آخرین اخبار:
16:04 06 / 02 /1401
راه‌اندازی نخستین مدرسه عالی مهارتی طلا در استان یزد

سؤال: از مزایایش گفتید هم سرعت را بالا می‌برد؟سرعت رسیدن به نقشه‌ها، دقت بالا، داشتن ‌تمام نمونه‌ها. برای یک زمین ممکن است 10 حالت وجود داشته باشد، می‌توانید یک بار آشپزخانه را اینجا، آنجا یا جای دیگر بگذارید. در مورد طراحی اصولی صحبت می‌کنیم و نه طراحی من‌درآوردی. این می‌تواند همه حالت‌های درست را برای یک زمین بدهد.
سؤال: در مصالح هم کمک می‌کند؟ مزایای زیست‌محیطی؟
- در بحث محیط زیست ما با گرمایش کره زمین مواجه هستیم که یک بحث پرچالش است. ما مسئله‌ای داریم بر اینکه امروزه ابعاد پنجره‌ها رعایت نمی‌شود.
در دفاتر یک نقشه‌ای در ذهن کارفرماست، یک نقشه‌ می‌رود شهرداری که بر اساس ضوابط است، یک نقشه هم اوستا محمد خودش دارد پیاده می‌کند و اصلاً هیچ ربطی به اینها هم ندارد.
ما امروزه سه تا چهار نقشه برای یک ساختمان داریم و چرا این اتفاق افتاده؟ به خاطر اینکه آن اوستا محمد راحت می‌تواند نقشه و فضاها را جابه‌جا کند چون محاسبات خاصی پشت‌اش نیست.
الان این در را شما اینجا گذاشته‌اید، آنجا هم می‌توانید بگذارید. ابعاد این پنجره می‌تواند نصف این باشد یا همه این باشد. الان در تهران ساختمانی داریم که پنجره‌اش یک و نیم در 2 است، طرف‌های آجودانیه می‌روی می‌بینی اصلاً کل جداره پنجره و شیشه است و اصلاً‌ دیواری وجود ندارد. نمونه‌اش موجود است. یک اقلیم هستیم، پس چرا این همه تفاوت است؟ چون سلیقه‌ای شده است.
ولی وقتی ماشین طراحی کند اگر یک دیوار را فقط یک سانتیمتر جابه‌جا کنید تمام محاسبات به هم می‌ریزد. از محاسبات سرامیک، گچ و موزاییک شما بگیرید تا بحث انرژی ابعاد پنجره‌ها، اقلیم و ضوابط.
به خاطر اینکه ماشین به صورت واحد طراحی می‌کند اما انسان اینجوری نیست. ما آدم‌ها تکه تکه طراحی می‌کنیم ولی ماشین‌ها در آنِ واحد به‌صورت یکپارچه طراحی می‌کنند. یعنی وقتی این فضا را طراحی می‌کند، ابعاد پنجره با ابعاد فضا تناسب دارد و بر اساس ضوابط و استانداردهای انرژی است. ابعاد سایه‌بان با ابعاد پنجره تناسب دارد. شیب سایه‌بان، الان سایه‌بان عشقی شده و دیگر آن را نمی‌زنند در حالی که ما هزاران سال در اقلیم‌مان سایه‌بان داشتیم.
بعد می‌بینیم که تابستان یک پرده، دو پرده، بعد گرما را می‌آوریم داخل ساختمان چون اگر سایه‌بان باشد، گرما بیرون می‌ماند اما وقتی شما پرده می‌زنید، گرما به داخل می‌آید و بعد حالا باید کولر را زیاد کنید.
یعنی معماری یک جوری از هم گسیخته شده و هیچ ضوابطی رعایت نمی‌شود.
ولی وقتی ماشین طراحی می‌کند، دیگر آن برنامه نمی‌تواند 2858 کاری کند چون می‌داند اگر فقط این در را جابه‌جا کند تمام محاسبات به هم می‌ریزد؛ هزینه ساخت، هزینه تولید، 2907 مصالح، همه چیز به هم می‌ریزد.
سؤال: آن‌وقت اجرایش در ایران سخت نمی‌شود؟
- اینجاست که ما می‌گویم دیگر آن ساختمان‌ساز حرفه‌ای باید جلو بیاید و کسانی باشند که باید حرفه‌ای باشند. الان امروز شما می‌بینید که همه در ساخت و ساز هستند؛ از پزشک گرفته تا بنا و جوشکار و نقاش و ... همه به جز خود مهندس‌های ساختمان دارند ساختمان‌سازی می‌کنند.
این باعث می‌شود که این کار تخصصی باشد. مثل جراحی. الان می‌بینید که جراحی یک امر خیلی تخصصی شده، وقتی یک جراح می‌خواهد جراحی انجام دهد قبل‌اش کلی تصویر و عکس و شرح حال و ... از شما می‌خواهند که می‌خواهد مثلاً یک کلیه را پیوند بزند؛ آیا ما می‌توانیم بگوییم خیلی سخت است؟ البته حقیقتاً خیلی سخت است.
حالا اگر جراح اشتباه کند، ممکن است طرف فوت کند و او را می‌برند زیر خاک دفن می‌کنند و بعد از یک مدتی فراموش می‌شود یا فقط خانواده‌اش درگیر است ولی وقتی یک ساختمان بد ساخته می‌شود، همه جامعه درگیر هستند و سال‌های سال بر جای خود می‌ماند و کسی نمی‌تواند حل‌اش کند.
الان تهران را نگاه کنید که دیگر نمی‌توانند دست روی آن بگذارند. یک زمانی می‌توانستی دست بگذارید به راحتی مسیر یک خیابان را تخریب کنید و بسازد اما امروز واقعاً نمی‌شود چون میلیاردها میلیاردها پول می‌خواهد و به جز این، اصلاً زندگی آدم‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
یعنی یک نفر که موقعیتش در یک شهر، اینجا بود بعد می‌بری می‌گذاری آنجا! زمینه‌های فرهنگی، ارتباطات و خاطراتش، همه چیز دستخوش تغییر می‌شود.
کار خیلی حرفه‌ای‌تر و سخت‌تر است ولی ما ندیدیم! و نتیجه‌اش هم این است!


/


سؤال: توضیح تکمیلی؟
- نقد به سیستم دانشگاه زیاد داریم.
من در مرکز رشد نوآوری دانشگاه هستم اما باید ماهی 3 میلیون اجاره دهم. لبه فناوری هم کار می‌کنم ولی باید همان اجاره را بدهم که مثلاً یک نفر اینجا نشسته و در سایت‌اش عروسک می‌فروشد!
سؤال: چرا؟
- اصلاً عجیب است که بابت فضا از من اجاره می‌گیرند، با اینکه دانشجوی دکترای‌شان هستم.
اصلاً نمی‌دانم حمایت دانشگاه از تکنولوژی‌های نوین چطور با این مسئله جور درمی‌آید؟ یعنی من الان یک شغل دیگری دارم، کار می‌کنم و از آنجا اجاره اینجا را می‌دهم تا بتوانم این را حفظ کنم و توسعه دهم.


سؤال: مگر مأموریت مرکز رشد اصلاً این نیست که به شرکت‌های نوپا جای استقرار بدهند؟! همه‌جا اینجوری است یا فقط دانشگاه آزاد؟
- نمی‌دانم! من که همه جا را نرفته‌ام! دانشگاه‌های دیگر می‌گیرند ولی یک عدد خیلی جزئی حدود 10 یا 15 هزار تومان است، آن هم نه از همه. ما روی لبه فناوری کار می‌کنیم که اصلاً مگر پلتفرم من درآمد دارد که بخواهم به دانشگاه درآمدی بدهم؟!
یک موقع شما شرکتی هستی که داری محصول‌ات را می‌فروشی. نقدی که وجود دارد این است که الان سلسله‌مراتب و دسته‌بندی ندارد! مثلاً اینی که در های‌تک دارد کار می‌کند، من با استادی در خارج از کشور صحبت می‌کردم گفت بیا اینجا در 3310 بخوان، این را هم بیاور اینجا با هم همکاری می‌کنیم. وقتی چنین چیزی را گفتم تعجب کرد و گفت ما اینجا به دانشجویانمان پول می‌دهیم که روی این حوزه‌ها کار کنند.
سؤال: همه همین مقدار را می‌دهند؟
- همه متری 100 هزار تومان، سال گذشته 80 هزار تومان بود.
سؤال: بدون اینکه فروش هم داشته باشید؟
- حوزه‌های های‌تک ریسک بالا هستند. الان اسپیس ایکس 30 یا 50 موشک فرستاد تا بتواند به این برساند که بفرستد بالا و بیاید بنشیند! های ریسک است!
خودروی تسلا را که ساختند نبردند پیچ شمیران تست‌اش کنند، اول در داخل کارخانه گفتند چند متر برود ببینیم چگونه است؟
ما از ابتدا انگار انتظار داریم خودروی تسلا را ساخته‌اند که از فردا آن را در خیابان بفروشند!
اصلاً منطقی نیست و اصلاً سیستم کمک نمی‌کند.
در حالی که مسئله ثبت اختراع یک مسئله بسیار پیچیده و زمانبر است. شرکت‌هایی هستند که بابت این کار 20 تا 30 میلیون می‌گیرند، مجبور شدم خودم زمان بگذارم و همه را خودم انجام دهم. هم به خاطر منابع محدود مالی و هم به خاطر ریسک‌اش چون می‌توانست سرقت شود همان‌طور که قبلاً هم این اتفاق‌ها افتاده است.
الان یک دغدغه‌ام این است که چرا باید در مراکز رشد ما، شرکت‌های نوپا و استارت‌آپ‌ها از همان روز اول که وارد می‌شوند باید اجاره‌بها دهند و بستگی به نوع فعالیت آنها هم ندارد.
