تحریمهای فناوری آمریکایی حتی طراحان ایرانی را هم هدف گرفته است
آمریکا و شریکان غربی این کشور، سال هاست که با صدای بلند از «اینترنت آزاد» سخن میگویند و آن را حقی بنیادین برای همه مردم جهان، از جمله ایران معرفی میکنند. با این حال، بررسی اسناد بینالمللی و گزارشهای معتبر نشان میدهد که اقدامات عملی این کشورها در قبال ملت ایران، به ویژه در حوزه فناوری و ارتباطات، در تضاد کامل با این شعارهای بلند است.
سیاستمداران ارشد آمریکا هم طی سالهای اخیر تلاش کردهاند تا خود را مدافع سرسخت آزادی در فضای مجاری معرفی کنند. برای مثال همین چند ماه پیش و پس از حوادث دیماه سال گذشته، دونالد ترامپ رئیس جمهور تروریست آمریکا در پاسخ به سوال یک خبرنگار گفته بود: «دربارۀ قطعی اینترنت در ایران با ایلان ماسک صحبت میکند و تصمیم خواهند گرفت. اگر امکانپذیر باشد میتوانیم اینترنت را برقرار کنیم.»
مدتی بعد و در خلال جنگ تحمیلی سوم، پیتر هگست، افسر رده پایین (سرگرد آمریکایی) که حالا ریاست پنتاگون را برعهده دارد نیز همراستا با رئیس دولت متجاوز خود، طی کنفرانس مطبوعاتی که روز ۲۹ اسفند سال ۱۴۰۴ برگزار کرده بود، دربارۀ اتصال کاربران ایرانی به اینترنت بینالملل تحت مدیریت کشورش چنین گفت: «در حال کار در این مورد هستیم.»، «حکومت ایران در تلاش است کنترل خود بر اینترنت را هرچه بیشتر تشدید کند» و آمریکا نیز «اقدامات متقابل» انجام میدهد تا «پیامها نه فقط به مردم ساکن در ایران، بلکه به «مخاطبان مشخص» نیز برسد.»
البته آمریکاییها فقط در دورۀ ترامپ به یاد کلیدواژههایی نظیر حق دسترسی و آزادی ارتباطات و... نمیافتند، هرگاه التهابات اجتماعی به هرانگیزهای در ایران شروع میشود، س و کلۀ آقایان و خانمهای طالب آزادی از آمریکا پیدا میشود، دولت بایدن هم زمانی که روی کار بود، تلاش میکرد تا اینترنت را به عنوان یک ابزار ضد امنیت ملی در ایران به کارگیری کند و تظاهر میکرد که دلش به حال مردم ایران سوخته است.
نمونۀ این دلسوزیهای نمایشی مربوط به آنتونی بلینکن ، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، مهر ماه سال ۱۴۰۱ و پس از التهابات خیابانی در ایران (به دلیل حوادث پس از فوت خانم امینی) است، او همان زمان در یک کنفرانس مطبوعاتی گفته بود: «به شرکتها اجازه میدهد تا مواردی مانند خدمات کلود [ابر]، فناوری حفظ حریم خصوصی، فناوری امنیتی، سختافزار و نرمافزار را ارائه دهند تا ایرانیها بتوانند بهتر با دیگر افراد در درون این کشور و همچنین با سایر نقاط جهان ارتباط برقرار کنند.»
دولت آمریکا چگونه تناقض رفتاری خود را توجیه میکند؟
قوانین داخلی خود این کشور در جایی که مقامات آمریکایی با حرارت از حقوق کاربران ایرانی سخن میگویند، محدودیتهای شدیدی را بر قدرت دولت برای اعمال سانسور وضع کرده است. متمم اول قانون اساسی آمریکا به صراحت میگوید: «کنگره هیچ قانونی ... جهت محدود ساختن آزادی بیان یا مطبوعات تصویب نخواهد کرد.» بر اساس گزارش سرویس تحقیقاتی کنگره آمریکا (CRS) که در سپتامبر ۲۰۲۴ بهروزرسانی شده، هر قانونی که بخواهد بر اساس محتوای سخن، دسترسی به آن را محدود کند، مشمول «بررسی دقیق» قرار میگیرد و دولت برای توجیه آن باید بار سنگینی از ادله را به دوش بکشد.
