آزاد ارمکی: در ایران به جای جامعهشناسان، فیلسوفان، روانشناسان، سیاستمداران و متالهان جامعهشناسی میکنند
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، دکتر محمدتقی آزاد ارمکی استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران در این همایش گفت: «ما در موضع توضیح چیزی تحت عنوان کنکاشهای مفهومی و نظری در برابر جامعه ایران هستیم. احتمالا مفروض بنیادی این است که جامعه ایرانی را به خوبی نمیشناسیم و رازش در حوزه جامعهشناسی این است که شاید این علم است که نمیداند و این علم نظریه یا نظریههایی را که واقعیت جامعه ایرانی را توضیح دهند در اختیار ندارد.»
او گفت: «آیا دانشی که بیش از 80 سال در ایران سابقه دارد و حجم کثیری از نیروی انسانی را در خود جای داده است و بعضی از کنشگرانش به زندان میافتند و بعضی نیز به ریاست و قدرت میرسند، میتواند جایش در زمین نباشد و ساحتی از واقعیت جامعه ایران را بازگو نکرده باشد؟»
آزاد ارمکی ادامه داد: «بسیاری از گفتارهای سیاستمداران ایرانی، کنشگران سیاسی و روشنفکران، گفتارهایی است که جامعهشناسان مهم ایرانی تولید میکنند. بخش از برنامههای توسعه ایران و برنامههای سیاستهای اجتماعی ایران را جامعهشناسان نوشتهاند. وقتی که فضای حضور جامعهشناسی با این عرصه گسترده به لحاظ نیرو و گرایش وجود دارد، میشود این فرض را قبول کرد که جامعهشناسی چیزی نیست؟»
استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران با طرح این سوال که « آیا جامعهشناسی به صورت بنیادی دارای مشکل است و آلترناتیوی غیر از فلسفه نمیتواند داشته باشد؟» گفت: «اتفاقی که در جامعه ایران افتاده این است که باید فیلسوفان، روانشناسان، سیاستمداران یا متالهان بگویند که جامعهشناسی چه کار کند. عرصه عمومی پر از این 4 نیروست که به نام جامعهشناسی، داوری جامعهشناسی میکنند. در حالی که جامعهشناسانه نمیاندیشند. مطبوعات پر از تقلبی از جامعهشناسی است. به نظر میرسد این گروهها هستند که جامعهشناسی را نمیفهمند و دلیل آن این است که جامعهشناسی دانش رقیب و انتقادی است. جامعهشناسی دانشی است که ابعاد واقعیت اجتماعی را بازگو میکند، واقعیت اجتماعیای که الزام اجتماعی را برای روحانی، حکومت، سیاستمدار و برای حوزه عمومی تعیین میکند.»
او افزود: «من یک فیلسوف را نمیشناسم در همه ادوار ایران، که در قدرت باشد. روانشناسان در ایران جای جامعهشناس نشستهاند و تحلیل اجتماعی ارائه میدهند. مسئول خانواده در ایران روانشناس است، آنها امر خانواده را به یک امر بایولوژیکال و عاطفی تقلیل میدهند. کجا در ایران مسئله طلاق در خانواده تنها مبتنی بر امر نارضایتی جنسی است؟»
آزاد ارمکی با تاکید بر اینکه بر جامعهشناسی در ایران فشار بیرونی وجود دارد، ادامه داد: «ما نمیتوانیم از این فشار بر جامعهشناسان غافل شویم. یک مناقشه غلط به اسم رابطه فرد و جامعه در جامعهشناسی طرح شده است. این مناقشه باطلی است. در حالی که دوستانی هنوز هم به عنوان یک مناقشه اصلی آن را مطرح میکنند. ما دغدغههای بیرونی این چهار نیروی اجتماعی یا 4 معرفت را وارد جامعهشناسی کردهایم و بعد جبهه گرفتهایم و میگوییم جامعهشناسی علم بحران و مناقشهآمیز است. فلسفه و روانشناسی در ایران عقبتر از جامعهشناسی است. روانشناسی به افکار عامه در باب توضیح وضعیت آدمهای بیگانه مشکلدار تبدیل شده است. چطور میشود این علوم به جامعهشناسی کمک کنند و به او بگویند موضوع تو کدام است؟»
او به مشکلات جامعهشناسی ایرانی اشاره کرد و گفت: «یکی از اساسیترین مشکلات جامعهشناسی این است که ما همه چیز را موضوع جامعهشناسی در نظر گرفتهایم و همه نظریهها را در همه جا به کار بردهایم. روش کمی را در همه جا به کار گرفتهایم و روش کیفی را یک روش اصلی کردهایم. مشکل در درون جامعهشناسی است ولی مشکلی بنیادی که قابل اصلاح نباشد نیست.»
آزاد ارمکی مشکل جامعهشناسی را سازمانی و سلیقهای توصیف کرد و گفت: «هم جامعهشناسی دنیا به بلوغ رسیده و هم در ایران در مرحله بلوغ است. مشکلات جامعهشناسی اول این است که متاسفانه این علم به همه چیز میپردازد. یعنی هر چیزی از ما میپرسند بلافاصله جواب میدهیم. مشکل دوم در واقع این است که ما در درون جامعهشناسی دچار سلطه مفاهیم متعدد و متکثر رهاشده و خارجشده از حوزههای پارادایمی و سنتی هستیم. به عبارت دیگر جامعهشناسی دچار بیکانونی شده و کانون آدمها، سازمان، نظریه، سنت و تجربهاش را از دست داده است.»
او افزود: «برای اینکه ما از این وضعیت نجات پیدا کنیم و به وضع مطلوب برسیم باید بپذیریم که جامعهشناسی تاریخمند است. آدمهای بزرگی در جامعهشناسی کارهای بزرگی انجام دادهاند. اهمیت آنها به اندازه پارسونز است در حالیکه به اندازه او از آنها یاد نمیکنیم. ما باید تاریخ جامعهشناسی و قلههای آنها را مدون کنیم.»
تقی آزاد ارمکی ادامه داد: «من دو جامعهشناس بیشتر در جامعهشناسی نمیشناسم و آنها هم دورکیم و وبر هستند و مارکس را جامعهشناس نمیدانم. باید بین جامعهشناسی و آمار پیوند برقرار شود، چون این یک ضرورت است. فرق جامعهشناسی ایران با دیگر کشورهای اروپایی و آمریکایی این است که در این کشورها انبوه اطلاعات و دادههای تاریخی وجود دارد، در حالیکه در ایران تاریخ و مورخان کار خود را انجام ندادهاند. مورخان ما تاریخ شاه، حکومت، سلطنت و ... نوشتهاند و تاریخ اجتماعی وجود ندارد، به همین خاطر کار جامعهشناسی سخت شده است.»
این استاد جامعهشناسی گفت: «اقتصاد، تاریخ، آمار، باستانشناسی و مردمشناسی معارفی هستند که میتوانند کمک کنند تا جامعهشناسان از درون با استفاده از دادهها، اطلاعات، حساسیتها، روشها و امکانهایی که در این معارف وجود دارد، کانون جامعهشناسی را ایجاد کنند و آن را سامان دهند و اینجاست که امر اجتماعی جامعه ایرانی ظهور میکند.»
انتهای پیام/
- هدایای تبلیغاتی
- غذای شرکتی
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس