آخرین اخبار:
پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

12:07 05 / 02 /1400
قائمی‌نیک:

نزاع علم و دین، یک نزاع ساختگی است

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی گفت: نزاع بین علم و دین در دوره تجدد بنا نهاده و در نهایت به یک اصل قطعی در عالم تبدیل شد.
محمدرضا قائمی‌نیک

به گزارش خبرنگار حوزه فرهنگ گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، دانشگاه با قطعی دانستن اصل سکولار بودن و با عبارت علم برای علم، شریعت را از قلمرو خود بیرون نگهداشته است و همیشه این‌گونه تصور می‌شود آنها که دغدغه علم دینی دارند پیروان مذهب اسلام هستند. موضوعی که بسیاری از متفکران از جمله با آن مخالف هستند.


چرایی جدایی دین از دانشگاه/ الاهیات و دانش، در ابتدا وحدت و یگانگی داشتند


محمدرضا قائمی‌نیک، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، پژوهشگر فلسفه دین و جامعه‌شناسی و نویسنده کتاب «مقدمه‌ای بر پژوهش درباره امکان علم دینی» نیز معتقد است پیشینه بحث از نسبت علم و دین و تعارض یا تضاد این دو، بیش از آنکه در عالم‌اسلامی ریشه داشته باشد، در غرب یهودی ۔مسیحی ریشه دارد.


قائمی‌نیک می‌گوید: در سنت فلسفی غرب، سخن از رابطه میان علم و دین، اغلب با پرسش از امکان رابطه این دو آغاز می‌شود. اینکه نحوه مواجهه با این مسئله، چرا اغلب با پرسش همراه است، مسبوق به فهم رابطه تاریخی میان علم و دین است.


عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی می‌افزاید: روایت مشهور شورای مقدس کلیسای کاتولیک رومی، در محکومیت خورشید محوری عالم از منظر کپرنیکا، اگر چه اولین نزاع‌های میان معارف بشری و معارف مسیحی در غرب نیست، اما مشهورترین مواجهه میان علم تجربی و معارف موجود در کتاب مقدس مسیحیان و تفسیر کلیسا از آن بوده است. این نزاع، با پیشرفت علوم، به نفع علم تجربی ادامه یافت و تا پایان قرن نوزدهم، این دین بود که در حاشیه قرار گرفت.


پژوهشگر فلسفه دین می‌گوید: در فلسفه نیز، فیلسوفانی مانند هیوم، دکارت، کانت و دیگران، ارتباط نزدیکی با این تحولات برقرار می‌کردند. از اوایل قرن بیستم، وقوع تحولاتی در عرصه علم تجربی و علوم انسانی، ارتباط میان علم و دین را از تعارض صرف، به رابطه تمایز یا تکامل بدل ساخته است.


وی می‌گوید: با این حال، به موازات بسط و گسترش تمدن غربی به سایر نقاط عالم، الزاماتی معرفتی و معضلاتی معرفت‌شناختی، نظیر تعارض میان علم و دین، تبدیل به مسئله‌ای برای دیگر نظام‌های معرفتی شد که اگر از منظر درونی، به آنها بنگریم، دچار چنین مسائلی نبوده‌اند. به بیان دیگر، این ظهور تجدد و الزامات معرفتی آن بوده که جوامعی مانند جوامع شرقی را دچار تعارضاتی نظیر تعارض علم و دین و کوشش برای حل آن نموده است.


انتهای پیام/۴۱۰۷/

انتهای پیام/

ارسال نظر