زیستبوم وارداتی، رویای امارات و عربستان برای برتری فناورانه را به باد داد
پس از سالها رقابت سنگین میان کشورهای عربی حوزه خلیجفارس برای جذب سرمایه و فناوری غربی، اکنون صحنه منطقه به کلی دگرگون شده است. آنچه پیشتر با وعدههای بلندپروازانه از شهرهای هوشمند تا قطبهای هوش مصنوعی تبلیغ میشد، در عمل به مدلی شکننده و وابسته تبدیل شد که با نخستین تهدید جدی، فروپاشی آن اجتنابناپذیر گردید.
تجربه پاسخهای اخیر ایران به تجاوزات آمریکایی از مبدا پایگاه ایالات متحده مستقر در خاک کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و فرار اغلب شرکتها و متخصصان غربی نشان داد که امنیت پایدار و پیشرفت واقعی، نه با اتکا به سرمایههای خارجی و مهندسان غربی، بلکه با تکیه بر توانمندیهای بومی و ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای بیگانگان رقم میخورد.
همین موضوع انگیزهای بود تا خبرنگار آناتک به سراغ بهروز مینایی عضو هیات علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه علم و صنعت و سوالاتی در این خصوص و تاثیر جنگ رمضان، همچنین تاثیر مدیریت هوشمند تنگه هرمز بر زیست بوم هوش مصنوعی جهان بپرسد. پاسخهای این استاد دانشگاه به سوالات مطرح شده را در ادامه میخوانید.
بازدارندگی هوشمند ایران؛ زوال سرمایهگذاریهای غربی در سایه اقتدار منطقهای
فکر میکنید که آیندۀ فناوری در غرب آسیا و جهان با توجه به رخدادهای فعلی جنگ رمضان چطور خواهد بود؟
باید گفت که راهبرد دفاعی اتخاذ شده از سوی ایران در پی تجاوز مشترک آمریکایی ـ صهیونیستی به کشور پیامدهای متعددی را برای منطقه و جهان به همراه داشته است. پیش از هر چیز، سرمایهگذاریهای عظیم شرکتهایی نظیر مایکروسافت و گوگل در منطقه، بهویژه در عربستان سعودی و امارات، عملاً متوقف شده و این سرمایهگذاریها که پیشتر به شکل سنگینی انجام شده بودند، اکنون با توجه به ناامنیهای موجود، فاقد بازدهی لازم هستند.
مراکز داده و تأسیسات مرتبط با شرکتهای بزرگ فعال در حوزه هوش مصنوعی و ابری، نظیر مایکروسافت و آمازون، در منطقه هدف پاسخهای دفاعی ایران به تجاوز نظامی قرار گرفته و بخشی از آنها به کلی نابود شدهاند. این تحولات تغییرات اساسی در وضعیت این شرکتها ایجاد کرده است.
خسارات وارده به بازارهای بورس جهانی نیز قابل توجه است. خود رژیم اسرائیل که میزبان بسیاری از دفاتر این شرکتها بود، از جمله مراکز مایکروسافت در یافای اشغالی (تلاویو)، شاهد حملات دفاعی و تخریب ساختمانهای متعدد بوده و کسبوکارهای فناور و استارتاپهای مستقر در آن مناطق عملاً از میان رفتهاند. این شرایط زنجیره تأمین مواد اولیه حیاتی برای صنعت تراشه را نیز تحت تأثیر قرار داده است. شرکتهای شیمیایی منطقه که تأمینکننده بخشی از مواد اولیه مورد نیاز بودند، به دلیل اختلال در صنایع پتروشیمی عربستان و همچنین تحریمهای مرتبط با کودهای شیمیایی، با مشکلات جدی روبهرو شدهاند و احتمال توقف بسیاری از خطوط تولید آنها وجود دارد.
حباب هوش مصنوعی جهانی همین حالا ترکیده است
برخی تحلیلگران غربی در روزهای اخیر میگویند که عملیات متجاوزانۀ آمریکا و رژیم اسرائیل باعث خواهد شد که حباب هوش مصنوعی از هم بپاشد، به نظر شما چنین گذارهای چرا مطرح میشود؟
ایجاد بسترهای عظیم برای توسعه هوش مصنوعی، نیازمند زیرساختهای سنگینی است. برای نمونه، برخی از شرکتها برای انجام عملیات خود به ۲۴ هزار تراشه نیاز داشتند، در حالی که مدلهای زبانی نظیر دیپسیک و کوئن با استفاده از روشهای بهینه، همان کار را با ۲ هزار تراشه انجام دادند. این واقعیت که با نمونههایی نظیر سرمایهگذاری ایلان ماسک بر روی ۳۶ هزار تراشه یا حتی برنامههای مبتنی بر ۱۰۰ هزار تراشه و تحقق آنها با تعداد بسیار کمتری از تراشهها مصداق یافت، منجر به شکستهای اقتصادی سنگینی شد.
