در گفت‌وگوی مشروح آنا با صابر شیخ رضایی مطرح شد:

مردم تشخیص می‌دهند که مرز میان اعتراض و اغتشاش کجاست/ تولید آثاری درباره ترامپ، استکبار و صهیونیسم

صابر شیخ رضایی هنرمند گرافیست، تصویرساز و عکاس می‌گوید: هوشیاری هنرمندان الزاما با خلق کردن اثر هنری نمایش داده نمی‌شود. برای مثال هرکدام از هنرمندان در فضا‌های حقیقی یا مجازی تریبونی برای بیان مواضع خود دارند و باید از این مسیر برای روشنگری و تبیین استفاده می‌کردند و در ادامه هم همین مسیر را ادامه دهند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، صابر شیخ‌رضایی، هنرمند حوزه طراحی گرافیک، تصویرسازی و عکاسی است. او به عنوان یکی از هنرمندان فعال در حوزه هنر انقلاب محسوب می‌شود و از ابتدای فعالیت حرفه‌ای خود رویکرد مشخصی برای واکنش به اتفاقات جاری و خلق آثار هنری خود داشته. در گفت‌و‌گو با این هنرمند، از دیدگاه ایشان درباره وقایع اخیر ایران و نقش هنر در این وقایع پرسیدیم. مشروح این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

وقایع اخیر ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اعتراضات اقتصادی بواسطه عملکرد مسئولین ما ایجاد شد. برخی تصمیمات دولت‌مردان و عدم رسیدگی قاطع و به‌وقت درقبال اشخاصی که با ارتباطات خاص ارز‌های دولتی می‌گرفتند و در تعهدات شان خلف وعده کردند، باعث شد که تأثیرات مستقیم و سریعی روی سفره مردم گذاشته شود و قیمت ارز و اقلام مصرفی به اندازه ده‌ها سال گذشته ناگهان افزایش یابد و طبیعی بود که خیلی از صاحبان مشاغل و حِرَف نگران این موضوع باشند و طبیعتا اعتراض، نمودِ اولیه و منطقی این مسئله بود.

مسئله دیگری که در این زمینه مطرح می‌شود این است که در جمهوری اسلامی با گذشت این همه سال از وقوع انقلاب اسلامی که خود زاییده اعتراضات مدنی بود، راهپیمایی‌های مردمی اعم از اجتماعی، مذهبی و سیاسی تا به امروز مدیریت‌شده پیش نرفته؛ حتی اعطای مجوز برای تجمعات غیراعتراضی مثل حمایت انسانی از مردم فلسطین مقابل فلان دانشگاه نیز با پیچیدگی‌هایی همراه بوده چه برسد به اعتراضات یا درخواست‌های صنفی که پروسه‌های پیچیده تری داشته و خیلی وقت‌ها اعتراضات ساده، با ظهور شعار‌های رادیکال به شبه بحران امنیتی و در نهایت به خوراک رسانه‌های دشمن تبدیل شده‌اند.

از اغتشاشات اقتصادی تا اعتراضات خیابانی/هنرمندان همواره در صف مردم بودند/ آثاری درباره ترامپ، استکبار و صهیونیزم جهانی تولید کردم

ما هم به این شرایط اقتصادی و معیشتی اعتراض داریم ولی درصد بسیاری از مردم به روشنی تشخیص می‌دهند که مرز میان اعتراض و اغتشاش و آَشوب و ترور کجاست. از طرف دیگر نمی‌توان از فعالیت‌های رسانه‌های معاند هم غافل شد، چراکه پس از جنگ دوازده روزه اگر ما به طریقی فضای رسانه‌ای را رها کردیم و دلخوش به پیروزی‌های ارزشمند نظامی شدیم، دشمن افکار عمومی را رها نکرد و دائما درحال طرح‌ریزی‌هایی بود.

به نظر شما نقش هنرمند در این عرصه چیست؟

این یک امر اخلاقی و انسانی است که هنرمند برای وحدت افزایی و امنیت وطنش باید تلاش کند به هر شکلی که می‌تواند؛ با اثر هنری، با بیان و با روشنگری و گفت‌و‌گو کردن. یعنی الزاما هنرمند را نباید معطوف به خلق اثر هنری دید؛ او را باید از این زاویه که دغدغه‌مند است، دارای احساسات و عواطف است و چه بسا که در این موضوعات او نیز ممکن است به علت رصد احساسی به خطا بیفتد، هم نگریست. هوشیاری هنرمندان الزاما با خلق کردن اثر هنری نمایش داده نمی‌شود. برای مثال هرکدام از هنرمندان در فضا‌های حقیقی یا مجازی تریبونی برای بیان مواضع خود دارند و باید از این مسیر برای روشنگری و تبیین استفاده می‌کردند و در ادامه هم همین مسیر را ادامه دهند.

آنچه می‌خواهم بگویم این است که گاهی وقت‌ها شاید شرایط به این شکل آرمانی نباشد، ولی اگر هنرمندی توانست کاری کند، باید غبار را از طرح مسائل اصلی کنار بزند و روشن کند که دشمنان اصلی ما کدام دولت‌ها و کدام آدم‌ها هستند. او باید به روشنی بتواند تفاوت قائل شود میان مزدوران باند‌های تبهکار بین المللی و افرادی که هموطنان و کشورشان را دوست دارند و به علت تحمیل بار عواطف و احساسات و فشار اقتصادی و هجمه جبهه رسانه ها، دچار خطای ادراکی و شناختی شدند. بحث تبیینی هنرمندانه به گمان من مهم‌تر از خلق اثر هنری است و اثر هنری بخشی از این پازل است.

از اغتشاشات اقتصادی تا اعتراضات خیابانی/هنرمندان همواره در صف مردم بودند/ آثاری درباره ترامپ، استکبار و صهیونیزم جهانی تولید کردم

یک نکته‌ای که در وقایع اجتماعی هنرمند‌ها خیلی درگیر آن می‌شوند این است که گاهی هنرمند‌ها تصور می‌کنند که مسیر درست، همرنگی با جماعتی است که صرفا به نام و نشان حرفه آنها مزین شده که در بزنگاه‌های خاص زبان دارد ولی در عملش خلاف خیلی از حرف‌ها را نشان داده است. برای مثال ما در جنگ دوازده روزه با قتل عام وحشیانه بیش از یک هزار ایرانی در پی تجاوز‌های رژیم‌های اسرائیل و آمریکا دیدیم که همین انجمن‌های هنری نه بیانیه‌ای صادر کردند و نه اعتراضی کردند به این شکل از جنگ‌افروزی غرب و تضییع حقوق مردم ایران، ولی امروز بوی فتنه را می‌توان استشمام کرد، درحالی که این انجمن‌ها به سرعت شروع می‌کنند به بیانیه دادن، بیانیه‌هایی که استخدام کلمات و عباراتی مشابه اخبار رسانه‌های بیگانه و ضدایرانی و حتی سفارتخانه‌های خاص دارد!

از آنجا که این انجمن‌ها عموما بر محور منافع انحصاری هسته‌های مرکزی شان استوار شده‌اند، هنرمندان گمان می‌کنند که اگر خلاف این مسیر جمعی {که گاهی متاسفانه به انحراف کشیده می‌شود و یک موضوعی را غرض‌ورزانه مطرح می‌کنند} نظری را ابراز کنند، در آن انجمن صنفی یا مسیر اقتصادی بازار هنر، دیگر جایگاهی ندارند. این مسئله یک شجاعت و وطن‌دوستی را می‌طلبد که هنرمند بفهمد که آن انجمن‌ها و آنهایی که متولی امورشان هستند هم دارند اشتباه می‌کنند و با آنها در این مسیر همراه نباشند. این همرنگی دامی‌ست که هنرمندان ما در آن می‌افتند و نمی‌توانند مستقل از آن فکر کنند و تصمیم بگیرند و این مسئله تبدیل به یکی از آفت‌های جوامع هنری ما شده است.

راه برون‌رفت از این وابستگی فکری برای هنرمند چیست؟

راه برون‌رفت را امام حسین (ع) هزار و چهارصد سال پیش به ما نشان دادند که «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید!» آزادگی و پیروی از حق، دستورالعمل نیست، فرمایشی نیست، پروژه هم نیست. آزادگی این است که من بگویم نظر من نسبت به این اتفاق اینگونه است و منِ هنرمند باید بتوانم با شناخت و نگاهِ غیرجانبدارانه کمی جلوتر از احوالِ روزِ جامعه را ببینم، باید آگاه باشم و از اتفاقات پیشین تاریخ این سرزمین عزیز و نقشه‌های دشمنان قسم خورده آن، عبرت گرفته باشم. این آزادگی می‌طلبد و آزادگی هم ربطی به اعتقادات مذهبی و گرایش‌های سیاسی ندارد. این آزادگی قابل تجویز و یا اکتسابی هم نیست، روشنیِ چراغِ وجدان هنرمند را لازم دارد.

