شبکههای اجتماعی چگونه درک ما را از واقعیت تحریف میکند
شبکههای اجتماعی، جهان را همانطور که هست نمایش نمیدهند؛ آنها آن را قاببندی میکنند. سازوکارهای پنهان الگوریتمی تصمیم میگیرند چه چیزی نمایش داده شود و چه چیزی پنهان بماند. این تصمیمگیری الگوریتمی بر اساس تعامل است، اینکه چه چیزی لایک، کامنت یا بازدید بیشتری داشته باشد. در نتیجه، محتوایی که هیجانانگیزتر، قطبیتر یا تحریکآمیزتر است، بیشتر دیده میشود و محتوای پیچیده، آرام یا چند وجوهی، کمتر دیده میشود.
تحقیقات پژوهشگران ارتباطات نشان میدهد که رسانههای اجتماعی نقش ویژهای در ساخت واقعیت اجتماعی دارند، نه صرفا انتقال اطلاعات. معنا و اهمیت، از طریق رسانهها شکل میگیرد، و این شکلگیری همیشه خیرخواهانه یا بیطرفانه نیست.
این ساختار باعث میشود که برداشت ما از جهان به چیزی تبدیل شود که توسط این الگوریتمها بازچینش شده نه لزوما حقیقت کامل، بلکه نسخهای که بیشترین توجه را جلب میکند. برخلاف تصور عموم، این موضوع صرفا یک نظریه نیست، بلکه از سوی محققان ارتباطات و علوم اجتماعی زیر ذرهبین قرار گرفته است.
حبابهای ذهنی، جهانهای بسته
ما تمایل داریم اطلاعاتی را انتخاب و بهتر به خاطر بسپاریم که باورهای پیشینمان را تایید میکنند. این رفتار ذهنی با الگوریتمهای شبکههای اجتماعی ترکیب میشود و توهم دانایی را عمیقتر میکند
یکی از اثرات مستقیم الگوریتمها، شکلگیری آنچه به آن گفته میشود «حباب فیلتر» یا (Filter Bubble) است، فضایی که در آن کاربران عمدتا با اطلاعاتی روبهرو میشوند که با باورها و سلیقههای قبلی آنها همراستا است. بدین ترتیب، دیدگاههای مخالف یا متفاوت به تدریج از افق دید حذف میشود، و فرد در یک جهان اطلاعاتی بسته باقی میماند.
این پدیده نه تنها به یک نگرش محدود ذهنی انجامیده، بلکه به قطبیشدن دیدگاهها کمک میکند. در این فضا، نظراتی که در تضاد با باورهای کاربر هستند کمتر دیده میشوند و حتی وقتی ظاهر میشوند، معمولا به شکل تحقیرشده یا کاریکاتوری ارائه میشوند، نوعی بازنمایی ناقص از واقعیت چندصدایی.
غرق شدن در توهم دانایی
شبکههای اجتماعی احساس دانایی ایجاد میکنند، نه الزاما دانش واقعی و فهم عمیق. کاربر در معرض انبوهی از دادههای کوتاه، تیترهای پرتکرار و تحلیلهای خلاصه قرار میگیرد و این حجم اطلاعات، حس تسلط ایجاد میکند. اما بسیاری از این محتواها از زمینه، بستر و دلایل پیچیده تهی شدهاند.
عامل دیگری که این توهم را تقویت میکند، رفتار روانشناختی به نام تمایل به تایید (Confirmation Bias) است، یعنی ما تمایل داریم اطلاعاتی را انتخاب و بهتر به خاطر بسپاریم که باورهای پیشینمان را تایید میکنند. این رفتار ذهنی با الگوریتمهای شبکههای اجتماعی ترکیب میشود و توهم دانایی را عمیقتر میکند.
آنچه دیده نمیشود، وجود ندارد
در فضای شبکههای اجتماعی، نه تنها واقعیت تحریف میشود، بلکه بخشهایی از آن حذف میشوند. این حذف پنهان زمانی رخ میدهد که الگوریتمها محتواهای آرامتر، بیطرفانهتر یا پیچیدهتر را بیشتر به حاشیه میرانند تا محتوای هیجانیتر و تعاملیتر. نتیجه این است که جهان ذهنی کاربر نهتنها ناظر واقعیت کامل نیست، بلکه ناقص هم هست.
پژوهشها اشاره میکنند که حقیقت سکوتها هم بخشی از واقعیت است، واقعیتی که شبکههای اجتماعی معمولا آن را تمایز نمیدهند. این بخشهای حذفشده میتوانند شامل تحلیلهای آکادمیک، دیدگاههای مخالف سازنده، اخبار محلی یا حتی روایتهای تاریخی باشند که به اندازه داستانهای هیجانی تعاملزا نیستند.
زندگی در واقعیتهای ناسازگار
نتیجه نهایی این فرآیند، شکلگیری جهانهای ذهنی موازی است. افراد، حتی اگر در یک شهر، یک جامعه یا یک خانواده باشند، ممکن است واقعیتهای متفاوت و ناسازگاری را تجربه کنند. این جهانهای متفاوت نه لزوما اشتباهاند، بلکه ترجمههای مختلفی از اطلاعات مشابهاند که هر کدام در فیدهای شخصیشان بازتولید شدهاند.
تحقیقات حوزه محاسبات اجتماعی نشان دادهاند که تعاملهای آنلاین کاربران با نظرات همفکر منجر به اتاقهای پژواک (Echo Chambers) میشود؛ جایی که نظرات همراستا بیشتر به هم میرسند و نظرات متفاوت کمتر شنیده میشود. این سازوکار صرفا به دلیل الگوریتم نیست، بلکه از ترکیب الگوریتم با تمایل طبیعی انسان به تعامل با همفکران شکل میگیرد.
بازگشت به واقعیت ممکن است؟
شبکههای اجتماعی بهخودیخود دشمن واقعیت نیستند، اما بدون آگاهی، میتوانند تحلیل ما از واقعیت را شکلدهند و محدود کنند. بازگشت به واقعیت، نه با نفی این فضاها، بلکه با تغییر نحوه مصرف و بازاندیشی در آنها ممکن است. چند پیشنهاد عملی که پژوهشها نیز بر آن تاکید دارند:
افزایش آگاهی درباره الگوریتمها و دانستن اینکه چه نوع محتوایی به ما نمایش داده میشود و چرا.
جستوجوی آگاهانه منابع متنوع؛ از منابع علمی، رسانههای مستقل و دادههای مستند.
گفتوگوی سازنده با دیدگاههای متفاوت و تلاش برای خروج از اتاق پژواک.
بازاندیشی در مصرف رسانهای؛ قطع یا کاهش مصرف هیجانی و قطبیکننده.
در نهایت، شاید اولین گام بازگشت به واقعیت همان لحظهای باشد که گوشی کنار گذاشته میشود و جهان بیرون، پیش از تفسیر، دیده شود.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس