اینترنت آزاد؛ آرمانی متمایز از برداشتهای غربی
بحث از «اینترنت آزاد» در سالهای اخیر به یکی از موضوعهای چالشی در عرصهٔ سیاستگذاری جهانی تبدیل شده است. بسیاری از کشورها، بویژه کشورهای در حال توسعه، در برابر سلطهٔ سکوهای آمریکایی و بیتوجهی آنها به قوانین و فرهنگ بومی، موضعی فعال اتخاذ کردهاند.
کشور ما نیز براساس مبانی نظری خود به این مفهوم نگاه میکند. در ادامه نظرات محمدمهدی حبیبی، مدیرعامل تشکل مردم نهاد فضای مجازی پاک «فمپ» در گفتوگو با آناتک را میخوانید که در آن، اینترنت آزاد به مثابهٔ آرمانی مقدس و در عین حال متمایز از برداشتهای رایج غربی معرفی میکند و تبیین این مفهوم از دیدگاه فلسفی ایرانی ـ اسلامی میپردازد.
اینترنت آزاد آرمان ما در نظام اسلامی است
مفهوم اینترنت آزاد در جهان امروز واقعاً به چه معناست؟ آیا در واقعیت چنین مفهومی بهطور ملموس وجود دارد؟
مفهوم اینترنت آزاد در اندیشهٔ ما جایگاهی روشن دارد. شعار جمهوری اسلامی ایران، یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، در فضای حقیقی و فیزیکی عیناً مطرح است. این مسئله در فضای مجازی نیز از نظر ما امری مطلوب و بلکه آرمانی مقدس به شمار میرود. دستیابی به استقلال و آزادی در فضای مجازی، درست مانند نظام سیاسی حاکم بر فضای فیزیکی ایران، بهعنوان امتداد همان آرمانها در فضای مجازی، خواسته و آرمان ماست.
بیان این شعار از سوی آمریکاییها، پیروان تفکر آمریکایی و کسانی که در پی سلطهٔ سکوهای آمریکایی بر فضای مجازی ایران هستند، بسیار عجیب است. این سخن، فراتر از توان و ظرفیت کسانی است که آن را بر زبان میرانند. متأسفانه برخی افراد آزادی را به «ولنگاری»، «بیبندوباری»، یا «اختیار مطلق برای انجام هر کاری» معنا میکنند. چنین تعریفی از آزادی در هیچ نقطهای از جهان پذیرفته شده نیست. حتی در کشورهای لیبرال دموکراتیک نیز آزادی به معنای مطلقالعنان بودن تفسیر نمیشود.
دلیل این امر روشن است؛ چرا که در دل مفهوم آزادی، نوعی خودشکنی نهفته است. اگر قرار باشد هر کس هر کاری بخواهد انجام دهد، این امر ناگزیر با «اختیار مطلق دیگران» تعارض پیدا میکند. برای نمونه، اگر کسی تصمیم بگیرد ناگهان وارد خانهٔ شما شود، این کار با حقوق و آزادی شما در تضاد خواهد بود. به این ترتیب، خود آزادیها با یکدیگر به کشمکش میافتند.
پس معنای واقعی آزادی چیست؟ تسری آن به فضای مجازی چگونه باید انجام شود؟
مراجعه به مکاتب لیبرالیستی و اندیشههای آنان نشان میدهد که آزادی، پس از تعیین دایرهٔ حقوق و تکالیف معنا مییابد. ابتدا باید مشخص شود که هر فرد چه حقوقی و چه تکالیفی دارد. پس از تعیین این محدوده، حق جدیدی پدیدار میشود که «حق استفاده از حقوق» نام دارد. هنگامی که دایرهٔ حقوق و تکالیف روشن شد، فرد میتواند بدون ترس از تعرض، در خیابان قدم بزند. معنای حق آزادی در اینجا آن است که هیچ کس نباید مانع بهرهمندی فرد از حقوقش شود. همچنین فرد حق بهرهبرداری از مواهب دنیا و حق تعیین سرنوشت خود را دارد. اگر کسی بخواهد از استفادهٔ فرد از حقوقش جلوگیری کند، حق تازهای پدید میآید به نام «حق آزادی» که همان «حق استفاده از حقوق» است. این برداشت ما از آزادی است و در فضای دیجیتال نیز همین نگاه حاکم است. ما بر این باوریم که آزاد بودن اینترنت، به خودی خود امری نیکو و مطلوب است.
