آخرین اخبار:

قارچ‌های پاییزی؛ کارگران پنهان زیر برگ‌های ریخته

قارچ
در روزهای پاییزی، ممکن است هنگام قدم زدن در پارک جنگلی یا عبور از کنار درختان، با قارچ‌هایی روبه‌رو شویم که چند روز پیش اثری از آنها نبود. بعضی از آنها به شکل کلاهک‌هایی کوچک از میان برگ‌های ریخته بیرون آمده‌اند، برخی روی چوب‌های پوسیده رشد کرده‌اند و بعضی دیگر به شکل توده‌هایی رنگارنگ در کنار درختان دیده می‌شوند. ظاهر شدن ناگهانی این قارچ‌ها ممکن است این پرسش را ایجاد کند که چرا پاییز فصل مناسبی برای رشد آنهاست و آیا حضورشان نشانه بیماری گیاهان است؟

به گزارش خبرگزاری آنا؛ پاسخ را باید هم روی زمین و هم زیر آن جست‌وجو کرد. قارچ‌هایی که در پاییز می‌بینیم، در بسیاری از موارد تنها بخش آشکار جاندارانی هستند که شبکه اصلی آنها در خاک، چوب یا بقایای گیاهی گسترش یافته است. برخی از این قارچ‌ها به تجزیه برگ‌ها و چوب‌های مرده کمک می‌کنند و مواد مغذی را به چرخه طبیعت بازمی‌گردانند؛ هرچند همه گونه‌ها بی‌ضرر نیستند و بعضی می‌توانند به گیاهان زنده آسیب برسانند.

که شبکه اصلی آنها در خاک، چوب یا بقایای گیاهی گسترش یافته است. برخی از این قارچ‌ها به تجزیه برگ‌ها و چوب‌های مرده کمک می‌کنند و مواد مغذی را به چرخه طبیعت بازمی‌گردانند؛ هرچند همه گونه‌ها بی‌ضرر نیستند و بعضی می‌توانند به گیاهان زنده آسیب برسانند.

چرا قارچ‌ها در پاییز بیشتر به چشم می‌آیند؟

قارچ‌ها در زمان‌های متفاوتی از سال ظاهر می‌شوند، اما بسیاری از آنها در شرایط مرطوب بهتر اندام بارده خود را تشکیل می‌دهند. بارندگی‌های پاییزی و دوره‌هایی از آفتاب می‌توانند شرایط مناسبی برای ظهور این ساختارها فراهم کنند. به همین دلیل، قارچ‌هایی که پس از باران در باغچه یا پارک دیده می‌شوند، ممکن است ناگهان ظاهرشده به نظر برسند؛ در حالی که بخش اصلی آنها پیش‌تر در محیط رشد کرده است.

وب‌سایت «گرو وایلْد» از پروژه‌های باغ گیاه‌شناسی سلطنتی کیو، در مطلبی با عنوان «قارچ‌ها؛ دوست یا دشمن؟» توضیح می‌دهد که بارندگی بیشتر، همراه با دوره‌هایی از آفتاب، می‌تواند برخی قارچ‌ها را به تشکیل اندام بارده وادار کند.

این اندام‌ها همان بخش‌هایی هستند که معمولا به شکل قارچ‌های کلاهک‌دار یا ساختارهای دیگر روی زمین یا چوب دیده می‌شوند. کارکرد مهم آنها تولید و پراکندن هاگ‌هاست؛ ساختارهای تولیدمثلی ریزی که می‌توانند با باد، باران یا کمک جانوران جابه‌جا شوند. اگر هاگ در شرایط مناسب قرار بگیرد، ممکن است جوانه بزند و رشته‌های باریکی به نام «هیف» ایجاد کند. این رشته‌ها با رشد و گسترش، شبکه‌ای به نام «میسلیوم» می‌سازند. البته هر هاگی به قارچ تازه‌ای تبدیل نمی‌شود؛ برای ادامه رشد، شرایط محیطی مناسب و در بسیاری از گونه‌ها سازگاری لازم با رشته‌های قارچی دیگر نیز اهمیت دارد.

