ما پیدا نکرده است. اتخاذ شیوه‌های مدیریتی غلط، انباشت محتوا‌های غیرکاربردی در فضای دانشگاهی، تدوین کتاب‌های درسی ناکارآمد و همچنین اعمال گزینش‌ها و تبعیض‌های ساختاری، همگی دست به دست هم داده‌اند تا بر عمق این شکاف بیفزایند.

تأخر گفتمانی و ترومای تاریخی

این استاد دانشگاه در مقام یک صاحب‌نظر، با نقد عملکرد گروه‌های مرجع و نخبگان در مسیر عقلانی‌سازی فضا و بسترسازی برای نقد سازنده، تصریح کرد: در ساحت نخبگانی، شاهد نوعی تأخر گفتمانی هستیم؛ به این معنا که نهاد روحانیت در مسیر تولید معنای متناسب با نیاز‌ها و پرسش‌های انسان معاصر با چالش‌های جدی رو‌به‌رو بوده است. از سوی دیگر، نهاد دانشگاه نیز در ایفای نقش حلقه وصل میان حاکمیت و بدنه اجتماعی لغزش‌هایی داشته و در پاره‌ای موارد به‌جای ترمیم پیوندها، ناخواسته به عمق شکاف میان دولت و ملت افزوده است.

عبدالکریمی در پاسخ به پرسشی درباره راهکار‌های پیشگیرانه برای جلوگیری از تکرار ناآرامی‌ها، با تبیین سه موضع‌گیری احتمالی در برابر حوادثی نظیر وقایع دی‌ماه، بر ضرورت انتخاب رویکردی ریشه‌ای تأکید کرد. وی معتقد است که نخستین و خطرناک‌ترین واکنش، قرار دادن این خشونت‌ها به عنوان مبنایی برای اعمال خشونت‌های متقابل بعدی است که در نهایت به فروپاشی و از دست رفتن ثبات کشور منجر خواهد شد؛ رویکرد دوم نیز که همان عادی‌سازی و «نرمال» جلوه دادن قضایا تحت عنوان اقدامات صرفاً اوباش‌گرانه است، تنها به پاک کردن صورت‌مسئله می‌انجامد. اما دیدگاه برگزیده ایشان، نگاه به موضوع از منظر یک «ترومای اجتماعی-تاریخی» است؛ به این معنا که نباید این رخداد را صرفاً حادثه‌ای طراحی‌شده توسط عوامل خارجی و گروه‌های معاند دانست، بلکه باید با پذیرش وجود یک درد بزرگ و مسئله‌ای عظیم در بستر تاریخ و اجتماع، به تأملی بنیادین درباره ریشه‌های آن پرداخت.

اصلاحات ساختاری 

این استاد دانشگاه در تبیین دیدگاه سوم خود و ضرورت ریشه‌یابی بحران، به کلام رهبری استناد کرد و افزود: تعبیر رهبر انقلاب مبنی بر اینکه «مگس روی زخم می‌نشیند»، تعبیری دقیق و درست است؛ ما در پیکره جامعه خود با زخم‌هایی روبه‌رو هستیم؛ لذا استدعای من از خبرنگاران و اهالی رسانه این است که با به‌کارگیری گفتمان‌هایی نظیر «اینها مشتی اوباش هستند»، صورت‌مسئله را پاک نکنند و موضوع را عادی جلوه ندهند. باید بپذیریم این جوانانی که گاه به زبان فحاشی متوسل می‌شوند، فرزندان همین مرز و بوم هستند. در هر صورت، معتقدم ما نیازمند تمهیداتی هستیم که بتوانیم از طریق آن، این خشونت‌ها را مهار و مدیریت کنیم.

عبدالکریمی با تأکید بر اینکه زمان اصلاحات سطحی به پایان رسیده و باید به تغییرات اساسی در سیاست‌گذاری‌ها روی آورد، خاطرنشان کرد: سخن من بر سر یک ضرورت راهبردی است؛ به این معنا که حتی اگر اولویت ما صیانت از مفهوم «مقاومت» باشد، باید بپذیریم که تداوم این مسیر مستلزم بازنگری جدی در سیاست‌های اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای کشور است.

