آخرین اخبار:
پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

08:53 01 / 12 /1404
رئیس هیئت مدیره اندیشکده برند ملی ایران در گفت‌وگو با آناتک توضیح می‌دهد

نبرد ایران برای ورود به باشگاه ۲۰ کشور صاحب زیرساخت هوش مصنوعی

ورود به باشگاه محدود قدرت‌های سایبری و سرمایه‌گذاری بر مدل‌های زبانی بزرگ هوش‌مصنوعی، شرط لازم برای بقا و نقش‌آفرینی در نظم نوین جهانی است. حجت‌الله نیکی ملکی، رئیس هیئت‌مدیره اندیشکده برند ملی ایران، بیان می‌کند که ظرفیت‌های واقعی ایران در حوزه فناوری بسیار فراتر از تصویری است که اکنون در جهان وجود دارد اما روایت صحیحی از این توانمندی‌ها ارایه نشده است. وی راهکار عبور از حصار رسانه‌ای و تثبیت جایگاه بین‌المللی ایران را ترکیبی از توسعه زیرساختی فناوری و اصلاح تکنیک‌های روایتگری برای ترسیم دقیق چشم‌انداز «ایران آینده» عنوان می‌کند.

حجت‌الله نیکی ملکی، هم‌بنیان‌گذار و رئیس هیئت‌مدیره اندیشکده برند ملی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار آناتک، ضمن تشریح راهبرد‌های نوین دیپلماسی فناوری، بر لزوم تغییر رویکرد از مصرف‌کننده صرف به بازیگر فعال در لایه زیرساختی مدل‌های زبانی بزرگ تأکید دارد.
وی بیان می‌کند که روایت صحیح از اکوسیستم نوآوری، حلقه مفقوده برندسازی ملی است. فناوری‌های نوین ارتباطی و توسعه اقتصاد دیجیتال، امروز به عنوان شاخص‌های اصلی توسعه‌یافتگی، نقشی انکارناپذیر در ارتقای اعتبار ملی ایفا می‌کنند و غفلت از سرمایه‌گذاری کلان در این حوزه، به معنای حذف تدریجی از دایره کشور‌های تأثیرگذار در آینده نزدیک خواهد بود. اندیشکده برند ملی ایران با درک این ضرورت، مأموریت همگرایی میان سیاست‌گذاری‌های حاکمیتی و ظرفیت‌های بخش خصوصی را برای ترسیم تصویری دقیق و مقتدر از ایران آینده در دستور کار قرار داده است. 

نیکی ملکی: ظرفیت‌های واقعی ایران در حوزه فناوری بسیار فراتر از تصویری است که اکنون در جهان وجود دارد. کشور در حوزه‌های استراتژیک نظیر بیوتکنولوژی، نانو، فناوری‌های ارتباطی و بسیاری از علوم نوین، دستاورد‌های قابل‌توجهی داشته است و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. مشکل اصلی نه در فقدان نوآوری، بلکه در ناتوانی ما در روایت صحیح و هنرمندانه این دستاورد‌ها نهفته است. عواملی متعددی در ایجاد این شکاف میان واقعیت و تصویر دخیل هستند. نخستین عامل، ضعف در مهارت‌های روایتگری و عدم تسلط بر تکنیک‌های مدرن ارائه تصویر است

فناوری‌هایی مثل هوش مصنوعی و پلتفرم‌های دیجیتال تا چه اندازه می‌توانند در بازتعریف برند ملی ایران در سطح منطقه و جهان اثرگذار باشند؟

رویکرد کشور به مقوله هوش مصنوعی باید در دو سطح مجزا، اما مکمل پیگیری شود. سطح نخست، نگاه ابزاری به این فناوری است که شامل بهره‌گیری از پلتفرم‌های موجود برای تولید محتوا و خلق نشان‌های ملی می‌شود. این سطح، اگرچه لازم است، اما کافی نیست و تنها لایه سطحی ماجرا را پوشش می‌دهد. سطح دوم و بسیار حیاتی‌تر، سرمایه‌گذاری استراتژیک در زیرساخت‌های هوش مصنوعی و توسعه مدل‌های زبانی بزرگ بومی یا منطقه‌ای است. جهان کنونی به سمت قطب‌بندی‌های جدیدی در حرکت است که در آن، تنها کشور‌هایی صاحب‌رأی و نفوذ خواهند بود که در لایه زیرساخت و ارائه سرویس‌های بنیادین هوش مصنوعی حرفی برای گفتن داشته باشند.

