پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

دیپلماسی با چاشنی ناو هواپیمابر؛ تناقض راهبردی واشنگتن در ژنو

در حالی که آمریکا پای میز گفت‌وگوهای غیرمستقیم ژنو از «راه‌حل دیپلماتیک» سخن می‌گوید، هم‌زمان با اعزام ناوهای هواپیمابر، استقرار سامانه‌های پدافندی و حفظ گزینه نظامی، پیامی متناقض به تهران مخابره می‌کند؛ تناقضی که نه‌تنها اعتماد حداقلی را شکل نداده، بلکه مذاکرات را به صحنه آزمون نیت واقعی واشنگتن بدل کرده است. تجربه خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام و تداوم فشار حداکثری، این پیام دوگانه را تشدید کرده و باعث شده دیپلماسی از نگاه ایران تنها در چارچوب موازنه قدرت و با حفظ خطوط قرمز معنا یابد، نه در سایه تهدید و نمایش قدرت.

به گزارش خبگزاری آنا، دور دیگری از گفت‌و‌گو‌های غیرمستقیم ایران و ایالات متحده در ژنو، در حالی برگزار شد که هم‌زمان شاهد پیام‌های مهم و متفاوت بودیم: یک پیام دیپلماتیک بود که از طرف دولت و تیم مذاکره‌کننده ایران درباره «توافق بر اصول راهنما» ارسال شد و پیام دیگر را باید در بیانات صریح و هوشمندانه رهبر انقلاب جست که نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمیق تهران نسبت به نیت واقعی واشنگتن است. این دوگانه، نه تناقض، بلکه بازتاب یک راهبرد حساب‌شده در سیاست خارجی ایران است؛ راهبردی که مذاکره را ابزار می‌داند، نه هدف.

رهبر انقلاب با تأکید بر شکست تاریخی آمریکا در تغییر نظام سیاسی ایران و رد صریح «غنی‌سازی صفر»، عملاً چارچوب قرمز جمهوری اسلامی را دوباره تثبیت کرد. این موضع‌گیری در شرایطی مطرح شد که طرف آمریکایی، هم‌زمان با حضور در مذاکرات، گزینه نظامی و فشار حداکثری را نیز روی میز نگه داشته است. تجربه خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، بی‌اعتمادی ساختاری ایران را تقویت کرده و باعث شده هرگونه دیپلماسی، از منظر تهران، صرفاً در سایه موازنه قدرت معنا یابد.

در سوی دیگر، اظهارات عباس عراقچی درباره «فضای سازنده» و «توافق بر اصول راهنما» نشان می‌دهد که ایران با وجود بدبینی راهبردی، پنجره دیپلماسی را نبسته است. اما این پنجره، باریک و مشروط است. تهران به‌روشنی اعلام کرده که هدف از مذاکرات، صرفاً رفع تحریم‌ها در قبال شفافیت هسته‌ای است، نه ورود به یک معامله فرسایشی با دستورکار‌های گسترده و مبهم.

هم‌زمان، تحرکات میدانی آمریکا در منطقه، از اعزام ناو‌های هواپیمابر تا استقرار سامانه‌های پدافندی، نشان می‌دهد که واشنگتن دیپلماسی را با نمایش قدرت نظامی همراه کرده است. پاسخ ایران نیز نه در قالب عقب‌نشینی، بلکه در قالب رزمایش‌های هدفمند در تنگه هرمز و یادآوری توان بازدارندگی خود بروز یافته است؛ پیامی روشن که هرگونه فشار نظامی، هزینه‌ای فراتر از محاسبات اولیه آمریکا خواهد داشت.

چارچوب مذاکرات و خطوط قرمز غیرقابل مذاکره

موضوعاتی همچون موضوع موشکی در این روند دیپلماتیک و مذاکرات، اصلاً مطرح نیستند. جمهوری اسلامی برای شرکت در مذاکرات دو خط قرمز مشخص و شفاف از روز اول تعیین کرد که هر دو مورد تاکید کلیت نظام و ملت است: نخست، پذیرش اصل غنی‌سازی در خاک ایران و دوم، محدود بودن مذاکرات صرفاً به پرونده هسته‌ای. این دو شرط، ستون فقرات ورود ایران به گفت‌وگوهاست و هرگونه تردید یا عقب‌نشینی طرف مقابل از این اصول، به‌معنای پایان خودکار روند دیپلماتیک خواهد بود.

