چالشهای تحویل در پلتفرمهای طلا وقتی شرایط شبه جنگی است
نخستین جرقههای فروش آنلاین طلای آبشده در ایران به سال ۱۳۹۹ بازمیگردد؛ زمانی که ایده تبدیل طلا به یک دارایی دیجیتال قابل معامله برای اولین بار در کشور مطرح شد. پیش از آن، سرمایهگذاران خرد برای خرید طلا ناگزیر از مراجعه به طلافروشیها، پرداخت اجرت ساخت و تحمل هزینههای جانبی بودند. ظهور پلتفرمهای فروش طلای آبشده، این معادله را به طور کامل تغییر داد و امکان خرید و فروش گرمی طلا با هر میزان سرمایه را بدون نیاز به حضور فیزیکی فراهم کرد.
دلیل اصلی استقبال گسترده از این پلتفرمها، حذف هزینههای اضافی نظیر اجرت ساخت، مالیات بر ارزش افزوده و سود واسطهها بود. در مدل سنتی، خریدار طلا برای یک گرم طلای ۱۸ عیار، علاوه بر قیمت طلا، باید حدود ۷ تا ۱۲ درصد اجرت ساخت و ۹ درصد مالیات پرداخت میکرد. اما در مدل طلای آبشده، کاربر تنها معادل نرخ روز طلای جهانی به اضافه کارمزد بسیار ناچیز (حدود ۰.۵ تا ۱ درصد) را پرداخت میکند. این شفافیت قیمتی و کاهش هزینهها، مهمترین عامل جذابیت این شیوه نوین سرمایهگذاری بود.
این پلتفرمها به تدریج، با افزایش اعتماد عمومی توانستند کاربران بسیاری جذب کنند. از سوی دیگر، شرایط ناپایدار اقتصادی و تورم، خانوادهها را به سمت حفظ ارزش داراییهای خود سوق داد و طلا به عنوان یک راهکار حفظ ارزش سرمایه، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. پلتفرمهای فروش طلای آبشده، دقیقاً در چنین نقطه زمانی، پاسخگوی نیاز نسلی بودند که دیگر حوصله مغازه به مغازه گشتن و نگرانی از خرید طلای تقلبی را نداشت.
تحویل فیزیکی و ارتباط آن با آرامش سرمایهگذاران
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به عنوان عالیترین نهاد ناظر بر بازار پولی و مالی کشور، ضوابط مشخصی را برای فعالیت پلتفرمهای فروش آنلاین طلا تعیین کرده است. مهمترین این ضوابط، الزام به پشتوانه فیزیکی صد در صدی کلیه معاملات است. یعنی به ازای هر گرم طلای آبشده که در بستر دیجیتال به فروش میرسد، دقیقاً به همان میزان طلای فیزیکی باید در خزانههای امن تحت نظارت بانک مرکزی موجود باشد.
علاوه بر این، پلتفرمها موظف به اخذ مجوزهای لازم از اتحادیه طلا و جواهر و همچنین دریافت نماد اعتماد الکترونیکی (اینماد) از وزارت صنعت، معدن و تجارت هستند. شفافیت کامل در قیمتگذاری، اعلام دقیق کارمزدها و عدم اعمال سود پنهان از دیگر الزامات این حوزه محسوب میشود.
هرچند آنچه در عمل مشاهده میشود، فاصلهای بین قوانین مصوب و رویههای اجرایی برخی پلتفرمها وجود دارد. از یک سو، بانک مرکزی بر پشتوانه فیزیکی صد در صدی تأکید دارد، اما از سوی دیگر، فرآیند تحویل فیزیکی همان طلا به مشتریان با محدودیتها و زمانبری همراه است. این تضاد، ضرورت بازنگری در فرآیندهای اجرایی را نشان میدهد.
طلای آبشده نیاز به نظارت بیشتری از سوی سیاستگذار دارد
طی ماههای اخیر، دو سکوی پرکاربرد ایرانی یعنی آپ و بله، بدون راهاندازی پلتفرم اختصاصی فروش طلا، تصمیم گرفتند به صورت غیرمستقیم وارد این عرصه شوند. روش کار آنها به این صورت است که از طریق اتصال به رابط برنامهنویسی کاربردی دو سکوی اصلی عرضهکننده طلای آبشده یعنی اینوی و طلاسی، خدمات خرید طلا را در برنامک خود ارائه میدهند. کاربران آپ و بله میتوانند بدون خروج از این برنامکها، طلای آبشده خریداری کنند؛ در حالی که فرآیند خرید، تسویه و تحویل فیزیکی در نهایت توسط اینوی و طلاسی مدیریت میشود.
البته نکته قابل تأمل این است که کاربر نهایی، تصور میکند با آپ یا بله معامله کرده و به برند آنها اعتماد کرده است. اگر در فرآیند تحویل فیزیکی تأخیر رخ دهد یا محدودیتهایی اعمال شود، نارضایتی متوجه آپ و بله خواهد شد، در حالی که آنها عملاً قدرت چندانی در تغییر رویههای اینوی و طلاسی ندارند. این سردرگمی در مسئولیت، یکی از نقاط ضعف این ساختار واسطهای است که انتظار میرود با شفافسازی بیشتر مرتفع شود.
واسطه بودن آپ و بله برای فروش طلا به صراحت اعلام شود
بر اساس اطلاعات منتشر شده در وبسایتها و مستندات رسمی، پلتفرم آپ (که از طریق اتصال به اینوی طلا عرضه میکند) سفارشات طلای آبشده را پس از ثبت درخواست تحویل فیزیکی، طی ۸ تا ۱۰ روز کاری تحویل میدهد. این یعنی اگر کاربری امروز درخواست تحویل فیزیکی طلای خود را ثبت کند، باید حدود یک هفته و نیم تا دو هفته منتظر بماند تا طلا به دستش برسد.