تعداد بازیگرانی که در آینده قادر خواهند بود در سطح زیرساختی هوش مصنوعی فعالیت کنند، بسیار محدود و شاید کمتر از ۲۰ کشور در کل جهان باشد. ایران اگر بخواهد در معادلات سیاسی و اقتصادی آینده جهان جایگاه خود را حفظ کند و خود را به عنوان یک بازیگر مؤثر تعریف نماید، چاره‌ای جز ورود جدی به این باشگاه محدود ندارد. شرایط سیاسی حاکم بر دنیا و روند‌های تکنولوژیک نشان می‌دهد که استقلال دیجیتال و توانمندی در پردازش داده‌ها، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت امنیتی و هویتی است. حضور در میان این تعداد محدود کشور صاحب فناوری، خود به تنهایی بزرگترین دستاورد برای برند ملی محسوب می‌شود و پیامی واضح از اقتدار علمی و فنی را به جهان مخابره می‌کند.

پلتفرم‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی نیز کارکردی دوگانه در این مسیر دارند. رسانه‌های اجتماعی فرصتی بی‌نظیر برای عبور از سد رسانه‌های جریان اصلی فراهم کرده‌اند. کمپین‌های مردمی و تولید محتوای کاربران در این فضا، امکان ارائه روایتی مستقیم و بدون واسطه از ایران را میسر می‌سازد که می‌تواند تصویر کلیشه‌ای و اغلب منفی ساخته شده توسط رسانه‌های بیگانه را به چالش بکشد. پلتفرم‌های خدماتی و حاکمیتی و توسعه‌دهندگان سرویس‌های دیجیتال نیز، نماد‌های عینی توسعه‌یافتگی کشور هستند. وجود یک اکوسیستم پویا از استارتاپ‌ها و خدمات دیجیتال، نشان‌دهنده بزرگ شدن اقتصاد دیجیتال و بلوغ فناوری در کشور است. این مؤلفه‌ها ایران را به عنوان کشوری پیشرو، به‌روز و صاحب فناوری به دنیا معرفی می‌کنند. بنابراین، هم استفاده ابزاری برای روایتگری و هم توسعه زیرساختی به عنوان نماد قدرت، هر دو برای برندسازی ملی ضروری هستند.

به نظر شما ضعف یا قوت برند ملی ایران در حوزه فناوری بیشتر ناشی از کمبود نوآوری است یا مسئله روایت و تصویرسازی بین‌المللی از دستاورد‌های فناورانه کشور؟

ظرفیت‌های واقعی ایران در حوزه فناوری بسیار فراتر از تصویری است که اکنون در جهان وجود دارد. کشور در حوزه‌های استراتژیک نظیر بیوتکنولوژی، نانو، فناوری‌های ارتباطی و بسیاری از علوم نوین، دستاورد‌های قابل‌توجهی داشته است و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. مشکل اصلی نه در فقدان نوآوری، بلکه در ناتوانی ما در روایت صحیح و هنرمندانه این دستاورد‌ها نهفته است. عواملی متعددی در ایجاد این شکاف میان واقعیت و تصویر دخیل هستند. نخستین عامل، ضعف در مهارت‌های روایتگری و عدم تسلط بر تکنیک‌های مدرن ارائه تصویر است. ما هنوز نتوانسته‌ایم زبان جهانی معرفی دستاوردهایمان را پیدا کنیم.

