در دوران جنگ، مدیریت مصرف رسانهای هنگام حضور فرزندان یک ضرورت است
در میان هر بحران بزرگی، آنچه کمتر دیده میشود دنیای درونی کودک است؛ جهانی که نه با منطق بزرگسالان، بلکه با تصاویر، صداها و برداشتهای خام از واقعیت شکل میگیرد. برای کودکی که هنوز در حال ساختن نقشه ذهنی خود از جهان است، اخبار جنگ تنها یک رویداد بیرونی نیست؛ تجربهای است که میتواند امنیت روانی او را جابهجا کند و احساساتش را از تعادل خارج سازد. در این میان، شبکههای اجتماعی با سرعت و شدت انتشار اخبار، این تجربه را چند برابر میکنند و کودک را در معرض جریانی قرار میدهند که توان پردازش آن را ندارد. همین ناتوانی در پردازش، مصرف رسانهای را به رفتاری تکراری، اضطرابی و گاه اعتیادگونه تبدیل میکند؛ رفتاری که اگر مدیریت نشود، میتواند بر رشد عاطفی و شناختی او اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، نقش والدین تنها نظارت بر مصرف رسانهای نیست؛ بلکه بازسازی احساس امنیت، آموزش مهارتهای عاطفی و فراهم کردن فضا برای بیان احساسات است. به همین دلیل، در گفتوگویی با گوهر یسنا انزانی، روانشناس و مشاور، به بررسی این موضوع پرداختهایم که چگونه میتوان در دوران جنگ از سلامت روان فرزندان محافظت کرد. او در این مصاحبه درباره مهارتهای عاطفی و شناختی مورد نیاز کودکان، نقش فعالیتهای خلاقانه در پردازش احساسات و مسئولیت والدین در مدیریت مصرف رسانهای سخن میگوید؛ موضوعاتی که در روزهای پرتنش، بیش از هر زمان دیگر اهمیت پیدا میکند.
چه مهارتهای عاطفی و شناختی (مانند خودآگاهی، تنظیم هیجان، تفکر انتقادی) میتواند به کودکان و نوجوانان در مقابله با اثرات منفی اخبار جنگ کمک کند؟
مهارتهای عاطفی و شناختی، مانند خودآگاهی و تنظیم هیجانی، میتواند به کودکان و نوجوانان کمک کند. یکی از مهمترین نکات این است که در مواجهه با اثرات منفی اخبار جنگ، لازم است که کودکان و نوجوانان مهارتهای درونی خود را افزایش دهند. به عبارت دیگر، آنها باید مهارتهای کلیدی و مهارتهای زندگی را کسب کنند، به ویژه زمانی که سن آنها بالاتر میرود.
مهارتهایی نظیر خودآگاهی، تنظیم هیجان، تفکر نقاد، تابآوری، همدلی، حل مسئله، مدیریت خشم، مدیریت استرس، ارتباط موثر، گفتوگوهای مناسب و رفتارهای جرئتمندانه میتواند به آنها کمک کند تا از این بحرانها عبور کنند. کودکان باید با دایره افکار و دایره ذهن خود آشنا شوند و در هر موقعیت، افکار و احساسات خود را شناسایی کنند و بدانند که این افکار و احساسات چه تاثیری بر علائم جسمانی و نوع رفتار آنها دارد.
چرا شناخت خطاهای ذهنی و درک احساسات برای کودکان اهمیت دارد و چگونه باید این مهارتها را به آنها آموزش داد؟
والدین باید زمان بندی مشخصی برای انجام کارها در نظر بگیرند و تفریحات خانگی، مانند تماشای فیلمهای مناسب و گاهی فیلمهای کمدی، را اضافه کنند. چک کردن اخبار از رسانهها باید به سرعت محدود شود تا کودکان آسیب بیشتری نبینند
این موضوع ابتدا باید توسط والدین درک شود و سپس با کودکان تمرین گردد. کودکان باید بدانند که افکار آنها ممکن است دچار خطاهای ذهنی شود، به ویژه از سن هفت سال به بالا، مانند فاجعه سازی یا دیدن صرفا جنبه منفی یک موضوع. آنها باید درک کنند که احساساتی مانند ترس، خشم، غم یا شادی، احساسات طبیعی هستند و باید راههای مواجهه با هر یک از آنها را یاد بگیرند.
لازم است که مدیریت و هدایت واکنشهای هیجانی به زبان سازنده به آنها آموزش داده شود. به عنوان مثال، میتوان به آنها کمک کرد که در زمان بروز علائم جسمانی، مانند تپش قلب، از تمرینهایی مانند تنفس عمیق استفاده کنند. همچنین باید تفکر نقاد را در آنها تقویت کرد تا بتوانند منابع معتبر را شناسایی کنند و بفهمند که آیا خبری که میخوانند موثق است یا خیر.
افزایش تابآوری نیز اهمیت دارد؛ به این معنا که آنها باید بتوانند با افرادی که به آنها نزدیک هستند، درباره احساسات و افکار خود صحبت کنند و روابط حمایتی سادهای را، حتی از طریق تلفن، برقرار کنند. تعیین اهداف کوچک و برنامهریزی روزانه، به مدیریت زمان و هدفمندی کمک میکند. باورهای معنوی و امیدبخش نیز میتواند مفید باشد، به ویژه با استفاده از مدیتیشن.
اگر بتوانیم به کودکان کمک کنیم که مهارت همدلی را در کنار والدین یاد بگیرند و تقویت کنند، این امر به آنها کمک میکند که درباره احساسات خود به راحتی صحبت کنند، بدون اینکه از قضاوت دیگران بترسند. در نهایت، در صورت بروز مشکلات، باید بتوانند آنها را با روشهای ساده حل کنند. این مهارتهای اولیه در نهایت به کودکان کمک میکند که در شرایط بحرانی با آرامش بیشتری از آنها عبور کنند.
آیا استفاده از بازیها، داستانها و فعالیتهای خلاقانه میتواند به کودکان و نوجوانان در پردازش احساسات و تجربیات مرتبط با اخبار جنگ کمک کند؟
بله، بازی و به ویژه فعالیتهای خلاقانه میتواند به کودکان و نوجوانان کمک کند تا احساسات خود را بیان کنند، به شرطی که فضا برای آنها امن باشد. فعالیتهایی که برای آنها انتخاب میشود باید واقعا متناسب با سن و علاقههایشان باشد. همچنین لازم است که وسایل اولیهای آماده داشته باشیم و از آنها نخواهیم که به طور اجباری بازی کنند. همراهی والدین و گوش دادن به آنها میتواند به کودکان کمک کند تا کارهایی را که برای آرامش آنها مفید است انجام دهند؛ مانند نقاشی احساسات، کتاب خوانی و بازیهای عروسکی.
والدین میتوانند همراه با کودکان یا نوجوانان کتاب بخوانند، نوشتن روزانه، کاردستی، کلاژ، ساخت فیلم با عروسکها، ایجاد نمایش و برگزاری گفتوگوهای گروهی را انجام دهند. مشارکت والدین در این فعالیتها میتواند به خود والدین نیز در مدیریت هیجانات کمک کند. در واقع، فعالیتهای خلاقانه فرار از واقعیت نیست، بلکه پردازش واقعیت کودک از طریق هنر است. این فعالیتها به آنها کمک میکند تا با واقعیت روبهرو شوند و احساسات درونی خود را تخلیه کنند.
کودکان از طریق بازی صحبت میکنند و خلاقیت به آنها کمک میکند تا بدون نیاز به کلمات احساسات خود را بیان کنند. این امر به آنها اجازه میدهد که از طریق شخصیتهای خیالی، احساسات خود را ابراز کنند و تجربه کنترل بر محیط را داشته باشند. تکرار موقعیتها در بازی میتواند به کاهش ترس و خشم آنها کمک کند و با نقشهایی که در بازی میگیرند، ممکن است بتوانند از این بحران عبور کنند.
