آخرین اخبار:
بازگشت به زندگی روزمره

همه‌چیز ارزش پست‌شدن در اینستاگرام را ندارد

اینستاگرام
گاهی آدم‌ها وسط یک سفر فراموش‌نشدنی، به‌جای لذت‌بردن از منظره، به این فکر می‌کنند که عکسشان چند لایک می‌گیرد. بعضی کاربران حالا از تصمیمی متفاوت حرف می‌زنند؛ کنارگذاشتن اینستاگرام برای بازپس‌گرفتن زمان، آرامش و لحظه‌هایی که قرار نیست به محتوایی برای نمایش به دیگران تبدیل شوند. اما پشت این تصمیم شخصی، پرسشی بزرگ‌تر درباره رابطه ما با شبکه‌های اجتماعی قرار دارد: چه زمانی ثبت زندگی جای زندگی‌کردن را می‌گیرد؟

به گزارش خبرگزاری آنا، به نقل از گاردین، مجموعه‌ای از نامه‌های خوانندگان این روزنامه که در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده، تجربه‌های متفاوت افراد از حذف اینستاگرام یا کاهش استفاده از آن را روایت می‌کند. نویسندگان از فشار انتشار لحظه‌های روزمره، نگرانی درباره واکنش مخاطبان، مقایسه با زندگی دیگران و تاثیر الگوریتم‌ها بر تجربه‌های شخصی خود می‌گویند. در مقابل، یکی از خوانندگان بر تفاوت میان به‌اشتراک‌گذاشتن خاطرات و نیاز به تایید دیگران تاکید می‌کند و از ارزش ارتباط با دوستان و خانواده می‌نویسد.

چه زمانی زندگی به محتوای شبکه اجتماعی تبدیل می‌شود؟ 

گای ادموندسون، یکی از خوانندگان گاردین، از آرامشی می‌گوید که پس از فاصله‌گرفتن از شبکه‌های اجتماعی تجربه کرده است. او با اشاره به دیدگاه‌های جارون لنیه، نویسنده کتاب «ده استدلال برای حذف همین حالای حساب‌های شبکه اجتماعی‌تان»، شبکه‌های اجتماعی را ابزاری خنثی نمی‌داند؛ از نگاه او، این پلتفرم‌ها با جلب توجه کاربران و اثرگذاری بر رفتار آن‌ها، بر استقلال و آرامش ذهنی افراد نیز اثر می‌گذارند.

ادموندسون از فعالیت‌هایی مانند نجاری، تمرین موسیقی و پیاده‌روی با سگ‌هایش مثال می‌زند؛ لحظه‌هایی که به باور او، وقتی بدون انگیزه عکاسی و انتشار تجربه می‌شوند، ارزش بیشتری پیدا می‌کنند. او همچنین دیدار حضوری و گفت‌وگو با دیگران را تجربه‌ای متفاوت از ارتباط از پشت صفحه گوشی توصیف می‌کند.

پیام اصلی روایت او این است که زندگی خصوصی، زندگی کوچک‌تری نیست؛ زندگی‌ای است که برای تجربه‌شدن به نمایش عمومی نیاز ندارد.

مسابقه لایک‌ و مقایسه با زندگی دیگران 

لورا دابی، از دیگر خواننده گاردین، اینستاگرام را به‌طور کامل حذف نکرده، اما استفاده از آن را بسیار کاهش داده است. او می‌گوید حتی زمانی که چندان پستی منتشر نمی‌کرد، میل به ثبت تجربه‌ها و تبدیل آن‌ها به پست و استوری در ذهنش حضور داشت. پس از انتشار محتوا نیز این نگرانی برایش به وجود می‌آمد که دیگران چه واکنشی نشان خواهند داد.

مقایسه زندگی روزمره با تصاویر انتخاب‌شده دیگران، بخش دیگری از تجربه او بود. عکس‌های پیاپی از تعطیلات، فاصله تا سفر بعدی را برایش پررنگ می‌کردند و تصاویر مربیان ورزشی با زاویه‌های حساب‌شده، نگرانی درباره انعطاف‌پذیری بدن و کیفیت اجرای حرکات را افزایش می‌دادند.

دابی برای کاهش استفاده از گوشی، چند راهکار را امتحان کرد؛ از جمله استفاده از برنامه One Sec که هنگام بازکردن اینستاگرام، تمرین تنفس را فعال می‌کند. این مکث کوتاه به او کمک کرد متوجه شود چند بار از روی عادت سراغ برنامه می‌رود.

