پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

کارنامه ۵ دهه جهاد علمی در ترازوی آمار 

جهش باسوادی ایران به مرز ۹۷ درصد در جامعه مولد

طنین زنگ انقلاب در مدارس کشور، تنها یک مراسم نمادین نیست؛ بلکه روایتگر «گذار از تاریکی» در کشوری است که روزگاری بیش از نیمی از جمعیتش از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند. آمار‌های سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد ایران با عبور از نرخ باسوادی ۹۰ درصدی و کاهش چشمگیر شکاف آموزشی میان شهر و روستا، یکی از موفق‌ترین الگو‌های جهانی در «عدالت آموزشی» را به نام خود ثبت کرده است.

به گزارش خبرنگار سرویس جامعه خبرگزاری آنا، دهه‌های پیش از انقلاب، آموزش در ایران یک امتیاز طبقاتی بود که عمدتاً در اختیار ساکنان شهر‌های بزرگ قرار داشت. در سال ۱۳۵۵، نرخ باسوادی در کشور تنها ۴۷.۵ درصد بود؛ یعنی بیش از نیمی از ملت در بن‌بست بی‌سوادی گرفتار بودند. اما با طلوع انقلاب، سرمایه‌گذاری بر روی مردم به اولویت اول تبدیل شد. برآورد‌های مرکز آمار در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد این نرخ به ۹۰.۹ درصد جهش یافته است. نکته استراتژیک این تحول، تمرکز بر جامعه مولد (بازه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال) است که نرخ باسوادی در آن به عدد خیره‌کننده ۹۷ درصد رسیده است؛ موفقیتی که زیربنای جهش‌های علمی و فناوری کشور در دهه‌های اخیر محسوب می‌شود.

تخریب دیوار‌های جنسیتی و منطقه‌ای

یکی از بزرگترین لکه‌های سیاه در کارنامه آموزشی پیش از انقلاب، محرومیت سیستماتیک زنان و روستاییان از تحصیل بود. در دهه ۵۰، شکاف باسوادی میان زن و مرد بیش از ۲۳ درصد بود که امروز با یک رویکرد عدالت‌محور، این فاصله به ۶.۳ درصد تقلیل یافته است. این یعنی انقلاب سواد بیش از هر چیز، انقلابی برای کرامت زنان ایرانی بوده است. همین الگو در حوزه عدالت جغرافیایی نیز تکرار شد؛ جایی که شکاف باسوادی میان شهر و روستا از حدود ۳۵ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۸.۸ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است.

افتخاراتی در تراز جهانی

موفقیت ایران در مبارزه با بی‌سوادی تنها یک ادعای داخلی نیست. دریافت ۶ جایزه بین‌المللی از سوی یونسکو و آیسسکو، مهر تأییدی بر مدل ایرانی سوادآموزی است. ایران در دهه ۶۰ با وجود درگیری در جنگ تحمیلی، طرح بسیج سوادآموزی را چنان مقتدرانه اجرا کرد که به الگویی برای کشور‌های در حال توسعه تبدیل شد. نکته قابل تأمل اینجاست که در سال ۱۳۶۰ با جمعیت ۵۰ میلیونی، ۷ میلیون بی‌سواد داشتیم و امروز با جمعیت ۹۰ میلیونی، همچنان این عدد در سطح ۷ میلیون باقی مانده است؛ این یعنی نظام آموزشی توانسته است از تولید بی‌سواد جدید جلوگیری کرده و همزمان، بی‌سوادان گذشته را به مدار دانایی بازگرداند.

از سواد پایه به سواد مهارتی

برای حفظ شتاب پیشرفت و رسیدن به نرخ باسوادی ۱۰۰ درصدی، سه راهبرد نوین الزامی است. نخست؛ دیجیتالی کردن نهضت سوادآموزی؛ با توجه به نفوذ اینترنت در مناطق محروم، باید پلتفرم‌های خودآموز دیجیتال جایگزین کلاس‌های سنتی شوند تا دسترسی به آموزش در هر زمان و مکان فراهم گردد. دوم؛ پیوند سواد با معیشت؛ یعنی آموزش باید با مهارت‌های شغلی گره بخورد تا افراد انگیزه اقتصادی برای خروج از چرخه‌ بی‌سوادی داشته باشند؛ و سوم؛ تمرکز بر لکه‌های بی‌سوادی در گروه‌های خاص؛ بازماندگان از تحصیل در مناطق مرزی و جمعیت‌های مهاجر باید با بسته‌های حمایتی ویژه هدف‌گذاری شوند. ایران ۱۴۰۴ باید فراتر از خواندن و نوشتن، بر روی سواد رسانه‌ای و سواد فناورانه به عنوان ابزار‌های جدید قدرت ملی سرمایه‌گذاری کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر