مراقبت از دادههای کاربران ایرانی، ارزشی برابر با ملی شدن صنعت نفت در گذشته دارد
امروز در شرایطی که محور آمریکایی- صهیونی با تکیه بر سکوهای خارجی و حتی گوشیهای هوشمند شهروندان ایرانی، لایههای عمیق اطلاعاتی کشور را هدف قرار دادهاند، این پرسش مطرح میشود که آیا حفاظت از دادههای ملی میتواند به اندازهٔ ثروت زیرزمینی کشوری مانند ایران در گذشته حیاتی باشد؟
پاسخ به نظر میرسد که مثبت باشد، باید وضعیت کنونی را به دورهٔ ملیشدن نفت تشبیه کنیم. به نوعی میتوان گفت؛ تا زمانی که «نهضت ملی حفاظت از داده» شکل نگیرد و تمام بسترهای اطلاعاتی در داخل کشور مستقر و امن نشوند، هر تماس، پیام و حتی موقعیت مکانی ایرانیها، به آسانی در اختیار سرویسهای جاسوسی رژیم اسرائیل و آمریکا قرار خواهد گرفت.
خبرنگار آنانک در ادامه گفتوگویی با بهروز مینایی، عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت و رئیس سابق دانشکده کامپیوتر این دانشگاه در رابطه با ارزش دادهها در اثر حاضر و موضوعاتی مرتبط با حکمرانی صحیح فضای سایبر انجام داده است که شرح آن را در ادامه میخوانید.
آیا در جنگ فعلی فقط دشمنان از فناوریهای نوظهور و نوین مانند هوشمصنوعی علیه ما استفاده میکنند یا ما نیز توانستهایم در این چند ماه، اندکی وارد لایههای عمیقتر شده و برای دفاع از خود از این فناوری بهره ببریم؟
فناوری به معنای دسترسی به اطلاعات است که دشمن در این زمینه به دلیل سابقه قبلی خود، وضعیت مطلوبتری دارد، بگذریم از گروه حنظله یا برخی گروههایی که عملیاتهای سایبری موفقی برای دسترسی به اطلاعات حساس دشمن انجام میدهند، نکتهای که عرض کردم، وضعیت کلی است.
تمام گوشیهای هوشمند در ایران، که ۷۰ میلیون دستگاه اندرویدی است، حتی در حالت خاموش نیز دوربین و میکروفون آنها فعال میشود و این غیر از کامپیوترهاست. استفادهٔ ما در قیاس با دشمن کمتر است. آنها سکوهای جمعآوری سادهای در اختیار دارند و اصلاً نیازی به دسترسی مستقیم نیست؛ تمام اطلاعاتی که میخواهند از ابزار معمولی مانند واتساپ به دست میآورند.
هوش مصنوعی میتواند پیدا کند که مثلاً یک شخص با ضریب ۷۰ درصد الان در کجاست، با ضریب ۲۵ درصد در کجاست و با ۵ درصد در کجاست. ما چنین اطلاعات سنگینی را از این سکوها نداریم؛ هیچ کمبودی نداریم، اما از اطلاعاتی که برای هوش مصنوعی لازم است، آنها بانکهای ما را هک کردهاند یا جاسوسهای بسیار سنگینی در داخل ما دارند که به آنها اطلاعات میدهند.
برای مثال اینکه بانک سپه کجاست و کارکنان شبانه در کدام محل کار میکنند. از کجا متوجه میشوند که حاجیزاده یا پاسداران کجا هستند؟ تمام اطلاعات پاسداران ما از طریق همان گوشیهای همراه که در اختیار ماست و به وسیلهٔ جاسوسی برای آنها تبدیل شده، به دست میآید.
ما به دلیل اهمیت مسائل اخلاقی، هیچگاه از اطلاعات داخلی خود به آن شکل استفاده نمیکنیم. مثلاً در بحث پدافند، در جاهایی که دشمن وارد شده، موفق عمل کردهایم. در ابتدای جنگ ما ضعفهای داشتیم، بله، اما اندکی که تقویت شد، اکنون خوب کار میکند؛ اما به اندازهٔ کافی نیست و باید تعداد آن بیشتر باشد تا بتواند مثلاً در برابر هجوم نیروی هوایی مقاومت کند.
