
رئیس جهاد دانشگاهی سؤال: برنامه توسعه مترو به کجا رسید؟ - آن پروژه تحت عنوانطراحی و ساخت یک رام قطار مترو بود که بر اساس اجرای بند 54 برنامه ششم توسعه کشور که خود جهاد کشاورزی آن را با هماهنگی مجلس در برنامه ششم وارد کرده بود، این پروژه تقریباً در پایان سال 99 به اتمام رسید، فکر میکنم فروردین 1400 هم به صورت مجازی با حضور رئیس محترم 0104 رونمایی شد. الان دارد تستهای استانداردش را میگذراند چون وفق یکسری قوانین باید بر اساس یکسری استانداردها این تستها انجام و گواهینامهها صادر شود. همزمان ما داریم به کمک معاونت اول، معاونت علمی، شهرداری تهران، وزارت کشور با حضور جهاد دانشگاهی ساخت 420 واگن را در چهار بسته 105 واگنه داریم پیگیری میکنیم. قرار است یک شرکت به عنوان شرکت پیمانکار عمومی تشکیل شود که وظیفه ساخت اینها را به عهده داشته باشد. ابتدا قرار بود این شرکت در شهرداری یا در سازمان ئیدرو تشکیل شود چون در آن جلسات ئیدرو هم به عنوان سازمان توسعهای حضور داشت که به دلایلی انجام نشد، این را به عهده جهاد دانشگاهی گذاشتند که از یکی از شرکتهای وابسته به خودش استفاده کند و همه ذینفعان و سازندگان در این شرکت سهامدار باشند مثل خود ئیدرو به عنوان یک سازمان توسعهای شهرداری تهران، واگنسازی تهران، مجموعه واگنسازان، تجهیزاتسازان مثل جهاد دانشگاهی، مبنا و شرکتهای بهرهبرداری مترو هم در آن سهیم باشند. ابلاغ اینکه این شرکت تشکیل شود به جهاد دانشگاهی انجام شد، به خاطر این تعطیلات کرونایی به تأخیر افتاد، از هفته آینده جلسات آن شرکت و انتقال سهام به افراد را تشکیل میدهیم و قرار هم شده بودجه 105 واگن اول را از طریق فروش اوراق مشارکت توسط سازمان برنامه و بودجه و وزارت کشور تأمین شود. آن در این مرحله است، اگر این قرارداد بسته شود، میتوان گفت اولین پروژه ملی است که با دانش کاملاً بومی طراحی و ساخته شده است. البته طبیعی است که به خاطر برخی از تجهیزات و قطعات به واردات از خارج از کشور وابسته هستیم ولی دانش کاملاً ایرانی است با حجم حدود 85 درصد ساخت داخل و طراحی کاملاً ایرانی.
سؤال: چه زمانی اولین قطار ایرانی وارد مترو میشود؟ - برنامه ما این است که همین یک رام قطار ملی را تا پایان شهریور وارد سیر کنیم ولی فکر میکنم دو، سه ماه تأخیر دارد معمولاً به خاطر همین مشکلاتی که به وجود میآید یا گاهاً در تأمین برخی از خدماتی که بتوان این تستها را به طور کامل انجام داد ولی اگر آن قرارداد بسته شود، بر مبنای آن قرارداد فکر میکنم اولین واگنش 18 ماه بعد از اینکه پیش پرداخت پرداخت شد، تحویل و وارد سیر میشود. سؤال: پیش پرداخت کی انجام شده؟ - نشده. هنوز این شرکت باید تشکیل شود، پیمانکار عمومی تشکیل شود. قرارداد توسط شهرداری تهران چون به عبارتی ما این واگنها را برای شهرداری میسازیم منتهی بودجه آن را دولت تأمین میکند. قرارداد با شهرداری تهران بسته و پیشپرداخت و کار به صورت رسمی شروع شود. همه برنامهریزی ما این است که این قرارداد تا پایان مسئولیت نه بگوییم دولت، حداقل این در بازه زمانی مردان فعلی انجام شود یا 0540 شود، سقفش را پایان شهریور گذاشتیم که این قرارداد تا آن موقع بسته شود.
سؤال: ایران در بحث ناباروری کجا قرار دارد؟ چه مقدار از این جایگاهی که داریم به خاطر تلاشها و فناوریهایی است که در رویان انجام میشود؟ - یک دانشمند آمریکایی هندیالاصل به اسم پروفسور آگاروار (0625) یک بررسی در دو دهه گذشته انجام داد در مورد مؤسساتی که بیشترین تولید علم را در زمینه ناباروری انجام و آن را کاربردی هم کردند. 10 مؤسسه را انتخاب کردند که رویان نهمین مؤسسه است. 6 مؤسسه آمریکایی، سهتا اروپایی و متعلق به سایر کشورها و یکی هم متعلق به ایران که رویان است. این افتخاری برای ماست که در میان این همه مؤسسهای که در دنیا هستند، بیشترین تولید علم و کاربردی کردنش و آوردنش به بالین در درمان رفع ناباروری متعلق به رویان است. ولی هم رویان به خاطر کارهای خوب علمی که انجام میدهند و آن درصد باروری که انجام میشود و هم پژوهشگاه ابن سینا که آن هم در زمینه باروری فعالیت میکند، کارهای علمی خوبی انجام دادند. از کارهای خوب ابن سینا این بوده که توانستند از خون قاعدگی سلولهای بنیادی بگیرند و بانک سلولهای بنیادی حاصل از خون قاعدگی خانمها را بگیرند چون یک راه نسبتاً آسانی است که سلولهای بنیادی گرفته شود و برای خود آنها در بانک ذخیره شود برای کاربردهایی که خدای نکرده در آینده پیش بیاید. دوتا کار خیلی خوب را انجام دادند. یکی در مورد خانمهایی که سن آنها بالا است و تخمدان آنها به قول خود آنها دچار تنبلی تخمدان است که همین سلولهای بنیادی را وقتی به تخمدان تزریق میکنند، باعث میشود که کار باروری و تشکیل تخمک به صورت طبیعی یا در نهایت IBF انجام شود که آنها بتوانند باردار شوند.
یکی هم در مورد بیماری است که برخی از خانمها در داخل رحمهایشان دارند که جنین به داخل بدنه رحم چسبیده نمیشود. با تزریق این سلولهای بنیادی یک حالت جوانشدگی به رحم دست میدهد و این کار به صورت طبیعی انجام میشود و به خاطر همین کارها خانم دکتر کاظمنژاد که خودش مجری این پروژه بود، به عنوان پژوهشگر و فناور برتر در سال گذشته توسط وزارت علوم انتخاب و مورد تأیید و تشویق قرار گرفت و گرنتی هم برای ادامه فعالیتهایش به او دادند. در مجموع چه دو پژوهشگاه رویان و ابن سینا و هفت مؤسسهای که ما در سایر استانها داریم، دوستان مدعی هستند که حدود 50 درصد سیکل ناباروری ایران را همین مجموعه جهاد دانشگاهی انجام میدهد و معتقد هم هستیم که الان در شرایط حاضر که ما با مشکل کاهش جمعیت مواجه هستیم، بهترین راه حل که انگیزه لازم را هم دارد، پرداختن به بحث درمان همین زوجهای نابارور است که میگویند حداقل 20 درصد جمعیت را تشکیل میدهند که حجم زیادی است. خود وزیر سابق بهداشت آقای دکتر هاشمی به ما پیشنهاد کردند با توجه به بودجه مناسبی که برای بحث درمان ناباروری گذاشته شده و یا بحث جوانسازی جمعیت، جهاد دانشگاهی از این بودجه استفاده کند و با تجربه خوبی که دارد، در تمام استانها مراکز درمان ناباروری ایجاد کند و دولت هم به زوجها کمک کند چون خیلی از زوجها از عهده هزینههای درمان ناباروی برنمیآیند و از این طریق کمک جدی هم به حل مشکل ناباروری و هم به جوان شدن جمعیت شود. این را ما چندین سال است پیگیری میکنیم، هنوز به نتیجه نرسیده است. فکر میکنم دو بار هم سالهای گذشته در مجلس مطرح کردیم. فکر میکنم هنوز این کار، کار بسیار مهمی است. زوجهای نابارور علیرغم همه مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد، این انگیزه را دارند. اگر این بودجه تأمین شود با تجربهای که ما در جهاد دانشگاهی داریم، میتوانیم در حل مشکل ناباروری و نگرانی که نسبت به بحث کاهش جمعیت داریم، کارهای بسیار جدی و خوبی انجام دهیم.
////گزارش
سؤال: شبیهسازی برهها در رویان یکی از دستاوردهای مهم این پژوهشگاه بود اما سال پیش که من به آنجا رفته بودم، این برهها را کشتند. مجدداً قصدی برای انجام شبیهسازی وجود دارد یا اصلاً قضیهاش چیست؟ - شبیهسازی یک تکنولوژی بود که هدف ما این بود که آن را به دست بیاوریم و رویان این کار را برای اولین بار در خاورمیانه انجام داد. در دنیا این کار انجام شده بود که بتوانند از سلولهای یک حیوان این شبیهسازی را انجام دهند. بیشترین کاربردش در حوزهای است که یکسری حیوانات درحال انقراض هستند که با این کار از انقراض آنها جلوگیری شود. البته در بحث تکثیر هم استفاده میشود. مثلاً الان در بحث تکثیر بزهای سانن و مورشیا که بزهای با قابلیت شیردهی تا هفت کیلو هستند، مؤسسه رویان در اصفهان با سفارش برخی از سازمانها دارد این کار را انجام میدهد. ولی یک تکنیکی بود که لازم بود ما به دست آوریم که به دست آمد. این تکنیکها پایه علمی برای انجام کارهای بعدی هستند. خب در ادامه این کار آمدند روی مباحث ژنتیکی و تغییرات ژنتیکی کار کردند. تغییرات ژنتیکی بعداً در اصلاح نژاد دام خیلی ارزشمند است. الان درست است که ما بز سانن و موشیار را از خارج میآوریم و تکثیر میکنیم ولی اینها به هر حال بوم ایران نیستند. چون بحث دام سبک است، ما الان دامهایی را داریم که اینها بوم ایران هستند. به آب و هوا، گرما و علوفههای ایران عادت دارند. گاهاً از علوفههایی تغذیه میکنند که خیلی آسان به دست میآید و از نوع علوفههایی مثل نهادههای دامی که باید از خارج از کشور وارد شود نیستند. منتهی اینها برخی ویژگیهای مثبت و برخی ویژگیهای منفی دارند که ویژگیهای منفی را هم باید مثبت کنیم. برای مثال میزان شیردهی دامهای ایرانی پایین است. این تغییرات ژنتیک میتواند در بحث شیردهی کمک کند یا اینکه اصلاح نژاد دام را از طریق تلقیح اینها مرتب سعی کنند نژاد را اصلاح و اصلاح کنند. اینها آن پایههای دانشی است که الان به وجود آمده و میتوان این کارها را انجام داد. در بحث دام سنگین، ما سراغ اصلاح نژاد با استفاده از نژادهای برتری که الان در دنیا به وجود آمده است رفتیم و در آنجا هم کارهای خیلی خوبی انجام دادیم. بالاخره شیر و گوشت ما عمدتاً از دامهای سنگین تولید میشود. در زمینه کره ما وابستگی داشتیم و علتش این است که دامهای سنگین ما، دامداریهای بزرگ ما اعم از صنعتی و نیمهصنعتی گاوهای هولشتاین دارند که چربی شیرش پایین و 2 درصد است. الان نژادهایی آمدهاند که هم میزان شیر و هم چربی شیرشان خوب است و هم میزان گوشتآوریشان نسبت به علوفهای که میخورند بالاتر است. منطقی این است که با توجه به شرایط آب و هوایی کشورمان و مشکلی که در تولید نهادهها داریم، به سراغ اصلاح نژاد دام برویم.
گزارش
دنیا هم به سراغ این کار رفته است منتهی بحث مهم این تکنیکی بود که این کار با سرعت بالا انجام شود و آن تکنیکی را که به دست آوردیم، خب 1550 جوان را از همین نژادهای مرغوب وارد کردیم چون نداشتیم، از آنها 60 تا 70 تخمک در سال گرفته میشود. این تخمکها با بهترین اسپرمها از همان نژادهای نرش تزویج میشود و یک جنین با کیفیت بسیار عالی تولید میشود، این جنین به داخل رحم گاوهای حامل منتقل میشود و این روند، سرعت را خیلی بالا میبرد تا اینکه بخواهد به صورت طبیعی و روش سنتی انجام شود. از آن طرف هم صرفهجویی بسیار زیادی در هزینه واردات جنین میشود چون همین جنینهای مرغوب بین 500 تا یک هزار یورو قیمت وارداتش است در صورتی که جنینی که الان با تکنولوژی ما تولید میشود را حدود80 یورو میفروشیم. البته این تکنولوژی کاملاً به پایان رسیده و یک شرکت مشترک هم با سازمان اوقاف تشکیل شد که این را به صورت انبوه تولید کنند. این کار به پایان رسید ولی این تکنولوژی را شروع کردهایم در مورد شترهای مرغوب انجام دهیم. بالاخره با شرایط آب و هوایی کشورمان شاید نیاز باشد که برای تأمین گوشت یا لبنیات مورد نیاز کشور به سمت حیواناتی مانند شتر برویم که علوفهشان عمدتاً خَشَبی است، یعنی خار و خاشاک را هم به راحتی و بدون مشکل میخورند. باید روی شیرآوری اینها کار کنیم و نژادهایی را تکثیر کنیم که هم گوشت و هم شیر خوب میدهند. گاومیش باز از حوزههایی است که داریم روی آن کار میکنیم چون اینها در دنیا مورد توجه هستند. فوقالعاده به دما و بیماریها مقاوم هستند. ویژگیهای خوبی هم دارند. برای مثال گوشتآوری گاومیش هم خوب است و چربی شیرش فوقالعاده بالاست. قدم بعدی باز پرداختن به اصلاح نژاد دامهای سنگین خودمان است. مثلاً گاو سیستانی گاوی است که علوفهاش همین علوفه خشک حوزه سیستان و بلوچستان و خشبی است، سرعت چاق شدن و گوشتآوریاش خوب ولی شیرش پایین است. باید روی اصلاح نژادش کار کنیم، چه به لحاظ ژنتیکی کار کنیم که این توانمندیها به دست آمده و ما بیشتر به دنبال تأمین منابع مالی هستیم که این پروژهها را با سرعت خوبی جلو ببریم. لذا در این بحثهایی که فرمودید، به خاطر همان کارهای علمی که انجام شده، چه در مورد انسان و چه در مورد حیوان چون خیلی شبیه هم هستند، در مجموع الان توانمندی فوقالعاده خوبی ایجاد شده که بتوانیم بسیاری از مشکلات کشور را با این روشها حل کنیم.
