بهرهوری بالا، فرصت شغلی کمتر؛ چالش تازه بازار کار در عصر فناوری
در عصر رشد فناوری و هوش مصنوعی، تاثیر اتوماسیون بر بازار کار به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ بهخصوص در بخشهایی مانند خردهفروشی که ماشینها جای انسانها را میگیرند و بهرهوری افزایش مییابد. این تغییرات در حالی رخ میدهد که رشد اقتصادی نسبتا کند است و بسیاری از شرکتها بهجای نیروی کار انسانی، به سیستمهای خودپرداز، برچسبهای الکترونیکی قیمت و اسکنرهای هوشمند روی آوردهاند، که بهطور همزمان اثربخشی را افزایش و فرصتهای شغلی سنتی را کاهش داده است.
مسئله فراتر از فناوری است؛ این یک تحول اجتماعی و اقتصادی است که نیازمند بازنگری در سیاستهای استخدام، مهارتآموزی و حمایت از نیروی کار است. در بریتانیا، نرخ بیکاری به بالاترین حد در یک دهه گذشته رسیده و بخش زیادی از آن به کاهش استخدام در بخشهای دستمزد پایین نسبت داده میشود، جاییکه اتوماسیون بهعنوان جایگزین نیروی کار انسانی در واکنش به افزایش هزینههای استخدام در حال گسترش است.
برای کارگران، این وضعیت یادآور دوره انقلاب صنعتی است؛ زمانی که افزایش بهرهوری در ابتدا به نفع سرمایهداران تمام شد و کارگران با دستمزدهای کم و اعتراضات گسترده روبهرو شدند. تجربیات تاریخی نشان میدهد که بدون مدیریت هوشمند این گذار، و بدون سرمایهگذاری در آموزش و مهارتهای جدید، فناوری میتواند نابرابریها را تشدید کند و فرصتهای شغلی را کاهش دهد.
به گزارش خیرگزاری گاردین (The Guardian)، وقتی وارد یک سوپرمارکت میشوید، فناوری در همه جا دیده میشود: از صندوقهای خودپرداز و برچسبهای الکترونیکی تا اسکنرهای بارکد دستی و صفحههای ویدئویی که با دوربینهای تشخیص چهره مبتنی بر هوش مصنوعی، شما را هنگام خروج از فروشگاه ثبت میکنند. در اقتصادی که برای رشد تلاش میکند، حضور این ماشینها در زندگی روزمره میتواند نشانهای از سپیدهدم جدیدی رنسانسی فناورانه باشد پس از سالها رشد بهرهوری کمجان و سرمایهگذاری کند در کسبوکارها. از دیدگاه اقتصادی این موضوع بد نیست.
اما از سوی دیگر، میتواند پیشنمایشی از آیندهای دیستوپیایی باشد که در حال شکلگیری است؛ جاییکه خردهفروشان بهجای انسانهای کمدرآمد، اما هنوز نسبتا گرانقیمت، از فناوریهایی با هزینه پایینتر استفاده میکنند. این بهظاهر یک جهش بهرهوری است، اما سود آن به چه کسانی میرسد؟
در قرن نوزدهم، سرمایهداران با سرمایهگذاری در ماشینآلات بخار، به بهرهوری عظیمی دست یافتند، اما ابتدا منافع آن عمدتا به سرمایهداران رسید و باعث رکود دستمزدها شد؛ دورهای که بعدها «وقفه انگلس» نام گرفت. اگرچه در بلندمدت سطح زندگی افزایش یافت، اما این گذار بدون ناآرامی اجتماعی و مبارزات برای حقوق و دستمزد نبوده است. امروزه نیز هشدار داده میشود که جابهجایی شغلی مشابه عصر انقلاب صنعتی محتمل است و نیازمند آموزش، مهارتآموزی و حمایتهای موثر برای کمک به کسانی است که در معرض خطر قرار دارند
در بریتانیا در سال گذشته، نرخ بیکاری به بالاترین سطح در یک دهه گذشته (بهجز دوران اوج همهگیری کووید) افزایش یافته است، در حالی که تولید اقتصادی با سرعت قابلقبولی در حال رشد است. ترکیب این دو، بهطور مکانیکی منجر به افزایش سطح بهرهوری (تولید به ازای هر ساعت کار) شده است. بخش زیادی از این رشد به کاهش اشتغال در بخشهای کمدرآمد، بهویژه خردهفروشی، بازمیگردد که مشاغل در آن در حال از دست رفتن بوده و استخدام بهدلیل افزایش هزینههای نیروی کار متوقف شده است.
