مبانی جمهوری اسلامی در بوته نقد اساتید دانشگاه قرار گرفت
گروه دانشگاه خبرگزاری آنا – محسن محمدی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با برگزاری نشستهای تخصصی با عنوان «چالشهای انقلاب اسلامی در دهه پنجم»، مبانی جمهوری اسلامی را بهمنظور پاسخ به الزامات کشور برای دهه پنجم انقلاب، در بوته نقد اساتید دانشگاه گذاشته است.
چالشهای انقلاب اسلامی در دهه پنجم
محمود کریمیعلوی، معاون فرهنگی و اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره این نشستها بیان کرد: موضوعاتی که برای این نشست انتخاب شده، شعارهای اصلی در دوران انقلاب اسلامی بود و بههمین منظور پنج موضوع اسلامیت، آزادی، عدالت، جمهوریت و استقلال انتخاب شدند.
وی خاطرنشان کرد: سعی کردیم این نشستها یک صدا نبوده و با حضور صاحبان دیدگاههای مختلف برگزار شود، در این نشستها اساتید دانشگاه، دانشجویان و پژوهشگران علاقهمند به موضوعات حضوری آزاد و فعالانه داشتند و توانستند در این نشستها سوالات خود را مطرح کنند.
قصد برگزاری مناظره نداریم
بشیر معتمدی، دبیر اجرایی نشستهای چالشهای انقلاب اسلامی در دهه پنجم تأکید کرد: هدف از برگزاری این نشستها مناظره یا به چالش کشیدن دیدگاههای کارشناسان حاضر در نشست نیست؛ بلکه هدفمان ایجاد گفتگو و طرح نظرات اساتید دانشگاهی و حوزوی در موضوعات مطرح شده است.
وی اضافه کرد: نهادینه کردن فرهنگ گفتگو در کشور برای طرح مسائل مختلف و چالشها یا مشکلات بهوجود آمده، از اهداف پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در برگزاری نشستهای تخصصی است.
اسلامیت؛ موضوعی فراتر از اجرای احکام اسلامی در کشور بود
موضوع اولین نشست تخصصی چالشهای انقلاب اسلامی در دهه پنجم، بحث اسلامیت بود که با طرح این سوال آغاز شد؛ دلیل اضافه شدن صفت اسلامی به انقلاب اسلامی چه بود؛ آیا تنها اجرای احکام اسلامی در کشور مدنظر انقلابیون و رهبران انقلاب بود؟
در این نشست حجتالاسلام محسن غرویان، مدرس فلسفه حوزه علمیه قم و ابراهیم فیاض، استاد دانشگاه تهران به طرح نظرات خود اقدام کردند.
غرویان در این نشست گفت: مراد از اسلامیت نظام این است که اسلام چه در بخش جهانبینی و فلسفه و چه در بخش احکام و فقه و چه در بخش اخلاق یا همان حکمت عملی در کشور پیاده شود؛ زیربنای مکتب اسلام بر اساس جهانبینی و فلسفه، فقه و اخلاق شکل گرفته و ایدئولوژی اسلام بر اساس این زیربناها است.
این استاد حوزه بیان کرد: برای سنجش این موضوع که اسلامیت در جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته به چه میزان تحقق یافته است، با ابزار کمّی و درصدگیری نمیتوان بیان کرد اما جهتگیری و تلاشهای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در محقق ساختن سه بُعد فقه، عرفان و فلسفه، سمت و سوی مناسبی داشته است.
وی ادامه داد: ولایت فقیه صرفاً یک نظریه فقهی نیست بلکه امام خمینی(ره) یک تصویر عرفانی از ولایت فقیه دارد. به عقیده ایشان ولایت فقیه در زمان غیبت عارفی است که از نظر عملی و اخلاقی فرد کاملی باشد.
غرویان در پایان سخنان خود با اشاره به چالشهای پیش روی انقلاب در دهه پنجم گفت: آینده انقلاب و جمهوری اسلامی در دهه پنجم بسته به این است که با علم، عالمان و دانشمندان چه برخوردی کرده و همچنین با دین چه رابطهای ایجاد خواهد شد و در این رابطه باید اصول و ارزشهای اخلاقی را حفظ کنیم.
فیاض نیز در موضوع اسلامیت انقلاب اسلامی گفت: انقلاب ما یک انقلاب اجتماعی و عدالتمحور بود و بعد به انقلاب اسلامی معروف شد از طرفی اسلام به صورت جامعتر به مسئله عدالت نگاه کرده است؛ عدالت چه به عنوان تقوا در بعد فردی آن و چه به عنوان قسط بعد اجتماعی به طور جامع در اسلام دیده شده است.
این استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود اظهار کرد: هر دو جناح جمهوری اسلامی با وجود تفاوتهایی که دارند عدالت را از دیدگاه فلسفه ملاصدرا دنبال کردند که بهنظر من باید در این رویه تجدید نظر شود.
وی معتقد بود مبنای فقه اسلامی باید از عرفان به عدالت تغییر کند، چراکه عرفان امری فردی بوده و منجر به بیاخلاقی میشود، اما عدالت جنبه عمومی داشته و اگر عدالت در جامعه گسترش یابد مباحث اخلاقی هم اصلاح خواهند شد.
نظرات هر دو کارشناس بر این موضع تأکید داشت که منظور از اسلامیت در انقلاب اسلامی تنها اجرای احکام اسلامی نبوده و بسط عدالت، جهانبینی، فلسفه، فقه و اخلاق از منظر اسلام در انقلاب اسلامی مدنظر بود.
آزادی در جمهوری اسلامی ایران به معنای آزادی از بند قدرتهای استکباری است
دومین نشست چالشهای دهه پنجم انقلاب به موضوع آزادی اختصاص داشت که در این بخش محمدصادق کوشکی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و محمود صادقی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به بیان دیدگاههای خود پرداختند.
نقطه مشترک بحثهای مطرح شده از سوی هر دو کارشناس این بود که آزادی در جمهوری اسلامی ایران به معنای آزادی از بند قدرتهای استکباری و استبداد بوده و هست.
کوشکی در طرح سخنان خود با بیان دیدگاههای مختلف و تعاریف از آزادی اشاره کرد: از منظر امام خمینی(ره) و پیروان مکتب ایشان، آزادی بهمعنای نفی سلطهگری بیگانه و حق تعیین سرنوشت بیان شد. از منظر دینی نیز آزادی تعاریفی دارد. در دین اسلام، در انتخاب دین، آزادی وجود دارد و پس از انتخاب دین نیز در قبول مفاهیم بنیادی و اصولی به انتخاب آزادانه تأکید شده است.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در اسلام، مفهوم معادل لیبرتی که تعریف غربی از آزادی است، وجود ندارد؛ همچنین در اسلام مفهومی بهنام اصالت بر آزادی وجود ندارد بلکه اصالت بر حلیّت و اباحه وجود دارد که شاید بتوان از این مفاهیم تأویل به آزادی نیز کرد.
وی ادامه داد: تعدادی از اصول قانون اساسی تاکنون کاربردی نشدهاند و باید مجلس یا دولتها در ادوار گذشته اقدام به تصویب قوانینی میکردند که منطبق بر زمان و اقتضائات کشور بود؛ یکی از این موارد قانون تجمعات است که دولتها و مجلس جزئیات این قانون را تشریح نکردهاند و تکلیف درخواستهای تجمعات که به وزارت کشور ارسال شدهاند و پاسخی به آنها داده نشده، مشخص نیست.
کوشکی در پاسخ به این سؤال که در دهه پنجم انقلاب اسلامی برای بسط مفهوم آزادی چه باید کرد، پاسخ داد: برای آینده جمهوری اسلامی باید بر روی مفهوم آزادی اندیشه تمرین کنیم چرا که آزادی اندیشه برای تمدنسازی ضروری است؛ اندیشهورزی و اندیشمندی سبب تمدنسازی برای حیات مدنی آینده خواهد بود اما قبل از تصویب قوانین و ایجاد قیود، خود اندیشمندان و اندیشهورزان باید چارچوب آزادی اندیشه را مشخص کنند و این چارچوب، یک چارچوبسازی صنفی است.
