تأثیر فیبرهای نوری تنگۀ هرمز بر امنیت دیجیتال در غرب آسیا چقدر است؟
تنگه هرمز که دههها در جهان با نفت و ترانزیت انرژی عجین شده بود، اکنون در کانون نوع دیگری از قدرتآفرینی قرار گرفته است. رسانهها و برخی محافل کارشناسی داخل و خارج از ایران با انتشار گزارشهایی دقیق از موقعیت کابلهای فیبرنوری زیردریایی در این آبراه استراتژیک، بحث جدیدی را در محافل کارشناسی بینالمللی مطرح کردهاند.
رسانههای داخلی کشور در روزهای اخیر محتواهایی منتشر کردهاند مبنی بر اینکه ایران باید نگاه خود به تنگه هرمز را فراتر از ترانزیت انرژی و کشتیرانی توسعه دهد. تنگه علاوه بر نفت، حجم عظیمی از ترافیک داده، تراکنشهای مالی و ارتباطات شرکتهای بزرگ فناوری جهان را نیز حمل میکند. شبکه زیردریایی کابلها «بزرگراه پنهان» در خلیج فارس هستند، ایران میتواند از این موقعیت به عنوان بخشی از «قدرت دیجیتال» خود استفاده کند.
اهمیت این ابتکار عمل در نقشی است که کابلهای زیردریایی در ارتباطات مدرن ایفا میکنند. بر اساس گزارش اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU)، نزدیک به ۹۹ درصد از ترافیک جهانی اینترنت از شبکههای کابل زیردریایی عبور میکند. این سیستمها بانکها، مراکز داده، دولتها و شرکتهای ارائهدهنده خدمات مخابراتی را به هم متصل میکنند.
زیستبوم دیجیتال حاشیه جنوبی خلیج فارس در گرو کابلهای هرمز
برای درک ابعاد این استراتژی، باید میزان وابستگی کشورهای منطقه به کابلهای عبوری از تنگه هرمز را بررسی کرد. در اینجا به یک واقعیت فنی و جغرافیایی مهم برمیخوریم: کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس وابستگی شدیدی به این مسیرهای دریایی دارند. ولی اینطور نیست که همۀ اینترنت منطقه از اعماق تنگۀ هرمز در خلیج فارس تأمین شود.

امیر لاجوردی، جانشین وزیر ارتباطات در دولت سیزدهم در همین رابطه در حساب شخصی ویراستی خود مینویسد: «مسیر کابلهای دریایی فیبرنوری به جهت جلوگیری از آسیب توسط کشتیها به صورت عمومی در فضای مجازی منتشر میشوند. اما مسیر کابلهای زمینی فیبرنوری به جهت حفظ امنیت و مسائل پدافندی عموما منتشر نمیشود؛ بنابراین نباید به اشتباه تصور کنیم تمام اینترنت منطقه از کابلهای فیبرنوری عبوری از تنگه هرمز تامین میشود.»
این بیان رئیس سابق رگولاتوری حاوی دو نکته کلیدی است، نخست آنکه کابلهای دریایی برای ایمنی ناوبری عمومی میشوند، اما کابلهای زمینی به دلایل امنیتی پنهان میمانند. وی در بخش دوم پیام خود تأکید میکند که «تمام اینترنت منطقه» از این مسیر واحد تأمین نمیشود، نه اینکه وابستگی وجود ندارد.
نکتۀ او از نظر فنی، دقیق به نظر میرسد. شبکه اینترنت جهانی برای تابآوری طراحی شده است. اما واقعیت این است که حداقل هفت سیستم کابل زیردریایی اصلی در تنگه هرمز و خلیج فارس فعال هستند، از جمله سیستمهای FALCON، GBI (Gulf Bridge International) و Gulf-TGN که مراکز داده در سراسر آسیا، اروپا و غربآسیا را به هم متصل میکنند.
برخی موسسات پژوهشی میگویند که «کابلهای عبوری از تنگه هرمز کمتر از یک درصد از پهنای باند بینالمللی جهان را تا سال ۲۰۲۵ تشکیل میدهند». اما این آمار از نظر منطقهای فریبنده است. برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، این کابلها بیش از ۹۰ درصد از ترافیک بینالمللی اینترنت آنها را حمل میکنند. به عبارت دیگر، آنچه از نظر جهانی «کم» به نظر میرسد، از نظر منطقهای «حیاتی» است.
دادههای یک گزارش اقتصادی هم که اخیراً در رسانههای آمریکایی از جمله سی.ان.ان بازنشر شده است، در این باره میگوید: ایران «از نظر تئوری میدانست که در تنگه هرمز اهرم دارد، اما مطمئن نبود اگر بر اساس آن تهدیدها عمل کند، تأثیر آن چقدر خواهد بود».
چرا ایران از همسایگان جنوبی خود در امنیت دیجیتال پیشی گرفته است؟
کلید درک قدرت ایران در این معادله، تفاوت ساختاری در الگوی وابستگی است. ایران به آنچه کارشناسان «تنوع مسیر» مینامند، دسترسی دارد که همسایگان جنوبیاش فاقد آن هستند. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در سمت جنوبی تنگه، از جمله امارات، قطر، بحرین، کویت و عربستان سعودی، بسیار بیشتر از ایران به مسیرهای اینترنتی دریایی متکی هستند؛ چرا که ایران به کابلهای زمینی استراتژیکی دسترسی دارد که از خاک ترکیه، آذربایجان و ارمنستان میگذرد. مهمترین آنها سیستم کابلی EPEG (اروپا به ایران و خلیج فارس) است. این کابل که از آلمان آغاز میشود و از طریق اروپای شرقی و قفقاز وارد ایران میشود، مسیری کاملاً مستقل از تنگه هرمز و دریای سرخ را فراهم میکند.
در مقابل، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که میلیاردها دلار در اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و مراکز داده سرمایهگذاری کردهاند، عملاً تمام ترافیک بینالمللی خود را مدیون همین کابلهای عبوری از تنگه هرمز هستند. این یعنی ایران قابلیت «تابآوری» بسیار بالاتری در مقابل قطعیهای احتمالی دارد.
البته ایران «نیازی به کنترل فیزیکی کابلها ندارد، تنها کافی است هزینه و ریسک تأمین امنیت آنها را برای همسایگان جنوبی خود افزایش دهد تا در هر نوع مذاکرهای اهرم فشار قدرتمندی داشته باشد.»
باید توجه داشت که تنگه هرمز در باریکترین نقطه خود فقط ۲۲ کیلومتر عرض دارد و به دلیل نگرانیهای امنیتی، شرکتهای بینالمللی عمدتاً کابلهای خود را در سمت آبهای عمان متمرکز کردهاند. با این حال، دو سیستم کابلی FALCON و GBI مستقیماً از آبهای سرزمینی ایران عبور میکنند.
سناریوهای واقعی؛ از بازدارندگی دیجیتال تا احقاق حق حاکمیت
کارشناسان بینالمللی معتقدند محتملترین سناریو، قطع فیزیکی کابلها نیست، حداقل نه در مرحله اول، بلکه ایران به دنبال ایجاد یک مدل اقتصادی و حقوقی برای دریافت عوارض عبور است.
بررسیها نشان میدهد که براساس ماده ۷۹ کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) به کشورهای ساحلی حق میدهد برای ورود کابلها و خطوط لوله به قلمرو یا آبهای سرزمینی خود شرایط تعیین کنند. هرچند ایران این کنوانسیون را تصویب نکرده است، اما بسیاری از کارشناسان حقوقی آن را به عنوان بخشی از حقوق عرفی بینالملل الزامآور میدانند.
شبکه سی.ان.ان آمریکا هم که نگران افزایش قدرت ایران در خلیج فارس به دنبال تجاوز نظامی ترامپ است، در رابطه با توان ایران برای وضع قوانین درخصوص این کابلهای زیردریایی توضیح میدهد: «البته برای کابلهای موجود، ایران باید به قراردادی که هنگام کابلکشی منعقد شده است، پایبند باشد. اما برای کابلهای جدید، هر دولتی از جمله ایران میتواند تصمیم بگیرد که کابلها تحت چه شرایطی در آبهای سرزمینی آن کشور قرار داده شوند».
فیصل الشمری، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با شبکه الحره، سناریوی محتمل را «فشار خاکستری» توصیف میکند که مصداق عینی قطع فیزیکی نیست. در این نوع کنترل موضوعاتی نظیر عملیات تعمیر و نگهداری، راهبری کشتیهای تعمیراتی و مدیریت شرکتهای بهرهبردار توسط کشور محق دنبال میشود.
شاید برخی رسانهها و محافل امکان مدیریت ایران بر کابلهای زیر دریایی هرمز و ارادۀ کشور ما برای اعمال حاکمیت را دور از ذهن بدانند و دلایلی مانند تأثیر تحریمهای آمریکا بر توان ایران بر اخذ هزینههای خدمترسانی را برای این انگارۀ ذهنی خود مطرح کنند، ولی تجربۀ مدیریت کشتیرانی در آبهای خلیج فارس در ایام جنگ رمضان و آتشبس شکنندۀ فعلی نشان میدهد که کشور ما اگر به این جمع بندی برسد که برای ایفاق حقوق خود باید اقدامی را انجام دهد، توان و ارادۀ کافی را دارد، بنابراین کشورهای غربی و عربی امکان رصد خوشخیالانۀ وقایع را ندارند، تنها متغیر وابسته و مؤثر برای اعمال مدیریت، اراده و خواست ایران است.
قدرت ایران در اعماق خلیج فارس ضامن امنیت ایران و غرب آسیا
درست است که کشورهای حاشیه خلیج فارس به کابلهای زیردریایی وابستگی شدیدی دارند اما همانطور که گفته شد، تصور عامیانهای که گویی «تمام اینترنت منطقه» از یک لوله واحد عبور میکند نیز صحیح نیست. لاجوردی با اشاره به وجود مسیرهای زمینی (هرچند محدود و به دلایل امنیتی مخفی) و قابلیت تغییرمسیر شبکه، به درستی میگوید که این واقعیت همانقدر که نباید نادیده گرفته شود، باید در ابعاد واقعی خود مورد بررسی قرار گیرد.
ایران با انتشار نقشه کابلها و استدلال حقوقی بر مبنای کنوانسیون حقوق دریاها، در حال تثبیت یک واقعیت جدید است: تنگه هرمز نه فقط یک گلوگاه انرژی، بلکه یک «گلوگاه دیجیتال» نیز هست؛ و ایران، به عنوان کشوری که در کنار عمان بر این آبراه حاکمیت و مالکیت جغرافیایی دارد، قصد دارد از این واقعیت برای تدمین امنیت بلند مدت خود و غرب آسیا استفاده کند.
پیام تهران به جامعه بینالملل روشن است، اگر تحریمها و فشارها ادامه یابد، ایران ابزارهای جدیدی برای اعمال فشار متقابل در اختیار دارد؛ و این بار، این ابزارها نه در اعماق میادین نفتی، بلکه در بستر دادههایی قرار گرفتهاند که اقتصاد دیجیتال جهان بر آن استوار است.
انتهای پیام/