شرایط فعلی خلیجفارس که ماحصل تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم اسرائیل است، سبب شده تا مصرف کنندههای بزرگی نظیر گوگل یا آمازون که دفتر مستقر در خاک کشورهایی نظیر امارات یا عربستان داشتهاند، به طور جدی تحت تأثیر قرار بگیرند و بسیاری از خریدهای برنامهریزیشده به تعویق بیفتد. از آنجا که این بازارها معمولاً توسط نیروهای متخصص آمریکایی و کانادایی اداره میشدند، هرگونه آسیب به این ساختار، آسیبهای جدی به کل بازار جهانی هوش مصنوعی وارد خواهد کرد. این حباب نه در آینده، بلکه هماکنون در حال ترکیدن است و اقتصاد آمریکا و بازار هوش مصنوعی آن نیز از این موضوع مستثنی نیستند.
تنگه هرمز؛ کلید طلایی آینده هوش مصنوعی در اختیار ایران
چند روز پیش ایلان ماسک، سرمایهدار حامی جنگافروزیهای ترامپ با انتشار پستی در شبکۀ اجتماعی خود، اذعان کرده بود که تنگۀ هرمز پایۀ هوش مصنوعی جهان است و اگر این تنگه از کنترل آمریکا خارج باشد، هوش مصنوعی ساختار خود را از دست خواهد داد، به نظر شما چرا چنین موضوعی را مطرح میکند؟
ایلان ماسک و همچنین دولت ترامپ به خوبی بر این موضوع واقفند که آینده هوش مصنوعی جهان به این تنگه گره خورده است. جمهوری اسلامی ایران با در اختیار داشتن این تنگه، اهرم قدرتمندی در اختیار دارد. به نظر میرسد برخی از اظهارنظرها و اقدامات بینالمللی با هدف بیاثر کردن این برگ برنده و جلوگیری از بسته شدن تنگه در نتیجه درگیریهای احتمالی با ایران صورت میگیرد.
البته جمهوری اسلامی ایران همواره ایستادگی کرده و تسلیم نخواهد شد. توانایی ایران در شکستن تحریمها در طول سالهای گذشته، از جمله در زمینه صادرات نفت و کنترل قیمت آن در زمان جنگ تحمیلی، نشاندهنده قدرت و حساسیت این نقطه است. این یکی از دستاوردهای مهم برای ایران محسوب میشود و پیگیری جدی آن، یقیناً اختلافات سنگینی را در بازار جهانی هوش مصنوعی ایجاد خواهد کرد.
خروج قطعی غرب از منطقه؛ تأمین امنیت پایدار توسط محور مقاومت
فکر میکنید در دوران پساجنگ وضعیت دفاتر نمایندگی شرکتهای بزرگ فناور غربی به خصوص آمریکایی در کشورهای خلیج فارس چطور خواهد بود؟
تمامی این دفاتر، نمایندگیها و اقتصاد وابسته به آنها که متکی بر نیروی انسانی سنگین و متخصص بود، به شدت آسیب دیدهاند. منطقه پیشتر میزبان حدود ۴۰ هزار نیروی متخصص در امارات و عربستان نیز قراردادی ۱۰۰ میلیارد دلاری با گوگل برای سال ۲۰۲۶ داشت که اکنون به نظر میرسد عملاً منتفی شده است.
نیروهای آمریکاییها در ابعاد مختلف فناورانه و نظامی در حال ترک منطقه هستند و این خروج به گونهای است که بعید به نظر میرسد برای سالهای طولانی بتوانند به وضعیت پیشین بازگردند. مشابه این وضعیت پس از جنگ عراق و کویت نیز رخ داد، کشور کویت بعد از حملۀ بعثیها و خروج آنها توسط نیروهای ائتلاف هرگز به وضعیت قبلی بازنگشت.
اکنون ایران قدرت خود را در منطقه اثبات کرده است و شرایط اینطور نشان میدهد که همه باید در برابر اراده ایران تسلیم باشند. امنیت منطقه در دست ایران است و تا زمانی که این امنیت برقرار نباشد، نه اقتصاد منطقه و نه مسائل سیاسی آن به سامان نخواهند رسید.