البته دولت آمریکا و مجلسین قانونگذاری این کشور به خوبی نشان دادند که وقتی لازم باشد و احساس کنند که منافع سیاسی آمریکا ایجاب میکند، هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستند. آنها با وجود همین قانون در دورۀ بایدن لایحهای دو حزبی را تبدیل به قانون کردند که برمبنای آن با وجود اینکه حدود نیمی از آمریکاییها کاربر تیکتاک بودند، این سکو را میان دو راهی فروش سهام مدیریتی نسخۀ آمریکایی یا حذف دائمی از بازار آمریکا قرار میداد، در آن هنگام جمهوریخواهان یا دموکراتها هیچکدام یاد لطایف مرسوم در کشور خود پیرامون اینترنت آزاد، حق دسترسی و مواردی از این دست نیافتادند! قانون تصویب شد، حتی کار به مسدود شدن چند روزۀ تیکتاک هم رسید و در نهایت ترامپ تیکتاک را مجبور به فروش سهام نسخۀ آمریکایی به کنسرسیوم مدنظر خود به رهبری اوراکل کرد!
هرچند دولت آمریکا دقیقاً همین کار (محدود کردن دسترسی به سرویسها، خدمات و اطلاعات) را در مقیاس بینالمللی و علیه ایران انجام میدهد. این تناقض آشکار، ابعاد گستردهای دارد. از یک سو، وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک) قوانین تحریمی وضع میکند که به شرکتهای آمریکایی اجازه نمیدهد به کاربران ایرانی سرویس بدهند. جالب آنجاست که همین دولت، ایرانیها را به دلیل اینکه به طور خودگردان و با صرف هزینه و وقت زیاد، به جای استفاده از سرویسهای راحت آمریکایی، از جایگزینها استفاده میکنند، متهم به «دسترسی نداشتن» میکند.
یک نمونه بارز، دستگیری جمشید قمی ، مدیرعامل شرکت فناوری کالیفرنیایی است. دادگاه فدرال آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶ مدعی شد که این فرد به اتهام فرار از تحریمها و ارسال تجهیزات شبکه به سازمان انرژی اتمی و وزارت دفاع ایران بازداشت شده است. البته مطابق معمول مدرک محکمی برای چنین ادعاهایی از سوی آمریکایی منتشر نشد! این نشان میدهد که سیاست اصلی آمریکا «قطع هرگونه ارتباط فناورانه» است، «تسهیل دسترسی به اطلاعات آزاد» به نظر بیشتر یک پوشش برای توجیه اقدامات آمریکاییها میآید.
تحریمهای ارتباطی؛ مهرهای تأیید بر عدم پایبندی به ادعاها
فهرست تحریمهای فناوری علیه ایران چنان گسترده است که هر کاربر ایرانی به خوبی آن را لمس کرده است. این تحریمها در حالی اعمال میشود که به گفته کامیار ثقفی، عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی، در گفتوگو با آناتک، «شرکتهای بزرگ فناوری اغلب خدمات کاربردی خود را برای ایرانیها محدود کردهاند، اوراکل و امثال این شرکتها را بررسی کنید تا برای شما روشن شود که چقدر اجازه دسترسی ایرانیها به خدمات آنها وجود دارد.»
آمریکاییها سرویسهای مختلفی را روی کاربران ایرانی بستهاند، نخبگان، رسانههای تخصصی و سیاستمداران ایرانی هم کمتر دربارۀ تحریمها صحبت میکنند، تا حدی که کاربران ایرانی وقتی امکان دسترسی به هر سایت یا سرویسی را پیدا نمیکنند، گمان میبرند که سیاستهای داخلی باعث محدودیت آن شده است، ولی در واقع این سایت یا سرویس یکی از صدها هزار سرویس تحریم شده توسط آمریکا برای ایرانیها محسوب میشود!
تحریمها حتی سرویسهای خلاقانه و طراحی را نیز نشانه رفتهاند، این سرویسها تحت فشار قوانین آمریکا، دسترسی کاربران ایرانی را قطع کردهاند. پلتفرمهایی که هیچ یک ابزاری نظامی یا لوکس نیستند، بلکه ساخته شدهاند تا تولید محتوا را تسریع و تسهیل کنند، در ادامه به معرفی برخی از این سرویسهای طراحی که براثر تحریمهای آمریکایی برای ایرانیها محدود شدهاند، خواهیم پرداخت:
۱. Adobe Creative Cloud: مجموعهای جامع از نرمافزارهای طراحی (Photoshop، Illustrator، Premiere). این سرویس به دلیل تحریمها، فروش اشتراک و حتی دانلود نسخههای آزمایشی را برای IPهای ایرانی مسدود میکند. صنعت فیلمسازی، تبلیغات، چاپ و معماری ایران از این تحریم فناوری تحت تأثیر قرار میگیرد.