بدنه اصلی قارچ کجاست؟

آنچه بیشتر مردم قارچ می‌نامند، معمولا فقط بخش قابل مشاهده این جاندار است. بدنه اصلی بسیاری از قارچ‌ها از شبکه‌ای از رشته‌های ظریف تشکیل شده که در خاک، برگ‌های ریخته، کمپوست یا چوب گسترش می‌یابد. این شبکه که میسلیوم نام دارد، اغلب درون بستر رشد پنهان است و با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شود؛ با این حال، گاهی رشته‌های متراکم آن به شکل توده‌هایی سفیدرنگ روی سطح خاک یا مواد آلی قابل مشاهده‌اند.

راهنمای «انجمن سلطنتی باغبانی بریتانیا» درباره قارچ‌های ساپروتروف یا تجزیه‌کننده نیز توضیح می‌دهد که میسلیوم بخش اصلی قارچ است و اندام‌های بارده، مانند قارچ‌های کلاهک‌دار، تنها در شرایط مناسب تشکیل می‌شوند. این اندام‌ها شکل‌های گوناگونی دارند؛ از کلاهک‌های آشنا گرفته تا ساختارهایی شبیه بادبزن، پوسته یا فنجان.

قارچ‌ها برخلاف گیاهان فتوسنتز نمی‌کنند. آنها آنزیم‌هایی ترشح می‌کنند که مواد پیچیده موجود در محیط را تجزیه می‌کنند و سپس مواد ساده‌تر حاصل را جذب می‌کنند. همین شیوه تغذیه، بسیاری از قارچ‌ها را به تجزیه‌کنندگان مهم بقایای گیاهی تبدیل کرده است.

برگ‌های مرده؛ منبع غذایی برای زندگی تازه

بسیاری از قارچ‌های باغچه‌ها و محیط‌های طبیعی از گروه ساپروتروف‌ها هستند؛ یعنی مواد آلی مرده را تجزیه می‌کنند. برگ‌های ریخته، شاخه‌های خشک، چوب‌های مرده و دیگر بقایای گیاهی می‌توانند منبع غذایی آنها باشند.

بر اساس راهنمای انجمن سلطنتی باغبانی بریتانیا، این قارچ‌ها با کمک آنزیم‌های خود، ترکیباتی مانند سلولز، همی‌سلولز و پکتین موجود در دیواره سلول‌های گیاهی را تجزیه می‌کنند. برخی قارچ‌های چوب‌خوار توانایی تجزیه لیگنین را نیز دارند؛ ترکیبی که در ساختار چوب وجود دارد. این فرایند به آزاد شدن و بازیافت مواد مغذی، از جمله کربن و نیتروژن، از بقایای مرده کمک می‌کند.

اگر قارچ‌های تجزیه‌کننده نبودند، برگ‌ها و چوب‌های مرده در محیط انباشته می‌شدند و فرایند بازگشت مواد آنها به چرخه طبیعت مختل می‌شد. بنابراین، برگ‌های پاییزی صرفاً موادی نیستند که باید از سطح زمین جمع شوند؛ آنها بخشی از چرخه‌ای هستند که مواد موجود در گیاهان را دوباره در دسترس دیگر جانداران قرار می‌دهد.

این فعالیت به قارچ‌ها محدود نمی‌شود. انجمن سلطنتی باغبانی بریتانیا توضیح می‌دهد که با تجزیه و نرم شدن بقایای گیاهی، جانوران کوچکی مانند فنرپایان، سوسک‌ها و کرم‌ها نیز به مواد و فضاهای ایجادشده دسترسی پیدا می‌کنند و در ادامه فرایند تجزیه نقش دارند. اندام‌های بارده قارچ‌ها نیز می‌توانند غذا یا پناهگاهی برای برخی بی‌مهرگان و پستانداران کوچک فراهم کنند. این جانوران به نوبه خود ممکن است غذای شکارگرانی مانند عنکبوت‌ها، پرندگان و خفاش‌ها شوند.

رابطه پنهان قارچ‌ها و ریشه گیاهان

همه قارچ‌ها از مواد مرده تغذیه نمی‌کنند. برخی از آنها با ریشه گیاهان رابطه‌ای نزدیک برقرار می‌کنند که «همزیستی میکوریزا» نام دارد. در این رابطه، شبکه قارچی در ارتباط با ریشه گیاه قرار می‌گیرد و دو طرف مواد مورد نیاز خود را مبادله می‌کنند.

بر اساس توضیح «گرو وایلْد از باغ گیاه‌شناسی سلطنتی کیو»، برآورد می‌شود حدود ۸۰ درصد گیاهان با قارچ‌های میکوریزا رابطه داشته باشند. این قارچ‌ها می‌توانند به گیاه در جذب آب و مواد مغذی، از جمله نیتروژن و فسفر، کمک کنند و گیاه نیز قندهای حاصل از فتوسنتز را در اختیار قارچ قرار دهد.