سؤال: حوزه پزشکی بازساختی؟
- در بحث پزشکی بازساختی همان بحث سلولهای بنیادی که ما هنوز در بحث تشکیل بیمارستان داریم پیگیری میکنیم ولی از آن تکنولوژی برای کارها و درمانهای مختلف استفاده میشود. مثلاً بحث درمان پارکینسون را داشتیم که با استفاده از سلولهای بنیادی بود که آن کار انجام شده است. کارها را به خاطر اینکه هزینهها کمتر شود در محیطهای آزمایشگاهی معمولی انجام میدهیم ولی وقتی میخواهید وارد فاز انسانی شوید باید در آزمایشگاهی انجام دهید که بر اساس GMP ساخته شده و استانداردهای لازم را دارند. الان آن پروژه دارد تکرار میشود منتهی بر اساس استانداردهای GMP چون از نظر ما فاز حیوانیاش موفق بوده، حالا که میخواهیم فاز اول انسانیاش را انجام دهیم، کارهای قبلی باید بر اساس استانداردهای GMP انجام شود چون الزاماتی که در آزمایش بر روی انسان لازم است که خدای نکرده خطرات جانبی نداشته باشد باید رعایت شود که آن دارد انجام میشود. الان تمرکزی بر بحث ژندرمانی، ویروسدرمانی و استفاده از سلولهای کُشنده طبیعی برای بیماریهای صعبالعلاج و ناعلاج کردهایم که ادامه همان تکنولوژیهای هستند. خود رویان کاری را با علوم پزشکی تهران، کاشان و گلستان شروع کرده در مورد یک نوع تومور مغزی بسیار حاد که آن را گلیوبلاستوما گویند و آنها میآیند سلولهای کُشنده فرد را اگر ضعیف است میگیرند تقویت میکنند، به عبارتی تربیت میکنند که مستقیم سراغ آن تومورها بروند. (حالا من به زبان ساده میگویم چون خودم فنی هستم، به هر حال علمیترش را میتوانید از خود بچههای رویان و سایر بچهها بپرسید) تکثیرش کرده و آنها را داخل بدن بیمار تزریق میکنند. کاری که در آزمایش اولشان میکردند این بود که آن سلولها را بهگونهای آموزش دهیم و تربیت کنیم که روی سایر اعضای بدن اثر منفی نداشته باشند چون وقتی شیمیدرمانی انجام میدهیم تمام بافتهای بدن بهطور همزمان آسیب میبینند و تمام تلاش علم این است که شما بهگونهای کار کنید که خود آن سلولهای سرطانی یا مشکلدار را هدف بگیرید. پنج بیمار اولیه که دیگر در حال از بین رفتن بودند، پنج کودک انتخاب شده بودند و این کار در مورد آنها انجام و سلولهای کشنده تزریق شد.
خوشبختانه هم آثار جانبی روی بافتهای دیگر نداشتند، تمام تمرکزشان روی خود تومور بود و هم تومورها بزرگ نشده بودند. معنیاش این بود که توانسته سلولها را هدف قرار دهد و نگذارد تومورها بزرگتر شوند. حالا فاز دوم و سوم باید روی تعداد بیشتری از بیماران و با ملاحظات بیشتر انجام شود. این یک کار موفق بود که فاز اول یک چنین دانشی به دست آمده که بتوانند این کار را انجام دهند. رویان سال گذشته کار خوبی در بحث ژندرمانی کرد که افتتاح مرکز تولید ژنش بود. یک ژن به اسم پارا-19 را هم تولید کردند که هدف آن ژن این است که در آینده بتوانند سرطانهای خونی را مداوا کنند ولی آن ژن را باید بتوانند به طور گسترده تولید کنند. الان باز مراحل نهایی تأیید GMP آن توسط وزارت بهداشت در دست اقدام است. وقتی این انجام شد، دیگر این ژن در آن محیط GMP تولید میشود و تکنولوژی تولید را به دست آوردهاند و اولین محصول ژنی کشور میشود که إنشاءالله به طور گستردهتری بتواند تولید شود. این کار را در دنیا چند کشور انجام دادهاند منتهی هزینههایش خیلی گران است و در حد 270 هزار تا 370 هزار دلار است. امیدواریم با این پروژهای که شروع شده هم این دانش را به طور موفقیتآمیز به دست آوریم و انجام دهیم و هم هزینهها برای بیماران کشورمان کاهش پیدا کند. همین کار را پژوهشکده معتمد ما در زمینه سرطان پستان و سرطان خون دارد انجام میدهد که فاز اول کارآزمایی بالینیشان را هم با علوم پزشکی تهران انجام دادهاند و این هم کار موفقی بوده. اینها حاصل همان کارهای خوبی است که قبلاً انجام دادهاند، پایههای علمی که به دست آوردند و حالا دیگر روز به روز در حال توسعه آن هستند. خوشبختانه تقریباً با علم روز دنیا داریم در این حوزهها پیش میرویم منتهی این حوزهها، حوزههایی پرهزینه هستند. ابتدایش کارهای پرهزینه و زمانبری هستند که مشکلی که عمدتاً ما داریم بحث هزینهها برای سرعت دادن به این قبیل امور است. سال گذشته چند کار خوب دیگر در حوزه پزشکی داشتیم. یکی از آنها این بود که رویان برای بحث تسهیل تست واکسنهای کووید، موشی به اسم موش تراریخت کوویا درست کرد. همان دانشی که عرض کردم در حوزه تراریخت و تغییرات ژنتیک به دست آورده بودند، موشها گیرنده ویروس را ندارند، به همین دلیل موشها کرونا نمیگیرند یا پدیده ویروسی نمیشوند. گیرنده انسان را به بدن موش منتقل کردند که موش بتواند ویروس را بگیرد، کرونایی شود و بعد این واکسن را روی آن تزریق کنند که هزینههای فاز حیوانی کم شود، سرعتش بالا رود، چون قاعدتاً فاز حیوانی را با میمون انجام میدهند که مشخصاتی شبیه انسان دارد. منتهی وقتی روی موش انجام دهید، مرحله انجام آن روی میمون که هزینههای میمون بسیار بالا است کمتر میشود. در عین حال ما آن را نیاز داریم. الان دانش آن تولید شده است. موش تولید میشود و در اختیار شرکت سلفک ؟؟؟ (2625) که به متقاضیان تولید واکسن و آزمایشات آینده بفروشد. یک رونمایی هم انجام شد. داریم یک کار مشترک با معاونت علمی و پژوهشگاه علوم شناختی انجام میدهیم که مرکزی تحت عنوان نخستیسانان ایجاد شود که همان انواع و اقسام میمونها هستند که ما برای فازهای حیوانی نیاز داریم. اینها را کم داریم و با سختی وارد میشود. باید مرکزی باشد تا اینها را تولید، تکثیر و حتی برای گاهاً آزمایشهای فضایی تربیت کند. رویان این کار را در مجموعه کوچکی انجام داده. همان میمونی که به فضا فرستادند میمونی بود که رویان برای این کار تربیت کرده بود و الان برای بحث پارکینسون خودش دارد از همان میمونها استفاده میکند و در بحث واکسن کووید هم فکر میکنم حدود 40 میمون را به ستاد اجرای فرمان امام(ره) دادند. به دلیل اینکه خوشبختانه فعالیت ما در حوزه پزشکی به خوبی در حال توسعه پیدا کردن است، نیاز به ایجاد چنین مرکزی هست که هم تکثیر و تربیت شوند و هم این آزمایشات در آنجا انجام شود. یعنی اتاقهای عمل مختلف و ریکاوری داشته باشد که سایر دانشمندان ما علاوه بر رویان بیایند و آزمایشهای خود را در آنجا انجام دهند. این هم یکی از کارهای مورد نیاز کشور بود که در آنجا انجام شد. یک کار خوبی هم که با آن بودجه 30 میلیون یورویی که از صندوق توسعه ملی با حمایت مقام معظم رهبری، مجلس و دولت گرفتیم، یکی از کارهایی که در حوزه پزشکی انجام دادیم کار روی زخمپوشها بود. زخمپوشها در کیفیت ارتقای بهبودی بیماری مریضهای ما چه زخمهای دیابیتی، چه سوختگی، چه زخمهای پروانهای یا EBها و چه زخمهای مزمن که به داروها مقاومت میکنند، بسیار مهم هستند. ما سه زخمپوش را کار کردیم. متناسب با هر کدام از این زخمها زخمپوشهای آرژیناتی، زخمپوشهای فومی و هیدروفایبرها را کار کردیم.
خوشبختانه هم آثار جانبی روی بافتهای دیگر نداشتند، تمام تمرکزشان روی خود تومور بود و هم تومورها بزرگ نشده بودند. معنیاش این بود که توانسته سلولها را هدف قرار دهد و نگذارد تومورها بزرگتر شوند. حالا فاز دوم و سوم باید روی تعداد بیشتری از بیماران و با ملاحظات بیشتر انجام شود. این یک کار موفق بود که فاز اول یک چنین دانشی به دست آمده که بتوانند این کار را انجام دهند. رویان سال گذشته کار خوبی در بحث ژندرمانی کرد که افتتاح مرکز تولید ژنش بود. یک ژن به اسم پارا-19 را هم تولید کردند که هدف آن ژن این است که در آینده بتوانند سرطانهای خونی را مداوا کنند ولی آن ژن را باید بتوانند به طور گسترده تولید کنند. الان باز مراحل نهایی تأیید GMP آن توسط وزارت بهداشت در دست اقدام است. وقتی این انجام شد، دیگر این ژن در آن محیط GMP تولید میشود و تکنولوژی تولید را به دست آوردهاند و اولین محصول ژنی کشور میشود که إنشاءالله به طور گستردهتری بتواند تولید شود. این کار را در دنیا چند کشور انجام دادهاند منتهی هزینههایش خیلی گران است و در حد 270 هزار تا 370 هزار دلار است. امیدواریم با این پروژهای که شروع شده هم این دانش را به طور موفقیتآمیز به دست آوریم و انجام دهیم و هم هزینهها برای بیماران کشورمان کاهش پیدا کند. همین کار را پژوهشکده معتمد ما در زمینه سرطان پستان و سرطان خون دارد انجام میدهد که فاز اول کارآزمایی بالینیشان را هم با علوم پزشکی تهران انجام دادهاند و این هم کار موفقی بوده. اینها حاصل همان کارهای خوبی است که قبلاً انجام دادهاند، پایههای علمی که به دست آوردند و حالا دیگر روز به روز در حال توسعه آن هستند. خوشبختانه تقریباً با علم روز دنیا داریم در این حوزهها پیش میرویم منتهی این حوزهها، حوزههایی پرهزینه هستند. ابتدایش کارهای پرهزینه و زمانبری هستند که مشکلی که عمدتاً ما داریم بحث هزینهها برای سرعت دادن به این قبیل امور است. سال گذشته چند کار خوب دیگر در حوزه پزشکی داشتیم. یکی از آنها این بود که رویان برای بحث تسهیل تست واکسنهای کووید، موشی به اسم موش تراریخت کوویا درست کرد. همان دانشی که عرض کردم در حوزه تراریخت و تغییرات ژنتیک به دست آورده بودند، موشها گیرنده ویروس را ندارند، به همین دلیل موشها کرونا نمیگیرند یا پدیده ویروسی نمیشوند. گیرنده انسان را به بدن موش منتقل کردند که موش بتواند ویروس را بگیرد، کرونایی شود و بعد این واکسن را روی آن تزریق کنند که هزینههای فاز حیوانی کم شود، سرعتش بالا رود، چون قاعدتاً فاز حیوانی را با میمون انجام میدهند که مشخصاتی شبیه انسان دارد. منتهی وقتی روی موش انجام دهید، مرحله انجام آن روی میمون که هزینههای میمون بسیار بالا است کمتر میشود. در عین حال ما آن را نیاز داریم. الان دانش آن تولید شده است. موش تولید میشود و در اختیار شرکت سلفک ؟؟؟ (2625) که به متقاضیان تولید واکسن و آزمایشات آینده بفروشد. یک رونمایی هم انجام شد. داریم یک کار مشترک با معاونت علمی و پژوهشگاه علوم شناختی انجام میدهیم که مرکزی تحت عنوان نخستیسانان ایجاد شود که همان انواع و اقسام میمونها هستند که ما برای فازهای حیوانی نیاز داریم. اینها را کم داریم و با سختی وارد میشود. باید مرکزی باشد تا اینها را تولید، تکثیر و حتی برای گاهاً آزمایشهای فضایی تربیت کند. رویان این کار را در مجموعه کوچکی انجام داده. همان میمونی که به فضا فرستادند میمونی بود که رویان برای این کار تربیت کرده بود و الان برای بحث پارکینسون خودش دارد از همان میمونها استفاده میکند و در بحث واکسن کووید هم فکر میکنم حدود 40 میمون را به ستاد اجرای فرمان امام(ره) دادند. به دلیل اینکه خوشبختانه فعالیت ما در حوزه پزشکی به خوبی در حال توسعه پیدا کردن است، نیاز به ایجاد چنین مرکزی هست که هم تکثیر و تربیت شوند و هم این آزمایشات در آنجا انجام شود. یعنی اتاقهای عمل مختلف و ریکاوری داشته باشد که سایر دانشمندان ما علاوه بر رویان بیایند و آزمایشهای خود را در آنجا انجام دهند. این هم یکی از کارهای مورد نیاز کشور بود که در آنجا انجام شد. یک کار خوبی هم که با آن بودجه 30 میلیون یورویی که از صندوق توسعه ملی با حمایت مقام معظم رهبری، مجلس و دولت گرفتیم، یکی از کارهایی که در حوزه پزشکی انجام دادیم کار روی زخمپوشها بود. زخمپوشها در کیفیت ارتقای بهبودی بیماری مریضهای ما چه زخمهای دیابیتی، چه سوختگی، چه زخمهای پروانهای یا EBها و چه زخمهای مزمن که به داروها مقاومت میکنند، بسیار مهم هستند. ما سه زخمپوش را کار کردیم. متناسب با هر کدام از این زخمها زخمپوشهای آرژیناتی، زخمپوشهای فومی و هیدروفایبرها را کار کردیم.
