مشارکت ایلان ماسک و ایکس در جنگ علیه ایران؛ اینترنتی که آزاد نیست
همزمان با گذشت ۸ روز از آغاز تجاوز نظامی جدید آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که در کشور ما از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد میشود، میدان نبرد هم زمان در فضای مجازی نیز با شدت بیشتری دنبال میشود. دشمن فرامنطقهای با آگاهی از نقش محوری شبکههای اجتماعی در شکلدهی به افکار عمومی و ایجاد همبستگی ملی، عملیات ترکیبی خود را با هدف اختلال در جریان اطلاعات و سکوتسازی از چهرههای تأثیرگذار آغاز کرده است.
طی این مدت، موج گسترده و بیسابقهای از مسدودسازی حسابهای کاربری فعالان رسانهای و حامیان جمهوری اسلامی ایران در پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) به اجرا درآمده است. این اقدام آشکارا در راستای سیاست کاهش ضریب نفوذ روایت ایرانی در میان مخاطبان بینالمللی و نیز ایجاد رعب و وحشت در میان کاربران جهت خودسانسوری صورت میگیرد.
گزارشها و بررسیهای موجود نشان میدهد که در این بازه زمانی کوتاه، صفحات دهها تن از شخصیتهای شناختهشده و فعال که همواره در دفاع از منافع ملی و تبیین مواضع ایران در برابر تجاوز خارجی فعالیت داشتهاند، بدون اخطار قبلی و با نقض آشکار قوانین مدعی آزادی بیان، مسدود شده است. در میان افراد متأثر از این سانسور آشکار، میتوان به چهرههای شاخصی از طیفهای مختلف فکری و رسانهای اشاره کرد. اسامی نظیر «امیرحسین ثابتی» (نماینده مجلس)، «یاسر جبراییلی» (کارشناس مسائل راهبردی)، «حسین دهباشی» (فعال سیاسی و رسانهای اعتدالگرا)، «محمدعلی آهنگران» (فعال سیاسی اصلاحطلب)، «فاطمی صدر» (کارشناس مسائل دینی)، «وحید اشتری» (فعال رسانهای)، «علی بهادری جهرمی» (سخنگوی پیشین دولت)، «امیر تنها» (فعال سیاسی اصلاحطلب)، «میثم مطیعی» (مداح و ذاکر اهل بیت)، «علی بیطرفان» (فعال رسانهای)، «استرکی» (فعال فرهنگی) و... در فهرست بلندی از افرادی قرار دارد که حساب کاربری آنها حذف شده است.

بهرهبرداری راهبردی دشمن از زیرساختهای ارتباطی علیه ملت ایران
اتخاذ این رویکرد از سوی پلتفرم ایکس، که تحت مالکیت ایلان ماسک و با ادعای دفاع مطلق از آزادی بیان مدیریت میشود، بار دیگر ماهیت واقعی و جهتدار بودن این شبکههای اجتماعی را برملا ساخت.
طبیعی است که دشمن ملت ایران از سکویی که طی سالیان متمادی با سرمایهگذاری هنگفت مالی، فنی و انسانی قدرتهای سلطهگر به ویژه ایالات متحده آمریکا ایجاد و توسعه یافته، به عنوان ابزاری کارآمد برای پیشبرد اهداف خود بهره برداری کند. این سکوها نه به عنوان یک رسانه بیطرف، بلکه به مثابه بازوی قدرتمند جنگ نرم و عملیات روانی علیه کشورهای مستقل و مخالف با هژمونی آمریکا طراحی و مدیریت میشوند.
اقداماتی مانند حذف حسابهای کاربری فعالان جبهه مقاومت، بخش کوچکی از یک پازل بزرگتر است. این رفتار دوگانه نشان میدهد که غرب و متحدان منطقهای آن، هرگاه در برابر اراده ملتها قرار گرفتهاند، ابایی از زیر پا گذاشتن شعارهای دروغین آزادی بیان و حقوق بشر نداشته و از تمامی ظرفیتهای خود برای خاموش کردن صداهای مخالف استفاده کردهاند.
این اقدامات در واقع مصداق بارز بهرهگیری از یک امپراتوری رسانهای برای اعمال فشار و ایجاد انحصار در جریان اطلاعات است تا روایت مورد نظر خود را به عنوان تنها روایت ممکن به جهان القا کند.