محمود صادقی نیز در این نشست گفت: با مراجعه به قانون اساسی، مفهوم آزادی را نفی هرگونه استبداد خواهیم یافت که این تعریف در اصول مختلف قانون اساسی به تفصیل بیان شده است؛ در اصل سوم قانون اساسی در تشریح وظایف دولت طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ بیگانه، نفی استبداد، تأمین آزادی و سایر مباحث کلیدی درباره آزادی بیان شده است؛ آزادی بههمراه استقلال و جمهوری اسلامی سه خواسته اصلی مردم در دوران مبارزات انقلاب بود.
این استاد دانشگاه بیان کرد: در مفاهیم اسلامی نیز بیان شده است که خداوند انسان را آزاد آفریده، البته آزادی از نگاه فلسفی، کلامی و حقوقی تفاوتهایی دارد؛ در اسلام اصل بر آزادی است.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: قید لطمه به آزادی دیگران، لطمه آزادی به منافع عمومی و امنیت ملی در لیبرالیسم هم وجود دارد و این امر نشان میدهد آزادی نامحدود در هیچ مکتبی وجود ندارد.
آزادی اندیشه و توسعه انسانی دو دیدگاه مختلف برای توسعه عدالت در دهه پنجم انقلاب
آزادی اندیشه و توسعه انسانی دو دیدگاه مختلف برای توسعه عدالت در دهه پنجم انقلاب اسلامی بود که توسط سعید زیباکلام و سیدعلیرضا بهشتی در نشست تخصصی چالشهای دهه پنجم انقلاب با محوریت عدالت طرح شد.
بهشتی با طرح مسئله قانون اساسی عدالت و توسعه انسانی عنوان کرد: هدف اصلی دولتهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مفهوم توسعه بود اما از این توسعه تعبیر اشتباهی صورت گرفت و تنها به توسعه اقتصادی بسنده شد؛ از دیدگاه مصلحان اجتماعی نیز استقلال، آزادی و عدالت در صدر خواستهها هستند.
این استاد دانشگاه در طرح مسئله عدالت تشریج کرد: برای توسعه عدالت در جامعه نیازمند توسعه انسانی یا بهمعنای دقیقتر توسعه انسان هستیم که از این مفهوم با عنوان تعالی انسان نیز میتوان یاد کرد؛ یک دهه قبل از طرح مباحث توسعه انسانی در جهان در قانون اساسی جمهوری اسلامی که حاصل مجلسی آزاد و تأیید مردم از طریق همهپرسی بود، این موضوعات مطرح شد.
وی افزود: در فصل اول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اکثر شاخصهای توسعه انسانی که منجر به افزایش عدالت میشود، درج شده است و قانون اساسی بهعنوان آرمانها و ایدهآلهای ملت ایران شناخته میشود که حاصل سالها مبارزه مردم ایران بود.
سعید زیباکلام نیز در طرح موضوع پیشنیازهای عدالت اظهار کرد: آزادی اندیشه سبب میشود در مورد ابعاد عدالت و چگونگی بسط آن در جامعه بحث کنیم و اگر بحث آزادانه در مورد عدالت وجود نداشته باشد، به آزادی نیز نمیتوان رسید.
وی اضافه کرد: بهنظر من آزاداندیشی نیاز به چارچوب خاصی ندارد و کانالیزه شدن را مانع آزاداندیشی میدانم؛ رفع موانع آزاداندیشی در کشور با چند بخشنامه و ابلاغ قانون امکانپذیر نیست و باید در این حوزه تحولات اساسی اتفاق افتد.
البته طرح نظرات کارشناسان این نشست واکنشهای مختلفی از سوی پژوهشگران و حاضران داشت؛ قائل نشدن چارچوب به آزاداندیشی از مهمترین انتقادات وارد به بحثهای مطرح شده بود.
انقلاب اسلامی و ترکیب بغرنج جمهوری اسلامی
نشست جمهوریت بهعنوان چهارمین نشست چالشهای دهه پنجم انقلاب به بحث روی یکی از بنیادیترین و به عقیده تعدادی از کارشناسان اصلیترین دستاورد انقلاب اسلامی پرداخت؛ بیتردید نشست جمهوریت، داغترین نشست تخصصی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود که با مشارکت فعال پژوهشگران و اساتید دانشگاه همراه شد.
حمیدرضا جلاییپور و علیرضا شجاعیزند در مورد جمهوریت مباحث خود را مطرح کردند؛ هر دو کارشناس معتقد بودند که ترکیب کلمه «جمهوری اسلامی» یک ترکیب بغرنج است که برای تحلیل آن باید تحلیلها و دیدگاههای صاحبنظران را نسبت به این ترکیب بدیع در علوم سیاسی، شناخت.
جلاییپور اعلام کرد: یکی از دستاوردهای آشکار انقلاب اسلامی تاسیس جمهوری اسلامی است؛ بعد از گذشت ۴۰ سال برای ادامه این انقلاب باید نظام جمهوری اسلامی تحلیل شود؛ جمهوری اسلامی ایران دارای ابعاد مختلفی است و لایههای مختلفی دارد که هر یک از این لایهها را میتوان از دیدگاههای مختلف تحلیل و بررسی کرد.
وی افزود: نظام سیاسی در جمهوری اسلامی ایران در حوزه امنیت کارایی دارد اما در بحثهای دیگر مانند اقتصاد، کارایی لازم را ندارد. دور زدن استانداردها یکی از منافذ اقتصاد بوده که باید نظام اقتصادی و اداری کشور آن را اصلاح کند.
شجاعیزند مطرح کرد: جمهوری اسلامی یک ترکیب برای موازنه مثبت و شعاری برای اتحاد مبارزان علیه رژیم شاه نبود بلکه پایه فکری مستقلی دارد که توسط امام خمینی طرح شد.
وی با اشاره به ریشههای مفهوم جمهوری اسلامی در دیدگاههای امام خمینی(ره) بیان کرد: شعار نه شرقی و نه غربی مفهومی است که مرزبندی جمهوری اسلامی ایران را با دیدگاههای مرسوم به جمهوریت بر هم زد.
شجاعیزند اعلام کرد: اگر به این سؤال پاسخ دهیم که جمهوریت در انقلاب اسلامی چگونه و توسط چه کسی وارد شد، باید پاسخ دهیم که امام خمینی(ره) اولین کسی بود که برای رژیم پهلوی یک بدیل و جایگزین جدید معرفی کرد.
این استاد دانشگاه اشاره کرد: ایده امام خمینی(ره) در طرح جمهوری اسلامی، عقبههای دینی دارد و یک ترکیب جدید برای راضی کردن نیروهای مختلف انقلابی نبود؛ از منظر امام(ره) اصل بر اسلام بود و جمهوری را شکل میدانستند.
وی در پایان سخنان خود تأکید کرد: در سالهای پس از رهبری امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری بر همان راستا توانستند جمهوریت و اسلامیت را بهدرستی در کشور گسترش دهند.
بحث ناتمام استقلال!
بحث آخر پیشبینی شده برای نشستهای تخصصی چالشهای دهه پنجم انقلاب اسلامی به موضوع استقلال اختصاص داشت که بهدلیل حضور نیافتن علی باقری به تریبون یکطرفه اظهارات الهه کولایی تبدیل شد.
کولایی در ابتدا به اهمیّت و موضوعیت پیداکردن مسئله استقلال در انقلاب اسلامی به دلیل نفوذهای متعدد بیگانگان در ادوار متعدد و خصوصاً در دورهی معاصر اشاره کرد و به اهمیت نگاه به تاریخ برای فهم مسئله استقلال تأکید کرد و عنوان کرد: ایران برای مدت زیادی مورد مداخله کشورهای غربی، خصوصاً پس از انقلاب مشروطه که برای مهار استبداد انجام گرفت، قرار گرفت و در نتیجه استقلال برای ایرانیان بعد از این تاریخ اهمیت زیادی پیدا میکند.
این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران معتقد است کشورهایی که سیاست خارجی آنها ایدئولوژیک است نمیتوانند واقعیت های محیط بینالمللی را درک کنند و سیاست خارجی ایران هم گرفتار این مشکل است.
انتهای پیام/4115/
انتهای پیام/