اضافه وزن، مبتلایان به زوال عقل را از مرگ دور میکند
«زوال عقل» (Dementia) اصطلاحی کلی برای مجموعهای از علائم است که بر حافظه، تفکر، یادگیری و توانایی انجام کارهای روزمره تأثیر میگذارند. این وضعیت معمولاً در اثر بیماریها یا آسیبهایی ایجاد میشود که عملکرد مغز را مختل میکنند و با فراموشی طبیعی ناشی از افزایش سن تفاوت دارد.
مهم است بدانیم که «آلزایمر» (Alzheimer’s disease) با زوال عقل یکسان نیست، بلکه شایعترین علت آن به شمار میرود. زوال عقل نام مجموعهای از علائم است و آلزایمر یکی از بیماریهایی است که میتواند این علائم را ایجاد کند.
با پیشرفت زوال عقل، مشکلاتی مانند کاهش اشتها، دشواری در غذا خوردن و کاهش وزن نیز ممکن است بروز کنند. این تغییرات گاهی بهتدریج اتفاق میافتند و میتوانند دریافت انرژی و مواد مغذی مورد نیاز بدن را مختل کنند؛ در نتیجه، فرد بهمرور ضعیفتر میشود و وضعیت سلامت او تحت تأثیر قرار میگیرد. به همین دلیل، تغییرات وزن و وضعیت تغذیهای در افراد مبتلا به زوال عقل اهمیت زیادی دارد.
اما پژوهشگران دانشگاه نیویورک در یک تحقیق جدید به نتیجهای عجیب رسیدهاند: افرادی که هنگام تشخیص زوال عقل اضافهوزن یا چاقی داشتند، در مقایسه با افرادی که وزن طبیعی داشتند، کمتر در معرض خطر مرگ بودند. این یافته به معنای آن نیست که اضافهوزن از فرد در برابر مرگ محافظت میکند؛ پژوهشگران هنوز علت این ارتباط را مشخص نکردهاند.
به همین علت، آناتک با دکتر «ویرجینیا چانگ» (Dr. Virginia W Chang)؛ پزشک و جامعهشناس، دانشیار علوم اجتماعی و رفتاری در «دانشکده بهداشت عمومی جهانی دانشگاه نیویورک» (NYU) و از پژوهشگران حوزه چاقی و ارتباط آن با مرگومیر و نابرابریهای سلامت گفتوگو کرده است.

دکتر ویرجینیا چانگ - Dr. Virginia W Chang
پژوهشگران دانشگاه نیویورک برای بررسی ارتباط وزن با خطر مرگ پس از ابتلا به زوال عقل، دادههای ۴۵۲۳ فرد را تحلیل کردند که در ابتدای مطالعه زوال عقل نداشتند، اما در ادامه به این بیماری مبتلا شدند. دادهها از مطالعه طولی سلامت و بازنشستگی آمریکا به دست آمده بود که بزرگسالان ۵۱ ساله و بالاتر را دنبال میکند. نتایج نشان داد خطر مرگ در افراد دارای اضافهوزن، هنگام تشخیص زوال عقل، ۱۶ درصد کمتر از افراد با وزن طبیعی بود. این میزان در افراد مبتلا به چاقی درجه یک ۲۷ درصد و در افراد مبتلا به چاقی درجه دو یا سه ۲۲ درصد کمتر بود.
چرا ممکن است وزن بیشتر با خطر مرگ کمتر ارتباط داشته باشد؟
پژوهشگران هنوز علت این ارتباط را مشخص نکردهاند. یکی از فرضیهها این است که ذخایر انرژی بیشتر یا توده عضلانی بالاتر به بدن کمک کند با مشکلات تغذیهای ناشی از زوال عقل کنار بیاید. از سوی دیگر، کاهش وزن ممکن است سالها پیش از تشخیص بیماری آغاز شود و نزدیک به زمان تشخیص سرعت بگیرد. بنابراین، وزن طبیعی هنگام تشخیص لزوماً به معنای برخورداری از وضعیت تغذیهای مناسب نیست و فرد ممکن است پیش از آن وزن قابلتوجهی از دست داده باشد.
پژوهشگران احتمال میدهند که ارتباط مشاهدهشده تحت تأثیر عواملی مانند کاهش وزن پیش از تشخیص، تفاوت در وضعیت سلامت افراد یا این واقعیت باشد که برخی افراد مبتلا به چاقی ممکن است پیش از ابتلا به زوال عقل، بهدلیل بیماریهای دیگر جان خود را از دست داده باشند.
بااینحال، بررسیهای تکمیلی نشان نداد که این عوامل بهتنهایی بتوانند نتیجه را توضیح دهند. پس مطالعه نمیتواند ثابت کند که اضافهوزن باعث کاهش خطر مرگ میشود یا افزایش وزن میتواند طول عمر افراد مبتلا به زوال عقل را بیشتر کند. آنچه از این یافتهها میتوان برداشت کرد، پیچیدگی رابطه میان وزن، تغذیه و سلامت در این افراد و اهمیت توجه به کاهش وزن ناخواسته و مشکلات تغذیهای است؛ مسائلی که بررسی دقیقتر آنها میتواند به درک بهتر وضعیت بیماران و طراحی راهکارهای مراقبتی مؤثرتر کمک کند.
در ادامه، پاسخهای چانگ، نویسنده اول پژوهش، به پرسشهای آناتک را میخوانید.
پژوهش شما نشان داد افراد دارای اضافهوزن هنگام تشخیص زوال عقل، کمتر از افراد با وزن طبیعی در معرض خطر مرگ بودند. علت احتمالی این یافته چیست؟
یکی از دلایل فیزیولوژیک، اهمیت تغذیه در زوال عقل و ارتباط آن با خطر مرگومیر است. افراد مبتلا به زوال عقل ممکن است با مشکلات تغذیهای قابلتوجهی روبهرو شوند که بر وضعیت جسمانی و احتمال بقای آنها تأثیر میگذارد.
تغذیه میتواند برای افراد مبتلا به زوال عقل به یک مشکل جدی تبدیل شود. آنها ممکن است دچار تحلیل رفتن بدن و ناتوانی در غذا خوردن شوند. این وضعیت میتواند ناشی از تغییراتی در مراکز تنظیمکننده اشتها و انرژی در مغز باشد که به کاهش اشتها و انگیزه، افزایش مصرف انرژی و دشواری در غذا خوردن بهصورت مستقل منجر میشوند.
آیا ذخایر انرژی بیشتر یا عضلات قویتر میتوانند به افراد مبتلا به زوال عقل کمک کنند تا با کاهش اشتها و وزن مقابله کنند؟
بله. ذخایر انرژی بیشتر و توده عضلانی بالاتر ممکن است به بدن کمک کنند تا در برابر پیامدهای کاهش اشتها و دریافت ناکافی مواد غذایی مقاومت بیشتری داشته باشد. در صورت تداوم مشکلات تغذیهای، حفظ ذخایر انرژی و توده عضلانی میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد.
آیا کاهش وزن بدون علت مشخص در سالمندان میتواند نشانهای هشداردهنده باشد که نیاز به بررسی پزشکی دارد؟
کاهش وزن بدون علت مشخص در بزرگسالان، در هر سنی که باشند، نیازمند بررسی پزشکی است. این کاهش وزن میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و بررسی علت آن به شناسایی مشکلات زمینهای و تشخیص زودهنگام بیماریهای احتمالی کمک میکند.
چرا افراد مبتلا به زوال عقل ممکن است اشتهای خود را از دست بدهند یا در غذا خوردن مشکل داشته باشند؟ این مشکلات چه تأثیری بر سلامت آنها دارند؟
تغییرات در بخشهایی از مغز که اشتها و تعادل انرژی بدن را تنظیم میکنند، ممکن است باعث کاهش اشتها و انگیزه برای غذا خوردن، افزایش مصرف یا نیاز بدن به انرژی و دشواری در غذا خوردن شوند.