کیو همچنین توضیح می‌دهد که پس از تابستان‌های بسیار گرم، شبکه‌های قارچی مرتبط با ریشه ممکن است برای تأمین آب مورد نیاز گیاهان فعالیت بیشتری داشته باشند و این وضعیت می‌تواند با فراوانی قارچ‌ها در پاییز همراه باشد. با این حال، این توضیح را نباید به همه قارچ‌های پاییزی تعمیم داد؛ گونه‌های مختلف به شرایط و منابع متفاوتی وابسته‌اند.

همه قارچ‌ها مفید نیستند

وجود قارچ در کنار یک گیاه لزوما نشانه بیماری نیست، اما نمی‌توان همه قارچ‌ها را بی‌خطر دانست. برخی گونه‌ها از بافت زنده گیاهان تغذیه می‌کنند و به آنها آسیب می‌رسانند.

یکی از نمونه‌هایی که «باغ گیاه‌شناسی سلطنتی کیو» در مطلب دیگر خود در این‌باره معرفی می‌کند، قارچ عسلی از گروه «آرمیلاریا» است. این قارچ می‌تواند ریشه گیاهان چوبی را آلوده کند و در مواردی به مرگ آنها بینجامد. کلاهک‌های عسلی‌رنگ آن ممکن است در پاییز، نزدیک کنده درختان آلوده ظاهر شوند. کیو می‌گوید درمان مؤثری برای درختان آلوده وجود ندارد و برای مقابله با این آلودگی باید مواد آلوده، از جمله ریشه‌ها و کنده درخت، برداشته و نابود شوند.

حتی بعضی قارچ‌های تجزیه‌کننده نیز ممکن است در شرایط خاص دردسرساز شوند. بر اساس مطلب کیو، رشد انبوه آنها می‌تواند نهال‌های جوان را بپوشاند و مانع رشدشان شود. برخی گونه‌ها، مانند قارچ بدبوی اختاپوسی (Clathrus archeri)، نیز بویی شبیه گوشت در حال پوسیدن دارند که مگس‌ها را جذب می‌کند و به پراکندگی هاگ‌ها کمک می‌کند.

از سوی دیگر، ظاهر قارچ برای تشخیص خوراکی یا سمی بودن آن کافی نیست. انجمن سلطنتی باغبانی بریتانیا هشدار می‌دهد که برخی قارچ‌ها برای انسان یا حیوانات خانگی سمی‌اند؛ بنابراین نباید قارچ‌های ناشناخته را برای خوردن جمع‌آوری کرد.

با قارچ‌های باغچه چه کنیم؟

«انجمن سلطنتی باغبانی بریتانیا» توصیه می‌کند قارچ‌های تجزیه‌کننده را در بیشتر موارد بخشی مفید از زیست‌بوم باغچه بدانیم. این نهاد پیشنهاد می‌کند برای پشتیبانی از آنها، خاک کمتر برهم زده شود، از قارچ‌کش‌های شیمیایی پرهیز شود و برگ‌ها و چوب‌های مرده و سالم، در صورت امکان، روی خاک باقی بمانند تا به‌تدریج تجزیه شوند.

البته اگر درختی بیمار شده یا رو به خشک‌شدن است و قارچ‌هایی در اطراف آن دیده می‌شوند، نباید صرفا بر اساس ظاهر قارچ درباره علت بیماری نتیجه‌گیری کرد. تشخیص گونه و بررسی وضعیت گیاه اهمیت دارد.

قارچ‌هایی که در پاییز از میان برگ‌های ریخته سر برمی‌آورند، فقط منظره‌ای گذرا پس از باران نیستند. بسیاری از آنها بخشی از شبکه‌ای پنهان‌اند که بقایای گیاهی را تجزیه می‌کند، مواد مغذی را به چرخه طبیعت بازمی‌گرداند و برای جانداران دیگر غذا و زیستگاه فراهم می‌کند. شناخت این نقش‌ها کمک می‌کند میان قارچ‌های مفید و گونه‌های آسیب‌زا تفاوت بگذاریم و هر رویش قارچی را نشانه‌ای از بیماری یا خطری برای طبیعت ندانیم.

انتهای پیام/

ارسال نظر