آیا شما در آینده دور یا نزدیک برنامه‌ای برای بازنمایی این دیدگاه در هنرتان دارید؟

من در همین روز‌هایی هم که کشور درگیر اعتراضات و آلوده شدن اعتراضات به اغتشاش و ترور بود، مشغول طراحی آثار هنری شدم تا باز هم تأکید کنم که کشور ما فراز و فرود‌هایی داشته و مسئولان ما هم فراز و فرود‌های مدیریتی داشتند و خوب و بد عملکرد آنها بر گوشه گوشه زندگی مردم تأثیر می‌گذارد، ولی سعی کردم پیکان اصلی را به سمت دشمن بگیرم، دشمنی که بخشی از ناکارآمدی‌های داخلی پیرو تحمیل جنگ اقصادی و تحریم‌های پی در پی او علیه زندگی مردمانِ عزیزِ ایران است نه صرفا جمهوری اسلامی! در این روز‌ها چند اثر تولید کردم درباره ترامپ، استکبار و صهیونیسم جهانی و مزدوران آنها.

از اغتشاشات اقتصادی تا اعتراضات خیابانی/هنرمندان همواره در صف مردم بودند/ آثاری درباره ترامپ، استکبار و صهیونیزم جهانی تولید کردم

هنرمندان همواره در صف مردم بودند. نه اینکه بگویم با حاکمیت در تعارض بوده‌اند؛ آنها در کنار مردم بودند، اما نه به این دلیل که بخواهند صف مجزایی در مقابل حاکمیت تشکیل بدهند. مردم ما، در طبقات مختلف، در روز‌های بیشماری برای حفظ امنیت کشور به میدان آمدند ولی آنچه جای خالی‌اش احساس می‌شود، حضور خواص و افراد شاخص حاکمیت است و احیای عرصه گفتگوی صمیمانه با مردم.

من فکر می‌کنم مسئولین عقب‌تر از مردم‌اند و این عقب‌ماندگی را باید در عملکردشان جبران کنند. قوه قضائیه ما باید بسیار فعال‌تر باشد مخصوصا در قبال ویژه‌خواران و اغتشاشگران اقتصادی که این شرایط را رقم زدند؛ همچنین دولت نیز باید با پشتکار بیشتری مسیر را به پیش ببرد. هنرمندان در کنار مردم و حاکمیت و یکپارچگی ایران ایستاده‌اند، اما تا زمانی که مسئولین عقب‌تر از مردم ایستاده باشند، همواره کار سخت‌تر خواهد بود.

مسئله دیگری هم که دوست داشتم در این گفت‌و‌گو مطرح کنم این است که در مواقعی که کشور دچار بحران امنیتی می‌شود و چالش‌های ارتباطی به وجود می‌آید، هنرمندان باید به روز‌های بدون اینترنت و حتی روز‌های قطعی برق نیز فکر کنند! وقتی این شرایط پیش می‌آید، هنرمند هم برای خلق و هم برای نشر اثرش باید راه‌های جایگزین داشته باشد و این را هنرمندان باید مسئله‌یابی کنند؛ از طرف دیگر نهاد‌های فرهنگی و هنری هم باید بدانند در این روز‌ها چگونه می‌شود پیوند ارتباطی هنرمندان را به صورت زنجیره‌ای بیشتر کرد و بستر ارتباطی میان هنرمندان و جامعه را فراهم کرد. مثلا تلویزیون در این روز‌ها شاید می‌توانست به کمک نمایش بخشی از آثار تجسمی که در کل کشور تولید شده درآید.

تأکید من بر این نکته است که خیلی وقت‌ها اثرِ منِ طراح گرافیک می‌تواند الزاما اثر دیجیتالی نباشد، شاید یک خوشنویسی یا دیوارنویسی ساده، طراحی ساده روی بخشی از مناظر شهری و خیابان یا محله، همان اثر رسانه‌ای و تبیینی که دنبال آن هستم را دارا باشد. هنرمندان در این شرایطی که راه‌های ارتباطات مجازی محدود می‌شوند، باید کمی نوآورانه‌تر و خلاقانه‌تر فکر و عمل کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر