آخرین اخبار:
21:24 09 / 03 /1399

سمنبر میرزایی استاد دانشگاه آزاد/ تولید دانش مواجهه با کرونا///////////

/

معاونت علوم انسانی 
بسمه تعالی
توسل از منظر قرآن کریم و نقش آن در دفع بلایا از جمله ویروس کرونا
خانم دکتر سمنبر میرزایی، عضو هیات علمی (استادیار) و رئیس واحد دانشگاه آزاد اسلامي زرند کرمان
عضو کاگروه دینی و مذهبی (مبانی و روش‌های برخورد با بلایا)
مقدمه
با توجه به اهمیت توسل و دعا در نگرش شیعه و دلایل متعدد قرآنی و روایی بر نقش توسل در زندگی و سرنوشت انسان در اینجا نکات مختصری پیرامون توسل تقدیم می گردد .
نکته ای که به تناسب موضوع کارگروه لازم است یادآوری نمایم اینکه پس از شیوع ویروس کرونا و چالش جهانی دانش بشری در کنترل و مداوای آن به نظر میرسد لااقل بخشی از بشریت و بخصوص مومنان بیش از همیشه به ضعف و عجز خود واقف شده و یا خواهند شد و عاجزانه تر دست نیاز بسوی آفریدگار خویش دراز خواهند نمود.
لذا باید برای آرامش و امنیت روانی خود و جامعه و نیز دفع این بلیه در کنار همه ضوابط و مقررات بهداشتی علم تجربی ، از نیروی حقیقی عالم و خالق کائنات و مقربان درگاه او مدد جست و خواستار نجات جسم و روح بشر از انواع بحرانها شد.
مبحث توسل در نگاه مسلمانان بویژه شیعیان، عقیدتی است و از مسلمات باور شیعه با استناد به قرآن کریم و سنت است ‌و لذاقصد دارم ان شاء الله در جلسه بعد به چند آیه کریمه در تایید توسل به خداوند و اولیای الهی اشاره نمایم .
به دلیل وسعت مطالب و ارتباط توسل به شفاعت طبعا ورود به همه مسائل حول این موضوع در اینجا نه لزومی دارد و نه امکان . و لذا در این خصوص فقط به موارد مختصری اختصاصا در بحث توسل در نگاه قرآنی اشاره خواهم نمود
و البته پرداختن به برخی آداب و آثار توسل و اینکه چگونه دعا و توسل قابلیت پذیرش عقلانی دارد نیز به صورت مختصر لازم است./میرزائی. واحدزرند
جایگاه توسل در اسلام با تاکید بر چند نمونه قرآنی
با توجه به شیوع ویروس کرونا و انواع چالشهای حول مباحث مذهبی اینجانب به مساله توسل به اولیای الهی اشاره می کنم .
اعتقادی که‌ بین مذاهب مختلف مسلمانان و نیز بسیاری دیگر از مذاهب وجود داشته است که البته ورود به بحث های تخصصی دینی و نگرش پیروان مذاهب مختلف بسیار وسیع است که در اینجا مد نظر نیست.
فقط اشاره به نگرش قرآن کریم می اندازیم که مورد قبول همه مسلمین است و صرف نظر از دیدگاههای مختلف فرقه ها بنگریم که ایا در مواجهه با بلایا و گرفتاریها و شرور( اعم از طبیعی یا اخلاقی مرتبط با اختیار بشر ) قران کریم به مومنین اجازه میدهد تا اشخاص و اشیایی را برای دفع و رفع بلایا و مشکلات واسطه بین خود و خداوند قرار دهیم یا نه .
در اینجا با بیان دیدگاه قرآنی در خصوص اصل توسل به اولیا نکاتی تقدیم می گردد که قابل استفاده در خصوص مواجهه مومنان با بلای کرونا کاربرد خواهد داشت.
روشن است که از نگاه شیعه و با توجه به آیات و روایات راههای دفع بلایا و شرور مورد توجه بوده و راهکارها و توصیه هایی در خصوص نحوه مواجهه انسان مومن با بلایا علاوه بر راههای طبیعی درمانی منطبق با عقل و تجربه که بشر به آن دسترسی دارد و مورد تایید منابع دینی هم هست برای دفع بسیار بلایا و شرور بخصوص در مواردی که بشر با تجربه و دانش خود نمیتواند راه دفه آنان و نجات خود را بیابد در متون دینی وجود دارد از جمله دعا کردن ،صدقه دادن ، شفاعت و توسل به اولیا و انسانهای صالح ،استغفار و ... مثلا در خصوص ارزش دعا کردن صدها مورد توصیه در قرآن و هزاران مورد در روایات آمده و از تاثیر دعا کردن در زندگی انسان سخن گفته تا جایی که مثلا دعا را سلاح مومن و تغییر دهنده قضای الهی و سرنوشت ساز معرفی نموده اند ...
لذا با توجه به نگرش توحیدی و اعتقاد به عوالم غیر مادی انسان مومن معتقد است که در نظام آفرینش غیر از عوامل مادی عوامل معنوی و غیر مادی در زندگی او اثر گذار است و در خصوص رهایی از بلایا میتواند به عوامل متعدد غیر مادی استمداد جوید و از شر بدیها و آفات خود را نجات دهد .
در اینجا فقط به یک راهکار دین که توسل است اشاره می نماییم .
جایگاه و اهمیت توسل
نکته مهم قابل توجه در نگرش توحیدی این است که با توجه به‌ نگاه قرآنی توسل جستن به غیر خدای سبحان، و یاری خواستن از پیامبران و اولیای الهی که در زمان های مختلف نزد مسلمانان معمول و متعارف بوده، به معنای شریک قرار دادن آنان در افعال خداوند نیست. بلکه مقصود، آن است که خداوند حاجات وخواسته های مردم را به برکت وجود آنان برآورده می سازد. در حقیقت آنان به وسیله اولیا، به خود خداوند متوسل می شوند. و خدا را می خوانند تا خواسته های آنان را برآورده سازد، و اولیای خدا را می خوانند تا اجابت خواسته های آنان را از خدا بخواهند.
به طور اجمال، توسّل به اولیای خداوند امری است که عقل و شرع آن را می پسندد، و سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) و اهلبیت (علیهم السلام ) و مسلمانان، بر جواز توسل به اولیای الهی استوار بوده است.
معنای لغوی و اصطلاحی :
توسل مصدر باب تفعل به معنای چیزی است که شخص با آن به غیر نزدیک می‌شود
«توسل» از ریشه و ماده «وسل» «و-س-ل» و در لغت به معنای رغبت در نزدیک شدن به کسی یا چیزی است. و بمعنی تقرب جستن و یا چیزی که باعث تقرب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‌شود. توسل شامل شفاعت هم هست . «شفاعت» از ماده «شفع» به معنی ضمیمه کردن چیزی به همانند او است.
و می توان گفت شفاعت : قرار گرفتن موجود قوی‌تر و برتر در کنار موجود ضعیف‌تر و کمک نمودن به او در راه پیمودن مراتب کمال است.
توسل در اصطلاح به معنای رغبت داشتن و طلب نزدیکی به خداست که با واسطه قرار دادن اسماء و صفات الهی، قرآن، مقام و ذات اولیای الهی و شفیع قرار دادن ایشان.
هدف از توسل جستن معمولاً رسیدن به حاجاتی چون آمرزش گناهان، کسب کمالات معنوی، دستیابی به امور مادی مورد نیاز و نجات از شداید و گرفتاری‌هاست.
برخی آیات مربوطه :
۱_«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَهَ...[مائده/۳۵] ای مؤمنان! تقوای الهی پیشه کنید و با وسیله، به خدا متوسل شوید.»
این آیه شریفه دو وسیله (اعمال صالح و ذات پیامبر اکرم) را بیان کرده است‌.
از این رو منحصر دانستن آیه در اعمال صالح، مخالف ظاهر آیه است، به‌ویژه که «الوسیله» با الف و لام است، و مفرد نکره با ألف و لام بر عموم دلالت دارد و هیچ دلیلی بر تخصیص آیه وجود ندارد.
اگر وسیله، فقط اعمال صالح باشد مضمون آیه تکراری است؛ زیرا اعمال صالح همان تقوا است و مراعات تقوا در اول آیه ذکر شده است؛ بنابراین سخن کسانی‌که می‌گویند مقصود از وسیله فقط اعمال صالح است، ناتمام می‌باشد.
۲_:«قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئینَ * قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی.[یوسف/۹۷]
گفتند ای پدر! برای گناهان ما آمرزش بخواه، که ما از گناهکاران هستیم (یعقوب) گفت: به‎زودی برای شما از پروردگارم آمرزش می‌خواهم.»
فرزندان حضرت یعقوب پس از اعتراف به گناهی که نسبت به حضرت یوسف انجام دادند، نزد پدر آمدند و از آنحضرت خواستند برایشان طلب آمرزش نماید .
۳_«...و لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً.[نساء/۶۴]
اگر آنانی که به خودشان ظلم کردند، نزد تو آمدند، سپس درخواست آمرزش نمودند و پس از آن رسول برای آنان در پیشگاه خدا طلب مغفرت نمود، خداوند را توبه‌پذیر و مهربان خواهید یافت.»
این آیات به روشنی، دلالت بر توسل و وسیله قرار دادن پیامبران الهی دارد.
انواع توسل
1. توسل به خدا و اسامی و صفات او؛ زیرا در قرآن می‌فرماید:
وَ لِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا .(سوره اسرا ایه ۱۱۰)
براي خدا نام‌هاي نيکويي است پس خدا را با آن اسامي نيک بخوانيد! و کسانی را که در اسماء خدا تحریف می‌کنند (و بر غیر او می‌نهند، و شریک برایش قائل می‌شوند)، رها سازید! آنها بزودیجزای اعمالی را که انجام می‌دادند، می‌بینند!﴿الأعراف‏، 180﴾
دعاهای مختلف مانند دعای شریف کميل، دعاي سحر در ماه رمضان
و دعاي جوشن کبير و ديگر ادعیه منقول از اهل بيت علیهم السلام ، نمونه‌هايي از توسل به اسامي خداوند است.
2. توسل به اعمال صالح. مجموعه اعمال خوبي که انسان مؤمن انجام مي‌دهد، خواه عمل عبادي باشد يا عمل اقتصادي يا عمل قلبي يا اعتقادي، سبب تقرب به خدا مي‌شود و مي‌توان با آن ها براي برآورده شدن نيازها به پيشگاه خداوند متعال متوسل شد.
3. توسل به دعای فرد صالح:
آلبانی یکی از نویسندگان وهابیت می‌گوید: اگر کسی در تنگنای شدید قرار گرفت و می‌داند که گناهان فراواني دارد، در این صورت يک سبب قوی؛ يعني فردي صالح، با تقوی و با فضل و علم را واسطه قرار مي‌دهد.
4. توسل به اسلام ، به حرمت و احترام قرآن، و به محبت پيامبراکرم، امام سجاد:در دعاي ابوحمزه به خدا عرض مي‌کند:
«اللهم بذمه الاسلام اتوسل اليک و بحرمه القرآن اعتمد عليک و بحبي النبي الامي القرشي الهاشمي العربي التهامي المکي المدني ارجو الزلفه لديک»؛ خدايا در پرتو پيمان به اسلام، به تو متوسل مي‌شوم و به حرمت قرآن بر تو تکيه مي‌کنم و به محبت پيامبر امي، قرشي، هاشمي، عربي، تهامي، مکي و مدني به تو تقرب مي‌جويم.
5. توسل به جاه، مقام و حق پيامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
6. توسل به پیامبر و اولیای الهی علیهم السلام که از آن به توسل ذات تعبیر می‌شود.
این نوع توسل به سه صورت ممكن است انجام شود:
1. گاهى پيامبران و اوليا را كه بلند مرتبه اند، واسطه قرار میدهند تا آنان از خداوند درخواست کنند. مثل اين که مي‌گويد: يارسول الله از خدا بخواهيد تا مرا کمک كند.
2. گاه خداوند را مى‏خوانند تا به جاه و احترام و عظمتى كه پيامبران در پيشگاه او دارند، ياري‌اشان كند.
3. سومین مرحله آن است كه از پيامبران و اولیای الهی میخواهند تا مشكل آنان را حل کنند. بی‌شک مورد اول و دوم با توحيد منافات ندارند و عين توحيدند؛ چون مؤثر واقعى در هستی را خداوند می‌دانند و ديگران در آن هيچ نقشى ندارند. و امّا سومین مورد در صورتى شرك است كه در نيّت و قصد، نگاه استقلالى‌ باشد. در صورتى كه در اين مورد نيز توسل كننده، چنين عقيده‏ اى ندارد، گرچه در ظاهر نيت خود را بيان نكرده است؛ بنابراین نوع سوم توسل، (یا رسول الله از تو استمداد می‌کنم) مانند این است که مریض به طبیب بگوید: برای شفای خودم از شما استمداد می‌کنم، در هر دو صورت کمک از واسطه‌ای است که توانایی آنان از خدا است و هیچ مسلمانی نگاه استقلالی به واسطه‌ها ندارد عقیده مسلم است كه غير خداوند بی‌اذن الهى نمی تواند مشكلى را حل کند. البته لازم است که حقايق توسل و شيوه صحيح آن براي توده‌هاي مردم بيان شود تا در نحوه اجراي آن اشتباه نکنند...
بنابراين از ديدگاه ما، هدف و مقصد در تمام انواع توسل، خدا است بلکه در خود اسباب نيز خدا ديده مي‌شود نه اسباب و وسيله‌ها؛ زيرا اسباب به دستور خداي متعال براي اظهار بندگي و اطاعت از او تشريع شده است؛ ازاين رو، رکوع، سجده، طواف، خواندن اسامي و صفات، طلب شفاعت، توبه و اظهار محبت و ارادت به ساحت مقدس پيامبراکرم و اهل بيت:، هر يک به نحوي ابراز بندگي و اطاعت او است چون هر يک از واسطه‌ها به دستور خدا و براي نزديك شدن به خداوند انجام مي‌شود. اشتباه فرقه وهابيت اين است که آن‌چه مسلمانان در قالب اعمال و دستورات خاصي مثل اظهار محبت، احترام و توسل به ساحت مقدس پيامبر اکرم انجام مي‌دهند، آن را با اعمال مشرکين صدر اسلام مي‌سنجند، در صورتي که اين مقايسه باطل است؛ زيرا پس از اين بيان خواهد شد که بت پرست‌ها بت‌ها را مي‌پرستيدند و به آنها سجده مي‌کردند. اين قياس مثل قياس شيطان است که او را در اصل خلقت به انحراف کشيد و از درگاه خداوند رانده شد.
از نظر وهابیت، توسل در سه نوع نخست منحصر است و غیر از آن مشروع نیست. در صورتی که منحصر کردن توسل در این سه، دلیل ندارد...و این مبحث شبهات وهابیت بحث مفصل جداگانه ای می طلبد
نمونه‌هایی از توسل انبیای عظام برای رفع مشکل خود :
۱_: توبه حضرت آدم در پی نزدیک شدن به شجره منهیه :
حضرت آدم (علیه‌السلام) پس از خوردن میوه ممنوعه و احباط به زمین ، برای پذیرش توبه خویش، کلماتی را از پروردگارش دریافت کرد و به وسیله آن‌ها توبه اش پذیرفته شد: «فَتَلَقّی ءادَمُ مِن رَبِّهِ کَلِمتٍ فَتابَ عَلَیهِ اِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیم». [بقره ۱۴۸]
برخی مفسران در تفسیر آیه یاد شده گفته اند: منظور از کلمات، آیه «رَبَّنا ظَلَمنا اَنفُسَنا واِن لَم تَغفِر لَنا وتَرحَمنا لَنَکونَنَّ مِنَ الخسِرین»
است که توبه حضرت آدم (علیه‌السلام) با این نیایش و اعتراف پذیرفته شد
ولی این تفسیر صحیح نیست، زیرا چنان‌که از آیات سوره بقره برمی‌آید، توبه حضرت آدم (علیه‌السلام) پس از هبوط به زمین بوده است، زیرا در این آیات ابتدا از لغزش آن‌ها و خروجشان از جایگاهی که در آن بوده‌اند و هبوط ایشان به زمین سخن به میان آمده: «... فَاَزَلَّهُمَا الشَّیطنُ عَنها فَاَخرَجَهُما مِمّا کانا فیهِ وقُلنَا اهبِطوا بَعضُکُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ...» و سپس به تلقی کلمات از سوی پروردگار و قبولی توبه وی پرداخته شده است: «فَتَلَقّی ءادَمُ مِن رَبِّهِ کَلِمتٍ...»،
در حالی که کلماتی را که بر اساس آیه ۲۳ سوره اعراف آدم و حوا به آن تکلم کرده‌اند پیش از هبوط و در بهشت آموخته بودند، زیرا در آیات سوره اعراف ابتدا به توبیخ آدم و حوا از جانب خدا، سپس به پشیمانی.
آن‌ها و آن گاه به خروج آن‌ها از بهشت اشاره شده است: «ونادهُما رَبُّهُما اَلَم اَنهَکُما عَن تِلکُمَا الشَّجَرَةِ... قالا رَبَّنا ظَلَمنا اَنفُسَنا... قالَ اهبِطوا بَعضُکُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ...».
مقصود از کلمات در آیه ۳۷ سوره بقره به گفته بسیاری از مفسران پنج تن آل عبا هستند که حضرت آدم (علیه‌السلام)خدا را به حق آن‌ها خوانده است. ( روایات شیعه و سنّی)
کیفیت توسل حضرت آدم
برخی مفسران در تأیید این تفسیر گفته اند: تلقی به معنای قبول با استقبال و روی آوردن است و جمله «فَتَلَقّی ءادَم» بدین معناست که حضرت آدم (علیه‌السلام) این کلمات را از ناحیه خدا گرفته و پیش از توبه به آن‌ها آگاه شده است.
از سوی دیگر حضرت آدم (علیه‌السلام) همه اسما را از پروردگارش آموخته بود: «و عَلَّمَ ءادَمَ الاَسماءَ کُلَّها...»
و شأن علم مذکور از بین بردن هر ظلم و معصیت و اصلاح هر مفسده‌ای است، زیرا خداوند در برابر سخن فرشتگان که به خلیفه بودن حضرت آدم (علیه‌السلام) در زمین اعتراض داشتند: «قالوا اَتَجعَلُ فیها مَن یُفسِدُ فیها ویَسفِکُ الدِّماءَ...»
تنها به علم وی به اسما اشاره کرده است.
از طرفی حقیقت این اسما موجودات عالیه‌ای هستند که در پس پرده آسمان‌ها و زمین غایب و واسطه‌هایی برای فیض‌های الهی به مادون خود هستند و هیچ جوینده کمالی جز به برکت ایشان به آن کمال نمی‌رسد، چنان که در برخی روایات آمده که حضرت آدم (علیه‌السلام) شبح‌هایی از اهل بیت علیهم‌السلام و انوار ایشان را هنگام تعلیم اسما دید...
2_ توسل برادران حضرت یوسف
بر اساس آیه ۹۷ سوره یوسف زمانی که گناهان برادران یوسف آشکار شد، آنها نیز برای توبه از گناهان خویش حضرت یعقوب (علیه‌السلام) را وسیله قرار داده، و به پدرشان گفتند: ‌ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم. «یاَبانَا استَغفِر لَنا ذُنوبَنا اِنّا کُنّا خطِٔن».
3_استغفار حضرت ابراهیم علیه السلام
حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) از خداوند برای عمویش، طلب استغفار کرد، قرآن آیه ۱۱۴ سوره توبه می‌فرماید‌آیات ۱۶۸‌تا ۱۷۰: «و ما کانَ استِغفارُ اِبرهیمَ لِاَبیهِ...»
که تأثیر دعای پیامبران را درباره دیگران تأیید می‌کند. [و استغفار ابراهیم برای پدرش (عمویش آزر) فقط به خاطر وعده‌هایی بود که به او داده بود (تا وی را به سوی ایمان جذب کند) اما هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، چرا که ابراهیم مهربان و بردبار است»
۴_توسل به دعای پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) آیه ای که در بالای ضریح پیغمبر اکرم نوشته شده
« وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّـهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّـهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا».النساء/64،
اگر مجرمان و خطا کاران در حضورتو بیایند، اولاً خود شان نادم بشوند و یک زمینه در ذهن آنان باشد و بعداً پیغمبر اکرم در حق آنها دعا کند، دعای پیغمبر اکرم در حق آنها مستجاب می‌شود، چون خدا توبه پذیر و رحیم است، شکی نیست که در زمان حیات پیغمبر اکرم این کار انجام می‌گرفت، احدی هم در این شک و شبهه‌ی ندارد، یعنی نه ابن تیمیه و نه شاگرد او محمد بن عبد الوهاب، و نه علمای فعلی که خود شان را منتسب به این دو نفر می‌دانند،هیچکدام انیها منکر نیستند، یعنی همه معتقدند که اگر مسلمانان در حال حیات پیغمبر اکرم خدمت آن حضرت می‌رفتند و از ایشان درخواست دعا می‌کردند، دعای آن حضرت در حق آنان مستجاب می‌شد.
آیا بعد از رحلت آن حضرت، باز این آیه به قوت خود باقی است یا باقی نیست؟
باتوجه به اینکه انسان فقط جسم نیست و علاوه بر جسد، دارای روح قدسیه نیز می‌باشد و این روح قدسیه در عالم برزخ زنده است. و ارتباط ما با پیغمبراکرم و با عالم ارواح پس از رحلت و شهادت آنها باقی است، آنان سخنان ما را می‌شنوند.
پس این آیه کریمه منحصر در زمان حیات پیغمبر نیست چون در این صورت یا باید شخصیت پیغمبر اکرم را منحصر در بدن بدانیم، یعنی حیات مادی( نعوذ بالله) یا برای پیغمبر اکرم حیات برزخی قائل نشویم، یا اینکه بگوییم ارتباطی نداریم،یعنی سخن ما را نمی‌شنود، همه اینها سخن خلاف واقع است.
چون اگر واقعاً سخن ما را نمی‌شنود. پس اینکه درنماز می‌گوییم :« السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته»
این سلام برای کیست؟ کأنّه در برابر ماست...
نتجه
در خصوص جایگاه دعا و توسل مطلب بسیار است و چون بنا به بیان چند نکته مختصر بود به همین میزان اکتفا می شود و در پایان این نکته مهم مجددا تاکید می گردد که بشر در نگرش توحیدی فراتر از عالم مادی است و انسان حیوان نیست وبلکه موجود حی خدامحور و خدا خواه است و متعلق به عوالم فراتر از جسم .و با این نگرش راه نجات او از مهالک مادی و غیر مادی مانند شیاطین نفس و شیاطین جنی و انسی و بلایای متعدد صرفا راه مادی نیست و برای رهایی از انواع مهالک تنها باید دست به دامان خالق یگانه خود باشد و از و کسانی که در پیشگاه او آبرو و اعتبار دارند استمداد جوید تا به مراحل متعالی حیلت دست یابد و زندگی دنیایی خود را نیز با عبور از انواع کوره راهها و مشکلات به طور مطلوبي طی نماید .
در واقع مواجهه انسان با بلایای مختلف و نحوه تعامل انسان با انواع شرور و آفات و حتی تعریف او از بلا و گرفتاری همه ریشه در نوع باورها و عقاید او دارد و انسان مومن خداباور مورد تمام نظام خلقت را حکیمانه و معنادار و تحت مشیت و خواست و تملک یک قدرت قاهره می داند و لذا نحوه تعامل مومن با بلایا با انسان غیر مومن کاملا متفاوت است و انسان مومن راه نجات خود را از بلایا صرفا در ابزار مادی جستجو نمیکند .و لذا یکی از راههای نجات از شرور و بلایا توسل جستن به خداوند و اولیای او و مقربان درگاه الهی است ...
در خصوص ویروس کرونا یا جنگ بیولوژیک علیه جامعه بشری یا جامعه دینی هم واکنش انسانهای خداباور با انسانهای غیر خداباور کاملا متفاوت است.و انسان مومن چون نظام خلقت را تحت تملک مطلق حق میداند با اعتماد به قدرت بی پایان حق این معضل را هم در راستای نظام خلقت تعریف می‌کند و راهکارهای منطقی مواجهه با آنرا در زندگی مادی خود مانند درمانهای دارویی و مراقبت های بهداشتی را در کنار مسائل غیر مادی مانند دعا و توسل و توکل و امثال آن مجموعا در تحت سیطره اراده خداوند موثر می شمارد که هیچ عاملی اعم از مادی و معنوی بی اذن و اراده الهی نمیتواند در زندگی بشر موثر باشد .
" لله الامر کلّه":
با آرزوی سلامتی امام زمان ارواحنا له الفدا و همه مومنان عالم.
موفق باشید
سمنبر میرزایی .عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامي زرند /


انتهای پیام/

ارسال نظر