////////////////////////////
بهترین بچههایی که ارشد و دکتری میخوانند عموماً این مجموعه را انتخاب میکنند چون اساتیدشان بچههایی هستند که فیزیک 3550 را خوب فهمیده و پیاده میکنند. پروژههای خود را در آزمایشگاههای خوبی میگذرانند و واقعاً آدمهای کارآمدی میشوند که حالا در سطح جامعه بیایند در هر جایی مشغول شوند یا در جهاد ادامه دهند. این کار را داریم توسعه میدهیم، به ویژه حالا با آن بودجهای که به ما اختصاص داده شد، فرصت خوبی را برای جهاد ایجاد کرد. یکی از مشکلاتی که ما در بحث توسعه فناوری داشتیم این بود که وقتی سال به سال توان تولید فناوریهای بزرگتری را داریم، تولید این فناوریها خیلی هزینهبر است چون ما میخواهیم آنها را تجاری کنیم، بنابراین دیگر با بودجههای جهاد امکانپذیر نیست. برای مثال جهاد با بودجه محدودی که دارد نمیتواند خودش برای یک سیستم رانش 20 میلیارد هزینه کند. بنابراین سعی میکنیم اینها را در قالب قراردادهای حرفهای با کارفرما، بگوییم ما پژوهشاش را هم در داخل همان قرارداد انجام میدهیم و محصول را به شما تحویل میدهیم. اثباتش برای کارفرمایان برای کاری که هنوز در ایران انجام نشده، شما یک کار موفق قبلی را روی یک محصول دیگر ساختهاید، مثلاً میگویید من حالا که UPS یا کنترل دور موتورها را ساختهام، میتوانم سیستم رانش واگنهای مترو را هم بسازم. قبولاندن این به کارفرما گاهی 3 تا 12، 13 سال طول میکشد تا واقعاً یک کارفرمایی بیاید این ریسک را بپذیرد و قبول کند. بحث من این بود که اگر منابع مالی در اختیار خودمان باشد، ما این پروژهها را انجام میدهیم و با دست پر به سراغ کارفرما میرویم. آن دیداری که سال 97 با مقام معظم رهبری داشتیم، هم دستاوردهایمان را ارائه کردیم و خواستیم اینها مورد استفاده قرار بگیرند، هم اینکه اگر منابعی در اختیارمان باشد ما خودمان این کارها را شروع میکنیم و با دست پر سراغ جامعه، کارفرمایان و متقاضیان میرویم که آن 30 میلیون یورو یک فرصت خوبی برای ما ایجاد کرد. ما حدود 40 پروژه را تعریف کردیم که الان این پروژهها در در سه حوزه فنی مهندسی، کشاورزی و پزشکی، تقریباً اغلبشان به انتها رسیدهاند و امیدواریم تا پایان سال خیلی از اینها را به صورت حرفهای وارد بازار کنیم.
سؤال: تبدیل رویان به یک پلتفرم بینالمللی؟ - اینها ایدههای خوبی است که آدم دلش میخواهد اجرا شود. سؤال: در حد ایده است؟ - اینها همه منابع و ارتباطات میخواهد. وقتی شما میخواهید بینالمللی شوید باید بتوانید پروژه مشترک را اجرا کنید. در اجرای پروژه مشترک هم باید بخشی از منابع را شما تأمین کنید. الان خیلیها حاضر هستند با رویان و سایر پژوهشگاههای جهاد یا پژوهشکدهها کار مشترک انجام دهند ولی معمولاً میگویند بخشی از هزینه را شما و بخشی از هزینه را ما تأمین کنیم. به نظرم یکی از اشکالاتی که در کشور ما وجود دارد این است که پژوهش ما مأموریتمحور نیست. یعنی پول پژوهشمان را همهمان میآییم سلول بنیادی یا ژندرمانی کار میکنیم. یعنی در این شرایط کشور که بودجههایمان محدود است و بعد هم این جا افتاده که انگار خروجی پژوهش فقط باید مقاله باشد! پژوهش برای حل مشکل جامعه و تأمین نیازهای جامعه در هر حوزهای است. بای پروداکتش یا محصول جانبیاش مقاله است. ما هم منابع مالیمان کم است و هم اینکه نگاهمان به پژوهش نگاه ارزشآفرینی با تولید فناوری و محصول نیست. میخواهیم با یک مقاله کار را تمام کنیم و برویم سراغ مقاله بعدی. یک مقدار هم به اشکال در سیستم ارتقای ما مربوط است که فقط مقاله را هدف قرار داده. ما معتقدیم و حتی این را هم پیشنهاد کردهایم که به جهاد دانشگاهی مأموریتهای کلان در حوزههای مختلف بدهید. مثلاً ما معتقد بودیم اصلاً بحث سلول بنیادی را شما به جهاد دانشگاهی بسپارید، جهاد از ظرفیت همه کشور به صورت مأموریت محور استفاده کند که به سمت حل مشکل برود. ما سال 93 هم در دیداری که با رهبر انقلاب داشتیم همین را مطرح کرده بودیم که ماها دوست داریم مأموریت داشته باشیم که اینقدر زمان برای اثبات قابلیتمان صرف نکنیم. ما قابلیتهای خوبی داریم، باید به ما مأموریت داده شود و برای آن مأموریت هم تأمین منابع شود و حتی این تأمین منابع هم در خیلی جاها به صورت وام باشد، منتهی ما در مقابل فناوری که تولید میکنیم، تضمین خرید هم داشته باشیم. ما میگوییم اصلاً پولی که به ما برای تأمین یک فناوری میدهید، به صورت وام دهید. به قول معروف در دنیا میگویند «سرمایه ریسکپذیر» (Venture Capital). منتهی میخواهید این پول را از ما بگیرید، ما فناوری را موفق تولید کردیم، تضمین خرید آن محصول را هم به ما بدهید که محصول را از ما بخرید که ما بتوانیم وام شما را پس دهیم.
