پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

لاریجانی: مسیر تاریخ روابط ایران و غرب نشان‌دهنده استقلال ایران و تلاش غرب برای سلطه است

دبیر شورای عالی امنیت ملی در مراسم اختتامیه همایش «ما و غرب در آرا و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای» با تشریح تاریخچه روابط ایران و غرب از دوره باستان تا انقلاب اسلامی گفت: ایران همواره استقلال و هویت ملی خود را حفظ کرده و غرب همواره در پی نفوذ و سلطه بر کشور بوده است.
نویسنده : راحله کاویار

به گزارش خبرگزاری آنا، مراسم اختتامیه همایش ما و غرب در آرا و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای» برگزار شد و علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در سخنرانی خود با مرور تاریخ روابط ایران و غرب گفت: غرب مدعی بود نتیجه آن جنگ‌های جهانی مسیر خود را روشن کردند، قوت بی‌رای، جهل و جنوب به تعبیر سعدی زمانی ما وارد عصر جهل و جن شد. در طول تاریخ، روابط ایران و غرب جنبه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی داشته و تعاملات بین‌المللی ایران همواره پیچیده بوده است. 

وی افزود: در دوره باستان، ایران با حکومت‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی اداره می‌شد و با تمدن یونان در تعامل بود. ایران از قدرت عظیم برخوردار بود و غرب هیچگاه زمینه‌ای برای تسلط بر ایران نیافت. با وجود جنگ‌ها، یونان نتوانست ایران را تحت سلطه خود قرار دهد. تعامل و برخورد نظامی میان ایران و یونان وجود داشت و برخی مورخین معتقدند تفکرات ایرانی و دینی از طریق یونان کشیده شد. افلاطون در چهار قرن قبل از میلاد در آثار خود به ارتباط با ایران اشاره کرده و گرایش او به دو عالم مثال به عالم محسوس، از دوگانگی عالم مادی و عالم معنوی در اندیشه زرتشت الهام گرفته شده است. 

لاریجانی ادامه داد: در دوره ساسانیان، ایران با بیزانس یا امپراتوری روم شرقی هم روابط صلح‌آمیز داشت و هم کشمکش‌های جنگی. این دو قدرت بزرگ در دو سوی جهان تمدن، با یکدیگر رقابت داشتند. داستان مناطقی مانند ارمنستان و شام نشان می‌دهد که ساسانیان و بیزانس یکدیگر را به عنوان دو امپراتوری می‌شناختند و در تجارت رقابت داشتند. هر دو امپراتوری می‌خواستند مسیر‌های تجارت شرق به غرب را کنترل کنند، چیزی که امروز نیز مطرح است. روابط علمی و فرهنگی نیز وجود داشت و کتاب‌ها در دو قلمرو به زبان یکدیگر ترجمه می‌شد. در هنر، معماری، فلسفه و پزشکی مراودات علمی وجود داشت و دین بیزانس مسیحیت و ساسانیان زرتشتی بود. 

وی تأکید کرد: با وجود رقابت و کشمکش، ایران مستقل باقی ماند و استقرار قدرت آن مبتنی بر نظام حکومتی قوی و مذهب زرتشت بود. امتداد قدرت و پایدار بودن حکومت ساسانیان یک امر مهم تاریخی بود تا زمانی که طلوع تفکر نوین دینی توانست این ساختار را دگرگون کند.

لاریجانی با اشاره به دوره صفویه گفت: «در قرن شانزدهم و همزمان با تحولات فکری و علمی در غرب، صفویه منزلت ایران را به عنوان یک امپراتوری تقویت کردند. شاه عباس و بزرگان صفویه ارتباطات گسترده‌ای با کشورهای اروپایی نظیر پرتغال، اسپانیا، فرانسه و انگلستان برقرار کردند. این روابط عمدتاً در حوزه‌های فرهنگی، علمی و اقتصادی بود و در زمینه سیاسی و نظامی، کشمکش جدی وجود نداشت بلکه نوعی همکاری و موازنه برقرار شد. اروپا توان مقابله با قدرت امپراتوری صفویه را نداشت و ایران با استقلال فکری، اقتصادی و قدرت نظامی، ساختاری پایدار ایجاد کرد.

وی افزود: ایران در دوره صفویه تولیدکننده عمده ابریشم، فرش، ادویه و فلزات بود و اروپایی‌ها، به ویژه کمپانی هند شرقی، علاقه‌مند به خرید این کالاها بودند. شاهان صفویه از دانش و خدمات اروپایی‌ها در زمینه‌هایی مانند ساعت‌سازی، پزشکی و مهندسی بهره‌مند شدند. رشد علم و فناوری، استقلال فکری و قدرت نظامی سه عامل اصلی پایداری حکومت صفویه بود و ابن‌خلدون نیز این استحکام را با مفهوم «عصبیت» توضیح داده است.

لاریجانی ادامه داد: در دوره قاجار، نفوذ انگلستان و روسیه در امور داخلی ایران از جمله قرارداد گلستان و ترکمنچای و دخالت در دولت و مجلس، به همراه استبداد داخلی و بی‌توجهی به علم و رشد اقتصادی، موجب ضعف اراده ملی شد. قدرت نظامی ایران کاهش یافت و فرودستی و تحقیر ملی تشدید شد. در دوران پهلوی نیز وابستگی کامل به آمریکا و انگلیس، استبداد داخلی و قطع رابطه با مردم، استقلال واقعی کشور را از میان برد. حتی با وجود امکانات مالی و نظامی گسترده، سرسپردگی به غرب عامل اصلی ناپایداری حکومت پهلوی بود و کودتای ۲۸ مرداد نمونه آشکار دخالت مستقیم غرب در ایران است.

وی افزود: انقلاب اسلامی با درک درست از وضعیت، ایران را به مسیر استقلال واقعی هدایت کرد. رهبران انقلاب اسلامی، به ویژه حضرت امام و شهید بهشتی، مناسبات ایران با جهان غرب را به گونه‌ای تنظیم کردند که هم منافع ملی حفظ شود و هم استقلال علمی، فناوری و اقتصادی کشور تضمین گردد. تعامل علمی و تبادلات فرهنگی با جهان ادامه یافت، اما غرب همواره درصدد سلطه و محدود کردن اراده ایران بود.

لاریجانی درباره دوره پس از انقلاب اسلامی گفت: «ایران با انقلاب، جهاد مثبت و منفی غرب را درست فهمید و مناسبات خود را متناسب با منافع ملی تنظیم کرد. رهبران صدر انقلاب اسلامی و اهل فلسفه، از جمله شهید بهشتی، مسیر تعامل با غرب را ترسیم نمودند و از نظر علمی و فناوری در هر فرصتی استقبال کردند. تعامل علمی با جهان ادامه یافت و اسامی و دانشمندان مرتبط در این مسیر نقش داشتند. این وجه تعاملات علمی باعث رشد جامعه شد و همواره مورد تأکید رهبران انقلاب اسلامی بود. البته گاهی در ارتباطات علمی و فناوری محدودیت‌هایی وجود داشت، اما رشد علمی جامعه با گسترش دانشگاه‌ها و توجه رهبران به تسلط علمی و فناوری، مسیر پیشرفت را هموار کرد. هنوز ظرفیت عظیم علمی کشور در حل مسائل و تولیدات داخلی به صورت کامل فعال نشده و اشکال در ساز و کارهای داخلی و هماهنگی نخبگان دانشگاهی با بخش‌های مختلف کشور وجود دارد.