بحث من این است که ما از جهت نظامی محصولاتی داریم که آنها از آن بیخبرند. این محصولات به هوش مصنوعی مجهز هستند، من نمیگویم از محصولات آنها قویتر است اما متفاوت هستند. به همین جهت توانسته است در شکار اف‑۳۵ موفق باشد، اف‑۱۶ موفق باشد و تعداد زیاد ۱۲۷ فروند مثلاً پهپاد بسیار پیشرفته که میلیونها دلار قیمت دارند، کم نیست. این اثر محصولات هوش مصنوعی ماست. باید درس بگیریم.
ما به آن میزانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنیم، ماشینهای اطلاعاتی میتوانند نفوذ کنند و نفوذ هم کردهاند که ما چه چیزی را رد و بدل میکنیم. حتی در داخل کشور، سواد اطلاعاتی و سواد هوش مصنوعی هنوز وجود ندارد. ولی ما به نوعی هوش مصنوعی را بومی داریم،
بعد از این جنگ میتوانیم بگوییم که یکی از کارهایی که باید انجام دهیم این است که دادههای خود را ملی اعلام کنیم و با حساسیت بیشتری نسبت به دادهها عمل کنیم. همانگونه که در دورهای نفت را به صورت رایگان میبردند و با نهضت ملی شدن نفت جلوی آن گرفته شد، اکنون نیز لازم است با یک نهضت جدی از دادههای خود مراقبت کنیم؟
تلفن همراه در ایران باید ایمن باشد و تحت نفوذ دشمنان خارجی مثل اسرائیل و آمریکا قرار نگیرد. این منابع نفوذ باید بسته شود. اینکه آنها میدانند شورای دفاع در کجا و چه ساعتی تشکیل میشود، تنها بحث جاسوس فیزیکی نیست؛ بلکه اطلاعاتی است که از گوشیهای ما گرفته میشود. باید نسبت به سیستمعاملی که دشمنان ایران روی آن کنترل دارند حساس باشیم. این سیستمعاملها همه دستور دارند. در جاهایی که اطلاعات حساس رد و بدل میشود، چه توسط شخصیتهای کشوری و چه محافظانشان، همه باید بدانند که یک منبع جاسوسی در آن طرف وجود دارد.
یقیناً باید اطلاعاتی نسبت به حقوق مردم در جامعه آموزش داده شود و این کار بسیار لازم است تا جلوی استفادههای نادرست از اطلاعات در داخل کشور گرفته شود. برای مثال، تاکسیهای اینترنتی مثل تپسی یا اسنپ، بلافاصله تمام مخاطبین ما را میگیرند. چه لزومی دارد که ۴۰ هزار ایمیل از ایرانیان در اختیار یک مهندس ساده قرار گیرد؟ فکر نکنید که ایمیل یا شماره موبایل چیز سادهای است. از روی گوشی میتوانند بفهمند که شخص کجا میرود، کجا ساکن میشود و چه مقدار میماند.
معتقدم پس از جنگ که با پیروزی ما همراه خواهد شد، باید همهٔ بسترهای اطلاعاتی داخلی شوند. هوش مصنوعی خود میتواند امنسازی بسیار خوبی روی آنها انجام دهد و راه مبارزه با انواع نفوذها را فراهم کند. بانکهای ما باید بستر اقتصادی بالایی فراهم کنند. حتی ممکن است نیاز به تحولی در نظام اپراتوری موبایل ما باشد و راههای امنسازی اطلاعات صورت گیرد. ما خودمان به دلیل محصولات قوهٔقضاییه و مسائل اخلاقی، هیچ استفادهٔ نادرستی از این اطلاعات نمیکنیم، اما طرف مقابل به شکل نادرستی از این اطلاعات استفاده میکند.
بحث امنیت اطلاعات در برابر استفادهٔ خارجی است. اگر اطلاعات لوکال باشند و جوابگو نباشند، این شکل صحیح نیست. از جیپیاس گرفته که در اختیار آمریکاست، تمام اطلاعات موتورهای جستوجو... ما موتورهای جستجوی خوبی در داخل نداریم. و نیاز به توجه به همه این مسائل وجود دارد. دشمن از فناوری برای آسیب زدن به جبهه مقاومت استفاده میکند، به پیجرها نگاه کنید. اسرائیل ۳ یا ۴ سال روی این کار کرد که پیجرهایی که حزبالله استفاده میکند از کجا تهیه میشود. آنقدر آدمهای بیاخلاقی هستند که از این راه به حزبالله ضربه زدند.
فهمیدند کدام کارخانه باتریهای خاصی را تهیه میکند؛ مثلاً از بلغارستان یا جای دیگر که بازیها را میساختند، و در موقع مناسب ضربهٔ سنگینی زدند. اطلاعات ارتباطات داخلی لبنان به شکل خاصی با پیجرها خیلی امن بود. یعنی سرویس خارجی ما وابسته به خارج است.
یعنی بعد از جنگ تحمیلی صرف نگهداری دادههای ایرانیها در داخل مرز ایران کافی نیست؟
شما نمونه تیکتاک در آمریکا را نگاه کنید. دولت این کشور با وجود اینکه دادههای مردم آمریکا در تگزاس نگهداری میشد، بازهم تا زمانی که سهام غالب و کنترل الگوریتمهای نسخه آمریکایی را به دست نیاورد، راضی به صدور اجازه ادامه فعالیت تیکتاک نشد.
آمریکاییها نگران این بودند که چینیها به دادههای کاربران کشورشان دسترسی پیدا کنند و کوتاه نیامدند. ببینید چقدر آنها نسبت به اینکه یک سکوی جمعآوری داده و بستر شبکهٔ اجتماعی تماماً در اختیار خودشان نباشد، حساس هستند. آقای لری، رئیس اوراکل، تیکتاک را خرید و کاملاً در اختیار اسرائیل گذاشت.
تمام بستههای اطلاعاتی و الگوریتم تیکتاک در اختیار اسرائیل قرار گرفته است. شما یقین بدانید هر استفادهٔ ما از تلگرام، واتساپ یا اینستاگرام که بچههای ما انجام میدهند، چه اقتصادی و چه غیر آن، منجر به خروج دادههای مهم مردم از کشور میشود.
حتی اگر محل نگهداری دادههای آنها به داخل ایران منتقل شود؟
بنده چنین فکر میکنم. مسئله حکمرانی فراتر از بحث پورنوگرافی، اعتیاد و هوش اصلی اطلاعاتی است که فراهم میشود. الگوریتمهایی که روی این اطلاعات کار میکنند در دست ما نیست. حتی اگر سرور داخلی باشد، تضمینی نیست که کپی از این اطلاعات گرفته نشود. باید حواستان جمع باشد. برای ارتباطات داخلی خودمان، تکمیل شبکهٔ ملی اطلاعات ضروری است.
شما کشورهای دیگر نظیر چین، روسیه و... را ببینید، هرکدام موتور جستجو با سیستم موقعیت یابی مکانی خاص، خود را دارند، شاید به واسطه دادههای کمتری که دارند، از گوگل کمی عقب باشند اما این مسئله را دلیلی بر نادیده گرفتن توان بومی خود قرار نمیدهند. آنها به دنبال استقلال و قدرتافزتیی ملی خود هستند.
ما در هر استفاده از وسایل ارتباطی و رسانهای باید حواسمان باشد که چه کاری انجام میدهیم. رادیو، تلویزیون، ماهواره و شبکههای اجتماعی یکطرفه تا اندازهای ضربه میزنند. اما آنهایی که ارتباط دوطرفه دارند و دنیای وب دو، میزان خطر و نیاز به حواسجمعی چندین برابر میشود. مرحلهٔ سوم وب که به صورت شخصیسازی شده و با هوش مصنوعی سلیقهٔ هر فرد را میفهمد، میتواند برای ۹۰ میلیون ایرانی ذائقهٔ تکتک آنها را بداند و برای هدایت مصنوعی برنامههای خود را فراهم کند.
انتهای پیام/