البته این نکته را هم باید اشاره کنم که رویکرد ایران به فناوری حتی نسبت به کشورهایی نظیر چین تفاوتهای مبنایی دارد که ریشه در مبانی اعتقادی و نظری، سیاسی، اقتصادی و نظامی دارد. این واقعیت ایران را در موقعیتی متمایز از کشورهای حوزه خلیجفارس قرار میدهد.
رونق دانشبنیان در سایه خودباوری؛ فروپاشی مدلهای وابسته به غرب
پیش از جنگ رمضان شاهد بود که برخی در داخل ایران با حسرت از پیشرفتهای فناورانۀ عربستان و امارات صحبت میکردند، شهرهای دیجیتال و رویدادهای فناورانۀ سالانه در این کشورها دستاویزی برای بیتوجهی گروهی به پیشرفتهای ایران شده بود، ولی حالا به نظر میرسد که وابسته بودن این ویترینهای زیبا به غربیها، آینده فناوری در حاشیۀ خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داده است، نظر شما در این خصوص چیست؟
واقعیت این است که در طول جنگ تحمیلی دوم به ایران (۱۲ روزه) مشخص شد که رویاهایی که عربستان برای تکمیل شهر نئوم در سر دارد، بسیار آسیبپذیر هستند، به ویژه آن دسته از پروژهها که مبتنی بر انرژیهای نو و ایجاد فضای اکسیژن مصنوعی بودند، بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.
قبل از آن نیز طی عملیات طوفان الاقصی و حملات یمن به خاک سرزمینهای اشغالی در حمایت از مردم غزه نیز مشخص شد که شهر نئوم در شمال غرب عربستان در معرض تیررس نیروهای یمنی قرار دارد. موضعگیری محتاطانه عربستان در قبال یمن و ایران نیز به همین دلیل بود. کاخهای شیشهای و پروژههای عظیمی که این کشورها با تکیه بر ثبات و امنیت ظاهری ساخته بودند، اکنون با چالش جدی مواجه هستند.
امارات نیز که پیشتر با ایجاد اینترنت سیتی و برگزاری نمایشگاههای اکسپو، فضای رونق اقتصادی را برای خود فراهم کرده بود، این امنیت را مدیون عدم شلیک حتی یک گلوله در طی سالیان متمادی بود. اما اکنون با توجه به شرایط، این کشورها در مقابل یمن محتاطانه عمل میکنند بنابراین باید گفت که بازار انرژی و متعاقباً بازار فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی آنها نیز تحتالشعاع اقتدار محور مقاومت قرار گرفته است.
پیش از این، رقابت سنگینی میان چهار قدرت منطقه غرب آسیا یعنی ترکیه، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی وجود داشت که در این میان، امارات پیشتاز بود. این رقابت در زمینه جذب نیرو و شرکتهای غربی، اکنون عملاً از بین رفته است. حتی اگر فرض کنیم جنگ از همین امروز پایان یابد، ضربه وارده به حوزه فناوری اطلاعات چنان سنگین است که بازسازی آن به سادگی امکانپذیر نخواهد بود.
پایان عصر وابستگی؛ پیروزی راهبرد صنعت بومی ایران در منطقه
این آسیبپذیری به نظر شما ریشه در وابستگی زیستبوم فناوری آنها به کشورهای غربی و به طور خاص آمریکا دارد؟
توسعه زیستبوم فناوری در این کشورها به معنای واقعی کلمه، بومی نبود و توسط شرکتهای آمریکایی برای آنها ایجاد شده بود. وابستگی آنها از صنعت ماهواره و خودروسازی گرفته تا کشاورزی و مدیریت شهری، به کشورهای غربی به ویژه انگلیس و آمریکا، بسیار عمیق است. با خروج مهندسان و متخصصان غربی به دلیل از دست رفتن امنیت، عملاً امکان دعوت مجدد آنها وجود ندارد.
رژیم اسرائیل نیز از این قاعده مستثنی نیست. هرچند که واحدهای نظامی مانند لشکر ۸۲۰۰ اسرائیل با بهرهگیری از نیروهای داخلی خود، در حوزه سلاحهای مبتنی بر هوش مصنوعی پیشرفتهایی داشتهاند، اما امارات و عربستان فاقد چنین نیروهای بومی متخصصی بودند. اساتید و زیرساختهای دانشگاهی آنها نیز همگی وابسته به نیروهای آمریکایی و اروپایی هستند که دیگر حاضر به فعالیت در این منطقه نیستند.
تمامی این عوامل نشان میدهد که رونق علمی، اقتصادی و سیاسی آنها از بین رفته و مدل توسعهشان که مبتنی بر اتکا به آمریکا و عدم ایجاد صنایع بومی بود، با شکست مواجه شده است.
انتهای پیام/