سکوی بله تحویل فیزیکی فقط برای سفارشهای ۱۰ گرم به بالا انجام میشود. یعنی اگر کسی ۹ گرم طلا (معادل حدود ۱۷۴ میلیون تومان) خریده باشد، نمیتواند درخواست تحویل فیزیکی دهد و طلای او صرفاً به صورت اعتباری و دیجیتال نزد پلتفرم باقی میماند. این تفاوت بین دو پلتفرم واسط (آپ و بله) نشان میدهد که نه تنها زمان تحویل استاندارد و یکپارچهای در این صنعت وجود ندارد، بلکه حتی حداقل وزن مورد نیاز برای تحویل فیزیکی نیز میان پلتفرمهای مختلف تفاوت دارد. این بیانسجامی، نقطه قابل اصلاحی است که انتظار میرود نهادهای نظارتی به آن ورود کنند.
زمان و میزان تحویل طلای آب شده سوالی در ذهن کاربر
سؤال اساسی اینجا مطرح میشود؛ چه نهادی به پلتفرم بله و سکوی اصلی آن یعنی طلاسی اجازه داده است که حداقل وزن برای تحویل فیزیکی را ۱۰ گرم تعیین کند؟ بررسیها نشان میدهد هیچ مقررات رسمی و مکتوبی از سوی بانک مرکزی یا اتحادیه طلا و جواهر وجود ندارد که بر اساس آن، تحویل فیزیکی طلا به مبالغ بالای ۱۰ گرم محدود شود. در واقع، به نظر میرسد پلتفرم بله و طلاسی این محدودیت را به صورت داخلی اعمال کردهاند که فاقد پشتوانه قانونی روشن است.
این وضعیت دربارۀ آپ نیز نیازمند بهبود است. زمان تحویل ۸ تا ۱۰ روزه در حالی اعمال میشود که بانک مرکزی بر پشتوانه فیزیکی صد در صدی تأکید دارد. زمانی که طلا در خزانه موجود است، انتظار میرود فرآیند خارج کردن آن از خزانه و تحویل به مشتری، حداکثر چند روز کاری طول بکشد. تأخیر ۸ تا ۱۰ روزه این پرسش را ایجاد میکند که آیا طلای مورد نظر در لحظه ثبت درخواست تحویل، واقعاً به صورت فیزیکی در خزانه موجود است یا خیر.
وضعیت مورد اشاره چند پیامد دارد. اول، اعتماد کاربران به آپ و بله به عنوان پلتفرمهای واسط کاهش مییابد. دوم، برندهای اصلی یعنی اینوی و طلاسی نیز در میانمدت ممکن است مشتریان خود را از دست بدهند. سوم، کل زیستبوم طلای دیجیتال در ایران نیازمند استانداردسازی و شفافسازی بیشتر است. انتظار میرود نهادهای نظارتی با ورود به این موضوع، چارچوب واحد و الزامآوری برای زمان تحویل و حداقل وزن تحویل فیزیکی تعیین کنند.
سرمایهگذار خرد نیازمند اطمینان بیشتر
این نکته را هم باید در نظر گرفت که در شرایط جنگی یا وضعیتهای «نه جنگ، نه صلح» کنونی، مؤلفهای به نام امنیت سرمایهگذار از اهمیت ویژهای برخوردار میشود. زمانی که تنشهای نظامی امنیت اقتصادی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد، شهروندان نیاز دارند بدانند داراییهایشان (از جمله طلا) در مواقع ضروری قابل دسترس است. سیاست تحویل ۸ تا ۱۰ روزه آپ و محدودیت حداقل ۱۰ گرمی بله، در چنین شرایطی میتواند سرمایهگذاران خرد را دچار تردید کند. سرمایهگذاری که برای تأمین امنیت مالی خود به سراغ طلا رفته، این گونه القا میشود که دارایی او به راحتی قابل خارج کردن از سیستم نیست. این احساس، به نفع هیچ یک از بازیگران این صنعت نیست.
بسیاری از کاربران آپ و بله از اقشار متوسط جامعه هستند که با پسانداز خود توانستهاند چند گرم طلا بخرند. به آنها گفته شده طلای شما در خزانه امن بانکی نگهداری میشود، اما وقتی نوبت به تحویل میرسد، یا باید ۱۰ روز صبر کنند یا میشنوند شانس تحویل فیزیکی ندارند، چون میزان طلایشان کمتر از ۱۰ گرم است. این وضعیت، هم برای کاربران و هم برای پلتفرمها بهینه نیست.
این رویهها برای خود سکوها نیز چالشهایی به دنبال دارد. سرمایهگذار خرد به مرور زمان یاد میگیرد که به پلتفرمهایی اعتماد کند که نه فقط حرف از پشتوانه فیزیکی میزنند، بلکه در عمل تحویل سریع و بدون محدودیت را ممکن ساختهاند. اصلاح این فرآیندها، هم به نفع کاربران است و هم به نفع پلتفرمها. انتظار میرود نهادهای نظارتی همچون بانک مرکزی، اتحادیه طلا و جواهر و مرکز توسعه تجارت الکترونیکی با وضع قوانین شفاف، زمینه را برای استانداردسازی این صنعت نوپا فراهم کنند تا هم حقوق سرمایهگذاران خرد تأمین شود و هم پلتفرمها بتوانند در فضایی رقابتی و منصفانه به فعالیت خود ادامه دهند.
انتهای پیام/