آخرین اخبار:
10:00 09 / 10 /1399

 


؟؟؟


- مرضیه ابراهیمی، عضو هیئت علمی و استاد پژوهشگاه رویان، پژوهشکده سلول‌های بنیادی. فعالیت خودم را از اواخر سال 1383 شروع کردم. خودم دانش‌آموخته دکتری دانشگاه تربیت مدرس رشته ایمونولوژی هستم و حالا چه در حوزه رشته ایمونولوژی و چه در حوزه سلول‌های بنیادی مشغول به فعالیت هستم. در حال حاضر مسئول کارگروه سرطان پژوهشکده رویان و همچنین مدیر برنامه پژوهشی سلول‌های بنیادی سرطان هستم.


آزمایشگاه جامع فلوسایتومتری هم در پژوهشکده سلول‌های بنیادی زیر نظر من اداره می‌شود. کل فعالیت‌های گروه من در حوزه سلول‌های بنیادی سرطان تقریباً از سال 1389 شروع شده که ما به شناسایی این سلول‌ها، جداسازی این سلول‌ها از سرطان‌های مختلف می‌پردازیم و نهایتاً هدف‌گیری آنها یا به دست آوردن روش‌هایی که ما بتوانیم این سلول‌ها را مستقیماً هدف بگیریم به امید اینکه بتوانیم جلوی بازگشت یا عود تومور را بگیریم.


واقعیتش این است که سلول‌های بنیادی سرطان عامل اصلی مقاومت فرد سرطانی به دارو، متاستاز تومور و همچنین بازگشت تومور هستند. پس هر چقد راحت‌تر و بهتر بتوانیم آنها را تشخیص دهیم، قاعدتاً راحت‌تر و بهتر هم می‌توانیم آنها را از بین ببریم.


به تبع اینکه ایمونولوژیست هستم یک‌سری کارها را برای هدف‌گیری سلول‌های بنیادی سرطان با استفاده از سیستم ایمنی خود بیماران یا افراد دهنده در حال کار هستیم و در حال حاضر هم مشغول انجام یک کارآزمایی بالینی برای هدف‌گیری سلول‌ها تومور گلیوبلاستاما توسط یکی از سلول‌های سیستم ایمنی هستیم که امیدواریم تا آخر اسفند ماه بتوانیم اولین نتایج کارآزمایی بالینی را به اطلاع همگانی برسانیم.


در رابطه با کارگروه پژوهشی که ؟؟؟ چه فعالیتی انجام می‌دهید؟


- کارگروه سرطان پژوهشکده رویان متشکل از اساتید متخصصی است که در سایر حوزه‌ها به‌عنوان مثال ما در خدمت آقای دکتر توتونچی هستیم که در حوزه تشخیص مولکولی سرطان خیلی کمک می‌کنند. پایه‌گذار  آزمون‌های NGS هستند در پژوهشکده رویان و فرد شاخصی هستند که در زمینه تشخیص مولکولی کمک می‌کنند به بیماران سرطانی و حتی این خدمات را به بیماران سرطانی می‌دهند که آیا ژن‌های کاندید را برای ابتلا به سرطان دارند؟ و اگر مبتلا هستند آیا ژن‌های مستعد به درمان در آنها وجود دارد یا نه، اینها افراد مقاوم به درمان هستند.


در خدمت خانم دکتر شکری هستیم که در حوزه ویزوکول‌های خارج سلولی به عنوان ابزار آینده‌نگر در تشخیص و هدف‌گیری سرطان دارند کمک می‌کنند. سرکار خانم افشاریان که در حوزه داروها و شیمی دارویی و همچنین ژنتیک در کارگروه ما فعال هستند.


آقای دکتر بصیری را در گروهمان داریم که در حوزه دست‌ورزی‌های سلولی با استفاده از تکنولوژی‌های جدید به‌منظور هدف‌گیری سرطان مشغول به فعالیت هستند.


آقای دکتر مهدی‌زاده را داریم که ایشان هم به عنوان یک پزشک متخصص به‌طور ویژه‌ای همراه کارگروه هستند.


همچنین آقای دکتر هدایتی، آنکولوژیست مجموعه، فوق تخصص خون و آنکولوژی اطفال هستند.


این مجموعه از افراد با تخصص بالا کنار هم جمع شده‌اند که کارگروه سرطان بتواند تشخیص‌های به‌روز و با تکنولوژی پیشرفته را برای بیماران سرطانی فراهم کرده و در دسترس‌شان قرار دهد. همچنین در حوزه درمان سرطان ما داعیه‌ای نداریم. ما به عنوان افرادی که در علوم پایه کار می‌کنیم، می‌گوییم وظیفه‌مان این است که بتوانیم کار پایه را خوب انجام دهیم و بتوانیم پابه‌پای سایر کشورها، درمان‌های نوین را وارد کشور کنیم یا مهندسی معکوس کنیم یا از ابتدا شروع به شکل‌گیری‌اش کنیم و نهایتاً‌ این درمان‌ها را در اختیار تیم‌های بالینی قرار دهیم.


پس وظیفه اصلی کارگروه سرطان، کمک به تشخیص و درمان‌های نوین سرطان است. امیدواریم نتایج این نوع فعالیت‌ها هم روز به روز خودش را به مردم و بیماران نشان دهد و بتواند یک جایگاه ویژه در این حوزه باز کند؟


0630


- گروه خود من بیشترین کاری که دارد انجام می‌دهد روی متاساز و مقاومت دارویی است چون این دو مشکل، مشکل عام بیماران است. بیشترین سرطان‌هایی را که ما کار می‌کنیم سالید‌تومورهای سرطان‌های جامد یا سرطان‌های توپر هستند. حالا یک بخشی هم این است که آینده جامعه، یعنی با پیر شدن جمعیت خودبه‌خود میزان شیوع سرطان‌ها افزایش پیدا می‌کند و خصوصاً سرطان‌های توپر یا جامد بیشتر می‌شود.


یکی از ویژگی‌هایی که حالا به هر حال هر فردی دارد، این است که یا پاسخ می‌دهد یا در اکثر موارد پاسخ نمی‌دهند و هر چقدر که این سن بالاتر می‌رود، پاسخ‌دهی به‌مراتب کاهش پیدا می‌کند و احتمال عود مجدد و متاستاز وجود دارد.


در نتیجه معمولاً کارگروه مثلاً روی سرطان‌های خون هم کار می‌کند ولی بیشتر به دنبال راه‌حل‌هایی برای آینده کشور هستیم و خصوصاً درمان در سرطان‌های جامد.


0755


- قاعدتاً اثرگذار است و اگر کسی بگوید اثرگذار است واقعاً غیرواقع گفته، برای کشوری که متأسفانه بخش زیادی از مواد بیولوژیکی و مواد خیلی ساده‌مان را داریم از خارج از کشور وارد می‌کنیم اما شاید تحریم‌ها یک خوبی هم خصوصاً در چند سال اخیر داشته، اگرچه خیلی از پژوهش‌ها را کاهش داده و توان محقق را بُریده، سبب شده که حداقل همه به این فکر بیفتیم که چرا ما خودمان نتوانیم تولیدکننده باشیم.


در نتیجه اگر دقت کنید، شرکت‌های دانش‌بنیانی شروع به فعالیت کردند و دارند بخشی از آن مدیا یا موادی که محققان لازم دارند، حالا یک بخشی‌اش را دارند شروع می‌کنند به تولید کردن اما لازم است که توجه کنیم که ما با دو تحریم در ارتباط هستیم؛ یکی تحریم دیگران، یکی تحریم خودمان که من به آن می‌گویم خودتحریمی. تحریم آمریکا یا سایر کشورها طبیعتاً لطمه‌های خیلی ویژه‌ای به ما وارد می‌کند اما بدترین چیز این است که ما خودمان، خودمان را تحریم کنیم.


یعنی گرفتن مجوزها را آن‌قدر سنگین کنیم و منوط به این کنیم که حتماً‌ اروپا یا آمریکا این کار را کرده باشد، ما به شما مجوز می‌دهیم. خب اگر ما می‌گوییم ما آمریکا را قبول نداریم، قاعدتاً سیاستمداران و دولتمردان ما هم باید به فکر این باشند که به فرض، سازمان‌های مجوز دهنده قوانین نشنالیزه خودشان را فراهم کنند.


یک‌جا نمی‌توانیم بگوییم ما بَری از بیگانگان هستیم، یک‌جا بگوییم نه! ما دنباله‌روش هستیم. پس از نظر من بعد از این همه مدت کارکرد، می‌گویم که خیلی خیلی جوانان مستعد داریم، خیلی خیلی افراد با پتانسیل و توانمندداریم، همچنان که خودتان می‌توانید ببینید وقتی که افراد پا به خارج از مرزها می‌گذارند، همه چیز حل است، توانمندی‌شان دیده می‌شود، همه کارها انجام می‌شود. من فکر می‌کنم خودتحریمی به‌مراتب بدتر از تحریم دیگران است چون ما همین الان با تحریم کنار آمدیم و به‌هرحال داریم با دست و پا زدن کار را انجام می‌دهیم و واقعیت این است که در بسیاری از حوزه‌های علوم کم از خارج از کشور نداریم، در خیلی از حوزه‌های علوم کم از خارج کشور نداریم اما چرا در یک‌سری از حوزه‌ها پیشرفت‌مان کمتر است و یا چرا حوزه پژوهش به صنعت نمی‌پیوندد و یا چرا منی که در حوزه درمان کار می‌کنم، این خدمات را نمی‌توانم به درمان برسانم، یک بخشش برمی‌گردد به سازوکاری که سازمان‌های مجوز دهنده برای ما دیده‌اند و یک بخش دیگرش برمی‌گردد به دعواهای طایفه‌ای که از قبل وجود داشته و حالا به نوع دیگری، نمود دیگری پیدا کرده و از طایفه خارج شده، شده دعواها یا اختلافات بین سران علمی کشور. در نتیجه سبب می‌شود شما یا نزدیک این قوم باشی یا نزدیک آن قوم باشی که بتوانی مسیرت را پیش ببری.


1205


- در حوزه علوم و در حوزه تحقیقات، در حوزه آموزش و پژوهش، باید سیاست مدونی در کشور وجود داشته باشد. یعنی اینکه یک متولی خاص داشته باشد که این متولی فقط به فکر طایفه یا قوم خودش نباشد. یعنی اینکه اگر به‌فرض شیمیست است، فقط به شیمیست‌ها فکر نکند. اگر پزشک است، فقط به پزشک‌ها فکر نکند.اگر در صدر مسندی قرار می‌گیرد، باید کار را علی‌السویه ببیند. هیچ دانشگاهی بر دانشگاه دیگر ارجحیتی ندارد. آنجایی که من سر از اختلافات قومی-طایفه‌ای می‌گویم دقیقاً همین است. چرا بسیاری از خدمات ما، خدمات نه فقط پژوهشکده رویان بلکه کل کشور، تمام پژوهش‌های ما روند طبیعی‌اش را طی نمی‌کند؟! برای اینکه شما می‌بینید مثلاً در خدمات درمان یک فرد خاصی در مسند است، در وزارتخانه یک فرد خاصی، در سازمان غذا و دارو یک فرد خاصی؛ قانون باید علی‌السویه باشد. سوای از اینکه فردی به دانشگاه ایکس وابسته است یا به دانشگاه ایگرگ وابسته است.


اصلاً سوابق پژوهشی، سوابق آموزشی، سوابق خدمات یک مجموعه مشخص‌کننده این است که آن مجموعه توانمندی دارد یا ندارد. یک چیزی است که من به مراتب، بارها و بارها دیده‌ام. به‌عنوان مثال پژوهشگاه رویان پژوهشگاه برخاسته از جهاد دانشگاهی است. خدمات بسیاری در حوزه درمان و در حوزه پژوهش داشته، با سختی‌های بسیار توانسته خودش را بالا بکشد. قاعدتاً پژوهشگاهی که سرمنشآ و یکی از بانیان درمان ناباروری بوده، یکی از بانیان پژوهش‌های مسلم سلول‌های بنیادی بوده، باید جایگاه هم در وزارتین داشته باشد؛ در حالی که به نظر می‌آید وزارتین، سهم و سهم‌بندی‌هایشان بر اساس دانشگاه‌های خودشان است که قاعدتاً نباید این اتفاق بیفتد.


شما این اتفاق را در دانشگاه آزاد اسلامی هم می‌توانید ببینید؛ در حقیقت یک جای جدا افتاده از بقیه! در حالی که وقتی که شما در حوزه آموزش فعال هستید، باید زیر نظر یک مرجع باشید، وقتی که در حوزه درمان هستید یک مرجع و پژوهش در یک مرجع. همه ما زیر نظر یک فرد واحد هستیم ولی در تصمیم‌گیری‌های کلان یا به‌عبارت دیگر در بازی دادن‌های کلان شما می‌بینید که سهم‌بندی‌ها متفاوت است؛ آنی که مرجعیت دانشگاه تهران را دارد، دوست دارد دانشگاه تهران افزایش پیدا کند، بالا برود، در مسند قرار بگیرد؛ آنی که ایران را دستش دارد، دوست دارد دانشگاه ایران برود بالا، آنی که صنعتی‌ها را در دستش دارد، دوست دارد صنعتی‌ها بالا برود.


این می‌شود همان طایفه و قوم و قبیله‌ای که من دارم می‌گویم و چون ما بذاته از قدیم طایفه‌ای، قومی و قبیله‌ای بودیم، یک‌جوری داریم این را هم در مسندهای بالاتر جلو می‌بریم در حالی که به نظر من خیلی این سیاست پسندیده نیست. البته اینها را جایی نگویید، نظر خودم بود.


1600


- قاعدتاً پژوهشکده، ؟؟؟ سرطان جهاد دانشگاهی پایونیر پژوهشکده‌های تحقیقاتی در حوزه سرطان‌هاست. اصلاً این را ما حرفی نمی‌زنیم. اینجا در حوزه تشخیص زودهنگام این نوع سرطان و همچنین سلول‌های بنیادی این نوع بیماری کار می‌کند، جداسازی و هدف‌گیری‌اش.


انتهای پیام/

ارسال نظر