ضرورت تشکیل اتحادهای مستقل سایبری و شبکههای اجتماعی بومی
ایران و سایر کشورهای مستقل جهان در چنین شرایطی که آماج این حملات رسانهای و سانسور هدفمند قرار دارند، چارهای جز اتخاذ تدابیر اساسی و بلندمدت برای مقابله با این جنگ تمام عیار اطلاعاتی ندارند. تجربه تلخ این روزها نشان داد که اتکا به سکوهای غربی که مالکیت، مدیریت، دادهها و الگوریتمهای آنها در اختیار کشورهای متخاصم است،
یک آسیبپذیری راهبردی بزرگ محسوب میشود. این کشورها باید با پیشبینی سازوکارهای نوین همکاری در قالب اتحادیههای اقتصادی و سیاسی مانند بریکس یا سازمان همکاری شانگهای، گامهای عملی برای تشکیل شبکههای اجتماعی مستقل و غیرمتکی به غرب بردارند.
مدل مطلوب در این ساختار جدید، طراحی و پیادهسازی پلتفرمهایی است که در آن دادهها و اطلاعات کاربران هر کشور در خاک همان کشور و تحت حاکمیت قوانین ملی مدیریت شده و الگوریتمهای تعیینکننده میزان بازدید و دیده شدن محتوا نیز از الگوهای بومی و عاری از سوگیریهای سیاسی قدرتهای بزرگ پیروی کند.
تنها از این طریق میتوان اطمینان یافت که صدای ملتها در برابر هجمههای رسانهای مصون مانده و امکان رقابت نسبتاً عادلانه در عرصه روایتها فراهم خواهد آمد. تشکیل چنین شبکههایی، ضامن استقلال فرهنگی و اطلاعاتی ملتها در برابر سلطه دیجیتال خواهد بود.
سانسور هوشمند و پیشینه مداخلات سیاسی ایکس به نفع محور غربی
باید گفت در کنار حذف فیزیکی حسابهای کاربری که مصداق بارز و آشکار سانسور و فیلترینگ هدفمند است، روش پیچیدهتر و خطرناکتری در پلتفرمهایی مانند ایکس در حال اجراست.
تنظیم الگوریتمها و مداخله در سیستمهای پیشنهاددهنده محتوا (Recommender Systems) به گونهای که بازدید پستهای کاربران ایرانی و حامیان مقاومت به شدت کاهش یافته و ضریب نفوذ آنها محدود شود، از جمله اقدامات خاموش، اما بسیار تأثیرگذاری است که در سایه انجام میشود.
این پدیده که به «سایهانداختن» یا Shadow Banning معروف است، بدون اطلاع کاربر، محتوای او را از دید مخاطبان جدید پنهان کرده و عملاً تأثیرگذاری او را در فضای مجازی از بین میبرد.
بررسی سوابق سکوی ایکس (توئیتر سابق) نشان میدهد که این شبکه همواره به عنوان ابزاری در دست دستگاه سیاست خارجی آمریکا برای مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر عمل کرده است. یکی از مشهورترین موارد، نقش این سکو در جریان اعتراضات سال ۲۰۰۹ پس از انتخابات ریاستجمهوری ایران بود.
بر اساس اسناد منتشر شده، توئیتر یک بهروزرسانی برنامهریزی شده را که میتوانست دسترسی معترضان را مختل کند، به درخواست صریح وزارت امور خارجه آمریکا به تعویق انداخت. این اقدام به صراحت توسط جرد کوهن، مدیر وقت امور عمومی توئیتر، تأیید شد.
علاوه بر این، در جریان اعتراضات سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ در ایران نیز شاهد بودیم که سیاستهای این سکو به شدت علیه حسابهای رسمی و حامیان جمهوری اسلامی ایران اعمال شد، در حالی که به حسابهای معترض و بعضاً ضدانقلابی اجازه فعالیت و حتی سازماندهی میداد. در سال ۲۰۲۰ نیز توئیتر حسابهای مرتبط با رسانههای ایرانی از جمله پرس تیوی و هیئتهای مقاومت را به بهانههای واهی مسدود کرد.
طی هفتههای گذشته پیش از شروع تجاوز نظامی به ایران اسلامی، ایلان ماسک نشان اصالت (تیک آبی) تعدادی از مسئولین ایرانی از جمله وزیر امور خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی را حذف کرده بود و زمینه سواستفاده برخی حسابهای بیهویت از نام مسئولین ایرانی را فراهم کرده بود، گزارشهای متعددی نیز از اعمال مدیریت الگوریتمی ایکس بر حسابهای فارسی زبان در زمان حوادث دی ماه سال جاری وجود دارد که نشان میدهد سکوی تحت ایلان ماسک چطور ادعای بی طرفی شبکه را به سخره گرفته است.
این سابقه طولانی مداخله و جانبداری آشکار، بار دیگر ثابت میکند که این سکوها صرفاً امتداد میدان نبرد نظامی و سیاسی غرب علیه جبهه مقاومت هستند و هرگز نمیتوان به بیطرفی آنها در این جنگ تمام عیار اطلاعاتی دل بست.
انتهای پیام/