بسیاری از مدیران دولتی را مقصر میدانند؛ افزایش ۲۵ میلیارد پوندی حقبیمه ملی کارفرماها و افزایش حداقل دستمزد از جمله دلایلی است که انجمن خردهفروشی بریتانیا برای افزایش ۱۰ درصدی هزینه استخدام کارکنان تماموقت در مشاغل سطح ورود مطرح کرده است. این انجمن همچنین از لایحه حقوق اشتغال کارگران و هزینههای بستهبندی که به مشاغل فشار آوردهاند، گلایه دارد.
در زمان معمول سال، خردهفروشان برای فصل تعطیلات تعداد زیادی نیروی کار میگیرند، اما امسال این الگو تکرار نشده است. آمار سایت کاریابی نشان میدهد که آگهیهای شغلی خردهفروشی در نوامبر نزدیک به ۶ درصد کاهش یافته و در پایینترین سطح یک دهه گذشته قرار دارد، بهجز دوران همهگیری کووید. بخش عمدهای از این موضوع به تقاضای ضعیف مصرفکننده و رونق خردهفروشی آنلاین مربوط میشود، اما رشد ماشینها نیز نقش دارد؛ نظرسنجیهای صنعتی نشان میدهد که سرمایهگذاری در اتوماسیون پس از افزایش قیمت، دومین پاسخ متداول به تغییرات مالیاتی کارگران بوده است.
اگر همه این موارد را کنار هم بگذاریم، جای تعجب نیست که اشتغال در خردهفروشی در دهه گذشته بیش از ۳۵۰ هزار شغل کاهش یافته است. جوانانی که برای مشاغل سطح پایین و کممهارت درخواست میدهند که همچنین آسانتر قابل خودکارسازی هستند، بیشترین آسیب را دیدهاند.
در درون کارگران، منطق غیررسمیای در افزایش هزینههای اشتغال وجود دارد. برای مدت طولانی، شرکتها برای سودآوری به پرداخت دستمزدهای نزدیک به سطح فقر متکی بودهاند. شرکتهای بریتانیایی دههها در جدول سرمایهگذاری گروه هفت در ردههای پایین قرار داشتهاند.
اقتصاددانها معتقدند بخشی از این موضوع به هزینه نسبی پایین استخدام نیروی کار در مقابل سرمایه مربوط میشود.
اما اخیرا توازن تغییر کرده است: هزینههای اشتغال افزایش یافته، دسترسی به نیروی کار مهاجر کاهش یافته و مشارکت نیروی کار در پی افزایش سطح بیماری و بازنشستگی زودهنگام کاهش یافته است. بسیاری از اینها نتیجه انتخابهای سیاستی است. یک استاد مؤسسه بهرهوری میگوید هرچه هزینههای اشتغال، مقررات و ریسک استخدام بالاتر باشد، احتمال اینکه کسبوکارها گزینههای اتوماسیون را در نظر بگیرند افزایش مییابد.
تا کنون دادهها نشان میدهد که بریتانیا هنوز در مراحل ابتدایی این تغییر قرار دارد. سرمایهگذاری کسبوکارها بهطور انفجاری افزایش نیافته، اما در حال رشد است و بهرهوری نسبت به سال گذشته ۱.۱ درصد افزایش یافته است، هرچند هنوز کمتر از میانگین ۲ درصدی پیش از بحران مالی ۲۰۰۸ است.
دولتهای متوالی بهرهوری را بهعنوان راهحلی برای ناکارآمدی اقتصادی بریتانیا در دهههای گذشته در نظر گرفتهاند، اما هیچکدام برای اینکه این دستاوردها به قیمت از دست رفتن مشاغل کارگران تمام شود، مبارزهای نکردهاند. از نگاه تاریخی، کارگران که ریشههایش در مبارزات کارگری دارد، اکنون با پارادوکسی روبهرو است، سیاستهایی که برای بهبود شرایط کار است، میتواند به اتوماسیون گستردهتر کمک کند.
در قرن نوزدهم، سرمایهداران با سرمایهگذاری در ماشینآلات بخار، به بهرهوری عظیمی دست یافتند، اما ابتدا منافع آن عمدتا به سرمایهداران رسید و باعث رکود دستمزدها شد؛ دورهای که بعدها «وقفه انگلس» نام گرفت. اگرچه در بلندمدت سطح زندگی افزایش یافت، اما این گذار بدون ناآرامی اجتماعی و مبارزات برای حقوق و دستمزد نبوده است. امروزه نیز هشدار داده میشود که جابهجایی شغلی مشابه عصر انقلاب صنعتی محتمل است و نیازمند آموزش، مهارتآموزی و حمایتهای موثر برای کمک به کسانی است که در معرض خطر قرار دارند.
انتهای پیام/