حتی به رئیس پژوهش نامه زدم که نوع کار من در لبه فناوری است، من که پفک نمی‌فروشم!
تمام تجهیزاتم را با کسانی که دور و برم هستند هر کدام یک مقدار پول گذاشتند یک کامپیوتر خریدم 100 و خرده‌ای میلیون، میز و تشکیلات و ... الان 20 کارآموز دارم که به صورت رایگان دارم به آنها آموزش می‌دهم چون بین 20 و 21 سال هستند و می‌خواهند اپلای کنند و بروند، نیاز دارند تکنولوژی‌های جدید یاد بگیرند. خود آنها دارند به دانشگاه شهریه می‌دهند و اصلاً پولی ندارند که به من بدهند.
سؤال: در گزارش شما نمی‌توانم بیاورم اما این را پیگیری خواهم کرد. در قلهک هستید؟
- نه در پونک. همه مراکز رشد در ایران پولی هستند!
سؤال: ولی کمتر از این؟
- در شهرستان هم می‌گویند متری 40 تومان بده اگر 30 متر باشد می‌شود یک میلیون و 200! که در شهرستان پول زیادی است. اصلاً باید رایگان باشد. از منطق‌اش سر در نمی‌آورم. دانشگاه آزاد را مگر با شهریه دانشجو نساخته‌اند؟ پس چرا همان فضا را باید به دانشجو اجاره دهند و از او پول بگیرند؟! تو که اصلاً آورده‌ای نداشتی! سرویسی هم که نمی‌دهی! یک اینترنت خیلی داغان و یک برق که اشتراکی است و یک سالن است و همه جا را روشن می‌کند و اصلاً شرکت‌های دانش‌بنیان هم نبود آن سالن روشن می‌شد، آب هم که چاه زده‌اید. چیزی وجود ندارد که بگوییم بهای آنچنانی باید پرداخت شود. خدمات هم که نداری! شستن و تی کشیدن و ... همه چیز با خود بچه‌هاست.
نه فقط مسئله ما بلکه این مسئله کشوری است و همین باعث می‌شود به مرور زمان، من الان وقتی می‌بینم شرایط این‌جوری است دارم کم‌کم مقدمات را آماده می‌کنم که نهایتاً تا یک سال آینده بروم! چون نمی‌توانم اینجوری ماهی سه میلیون اجاره دهم! حقوقی که از شرکت محل کارم می‌گیرم هفت میلیون است، حقوق پایه می‌گیرم، شغلی وجود ندارد که بخواهم در مقطع دکتری کار کنم. هیئت علمی نمی‌خواهند. دولتی‌ها که اصلاً از آزاد نمی‌گیرند، آزادی‌ها هم که خودشان پر هستند و دانشجو دارد کم می‌شود! باید در شرکتی کار کنم سه میلیون‌اش را بدهم اینجا، چند میلیون هم خرج خود پلتفرم کنم، خورد و خوراک و ... هم که هیچی!
این باعث می‌شود به مرور زمان شرکت‌ها و هسته‌هایی که در لبه فناوری هستند کنار بروند و آنهایی که چیپس و پفک و عروسک می‌فروشند یا خدماتی مثل اسنپ می‌دهند، بمانند!
داریم آن چیزی را که بنیاد دانشی در آن وجود دارد، می‌سوزانیم. فقط هم من نیستم، کشور درگیر این ماجراست!
ظاهراً بعضی کارها تعمدی است. ما در محیط زیست شکست خوردیم. در 30 سال آینده بیش از 70 تا 90 درصد ایران قابل زیست نخواهد بود. من نمی‌گویم، ناسا این را می‌گوید!


انتهای پیام/

ارسال نظر