وی ادامه داد: رابطه تجاری ایران با غرب که ریشه در ساختار گذشته داشت، پس از انقلاب با فراز و فرودهای مختلف ادامه یافت، اما سال‌ها غرب همچنان شریک تجاری اصلی بود. رفتار غرب در حوزه سیاسی و امنیتی، واکنش ملت ایران را برانگیخت. ملت ایران که تازه از یوغ ستم شاهنشاهی خارج شده بود، با ایجاد نظام مستقل مواجه شدند و تلاش غرب برای سرقت استقلال ملت با نهیب امام مواجه شد. رهبر انقلاب همواره نسبت به تسلط غرب هشدار داده و در مراودات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی، استقلال کشور را صیانت کردند.

لاریجانی افزود: مسئله هسته‌ای، بهانه‌ای بیش نبود و غرب به دنبال تسلط سیاسی و اقتصادی بر ایران بود. موضع رهبران انقلاب و ملت ایران، حفظ استقلال و عدم پذیرش سلطه هیچ کشور خارجی است. تبادلات فرهنگی با غرب و شرق نیز برقرار است، اما رهبران نظام توجه داشتند که این تعاملات باید مفید و تعالی‌بخش باشد و هیچگاه عناصر مترقی فرهنگ مانند قانون‌گرایی، محیط زیست و آموزش نادیده گرفته نشود. غرب همواره در پی جریان‌سازی فرهنگی و سلطه تکنولوژیک و سیاسی بوده است.

وی در ادامه سخنان خود گفت: غرب، انسان را از مواجهه با پرسش‌های اساسی هستی بازداشته و او را به انسانی بی‌خانمان و از مقام سروری به واپسین درجه آدمیزاد تبدیل کرده است. در مقابل، فرهنگ و فلسفه ایران و اسلام، از حافظ، سعدی، مولوی و دیگران گرفته تا گوته و فیلسوفان غربی که از آثار ایران الهام گرفته‌اند، معنویت و تفکر را در دنیای مدرن زنده نگه داشته است. تبادلات فرهنگی و شناخت میراث فرهنگی، سرمایه‌ای عظیم برای نسل امروز و فردای ایران است.

لاریجانی به صلح‌طلبی سیاسی و امنیتی اشاره کرد و گفت: رهبران انقلاب اسلامی به استقلال، آزادی و حفظ فرهنگ پایبند هستند. استقلال، فطریات روح جمعی جامعه است و در سیاست جهان معاصر، مستقل زیستن کار ساده‌ای نیست. کشورهایی که دم از حقوق بشر و صلح می‌زنند، گاه بزرگ‌ترین مانع استقلال کشورها هستند. سیاست‌های غرب در قرن‌های اخیر، منطق صلح و حقوق بین‌الملل را نادیده گرفته و قدرت و تسلط را محور قرار داده است.

وی افزود: آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول تاریخ و اخیراً نیز در جنگ‌های منطقه‌ای، تلاش کردند اراده ملت ایران را شکسته و استقلال کشور را محدود کنند، اما ملت ایران و رهبری با ایستادگی و صلابت خود، استقلال و هویت ملی را حفظ کردند. رهبر معظم انقلاب با مدیریت مستقیم و دقیق صحنه جنگ و تدارکات، امنیت و نیازهای مردم را تأمین کردند و الهام‌بخش ملت برای مقابله با دشمنان بودند.

لاریجانی در پایان سخنان خود گفت: تاریخ نشان می‌دهد که شرق و ایران همواره از فکر، هویت ملی و استقلال واقعی برخوردار بوده‌اند. تهدیدات و فشارهای آمریکا و غرب نمی‌تواند اراده ملی ایران را شکسته کند. ایران نه استیلاطلب است و نه استقلال خود را در معرض فروش قرار می‌دهد، حتی اگر به قیمت رویارویی تمام شود. کلید کار، تغییر رویکرد غرب و دست کشیدن از سلطه‌طلبی است تا شرایط به نفع تعامل متوازن و محترمانه میان ملت‌ها فراهم شود

 

انتهای پیام/

ارسال نظر