او اکنون توجه بیشتری به محیط اطرافش دارد و اگر عکسی می‌گیرد، انگیزه‌اش علاقه شخصی است، نه نگرانی درباره نظر دیگران.

چگونه الگوریتم به زندگی خانوادگی راه پیدا می‌کند؟

استفانی ویتی جونز پس از بارداری دوم خود تصمیم گرفت حساب اینستاگرامش را حذف کند. او ابتدا اعلان‌ها و محتوای برنامه را محدود کرده بود، اما پس از بازگشت، با محتوایی مواجه شد که تجربه‌ای ناخوشایند برایش رقم زد.

به گفته او، الگوریتم ابتدا تصور کرده بود که غیبتش با از دست‌دادن نوزاد ارتباط دارد و تصاویر و پیام‌هایی در این زمینه به او نشان می‌داد. سپس مسیر پیشنهادها تغییر کرد و محتوای مربوط به بزرگ‌کردن دو کودک با فاصله سنی کم در صفحه‌اش افزایش یافت.

این تجربه برای او روشن کرد که اطلاعات جمع‌آوری‌شده درباره زندگی شخصی، فقط برای نمایش تبلیغات باقی نمی‌ماند؛ الگوریتم‌ها با استفاده از همین داده‌ها، محتوایی را انتخاب می‌کنند که در معرض دید کاربر قرار می‌گیرد.

ویتی جونز همچنین نگران بود که تعامل‌هایش با تصاویر و مطالب مربوط به والدگری، از طریق الگوریتم‌ها و تبلیغات بر تصمیم‌های خانوادگی‌اش اثر بگذارد. او پس از حذف حسابش، تجربه مادری را ساده‌تر و تحت کنترل خود توصیف می‌کند.

روایت او یک تجربه شخصی است و پرسش مهمی درباره میزان نفوذ پلتفرم‌ها به زندگی خصوصی مطرح می‌کند.

به اشتراک‌گذاری خاطرات با تاییدطلبی فرق دارد

نیکی اتکینسون با اصل فاصله‌گرفتن از اینستاگرام مخالفتی ندارد، اما معتقد است میان به‌اشتراک‌گذاشتن زندگی و درخواست تایید دیگران تفاوت مهمی وجود دارد.

او از شبکه‌های اجتماعی برای فرستادن عکس‌ها به دوستان و اعضای خانواده استفاده می‌کند و این کار را راهی برای حفظ ارتباط می‌داند.

اتکینسون همچنین به یکی از قابلیت‌های جذاب شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌کند که در آن کاربر شاهد بازگشت ناگهانی تصاویر قدیمی و زنده‌شدن خاطرات سفرها، چهره‌های آشنا و لحظه‌هایی که از یاد رفته‌اند، است.

از نگاه او، مشکل اصلی انتشار زندگی در فضای مجازی نیست؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که واکنش دیگران، معیار ارزش‌گذاری تجربه‌های شخصی شود.

این روایت، وجه دیگری از رابطه کاربران با شبکه‌های اجتماعی را نشان می‌دهد. یک ابزار واحد برای فردی منبع اضطراب و برای دیگری وسیله‌ای برای حفظ ارتباط و مرور خاطرات است. بنابراین، تجربه کاربران را نمی‌توان با یک حکم کلی درباره مفید یا مضر بودن اینستاگرام توضیح داد.

شش هفته کافی بود تا یک کاربر اینستاگرام را حذف کند 

هیلاری ردن، پزشکی از آبردین، روایت می‌کند در دهه شصت زندگی‌اش به اینستاگرام پیوست و فقط شش هفته در آن ماند. او از اینکه پست‌ها به‌صورت الگوریتمی در صفحه‌اش نمایش داده می‌شدند، ناراضی بود. در مدت کوتاهی، ساعت‌ها به تماشای مطالب مربوط به پناهگاه‌های اسب در آمریکا می‌گذراند و پس از آن احساس افسردگی و دلخوری پیدا می‌کرد.

ردن پس از حذف حسابش از بازگشت زمان و توجهش به زندگی شخصی احساس آسودگی کرد. بااین‌حال، می‌گوید ماه‌ها پس از ترک برنامه، همچنان وسوسه می‌شد دوباره وارد آن شود و صفحات مورد علاقه‌اش را بررسی کند.

او فرایند حذف حساب را نیز دشوار توصیف می‌کند؛ تجربه‌ای که به گفته‌اش، نشان می‌داد پلتفرم تا چه اندازه کاربر را به ماندن ترغیب می‌کند.

سیسیلیا اسکات نیز در نامه‌ای کوتاه‌تر، راهکار خود را توضیح می‌دهد: «حذف شبکه‌های اجتماعی از گوشی و جایگزین‌کردن آن‌ها با برنامه گاردین برای دسترسی به اخبار و مطالب انتخاب‌ شده.» او این تصمیم را راهی برای پایان‌دادن به ساعت‌های طولانی پیمایش بی‌هدف می‌داند.

این دو تجربه، با وجود تفاوت در جزئیات، بر یک نکته مشترک تاکید دارند؛ گاهی تغییر محیط دیجیتال و دشوارکردن دسترسی فوری به برنامه‌ها، به شکستن عادت‌های تکراری کمک می‌کند.

استفاده از اینستاگرام چه ارتباطی با سلامت روان دارد؟ 

روایت خوانندگان گاردین تجربه‌هایی شخصی‌اند؛ برای بررسی ارتباط میان استفاده از اینستاگرام و سلامت روان، باید به پژوهش‌های علمی نیز رجوع کرد.

در یک فراتحلیل منتشرشده در نشریه Cyberpsychology, Behavior, and Social Networking در سال ۲۰۲۴، پژوهشگران نتایج ۳۷ مطالعه با مجموع ۱۴ هزار و ۳۰۵ شرکت‌کننده را بررسی کردند.

یافته‌ها نشان داد استفاده مسئله‌ساز از اینستاگرام با نشانه‌های افسردگی و اضطراب ارتباط دارد و با بهزیستی روان‌شناختی پایین‌تر همراه است. ارتباط استفاده عمومی از اینستاگرام با این شاخص‌ها ضعیف‌تر بود.

پژوهشگران در عین حال به تفاوت روش‌های مطالعات و ویژگی‌های جمعیت‌های بررسی‌شده اشاره کردند و خواستار پژوهش‌های طولی دقیق‌تر شدند. بنابراین، این نتایج به‌ تنهایی ثابت نمی‌کنند که اینستاگرام علت مستقیم افسردگی یا اضطراب است.

نکته مهم، تمایز میان استفاده معمول و استفاده مسئله‌ساز است. تعداد ساعت‌های حضور در شبکه اجتماعی تصویر کاملی از وضعیت فرد ارائه نمی‌دهد؛ از دست‌دادن کنترل بر استفاده، اختلال در فعالیت‌های روزمره و پیامدهای منفی برای روابط و سلامت روان نیز اهمیت دارند.

چرا زندگی دیگران در اینستاگرام بهتر به نظر می‌رسد؟ 

یکی از موضوعات مهم در تجربه کاربران، مقایسه زندگی شخصی با تصاویری است که دیگران منتشر می‌کنند. در شبکه‌های اجتماعی، سفرها، موفقیت‌ها، روابط شاد و لحظه‌های جذاب سهم زیادی از محتوا را تشکیل می‌دهند، درحالی‌که مشکلات روزمره و تجربه‌های ناخوشایند کمتر به نمایش درمی‌آیند.

این وضعیت تصویری گزینش‌شده از زندگی دیگران می‌سازد؛ تصویری که مقایسه آن با تمام جزئیات زندگی شخصی، از ابتدا برابر نیست.

وقتی کاربر تصاویر تعطیلات دیگران را با روزهای کاری خود یا عکس‌های ویرایش‌شده را با ظاهر واقعی‌اش مقایسه می‌کند، فاصله میان واقعیت و تصویر آنلاین به نارضایتی دامن می‌زند. روایت لورا دابی درباره مقایسه وضعیت جسمانی خود با تصاویر مربیان ورزشی، نمونه‌ای از این تجربه است.

در چنین شرایطی، تعداد لایک‌ها و واکنش‌ها نیز به معیاری برای ارزیابی تجربه شخصی تبدیل می‌شوند. کاربر به‌جای آنکه فقط از یک فعالیت لذت ببرد، موفقیت آن را با میزان توجهی که در فضای مجازی دریافت می‌کند می‌سنجد.

نوجوانان چگونه شبکه‌های اجتماعی را تجربه می‌کنند؟ 

این مسئله در میان نوجوانان اهمیت ویژه‌ای دارد؛ گروهی که شبکه‌های اجتماعی برایشان هم فضای سرگرمی و ارتباط است و هم محیطی برای مواجهه با فشار اجتماعی، آزار آنلاین و مقایسه با دیگران.

بر اساس گزارش مرکز پژوهشی پیو در آوریل ۲۰۲۶، پژوهشگران تجربه ۱۴۵۸ نوجوان آمریکایی ۱۳ تا ۱۷ ساله و والدین آن‌ها را درباره تیک‌تاک، اینستاگرام و اسنپ‌چت بررسی کردند.

حدود سه نفر از هر ۱۰ نوجوان استفاده‌کننده از تیک‌تاک گفتند زمان زیادی را در این برنامه می‌گذرانند؛ سهم نوجوانانی که همین نظر را درباره اینستاگرام و اسنپ‌چت داشتند کمتر بود. در عین حال، حدود شش نفر از هر ۱۰ نوجوان یا بیشتر، زمان استفاده خود از این پلتفرم‌ها را متناسب ارزیابی کردند.

نتایج درباره سلامت روان نیز یکدست نبود. برداشت نوجوانان از اثر شبکه‌های اجتماعی بر زندگی‌شان به پلتفرم و جنبه مورد بررسی بستگی داشت. این گزارش همچنین نشان داد که سرگرمی، حفظ ارتباط با دوستان و خانواده و دنبال‌کردن علایق مشترک، از انگیزه‌های اصلی استفاده نوجوانان از این شبکه‌هاست.

این یافته‌ها به نوجوانان آمریکایی مربوط است و نباید بدون شواهد مستقل به همه نوجوانان تعمیم داده شود. بااین‌حال، نشان می‌دهد که رابطه با شبکه‌های اجتماعی فقط به آسیب محدود نیست؛ ارتباط، سرگرمی و دریافت اطلاعات نیز بخشی از تجربه کاربران است.

آیا حذف اینستاگرام راه‌حل است؟ 

تجربه خوانندگان گاردین نشان می‌دهد که فاصله‌گرفتن از شبکه‌های اجتماعی برای بعضی افراد به کاهش حواس‌پرتی، بازگشت زمان و توجه بیشتر به محیط اطراف کمک کرده است؛ اما حذف کامل برنامه تنها راه مدیریت استفاده نیست.

خاموش‌کردن اعلان‌ها، محدودکردن زمان حضور، کنارگذاشتن حساب‌هایی که احساس نارضایتی و مقایسه ایجاد می‌کنند و تعیین زمان مشخص برای بررسی پیام‌ها، از راهکارهای عملی برای تغییر الگوی استفاده‌اند. برنامه‌هایی مانند One Sec نیز با ایجاد مکث پیش از ورود به اپلیکیشن، به کاربران کمک می‌کنند استفاده خودکار از گوشی را تشخیص دهند.

برای ارزیابی این رابطه، یک پرسش ساده اهمیت دارد که پس از استفاده از اینستاگرام چه احساسی دارم؟ اگر استفاده از برنامه بارها به اضطراب، نارضایتی از ظاهر، اتلاف وقت یا اختلال در فعالیت‌های روزمره منجر شود، بازنگری در عادت‌های دیجیتال ضروری است.

در مقابل، اگر اینستاگرام به حفظ ارتباط با دوستان، یادگیری یا دسترسی به اجتماعات مفید کمک می‌کند، کنارگذاشتن آن ممکن است بخشی از این مزایا را نیز از بین ببرد. هدف، حذف فناوری به هر قیمت نیست؛ هدف بازگرداندن کنترل بر زمان، توجه و شیوه استفاده از آن است.

مسئله اصلی اینستاگرام فقط تماشای زندگی دیگران نیست؛ موضوع از جایی تبدیل به آسیب می‌شود که برای ارزش‌گذاری زندگی خودمان، به واکنش تماشاگران نیاز پیدا می‌کنیم.

شبکه‌های اجتماعی ثبت خاطره و حفظ ارتباط را آسان کرده‌اند، اما وقتی هر لحظه با فکر انتشار، تعداد لایک‌ها و قضاوت دیگران همراه می‌شود، مرز میان زندگی‌کردن و نمایش‌دادن زندگی از بین می‌رود.

بازپس‌گرفتن زندگی واقعی فقط به حذف اینستاگرام وابسته نیست. گاهی کافی است عکسی را برای خودمان بگیریم، از لحظه‌ای لذت ببریم بی‌آنکه به انتشارش فکر کنیم و اجازه بدهیم بعضی خاطره‌ها فقط برای خودمان باقی بمانند.

قرار نیست هر لحظه زیبا به محتوای شبکه‌های اجتماعی تبدیل شود؛ بعضی لحظه‌ها ارزشمندند چون برای هیچ‌کس جز خودمان اتفاق نمی‌افتند.

انتهای پیام/

ارسال نظر