«شیشماهه»؛ روایتی از آیندههای معلق در قاب طنز تلخ
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا،پخش سریال «شیشماهه» را میتوان یکی از بحثبرانگیزترین بازگشتهای تلویزیونی سالهای اخیر دانست. این بازگشت بیش از هر چیز با نام مهران مدیری گره خورده است. تفاوت «شیشماهه» با مجموعههای پیشین مدیری، نه الزاماً در شیوه روایت یا ساختار داستان، بلکه در شرایط بازگشت او معنا پیدا میکند.
اینبار مهران مدیری پس از حدود چهار سال فاصله گرفتن از صداوسیما، دوباره به قاب تلویزیون ایران بازگشته است. همین وقفه زمانی از همان ابتدا حساسیتها، انتظارها و نگاههای منتقدانهتری را در آغاز پخش به همراه داشت. «شیشماهه» برخلاف سریالهای گذشته مدیری که معمولاً بدون پیشداوری و با نوعی همراهی طبیعی مخاطبان آغاز میشدند، از همان قسمتهای نخست زیر ذرهبین قضاوتها قرار گرفت و واکنشهای انتقادی پررنگتری را تجربه کرد. تجربه نشان داده است که آثار مدیری همواره به زمان نیاز دارند تا شخصیتها، موقعیتها و لحن روایت در آنها بهدرستی شکل بگیرد و اثر بتواند خود را بهطور کامل نشان دهد.
«شیشماهه» نیز از همین الگو پیروی میکند، با این تفاوت که در گذشته بازتاب معضلات اجتماعی درون سریالهای مدیری اغلب با اغراقهای پررنگ و تیپسازیهای برجسته همراه بود. اما اینبار هر آنچه میبینیم، آن چیزی است که قشر وسیعی از جامعه هر روز تجربه میکنند. این سریال از همان ابتدا نشان داد که قصد ندارد با شوخیهای مستقیم، سریع و آنی، خود را به مخاطب تحمیل کند. در عوض، تمرکز آن بر فضاسازی تدریجی، شکلگیری آرام شخصیتها و ترسیم موقعیتهای اجتماعی است.
در روزهای پس از آغاز پخش، واکنشها در فضای مجازی و میان مخاطبان رنگ و بوی متفاوتی گرفت. بسیاری از بینندگان که در ابتدا منتقد سریال بودند، با دنبال کردن قسمتهای بعدی، به لایههای پنهانتر و عمیقتر آن توجه نشان دادند. آنها درباره مضمون، فضا، شخصیتها و نگاه اجتماعی این اثر به گفتوگو پرداختند. این تغییر فضا نشان داد که «شیشماهه» بیش از آنکه یک اثر سطحی و طنز باشد، سریالی است که در لایههای عمیقتر خود انعکاس زمانه است و در قاب تلویزیون با فیلتر طنز تلخ ارائه میشود.
بازگشت مهران مدیری با چنین اثری، معنای ویژهای پیدا میکند، بهخصوص در مقطعی که معضلات اجتماعی به شکل ملموس و فزاینده در زندگی روزمره مردم حضور دارند. «شیشماهه» مستقیماً به دغدغههایی رفته است که جامعه امروز، بهویژه نسل جوان، با آنها دستوپنجه نرم میکند. این دغدغهها حاصل فشارهای انباشته اجتماعی، اقتصادی و روانی است و بهتدریج بر کیفیت زندگی و روابط انسانی سایه میاندازد. انتخاب این مسیر نشان میدهد که مدیری اینبار بیش از هر زمان دیگر، به ثبت حالوهوای زمانه و بازتاب واقعیتهای جاری جامعه توجه داشته است.
یکی از مفاهیم محوری سریال، محدود شدن زندگی است. محدودیتی که نهتنها در سطح بیرونی و شرایط عینی، بلکه در افق آینده شخصیتها نیز دیده میشود. جوانانی که در «شیشماهه» حضور دارند، با آیندهای مواجهاند که در هالهای از دلواپسی، تعلیق و بیقطعیتی فرو رفته است. امکان تصمیمگیری، برنامهریزی و حتی تصور فردا برای آنها به امری دشوار و گاه دستنیافتنی تبدیل شده است. همین وضعیت روابط، انتخابها و حتی نگاهشان به زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد. به عبارتی دیگر، «شیشماهه» روایت انسانهایی است که همواره در حال دوام آوردن هستند. این سریال بدون شعارزدگی و اغراق، با بیان طنز، حس انسداد، بلاتکلیفی و فشار روانی را به تصویر میکشد و اجازه میدهد مخاطب آن را لمس کند.
«شیشماهه» را باید در امتداد مسیر حرفهای مهران مدیری دید؛ مسیری که همواره بر ترکیب روایت اجتماعی و زبان طنز استوار بوده است. این سریال اگرچه در آغاز با انتقادهای پررنگ روبهرو شد، اما با پیش رفتن داستان نشان داد که هدفش فراتر از واکنشهای آنی و زودگذر است. «شیشماهه» میخواهد تصویری صادقانه از جامعهای ارائه دهد که در آن محدودیتها، فشارها و آیندههای معلق بخشی جداییناپذیر از زیست روزمره شدهاند.
انتهای پیام/