محدودیت‌های بین‌المللی و تحریم‌ها نیز عامل مهم دیگری هستند که حضور فیزیکی و دیجیتال ما را در عرصه‌های جهانی دشوار کرده‌اند. محدودیت‌هایی که در فضای شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های بین‌المللی برای کاربران و محتوای ایرانی ایجاد می‌شود، مانع از رسیدن صدای واقعی پیشرفت‌های کشور به گوش جهانیان شده است. تصویر موجود از ایران در حال حاضر، فاصله‌ای معنادار و عقب‌تر از واقعیت‌های جاری در اکوسیستم فناوری کشور دارد. اولویت نخست باید تبدیل این تصویر مخدوش یا ناقص به تصویری منطبق بر واقعیت باشد.

ظرفیت‌های نهفته در کشور برای توسعه نوآوری همچنان بسیار بالاست. ایران کشوری جوان با سرمایه انسانی عظیم و تعداد زیادی فارغ‌التحصیل دانشگاهی در رشته‌های فنی و مهندسی است. این پتانسیل انسانی، موتور محرکه‌ای است که اگر به درستی هدایت شود، می‌تواند شتاب رشد فناوری را چندین برابر کند. ترویج نوآوری و فناوری باید به عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی هویت ملی در دستور کار قرار گیرد. حضور فعال در رویداد‌های بین‌المللی، استفاده از ابزار‌های دیپلماسی فناوری و طراحی کمپین‌های هوشمندانه برای معرفی ظرفیت‌های نیروی انسانی، اقداماتی است که باید به موازات توسعه فنی انجام شود. بنابراین، اگرچه باید بر روی توسعه واقعیت و زیرساخت‌ها کار کرد، اما نیاز فوری‌تر و حیاتی‌تر، تمرکز بر حوزه روایتگری، کمپین‌سازی و نقش‌آفرینی رسانه‌ای برای پر کردن شکاف ادراکی موجود در جهان است.

اندیشکده برند ملی ایران چه نقشی می‌تواند در هم‌راستاسازی سیاست‌های فناوری، استارتاپ‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان با راهبرد کلان برند ملی ایفا کند؟

مهم‌ترین رسالت اندیشکده برند ملی ایران، ایجاد همگرایی و اجماع ملی پیرامون اهمیت حیاتی موضوع برندینگ است. بخش‌های مختلف کشور، اعم از سازمان‌های دولتی، نهاد‌های حاکمیتی، بخش خصوصی و لایه‌های مختلف مردمی باید نسبت به این موضوع آگاه شوند که برند ملی یک کالای لوکس نیست، بلکه سرمایه‌ای استراتژیک است که بر تمام شئون اقتصادی و سیاسی کشور تأثیر می‌گذارد. اندیشکده تلاش می‌کند تا این دغدغه را به یک گفتمان مشترک تبدیل کند تا تمام بازیگران اکوسیستم فناوری در یک راستا حرکت کنند.

نقش‌آفرینی در طراحی تصویر «ایران آینده» دومین محور فعالیت‌های اندیشکده است. ما نیاز داریم تا روایتی امیدبخش و مبتنی بر واقعیت از مسیری که کشور در حال طی کردن آن است، ترسیم کنیم. در این تصویرسازی از ایران آینده، حوزه‌های فناوری و اقتصاد دیجیتال نقشی محوری دارند. اندیشکده برند ملی به عنوان یک هاب مرکزی، وظیفه دارد تا با اتصال ظرفیت‌های استارتاپی و دانش‌بنیان به راهبرد‌های کلان فرهنگی و رسانه‌ای، به آنها کمک کند تا داستان موفقیت‌های خود را به بخشی از داستان موفقیت ایران تبدیل کنند. کمک به روایت صحیح دستاورد‌های فناورانه و برجسته کردن نقش نخبگان و کارآفرینان در ساختن آینده کشور، راهبردی است که اندیشکده با جدیت آن را دنبال می‌کند تا از این طریق، هم به رشد اقتصاد دانش‌بنیان کمک کند و هم جایگاه برند ملی ایران را در تراز جهانی ارتقا دهد.

انتهای پیام/

ارسال نظر