آمریکا هم در زمان بحران اینترنت را محدود کرد
حال برگردیم به مفهوم اینترنت آزاد، معنای درست آن چیست؟
متأسفانه برخی افراد در مصداقیابی اینترنت آزاد از روی تزویر، ریا و جابهجا کردن جای شهید و جلاد، هنگامی که سخن از اینترنت آزاد به میان میآید، ناگهان ذهنها را به سمت اینترنت آمریکایی میکشانند. برخلاف تصور عمومی که در اذهان شکل گرفته، اینترنت آمریکایی - یعنی مجموعهٔ سکوها، پلتفرمها و زیرساختهایی که در اختیار آمریکاست و تحت سلطهٔ این کشور قرار دارد، به هیچ وجه آزاد نیست. این سکوها در موارد متعدد، حقوق افراد را پایمال میکنند، جلوی ابراز نظر و بیان افراد را میگیرند، کاربران را حذف میکنند و الگوریتمهای توسعهٔ محتوا را مورد دستکاری قرار میدهند. چه بسا یک شخصیت را یکسره حذف میکنند؛ فرقی نمیکند عکسش را بگذارید، سخنش را منتشر کنید یا هشتگش را به کار ببرید. آنها انواع و اقسام روشهای مقابله را به کار میگیرند.
حتی هنگامی که با بحرانی در کشور خودشان روبهرو میشوند، با وجود تسلط کامل بر سکوهای خود، دسترسیهای ممتاز و توان تنظیمگری در این فضا، باز هم شاهد بودیم که در جریان انتخابات آمریکا، وقتی ترامپ باعث بروز شورشهایی در داخل این کشور شد، با اینکه رئیسجمهور مستقر بود، هم صفحهٔ توییترش را بستند و هم اینترنت را در مناطق شورشزده قطع کردند.
سخن از آزادی، اگر به معنای مطلقالعنان بودن و اختیار مطلق برای هر کاری باشد، در هیچ جای دنیا پذیرفتگی ندارد. اگر معنای درست آزادی، یعنی «حق استفاده از حقوق افراد» را مبنا قرار دهیم، این معنا در ایالات متحدهٔ آمریکا نادیده گرفته میشود و حقوق مسلم مردم دیگر کشورها و حتی شهروندان خود آمریکا مورد تعدی قرار میگیرد.
اروپا هم به فکر استقلال در مدیریت فضای مجازی افتاده است
آیا در آمریکا یا بسیاری از کشورهای غربی، فیلترینگ وجود ندارد؟ اگر آمریکا محدودیتی اعمال نمیکند، پس چه کاری انجام میدهد و چه محتوایی را مورد مدیریت قرار میدهد؟
باید اذعان کرد که در سراسر جهان، بحث فیلترینگ وجود دارد. تفاوت اساسی در این است که ما با صاحبسکو در ارتباط نیستیم. صاحبسکوها، به ویژه سکوهای آمریکایی که مردم ما میشناسند و از آنها استفاده میکنند، اغلب سکوهایی آمریکایی هستند. این سکوها، سرویسهایی بینالمللی به شمار نمیروند. حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد سرویسهای بینالمللی در اختیار سرویسهای آمریکایی است.
سلطهای بیرقابت در این عرصه حاکم است. همهٔ کشورها با تأخیر و با شتابی نسبی، این واقعیت را درک کردهاند و به سمت کنار نهادن و برچیدن این سلطه حرکت میکنند. حتی اتحادیهٔ اروپا نیز در این زمینه عقب مانده و دریافته است که وقتی سکویی در اختیار خود کشور نباشد، تنظیمگری، مدیریت محتوا، مدیریت مسائل نظم عمومی، و مدیریت انواع مسائل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از حیطهٔ اختیار آن کشور خارج میشود و این امور به دست بیگانه میافتد.