من اگر سیستم رانش را با وام شما ساختم، شما باید تضمین خرید سیستم رانش را به من بدهید که این رانش را برای تولید واگنهای مورد نیازت بخرید. این از کارهایی است که در دنیا مرسوم است. ما آنجا گفتیم و رهبری هم فرمودند که شما نقش خودتان را در اجرای نقشه جامع مشخص کنید، بروید با دولت مذاکره کنید که این مأموریتها را به شما بدهند. ما هفت مأموریت برای خودمان در شورای انقلاب فرهنگی تعریف کردیم در آن شورای راهبری نقشه جامع علمی کشور. دو مأموریت را من ذکر میکنم. یکی این بود که ما باید بازارمان را در مقابل انتقال فناوری واگذار کنیم. یعنی بازار را نباید مجانی به خارجی بدهیم. اگر بازار شما مثلاً این میز یک کیکی از بازار است، باید یک بخش کوچکش را به بهترین شرکت خارجی در مقابل انتقال فناوری بدهید و آن فناوری را انتقال دهید، جذبش کنید، آن را بفهمید و ارتقا دهید، بعد بقیه کار را خودت انجام دهید. گفتیم ما در چند زمینه میتوانیم متولی این انتقال فناوری شویم و این کار را انجام دهیم. یکی هم اینکه همان مأموریتهای کلان را به ما واگذار کنید. چند مأموریت، دو مأموریت کلان در حوزه پزشکی بدهید، چندتا درحوزه فنی مهندسی بدهید، چندتا در حوزه کشاورزی بدهید و حتی حوزه علوم انسانی و اجتماعی و از ما مسئولیت اجرا و تأمیناش را هم بخواهید به شرط اینکه در مقابل خرید محصول هم تضمین بدهید. به هر حال ما فقط توانستیم دوتا از این مأموریتها را در برنامه ششم توسعه برای ساخت واگن مترو استفاده کنیم. آنجا یک بندی را تحت عنوان بند 54 گذاشتیم که چه از طریق انتقال فناوری، چه ساخت داخل، حجم ساخت داخل واگنهای مترو را ما باید به 85 درصد برسانیم که حالا چون خریدهای خارجی متوقف شده بود، با معاونت علمی صحبت کردیم که شما هم بیا و بودجه تأمین کن و بیاییم یک رام قطار مترو را بسازیم که نتیجهاش شد همین که این رام قطار مترو ساخته شد و الان إنشاءالله این قرارداد بسته شود. یکی هم در مورد آب شیرینکنها بود که ما قطعاً چون آنها را در نیاز داریم و کشور در آینده قطعاً با بحران آب مواجه میشود و الان هم شده است، بیایید تا 70 درصد ساخت داخل کنیم. این آبشیرینکنهایی که خرید خارجی میشود را تجمیع کنیم، هر کسی نرود جدا جدا از صندوق توسعه پول بگیرد تا دو، سهتا را تجمیع کنید، از بهترین شرکت امتیاز انتقال تکنولوژی بگیریم که خودمان روی آن کار کنیم ولی متأسفانه نتوانستیم این را عملی کنیم چون وزارت نیرو که قرار بود این کار را انجام بدهد، بیشتر میگفت من آب میخرم و متولی توسعه تکنولوژی نیستم ولی در مترو خوشبختانه معاونت علمی همت کرد، به ویژه ستاد فناوریهای فضایی و حمل و نقل پیشرفته آقای دکتر منطقی خیلی محکم به میدان آمدند و آقای ستاری هم حمایت کردند. البته شهرداری تهران حمایت کرد، حوزه اقتصادی بیت رهبری هم حمایت عملی پشتش کردند و قرارداد این پروژه بسته شد و واگن تهران مسئول اجرای آن شد. آن هایتکترین قسمتش را جهاد که همان سیستم رانش بود را انجام داد، «مبنا» آن قسمت 4525 و سایر مجموعهها که این کار انجام شد. ما آماده هستیم، توان کارهای بزرگ را هم داریم. اگر میخواهیم بینالمللی شویم به ویژه در حوزه پژوهش و فناوری باید بتوانیم پروژههای مشترک تعریف کنیم. منابع پروژههای مشترک هم باید مشترک گذاشته شود ولی هنوز این کار نشده است. سؤال: در مورد تضمین خرید، ما یکی از کشورهایی هستیم که تحریمهای زیادی داریم و خیلی از محصولات هایتک را نمیتوانیم وارد کنیم، چگونه شرکتها تضمین خرید به مراکز پژوهشی تحقیقاتی نمیدهند؟ - خب پروژهها هم الان دیگر فعال نیستند. مثلاً همین مترو الان مشکل تأمین منابع دارند. البته ما فکر میکنیم در کشور پول به اندازه کافی است. یعنی مجموعههای پولدار در کشور زیاد هستند. شما میبینید شرکتهای سرمایهگذاری مثل امید، مثل غدیر، اینها خیلی شرکتهای پولداری در کشور هستند. شرکتهای تولیدی مثل فولاد، مس، پتروشیمی خلیج فارس خیلی پولدار هستند و میتوانند پروژههای بزرگ اجرا کنند. ستاد اجرای فرمان امام(ره)، بنیاد مستضعفان، آستان قدس، مجموعههای مشابه پول زیاد دارند. خیلی از شرکتهای سرمایهگذاری بانکها پولهای بدی ندارند. این اراده باید در کشور حاکم باشد که ما یک تعداد پروژههای بسیار بزرگ را مشخص کنیم، به ویژه تمرکز بر برنامه هفتم توسعه باشد. مشخص! یک اشکالی که ما در برنامهریزی توسمعهمان داریم این است که حرفهای کلی را خوب میزنیم: این کار باید انجام شود!