این استاد فلسفه در ادامه، با بازخوانی بحران فقدان فرهنگ اعتراض، پرسش‌های تأمل‌برانگیزی را مطرح کرد و گفت: مسئله اینجاست که این نسل باید کجا و در کدام بستر تربیتی، آیین مدنی اعتراض را می‌آموخت؟ وقتی مشاهده می‌کنیم که حتی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف ــ که از نخبگان و برترین فرزندان این سرزمین محسوب می‌شوند ــ نیاموخته‌اند که چگونه اعتراض خود را به شکلی مدنی و اصولی بیان کنند، دیگر چه کسی را می‌توان مقصر دانست؟ اگر ما در آموزش درست اعتراض به این نخبگان ناکام بوده‌ایم، مسئولیت این خلأ متوجه کیست؟

بحران تخصص در مدیریت پروژه‌های فرهنگی

وی در جمع‌بندی این بخش از اظهارات خود، با اشاره به وضعیت فعلی نهاد‌های آموزشی، تصریح کرد: ساختار فعلی آموزش و پرورش و نظام دانشگاهی ما به‌شدت نیازمند نوسازی راهبردی و بازنگری در اولویت‌ها است. به همین دلیل باید گفت به یک تحول بنیادین در رویکرد‌های کلان احتیاج داریم تا بتوانیم از تنگنا‌های موجود عبور کرده و پیوند میان ساختار و بدنه جوان جامعه را بازسازی کنیم.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه نباید همه چالش‌ها را صرفاً در لایه سیاسی خلاصه کرد، افزود: ما با بحران‌های عمیق اجتماعی رو‌به‌رو هستیم. اما متأسفانه افرادی که در مسند امور فرهنگی، مدارس و دانشگاه‌ها قرار گرفته‌اند، از تخصص لازم برای راهبری پروژه‌های کلان فرهنگی برخوردار نیستند. تأکید می‌کنم که این یک ناکارآمدی صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه یک چالش جدی در ساحت امر اجتماعی است.

وی در پاسخ به این نقد که برخی با تلطیف رفتار‌های آشوب‌گرانه تحت نام اعتراض، فضای نقد نخبگانی را مخدوش می‌کنند، تصریح کرد: من منکر این نیستم که جریان‌های سیاسی وابسته و معاند به‌دنبال ماهی‌گیری از این آب گل‌آلود هستند؛ اما پیش از هر چیز، وظیفه ماست که این آب را زلال و شفاف کنیم. تردید نکنید که اگر یک حرکت اصلاحی درست و ملموس انجام دهیم، نفوذ و تأثیرگذاری عوامل خارجی به‌خودی‌خود به حداقل خواهد رسید.

عبدالکریمی در تکمیل استدلال خود، به آسیب‌شناسی ساختار مدیریت فرهنگ پرداخت و گفت: ما دچار نوعی لختی و اینرسی گفتمانی شده‌ایم که درمان آن یک ضرورت حیاتی است. فرهنگ‌سازی، یک بخشنامه اداری یا فرآیند بروکراتیک نیست. آنچه ما تحت عنوان فرهنگ‌سازی از آن یاد می‌کنیم، پیش از هر چیز نیازمند ابزار‌های نرم‌افزاری است؛ در حالی که ما تاکنون تنها به ابزار‌های سخت‌افزاری و قهری متوسل شده‌ایم.

وی در پایان تاکید کرد: پیشنهاد روشن من این است که حاکمیت باید یک اتاق جنگ فرهنگی تشکیل دهد. ما در حوزه رسانه، صداوسیما، مدیریت مسائل اجتماعی و به‌طور کلی در سیاست‌گذاری‌های کلان فرهنگی، نیازمند یک بازنگری ساختاری و اساسی هستیم تا بتوانیم با واقعیت‌های امروز جامعه هم‌تراز شویم.

انتهای پیام/

ارسال نظر