این تغییرات ممکن است باعث شوند فرد کمتر از نیاز بدن خود غذا بخورد یا برای خوردن غذا به کمک دیگران نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی، دریافت ناکافی انرژی و مواد مغذی میتواند به کاهش وزن، تحلیل توده عضلانی و ضعف جسمانی منجر شود. تداوم این وضعیت ممکن است توانایی فرد را برای انجام فعالیتهای روزمره کاهش دهد و مراقبت از او را دشوارتر کند.
بنابراین، تغییرات اشتها و الگوی غذا خوردن در افراد مبتلا به زوال عقل اهمیت بالینی دارند و توجه به آنها میتواند در شناسایی زودهنگام مشکلات تغذیهای مؤثر باشد.
خانوادهها چگونه میتوانند به حفظ تغذیه مناسب افراد مبتلا به زوال عقل، بهویژه هنگام کاهش اشتها، کمک کنند؟
باید توجه داشته باشند که بیماران مبتلا به زوال عقل در معرض خطر دریافت ناکافی مواد مغذی هستند و تغذیه نامناسب ممکن است با کاهش احتمال بقا همراه باشد. بنابراین، کاهش اشتها، کم شدن میزان غذای مصرفی و کاهش وزن ناخواسته باید جدی گرفته شوند.
آیا وزن فرد هنگام تشخیص زوال عقل میتواند به پزشکان در پیشبینی وضعیت سلامت او کمک کند؟ وزن بهتنهایی چه چیزی را مشخص نمیکند؟
وضعیت وزنی فرد در زمان تشخیص میتواند شاخصی برای پیشبینی بقا باشد. افرادی که اضافهوزن یا چاقی دارند، در این پژوهش با خطر مرگومیر کمتری مواجه بودند.
بااینحال، این یافته به این معنا نیست که بیماران باید تلاش کنند به اضافهوزن یا چاقی برسند؛ زیرا پژوهش ما برای پاسخ دادن به چنین سؤالی طراحی نشده بود. این نتایج در عوض، اهمیت تغذیه را در مراقبت از افراد مبتلا به زوال عقل برجسته میکنند.
وزن بدن بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت سلامت یا پیشآگهی بیمار ارائه دهد. برای تفسیر دقیقتر وضعیت فرد، باید وزن را در کنار سایر اطلاعات بالینی و وضعیت تغذیهای او در نظر گرفت. همچنین، مشاهده ارتباط میان اضافهوزن و خطر مرگومیر کمتر به معنای اثبات رابطه علت و معلولی نیست؛ یعنی نمیتوان نتیجه گرفت که اضافه کردن وزن بهخودیخود باعث افزایش طول عمر میشود.
برای مشخص شدن اینکه چه روشهای تغذیهای میتوانند سلامت و طول عمر افراد مبتلا به زوال عقل را بهبود دهند، به چه پژوهشهای بیشتری نیاز است؟
میتوانیم مطالعات تجربی انجام دهیم تا تغذیه را در افراد مبتلا به زوال عقل بهبود دهیم و تأثیر آن را بر بقا ارزیابی کنیم. در نهایت، بهترین راه برای بررسی پرسشهای مربوط به مداخلات درمانی، انجام یک کارآزمایی بالینی (Clinical Trial) است.
در چنین مطالعاتی میتوان روشهای مختلف حمایت تغذیهای را بررسی کرد و مشخص ساخت که آیا این مداخلات واقعاً به بهبود وضعیت تغذیهای، حفظ سلامت جسمانی و افزایش طول عمر بیماران کمک میکنند یا خیر. همچنین، باید میان مشاهده ارتباط آماری و اثبات اثر یک مداخله تفاوت قائل شد. برای تعیین اینکه یک روش تغذیهای مشخص چه تأثیری بر سلامت و بقای بیماران دارد، به شواهد حاصل از پژوهشهای مداخلهای معتبر نیاز است.
انتهای پیام/