اصرار آمریکا بر گنجاندن موضوعاتی، چون برنامه موشکی یا موضوعات منطقه‌ای، نه‌تنها واقع‌بینانه نیست، بلکه نشان‌دهنده عدم درک واشنگتن از منطق امنیت ملی ایران است. برای تهران، توان موشکی نه ابزار چانه‌زنی، بلکه مولفه بقا و بازدارندگی است. تجربه جنگ تحمیلی و تهدیدات مستمر منطقه‌ای، این اصل را به یک «خط قرمز هویتی» تبدیل کرده است.

از منظر فنی نیز، تمرکز مذاکرات بر غنی‌سازی قابل مدیریت است. ایران بار‌ها اعلام کرده که آمادگی کاهش سطح غنی‌سازی، انتقال بخشی از ذخایر و افزایش نظارت‌های آژانس را دارد، مشروط بر آنکه تحریم‌ها به‌صورت واقعی و قابل راستی‌آزمایی رفع شوند. این رویکرد، نه عقب‌نشینی، بلکه استفاده از ظرفیت حقوقی ایران ذیل «ان‌پی‌تی» است.

در مقابل، تناقض در مواضع مقامات آمریکایی از سخنان نرم درباره دیپلماسی تا تهدید‌های آشکار نظامی باعث شده عنصر «اعتماد حداقلی» نیز شکل نگیرد. این رفتار دوگانه، فضای مذاکرات را شکننده کرده و به بازیگران جنگ‌طلب در واشنگتن و تل‌آویو فرصت تخریب روند دیپلماتیک را می‌دهد.

رسانه، اروپا و معادله قدرت در حاشیه ژنو

پوشش رسانه‌های غربی از ابتدا نشان داده که روند جدید گفت‌و‌گو‌ها از نظر روایی و سیاسی شکننده است. تمرکز نامتناسب بر جزئیات شکلی مانند محل مذاکرات یا واسطه‌ها به‌جای محتوای واقعی گفت‌وگوها، تلاشی برای حاشیه‌سازی و کاهش وزن ابتکار عمل ایران است. این رویکرد حتی پس از قدردانی رسمی تهران از نقش عمان، ترکیه و دیگر بازیگران منطقه‌ای نیز ادامه یافته است.

در این میان، رفتار و گفتار متناقض مقامات آمریکا یکی از موانع اصلی موفقیت دیپلماسی است. بی‌توجهی به عنصر زمان، کش‌دادن مذاکرات، و هم‌زمان فعال بودن کانال‌های فشار و تهدید، نشان می‌دهد که واشنگتن هنوز میان «توافق» و «فشار» به جمع‌بندی نرسیده است. این بلاتکلیفی، عملاً به نفع جریان‌های افراطی و مخالف هرگونه توافق عمل می‌کند.

نقش اروپا نیز عملاً به حاشیه رانده شده است. آلمان، فرانسه و بریتانیا که زمانی خود را بازیگران کلیدی برجام می‌دانستند، اکنون نه ابتکار دیپلماتیک دارند و نه حتی تماس مستقیم مؤثر با مقامات ارشد ایران. این انفعال، باعث شده تهران این سه کشور را بیش از آنکه میانجی بداند، بخشی از مشکل تلقی کند؛ بازیگرانی که در بزنگاه‌ها، تابع اراده واشنگتن باقی مانده‌اند.

به عبارتی باید گفت آنچه آینده این مذاکرات را رقم خواهد زد، نه لحن رسانه‌ای و نه نمایش‌های نظامی، بلکه پذیرش واقعیت‌های میدانی و حقوقی از سوی آمریکاست. ایران نشان داده که نه به‌دنبال جنگ است و نه تسلیم؛ بلکه به‌دنبال توافقی متوازن است که امنیت، عزت و منافع اقتصادی‌اش را تضمین کند. هر مسیری خارج از این چارچوب، دیر یا زود به بن‌بست خواهد رسید.

انتهای پیام/

ارسال نظر