اتحادیهٔ اروپا میخواهد بر سرنوشت خود و بر مدیریت کشورهای عضو این نهاد حاکم باشد. این حقی است که ما هم برای مردم خود قائل هستیم. ما از حاکمیت سخن میگوییم؛ حاکمیت، حق مردم است. مردم باید بتوانند بر سرنوشت خویش حاکم گردند. حاکمیت، مظهر ارادهٔ مردم یک کشور است. کشورها این حق را از دست میدهند و آن را در دست صاحبسکوهای بینالمللی متمرکز میسازند.
وقتی دقت کنیم، میبینیم که این سکوها در اصل آمریکایی هستند. حتی اتحادیهٔ اروپا نیز به این جهت حرکت کرده و به این درک رسیده است. در سخنان نخستوزیر بلژیک، رئیسجمهور فرانسه، نمایندگان فرانسه در پارلمان اروپا، و در موارد متعدد دیگر، این موضوع مطرح میشود که باید به سمتی رفت که اینترنت آزاد باشد؛ به این معنا که کشورها بتوانند در تعیین سرنوشت خود و مدیریت فضای مجازیشان مستقل عمل کنند.
کنترل سکوهای اینترنتی از شرق تا غرب زمین جریان دارد
کنترل محتوا و سکو در فضای مجازی در سایر کشورها هم اعمال میشود؟
قطعاً اعمال میشود. در کشورهای دیگر، به دلیل وجود تعامل با صاحبسکو، به قوانین و مقررات ملی احترام گذاشته میشود. در کشور ما به خاطر لجاجت آمریکاییها با مردم و کشورمان، آنها حتی به قوانین و مقررات خودشان نیز در قبال ایران پایبند نیستند. به همین دلیل ما ناچار میشویم کل آن سکو را فیلتر کنیم. اگر سکویی با ما همراهی کند و دغدغههای مرتبط با نظم عمومی مسئولین کشور ما، همچنین دغدغههای مربوط به دفاع از حقوق شهروندی مردم ما را به رسمیت بشناسد، ما نیز میتوانیم از محدود کردن صرف نظر کنیم.
اگر به کشورهایی مانند چین، روسیه، کرهٔ جنوبی، پاکستان، ترکیه، برزیل، کشورهای آمریکای جنوبی، و کشورهای اروپایی مثل فرانسه و آلمان نگاه کنیم، در همهٔ آنها اعمال سیاست و مدیریت لایهٔ سیاستگذاری اینترنت در تعامل میان قانونگذار و صاحبسکوها تحقق مییابد.
اروپاییها و دیگر کشورهای قدرتمند جهان که میخواهند نیروی خود را در حوزهٔ فضای مجازی نیز ادامه دهند، به این جمعبندی رسیدهاند که قانونگذاری بدون داشتن سکو در اختیار کشور خود، کاری بسیار دشوار است. تعامل با سکو، به دلیل یکطرفه بودن ارتباط و نیاز، دشوار مینماید. سکوی بینالمللی که در اصل آمریکایی است، نیاز چندانی به شما ندارد. آن سکو ارتباط خود را با مردم شما برقرار کرده و به آنها سرویس داده است. از سوی دیگر، مردم و کشور شما به سرویسهایی که او ارائه میدهد، نیازمند و محتاج هستند.
وقتی نیاز یکطرفه باشد، تعامل شکل نمیگیرد. به همین دلیل، این کشورها به سمت داشتن سکوهای بومی و قواعد مختص خود حرکت کردهاند. اگر صاحبسکویی با آنها تعامل نکند، در صورت وجود جایگزین، تلاش میکنند که آن سکوها را جانشین سازند.
انتهای پیام/