ابوریحان بیرونی؛ دانشمندی که آسمان را به ابزار شناخت زمین تبدیل کرد
به گزارش خبرگزاری آنا؛ ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی در سال ۳۶۲ قمری یا ۹۷۳ میلادی زاده شد. درباره محل دقیق تولد او در منابع اختلافی وجود دارد. «مدخل دایرة المعارف اسلامی» نوشته یونس کرامتی، محل تولد او را بیرون شهر «کاث»، پایتخت کهن خوارزم، یا احتمالاً دژی به نام «بیرون» در خوارزم میداند. همین منبع بر اساس گزارشی از خود بیرونی تأکید میکند که اطلاعات چندانی از خاندان او در دست نیست و احتمالا از خانوادهای اشرافی نبوده است.
بیش از هزار سال پیش، ابوریحان بیرونی برای پاسخ به پرسشهای علمی فقط به آنچه از پیش گفته شده بود اکتفا نمیکرد؛ رصد میکرد، اندازه میگرفت، محاسبه میکرد و در مواردی به آزمایش مستقیم روی میآورد. او از رصد یک خسوف برای محاسبه اختلاف طول جغرافیایی دو شهر استفاده کرد و در بررسی برخی باورهای رایج درباره خواص مواد نیز به آزمایش متوسل شد.
سایت «بریتانیکا» تاریخ تولد بیرونی را ۴ سپتامبر ۹۷۳ میلادی در خوارزم ذکر میکند و او را اخترشناس، ریاضیدان، مردمنگار، انسانشناس، مورخ و جغرافیدان معرفی میکند. این منبع زندگی بیرونی را در دورهای از آشوب سیاسی در بخش شرقی جهان اسلام توصیف میکند و مینویسد او در طول زندگی خود با بیش از شش فرمانروا ارتباط داشت؛ فرمانروایانی که بسیاری از آنها درگیر جنگ و کشمکشهای سیاسی بودند.
نخستین حامی شناختهشده بیرونی، «ابونصر منصور بن علی بن عراق»، دانشمند ایرانی و از شاهزادگان آلعراق بود. بیرونی دربارۀ تحصیل نزد وی گفته است: «و اما ابونصر، ... از احوال علمی او آگاهم و از کتابخانۀ او هنگام تحصیل ریاضیات بهرهها بردهام و او هرچه را یافته، بر من املاء کرده است ...». این رابطه نشان میدهد آموزش بیرونی از همان آغاز با دسترسی به منابع علمی و ارتباط مستقیم با دانشمندان همراه بوده است.
رصدهایی که فقط برای تماشای آسمان نبودند
فعالیت علمی بیرونی خیلی زود به مشاهده و اندازهگیری پیوند خورد. نخستین فعالیت رصدی او حدود سال ۳۸۰ قمری یا۹۹۰ میلادی گزارش شده است. ابزارهای نخستین او دقت زیادی نداشتند، اما چند سال بعد در ۳۸۴ و ۳۸۵ قمری، در نزدیکی کاث و در روستایی به نام «بوشکانز»، از ابزارهای دقیقتر استفاده کرد.
اما فعالیت علمی او از تحولات سیاسی جدا نبود. در سال ۳۸۵ قمری، مأمون بن محمد به کاث حمله کرد و ابوعبدالله محمد بن احمد، آخرین خوارزمشاه آل عراق و حامی بیرونی، کشته شد. بیرونی ناچار با شتاب زادگاهش را ترک کرد و حتی نتوانست نتایج پژوهشهای خود را با خود ببرد؛ به گفته دایرةالمعارف اسلامی، بخشی از نتایج این رصدها بعدها از خاطر او محو شد.
یک خسوف و اندازهگیری فاصله دو شهر
یکی از نمونههای روشن پیوند میان نجوم و جغرافیا در کار بیرونی، رصد خسوف سال ۳۸۷ قمری یا ۹۹۷ میلادی است. بیرونی این خسوف را در کاث مشاهده کرد و ابوالوفای بوزجانی نیز طبق توافق قبلی، همان خسوف را در بغداد رصد کرد. بیرونی سپس نتایج دو مشاهده را با یکدیگر مقایسه کرد و از آنها برای محاسبه اختلاف طول جغرافیایی کاث و بغداد بهره گرفت.
این رویداد نمونهای گویا از روش بیرونی است: یک پدیده آسمانی میتوانست برای پاسخ به پرسشی درباره سطح زمین به کار رود. نجوم، در اینجا از جغرافیا جدا نبود و رصد آسمان به ابزاری برای اندازهگیری زمین تبدیل میشد.
از ریاضیات تا جغرافیای ریاضی
یکی از آثار مهم بیرونی، «تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن» است که دایرةالمعارف اسلامی آن را مهمترین اثر دانشمندان مسلمان در زمینه جغرافیای ریاضی معرفی میکند. این اثر موضوعاتی مانند تعیین عرض و طول جغرافیایی شهرها، اندازهگیری زمان خسوف، اختلاف طولهای جغرافیایی و روش تعیین سمت قبله را دربرمیگیرد.
در همین مسیر، بیرونی مسئله اندازهگیری زمین را نیز دنبال کرد. دایرةالمعارف اسلامی از تلاش او برای آزمودن روش ابتکاری خود در اندازهگیری قطر زمین در قلعه نندنه در هند یاد میکند؛ روشی که پیشتر به صورت نظری مطرح کرده بود.
این پیوند میان محاسبه، مشاهده و جغرافیا با تصویری که دانشنامه بریتانیکا از بیرونی ارائه میدهد نیز هماهنگ است؛ این منبع او را همزمان ریاضیدان، اخترشناس و جغرافیدان معرفی میکند، نه دانشمندی محدود به یک حوزه.
هند؛ پژوهش از مسیر زبان و گفتوگو
بخش مهم دیگری از زندگی علمی بیرونی به هند مربوط میشود. دایرةالمعارف اسلامی گزارش میکند که او در جریان لشکرکشیهای محمود به هند، که تا سال ۴۱۷ قمری ادامه داشت، با جدیت زبان سنسکریت را آموخت؛ زیرا آن را کلید دسترسی به دانش هندوان میدانست. او با دانشمندان و عالمان دینی هند ارتباط برقرار کرد و اطلاعات ارزشمندی درباره این سرزمین به دست آورد.
این بخش از زندگی بیرونی اهمیت روششناختی ویژهای دارد: او برای شناخت یک فرهنگ، تنها به گزارشهای دیگران اکتفا نکرد، بلکه زبان آن جامعه را آموخت و با دانشمندان و عالمان آن ارتباط برقرار کرد.
دانشمندی که درباره روش علم هم فکر میکرد
مهمترین جنب شخصیت علمی بیرونی در نگاه نویسنده دایره المعارف اسلامی حقیقتجویی و دوری از تعصب و پیروی کورکورانه از عقاید رایج است. طبق نوشته این دایره المعارف: «او بارها از نظریات دانشمندان پیشین و به ویژه ارسطو انتقاد میکرد و به دلیل شیفتگی به رهیافتههای عینی، حقیقت را تنها در گفتهها و نوشتهها نمیجست و به آزمودن آزمودنیها و مشاهده مستقیم پدیدههای طبیعی بسیار علاقهمند بود». «تمایل وی به دقت و مشاهده در کنار احتمال راه یافتن خطاهای هرچند کوچک در محاسبات پیچیده، وی را بر آن میداشت تا روشهایی را که از راه آزمایش مستقیما به نتیجه میرسد، بر روشهای نظری مبتنی بر محاسبه برتری دهد».
او با تکیه بر آزمایشهایی که شیوه علمی در آنها کاملا رعایت شده است، دو باور عامیانه را که حتى به آثار علمی نیز راه یافته، رد میکند: نخست سمی بودن الماس و دوم این نظریه که اگر مار به زمرد بنگرد، چشمانش ضعیف یا کور خواهد شد.
نکته مشترک در تمام آزمایشهای بیرونی «شیوه علمی بیرونی در انجام دادن این آزمایشهاست. وی مانند یک محقق امروزی، در مورد هر آزمایش به چند نکته توجه میکند: نخست آنکه هنگام مقایسۀ خاصیتی ویژه از دو ماده، میکوشد که سایر شرایط برای آنها یکسان باشد. مثلاً برای بررسی تأثیر دمای اولیۀ آب در سرعت انجماد آن، دو ظرف یک شکل و یک اندازه با مقداری برابر از یک نوع آب ــ یکی گرم و دیگری سرد (برای یکسان بودن املاح آب) ــ برمیگزیند و این دو را در هوای سرد نزدیک هم قرار میدهد تا همۀ شرایط بجز دمای اولیۀ دو ظرف یکسان باشد؛ و دیگر آنکه در همۀ این آزمایشها به تکرار آن در حالات مختلف تأکید میکند تا مطمئن شود که نتایج حاصل از فرایندی اتفاقی نیست و سرانجام آنکه از پذیرفتن مطالبی که آزمودن آنها در شرایط عادی دشوار و گاه ناممکن است، خودداری میکند».
میراثی بزرگ
گستردگی آثار بیرونی یکی از مهمترین شاخصهای فعالیت علمی اوست. در فهرستی که خود بیرونی از آثارش ارائه کرده، ۱۰۳ اثر تکمیلشده و ۱۰ اثر در دست تکمیل آمده است. او همچنین ۲۵ اثر دیگر را که به نام او نوشته شده بودند، ثبت کرده است. دایرةالمعارف اسلامی میافزاید که بیرونی پس از این فهرست نیز آثاری نوشت که از مهمترین آنها «الصیدنه فی الطب» است.
با وجود این حجم از فعالیت، دایرةالمعارف اسلامی به نکتهای قابل تأمل اشاره میکند: تأثیر بیرونی بر روند اندیشه علمی در دورههای بعد، در مقایسه با ابنسینا نسبتا اندک بود. نویسنده این مسئله را تا حدی به شرایط سیاسی و محیطهای علمی متفاوتی که این دو دانشمند در آنها فعالیت میکردند مرتبط میداند.
انتهای پیام/