چه نمونههایی از فعالیتهای خلاقانه برای کمک به کودکان در شرایط جنگ مناسب است؟
فعالیتهای خلاقانه شامل بازیهای عروسکی، ساخت خانه امن، پازل، لگو، ساخت داستان و داستانگویی است. به عنوان مثال، والدین میتوانند بگویند «یکی بود، یکی نبود» و اجازه دهند کودک خود داستان را ادامه دهد. نوشتن خاطرات روزانه برای نوجوانان و گاهی نقاشی روی دیوار، مانند چسباندن مقوا و نقاشی با والدین، نیز میتواند مفید باشد. این فعالیتها به کودکان کمک میکند تا از شرایط بحرانی عبور کنند. همچنین، به نظر میرسد که استفاده از فیلمها و کارتونهای متناسب یا انیمیشنهای مناسب نیز میتواند به آنها کمک کند.
در آخر چه توصیههایی به والدین برای مدیریت بهتر شرایط در برابر اخبار جنگ دارید؟
در این شرایط، لازم است که مدیریت و مسئولیت خانواده به عهده والدین باشد. والدین باید بر خواب، تغذیه و سلامت فیزیکی خود و فرزندان تسلط کافی داشته باشند. آنها باید از چک کردن اخبار فاصله بگیرند، به ویژه در صبح هنگام بیدار شدن و شب قبل از خواب. همچنین باید فعالیتها و اهداف کوچک روزانه برای خود در نظر بگیرند. مطالعه و خواب منظم میتواند بسیار کمک کننده باشد. استفاده از غذاهای سالم، مانند میوه و سبزیجات به اندازه کافی، نیز اهمیت دارد.
والدین باید بدانند که خستگی آنها با اضطراب کودکان برابر است. بنابراین لازم است تمرینهای تنفسی را خود والدین انجام دهند و الگوی رفتاری مناسبی برای فرزندان خود باشند. همچنین باید زمان بندی مشخصی برای انجام کارها در نظر بگیرند و تفریحات خانگی، مانند تماشای فیلمهای مناسب و گاهی فیلمهای کمدی، را اضافه کنند. چک کردن اخبار از رسانههای رسمی باید به سرعت محدود شود تا کودکان آسیب بیشتری نبینند.
والدین باید بر ترسها، هیجانات و افکار خود مسلط باشند و سعی کنند از فاجعه سازی دوری کنند. استفاده از مهارتهای مناسب برای حل مسئله و ایجاد فضای امن در خانه ضروری است. والدین نباید بترسند، اما باید هوشیار باشند و به وضعیت تسلیم نشوند. آنها باید بدانند که خودشان نیز نیاز به مراقبت دارند. اگر والدین از روابط خود مراقبت نکنند، نمیتوانند از فرزندان خود محافظت کنند.
والدین باید با کمال گرایی مواجه شوند و از آن فاصله بگیرند، زیرا هیچ پدر و مادری نمیتواند به طور کامل از این بحران عبور کند. حضور و ارتباط با فرزندان، حتی اگر فقط گفتوگو باشد، بسیار مهم است. والدین باید با بررسی افکار و مدیریت هیجانات خود، رفتار خود را برنامه ریزی کنند.
اگر والدین نیاز به صحبت با دیگران دارند، این کار میتواند به آنان آرامش بدهد. در صورت نیاز به مشاوره تخصصی، باید قبل از شدت گرفتن بحران از متخصص کمک بگیرند. همچنین پیشنهاد میشود والدین کاردستی درست کنند، غذاهای خوشمزه تهیه کنند و در کارهای خانه با فرزندان مشارکت داشته باشند. باغبانی، موسیقی بی کلام و تمرینهای مدیتیشن و تنفس نیز میتواند مفید باشد. امیدوارم والدین بتوانند در کنار یکدیگر این روزهای سخت را سپری کنند.
انتهای پیام/