اید بگوییم این پروژهها باید در کشور اجرا شود. فناوریاش را باید حداکثر از توان داخل استفاده کنیم. آن تضامین خرید را بدهیم که حتی آن حوزههایی که فناوری ببینیم نداریم، اگر فرصت داشته باشیم، به ما بگویند فرضاً این یک محصول است، و ما در آینده به شما اگر بر اساس این استاندارد بسازید، هزینه خرید میدهیم، خیلیها حاضرند بروند منابعش را به هر شکل تأمین کنند، یا خودشان یا وام یا هر شکل دیگری این محصول را بسازند، در مقابل آن هزینه خرید! به شرط اینکه آن هزینه خرید یک چیز جدی باشد. در کشور ما این هنوز نشده است. در دنیا تحت عنوان «Open Order» این را حلش کرده، برای اینکه بخش خصوصی یا بخش دولتی پولدار و غیردولتی را ترغیب کند که پولشان را بیاورند توی تولید، توی تولید فناوری، بعد هم فناوری را تولید انبوه کنند منتهی به شرط اینکه آن تضامین به آنها داده شود. ما هم فکر میکنیم اگر بیاییم یک تعداد پروژههای کلان تعریف کنیم و سعی کنیم از حداکثر توان داخل استفاده کنیم یا آنجاهایی که نداریم، فرصت داریم، سفارش دهیم فناوریها در مقابل آن تضامین انجام شود یا اگر هم قرار است به سراغ خارجی برویم انتقال فناوری انجام شود، این شرکتهایی که میفرمایید به آنها تضامین خرید داده میشود و آنها میآیند و وارد بازار میشوند. آن کار را ما هنوز نکردهایم. امیدواریم که واقعاً این بار برنامه هفتم را یک برنامه شفاف پروژهمحور بنویسند با حداکثر توان داخلی استفاده از منابع و بعد هم بروند این منابع را هدایت کنند. واقعاً بخواهند که آقا بیایید این منابع را در این حوزهها سرمایهگذاری کنید که حوزههای سودآوری هم هستند. این را باید دولت جدید باید یک چنین تصمیمی را بگیرد. خب حالا یکیاش استلزامش این است که ما باید وزرای کاملاً خودباور و کاربلدی داشته باشیم که این کارها را انجام دهند و بلد هم باشند که چگونه هدایت کنند که به نتیجه برسد چون با ضرس قاطع میگوییم که این پروژهها سهتا الزام اصلی دارند؛ فناوری، پول، نیروی انسانی ماهر. نیروی انسانی ما نسبتاً هنوز در کشور خوب است، پول هم در کشور هست، فناوریهای زیادی هم تولید شده، میتواند تولید هم بشود. مثلاً ما خودمان اعلام کردهایم که میتوانیم فناوریهای زیادی را تولید کنیم. خیلی از این فناوریهایی که تولید کردهایم قابل استفاده است، همین شرکتهای دانشبنیان. منتهی یکی باید اینها را بیاید کاملاً احصا کند، ببیند اگر آن پروژهها را بخواهیم اجرا کنیم، نیازهای کشور چیست، توانمندیهای موجود چیست، ضعفهایمان در کجاها هست، زودتر آنها را سفارش دهیم. اگر باید سراغ خارجی برویم، بله، برویم سراغ خارجی منتهی حتماً انتقال فناوری صورت گیرد. یک نوع هوشمندی است که باید در اداره کشور انجام بگیرد.
سؤال: توضیح درباره فعالیتهای مختلف معاونتها مخصوصاً معاونت فناوری و پژوهش؟ - خب این همه توضیح دادم، فعالیتهای معاونت پژوهش بود دیگر. سؤال: تمامش مال... - نه! ما در حوزه معاونت پژوهش و فناوریمان برنامههایمان مشخص است. ما در قالب برنامههای توسعه کشور عمدتاً میآییم نیازها را شناسایی میکنیم که نیازها چه هستند. خود ما شناسایی میکنیم. یکی از ضعفها هم این است که خود دولت بر اساس آن پیشرانهایی که تعیین میکند که یکی از مشکلات ما این است که ما پیشرانهای توسعهمان را در حوزه صنعت، کشاورزی، پزشکی و ... مشخص نکردهایم. دولت باید پیشرانها را مشخص کند و بعد هم بگوید برای این پیشرانها، این فناوریها را میخواهیم؛ جهاد! شما باید این فناوریها را تولید کنید! این کار را نمیکند. هنوز متأسفانه دولت چون هنوز استراتژی توسعه صنعتی نداریم، پیشرانهایمان را مشخص نکردهایم، همه چیز را میخواهیم در کشور تولید کنیم، آنهم باز نه با برنامه. ما خودمان الان بر اساس نیازهای کشور شناسایی کردهایم که در حوزههای مختلف پزشکی، فنی و مهندسی، کشاورزی و علوم انسانی، چه برای تأمین نیازهای روز و چه نگاه به آینده، چه پروژههایی را باید اجرا کنیم. این را در قالب برنامههای توسعهمان، الان برنامه هفتم توسعه جهاد را داریم مینویسیم. خیلی علاقهمند هستیم که زودتر برنامه هفتم توسعه کشور تعیین تکلیف شود و به ویژه بر مبنای آن پیشرانها اگر بشود، ما برنامههایمان را هدفمند در تأمین نیازهای فناورانه و پیشرانها تهیه کنیم. در عین حال خود ما روی پیشرانها داریم کار میکنیم که پیشرانها اینها هستند و ما باید این فناوریها را به دست بیاوریم. حالا این برنامه هفتممان را شروع به نوشتن کردهایم. وقتی برنامه نوشته میشود، دیگر هم در حوزه پژوهش و فناوری تکلیفمان معلوم است، در حوزه آموزش مشخص است که چه کارهایی باید کنیم، در حوزه فرهنگی، در حوزه اشتغال و تجاریسازی فناوری.