۲. Freepik: یکی از بزرگترین منابع دانلود وکتور، عکس و قالبهای گرافیکی. در سال ۲۰۲۴، این سرویس به طور ناگهانی دسترسی کاربران ایرانی را مسدود کرد. برای هزاران طراح سایت و گرافیست ایرانی که برای پروژههای روزمره به این دستیار نیاز داشتند، تحریم پلتفرم مورد اشاره چالشهای زیادی ایجاد کرد.
۳. Midjourney: پیشگام در حوزه هوش مصنوعی مولد تصویر. تحریم این ابزار، نسل جدید هنرمندان دیجیتال ایرانی را از تکنولوژیهای روز جهان محروم کرده است. بر اساس گزارشی از (PCOnline) ، تحریمهای آمریکا به طور خاص روی ابزارهای هوش مصنوعی متمرکز است تا کشورهایی مثل ایران نتوانند از این فناوری برای توسعه محصولات رقابتی استفاده کنند.
۴. فیگما Figma: مهمترین ابزار طراحی رابط کاربری (UI/UX) در جهان. وقتی Figma کاربران ایرانی را تحریم کرد، بسیاری از استارتاپهای نرمافزاری ایران که تیمهای طراحشان به صورت مشترک روی این پلتفرم کار میکرد، مجبور به مهاجرت اجباری و باگدار به پلتفرمهای جایگزین شدند. این تحریم، توسعه سریع نرمافزار در ایران را تحت تأثیر قرار داد.
۵. Envato (ThemeForest): بزرگترین بازار خرید و فروش قالبهای سایت، وردپرس و استوکها. وبسایت این شرکت در صفحه پشتیبانی خود به صراحت اعلام کرده که ایران در لیست کشورهای تحریم شده قرار دارد و حساب کاربران ایرانی مسدود میشود. این سیاست، کسب درآمد برنامهنویسان و توسعهدهندگان ایرانی از طریق فروش محصولات دیجیتال را مختل کرده است.
۶. Sketch، InVision، Autodesk، Canva: این ابزارها نیز داستانی مشابه دارند. Sketch و InVision رقبای Figma هستند، Autodesk برای معماران و مهندسان عمران حیاتی است و Canva نیز به عنوان سادهترین ابزار طراحی آنلاین برای تولید محتوا در شبکههای اجتماعی، تحت فشار تحریم، دسترسی ایرانیان را محدود کرده است.
انگیزه تحریمها؛ فراتر از ادعاهای حقوق بشری
مرور این حجم از تحریمها یک سوال اساسی را پررنگ میکند؛ چرا ابزاری مثل فیگما یا میدجرنی تحریم میشوند، اما اینستاگرام (متعلق به متا) و واتساپ خیر؟ پاسخ این سؤال را باید در تحلیل محمد مهدی حبیبی ، مدیرعامل تشکل مردم نهاد فضای مجازی پاک «فمپ» جستوجو کرد. او در این خصوص میگوید: «دلیل این امر روشن است؛ سلطهای بیرقابت در این عرصه حاکم است. همهٔ کشورها با تأخیر و با شتابی نسبی، این واقعیت را درک کردهاند و به سمت کنار نهادن و برچیدن این سلطه حرکت میکنند.»
کاربران ایرانی هر روز شاهد این تناقض هستند، اینستاگرام که به عنوان یک شبکه اجتماعی، عمدتاً وسیلهای برای سرگرمی و ارتباطات عمومی و قابل رهگیری است، به راحتی در دسترس باقی میماند. اما فیگما که یک ابزار تخصصی و خلاقانه است و به کاربران ایرانی قدرت طراحی و تولید محصول میدهد، بلافاصله تحریم میشود.
قاسم روانبخش ، نمایندۀ مردم استان قم در مجلس شورای اسلامی نیز در گفتوگو با آناتک دربارۀ تحریمهای حوزۀ فناوری اطلاعات گفت: «آمریکا فقط به دنبال ابزاری برای نفوذ و جمعآوری اطلاعات و اعمال جنگ روانی است. جایی که نتواند به اطلاعات و دادههای کاربران ایرانی دست پیدا کند یا ابزاری است که به توان فنی و اقتصادی ایران بیافزاید، آن را میبندد. هدف، نگاه داشتن ایران در سطح یک مصرفکننده صرف است، نه یک تولیدکننده قدرتمند.»
بنابراین میتوان چنین برداشت کرد که تحریمها به گونهای طراحی شدهاند که «قشر خلاق و متخصص» ایران را هدف قرار دهند و آنها را از «زنجیره تأمین دانش جهانی» جدا کنند.
هزینههای فرصت از دست رفته برای اقتصاد دیجیتال ایران
مسدود شدن هر یک از این سرویسها، یک «فرصت شغلی» و یک «حلقه توسعه» را از اقتصاد ایران حذف کرده است. برای مثال، مسدودیت Envato به معنای از دست رفتن بازار فروش قالبهای فارسی برای توسعهدهندگان ایرانی است. مسدودیت Freepik و Midjourney، آژانسهای تبلیغاتی و تولید محتوای داخلی را مجبور میکند یا هزینههای سرسامآوری برای خرید VPS شخصی و دور زدن تحریم صرف کنند و یا از ابزارهای پایینتر و قدیمیتر استفاده کنند که کیفیت نهایی محصولات رسانهای و نرمافزاری ایران را پایین میآورد.
چارهجویی راهبردی؛ ضرورت اتحاد منطقهای برای شبکهای موازی
تکیه بر یک اینترنت متمرکز و تحت سلطه آمریکا، برای ایران و سایر کشورهای مستقل، یک تهدید دائمی محسوب میشود. به نظر میرسد راه حل برون رفت از این مخمصه، ریل گذاری جدید در عرصه ارتباطات جهانی است. ایده «شبکههای موازی» که استقلال زیرساختی دولتها را تضمین کند، دیگر یک رویا نیست و دارد به یک ضرورت ژئوپلیتیک تبدیل میشود.
الگوگیری از اتحادهای منطقهای نظیر شانگهای و بریکس در صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات و توسعۀ شبکههای محلی امروز با توجه به سوءاستفادههای مداوم آمریکا از تسلط خود بر فضای ترافیک بینالملل، بیش از گذشته پررنگ شده است و هرلحظه امکان دارد به یک ایدۀ عملیاتی و میدانی تبدیل شود.
تکنولوژیهای نوظهوری مانند MIN (Multi-Identifier Network) در حال توسعه هستند. بر اساس مقاله علمی منتشر شده در Springer ، این معماری شبکه قادر است هویت کاربر و داده را به یکدیگر گره بزند و «حاکمیت مستقل و امنیت درونزا» را برای کشورها فراهم کند، بدون اینکه نیاز به پروتکلهای قدیمی و تحت کنترل آمریکا (IP) باشد. چنین شبکههایی، به طور طبیعی جلوی جاسوسی سازمانهای اطلاعاتی غرب را میگیرند.
پیشنهاد راهبردی در این برهه حساس، فراتر از رفع تحریم (که امری لازم، اما به نظر دور از دسترس در کوتاه مدت است) حرکت به سمت «خنثیسازی تحریم» از طریق اتحادیه ارتباطی کشورهای مستقل است. اتحادی متشکل از ایران و سایر کشورهای مشترکالمنافع و همسو اعضای سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) میتوانند با تعریف پروتکلهای مشترک، ایجاد دروازههای پرداخت مالی مستقل از سوئیفت، و توسعه ابری متصل به هم، اکوسیستمی ایجاد کنند که در برابر تحریمهای آمریکا مقاوم است و به دلیل وسعت جمعیت کاربران (بیش از ۳ میلیارد نفر) میتواند به قطب جدید اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل شود.
امروز شاید باید به جای پذیرش این معادله که «آمریکا سوئیچ اینترنت را در دست دارد»، به دنبال «تولید سوئیچهای جدید» بود. گزارشها حاکی از آن است که چین و روسیه سرمایهگذاری گستردهای روی این پروژهها انجام دادهاند و ایران نیز میتواند به یکی از اعضای کلیدی این معماری جدید تبدیل شود. این راهی است که نقض عهد غرب و سلطهگری آن را بیاثر کرده و «اینترنت آزاد» واقعی را محقق میکند؛ اینترنتی که در آن حاکمیت ملتها محترم شمرده شود و توسعه فناوری یک طرفه نباشد.
انتهای پیام/