بعد میرویم دنبال تأمین کردن منابع، چه بودجهمان را از سمت دولت سعی کنیم افزایش دهیم چون بودجه ما را معمولاً بین 20 تا 25 درصدش دولتی است، بقیه را باید خودمان از قراردادها تأمین کنیم. برویم سراغ قراردادها که از کانال قراردادها بخواهیم پروژههایمان را اجرا کنیم یا برویم سراغ معاونت علمی و امثالهم که پولدارند و از آنها بتوانیم پول تأمین کنیم تا پروژهها را اجرا کنیم. برنامههایمان مشخص است. مثلاً ما در حوزه آموزش عالی اصلاً استراتژی توسعه 10 سالهمان در آموزش عالی را به تصویب شورای گسترش دانشگاهها هم در وزارت علوم رسیده است. آن هم این است که به سمت دانشگاههای کارآفرین برویم که جهاد سالهاست که حرکت کرده ولی میتواند آن را توسعه بیشتری بدهد. برنامهمان مشخص است. اشکال کارمان همین است که ما اگر در یک بستر برنامه توسعه قرار بگیریم که مأموریتهای مشخصی به ما بدهند، طبیعتاً سرعت انجام کارمان خیلی بالاتر میرود. ما ظرف دو سال الان 41 فناوری هایتک را داریم تولید میکنیم. برای سال 1401 هم باز حدود 20 و خردهای پروژه تعریف کردهایم که حالا بخش کمی از منابعش دارد از بودجه مجلس تأمین میشود اگر تخصیص داده شود. یعنی مأموریت واگذار شود در تولید فناوری واقعاً مشکل نداریم، به شرطی که زمانش، زمان مناسبی باشد که ما فرصت به دست آوردن فناوری را داشته باشیم. لذا آینده کاری ما تقریباً مشخص است که کدام حوزهها باید برویم، منابع باید باشد که به سرعت برویم به آنها برسیم.
سؤال: آن 40 طرح فناور که گفتید بودجهاش از همان 30 میلیون یورو بود. - بله، آن 30 میلیون یورویی که از صندوق توسعه ملی داده شد. سؤال: هر 40تا قرار است تا آخر سال رونمایی شود؟ - نه، فکر نمیکنم. یک تعدادش به یکسری مشکلات خورده است. مثلاً یکی از آنها مرغ لاین تخمگذار بود که اینکه با وزارت جهاد کشاورزی به یک توافقی برسیم خیلی طولانی شد و پیشرفتش خیلی کُند است. یا بحث ساخت کاتالیست خودرو هم آن پایه مونولیتیاش بود که میخواستیم در داخل تولید کنیم، هم آن مواد مثل پالادیوم، 5520، ؟؟؟، پلاتین که باید لایهنشانی شود روی این پایه سرامیکی که باید دانشاش را به دست میآوردیم ولی به ما توصیه شد که «یک خط تولید کوچک را وارد کنیم که certificate یورو 5 را هم داشته باشیم، شما با توانی که دارید خط تولید را تکثیر کنید.» چون یکی از مشکلات ما همین است چون آزمایشگاه مرجع نداریم، سازندهها خیلی بهانه میآورند. علاقه به خرید خارجی هم که در کشور بسیار زیاد است. قرار شد یک خط تولید کوچک را از خارج از کشور وارد کنیم، منتهی همین که این مقدمات این طی شود، وزارت صنایع برود، شورای اقتصاد برود، اینها یک سال و نیم طول کشید، ما تازه الان انگار که داریم پروژه را شروع میکنیم. ولی برنامه ما این است که حداکثر ظرف 9 ماه تمامش کنیم. غیر از آن پروژههایی که به یک چنین مشکلاتی خوردهاند، اغلب پروژهها تا پایان سال تمام میشود. ما فکر میکنیم 70 درصد پروژههایمان تا پایان سال به اتمام برسد. البته خیلی پیچیدگی دارد. مثلاً ما یک پروژه داریم که کامل داریم روی دانش ایرانی کار میکنیم. مثلاً پمپهای درونچاهی نفت. وقتی که فشار گاز از روی خازن نفت برداشته میشود، نفت به طور طبیعی دیگر در سطح زمین نمیماند. شما باید پمپاژ را به ارتفاع 3 تا 3 هزار متر در درون زمین نصب کنید که در آن دمای بالا، خورندگی بالا، سایندگی بالا بتواند کار کند و نفت را به سطح زمین هدایت کند. ما روی الکتروموتور و پمپاش داریم کار میکنیم، مثلاً یک چیز 18 تا 19 متری که خیلی هایتک هست. اینها، دستیابی به تکنولوژیشان، نبود مواد اولیهشان، خیلیهایشان مواد اولیهشان به علت هایتک بودن در ایران تولید نمیشود، دسترسی به آنها سخت است. بعد هم طبیعی است، شما میخواهید یک الکتروموتور به قطر 9 متر را طراحی و بسازید که در دمای 200 تا 250 درجه هم دوام بیاورد، به لحاظ علمی نکات تکنولوژیک بسیار بسیار زیاد دارد، اینها را داریم قدم به قدم با این محدودیتهایی که به لحاظ خدمات در کشور داریم جلو میرویم ولی موفق میشویم. سؤال: در رابطه با این طرحها، چگونه اینها پیدا شد؟ مثلاً قبلش یکسری تحقیقات کردید که در کشور شرکتی هست که این کار را انجام دهد؟ - این طرحها را مطمئن بودیم که مورد نیاز کشور است و تا حالا هم ساخته نشده است. چون ما خودمان را متعهد میدانیم که اگر کاری در کشور انجام شده دیگر ضرورتی ندارد که ما ورود پیدا کنیم. اینها کارهایی است که کارفرماها به ما میگویند انجام نشده است. خودمان میدانیم که این نیازها وجود دارد، به کارفرما هم مراجعه میکنیم و آن هم تأیید میشود که نشده.
مثلاً این پمپ درونچاهی در کشور کار نشده و خیلی از شرکتها هم ریسک نمیکنند که دنبال اینها بروند به ویژه اینکه هم هایتک هستند، هم سرمایه نسبتاً زیاد میخواهند. از آن طرف هم یک نگرانی وجود دارد که شما برو فناوری را به دست بیاور، بعد اینها بروند از چین و ... راحت وارد کنند. بالاخره زبان ما یک خرده سر مجموعههای دولتی بلندتر است. ضمن اینکه بخش خصوصی خیلی نمیآید روی کارهای هایتک پر هزینه کار کند چون او میخواهد سریع به پولش برسد. سؤال: هفته پیش اتفاقاً یک گزارش در رابطه با همین کاتالیستها داشتیم که شرکت دانشبنیان آمده مونوکاتالیست زده که آلایندههای خروجی خودرو را کم میکند اتفاقاً با همان پالادیوم و رودیوم و پلاتین، به خاطر همین میگویم که میگویید دارید روی این طرح کار میکنید... - نه! ما الان روی استخراجش کار میکنیم. اگر متوجه شویم شرکتی این محصول را تولید میکند، خب حتماً با آن شرکت همکاری میکنیم. مثلاً پالادیوم و رودیوم در ایران نیست. ما باید از همین کاتالیستهای مستعمل استخراج کنیم. کاری که 5950 رویش کار کردیم اینکه بتوانیم از این کاتالیستهای مستعمل، پالادیوم و رودیوم را استخراج کنیم، بعد آن محلول وایتفورد ساخته شود و Putting شود روی آن پایه سرامیکی. اگر مجموعهای پیدا شد که مدعی شد میتواند این کار را کند حتماً همکاری میکنیم چون منطقی نیست که اگر کسی کاری کرده، دوباره بخواهید آن را موازی کار کنید.
انتهای پیام/