14:01 09 / 02 /1405

پشت پرده پروژه محرمانه آمریکا برای تبدیل باران به سلاح

ایالات متحده در جریان جنگ ویتنام، در قالب برنامه‌ای محرمانه موسوم به (Operation Popeye) «عملیات پاپای» تلاش کرد با دستکاری آب‌وهوا و افزایش بارندگی، مسیر‌های تدارکاتی نیرو‌های ویتنام شمالی را مختل کرده و شرایط میدان نبرد را به نفع خود تغییر دهد.

ارتش‌ها در جنگ برای تصرف سرزمین، کسب قدرت و پیشبرد ایدئولوژی‌ها وارد میدان می‌شوند؛ با این حال، در جریان عملیات (Operation Popeye)«پاپای»، ایالات متحده عملاً با آسمان وارد تقابل شد. این برنامه نه یک روایت علمی‌تخیلی و نه یک نظریه توطئه، بلکه یک طرح نظامی کاملاً محرمانه در بستر جنگ ویتنام بود که در آن تلاش شد از آب‌وهوا به‌عنوان یک ابزار جنگی استفاده شود. این برنامه برای سال‌ها از افکار عمومی پنهان باقی ماند.

گسترش میدان نبرد فراتر از زمین

میدان نبرد در ویتنام صرفاً به شالیزار‌ها و مناطق جنگلی محدود نبود، بلکه به شبکه‌های پنهان تأمین تجهیزات در زیر پوشش متراکم جنگل‌ها، کشور‌های همسایه و حتی برای مدتی به لایه‌های جوی نیز گسترش یافته بود.

از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۲، هواپیما‌های آمریکایی ذراتی را در سامانه‌های طوفانی بر فراز مسیر Ho Chi Minh) Trail) «مسیر هوشی‌مین» منتشر می‌کردند. هدف از این اقدام، افزایش میزان بارندگی و تبدیل فصل موسمی به یک مزیت تاکتیکی بود. این مأموریت در عین سادگی، رویکردی غیرمتعارف و در عین حال جسورانه برای بهره‌گیری از پدیده‌های جوی در میدان جنگ به شمار می‌رفت.

مسیر هوشی‌مین؛ شریان حیاتی جنگ

تا اواسط دهه ۱۹۶۰، نیرو‌های ویتنام شمالی از طریق شبکه‌ای پیچیده از مسیر‌های جنگلی موسوم به مسیر هوشی‌مین، اقدام به انتقال نیرو و تجهیزات به جنوب می‌کردند. این مسیر، یک جاده منفرد نبود، بلکه شبکه‌ای گسترده از راه‌ها بود که از لائوس و کامبوج عبور می‌کرد و امکان پشتیبانی مستمر نیرو‌ها در ویتنام جنوبی را فراهم می‌ساخت.

حملات هوایی ایالات متحده با هدف اختلال در این مسیر انجام می‌شد، اما عملیات زمینی برای قطع آن با دشواری‌های جدی مواجه بود. پوشش متراکم جنگلی عملاً خودروها، نیرو‌ها و حتی تجهیزات شناسایی را از دید پنهان می‌کرد.

ایده‌ای غیرمتعارف؛ باران به‌عنوان سلاح

در چنین شرایطی، برنامه‌ریزان نظامی آمریکا این پرسش را مطرح کردند که آیا می‌توان با افزایش شدید بارندگی، مسیر‌های تدارکاتی را از کار انداخت. هدف، ایجاد بارش‌های مداوم و مهندسی‌شده بود؛ بارش‌هایی فراتر از الگو‌های طبیعی که بتواند جاده‌ها را تخریب کرده و تحرک نیرو‌های دشمن را محدود کند.

مبانی علمی عملیات

فناوری (Cloud Seeding) «بارورسازی ابرها» پیش از این نیز شناخته شده بود و از دهه ۱۹۴۰ مورد آزمایش قرار گرفته بود. در این روش، موادی مانند «یدید نقره» در ابر‌ها منتشر می‌شود تا فرآیند میعان تقویت شده و میزان بارندگی افزایش یابد.

به گزارش  Soldiers Angels، در چارچوب عملیات پاپای، هواپیما‌های نظامی با پرواز بر فراز مناطق هدف، اقدام به انتشار این مواد در ابر‌ها می‌کردند. اهداف این عملیات شامل افزایش طول فصل بارندگی، گل‌آلود کردن مسیرها، تخریب راه‌های تدارکاتی و کند کردن حرکت نیرو‌های دشمن بود. شعار غیررسمی این برنامه نیز این رویکرد را منعکس می‌کرد: (Make mud, not war) «گل بساز، نه جنگ».

بین سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۲، هزاران مأموریت بارورسازی ابر‌ها بر فراز لائوس، کامبوج و ویتنام شمالی انجام شد. این برنامه تحت نظارت وزارت دفاع آمریکا و با هماهنگی بخش‌هایی از Central) (Intelligence Agency «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا» اجرا می‌شد و ماهیتی کاملاً محرمانه و قابل انکار داشت.

موفقیت محدود در برابر طبیعت

ارزیابی میزان موفقیت این عملیات با چالش‌هایی همراه است. برخی گزارش‌های داخلی نشان می‌دهد که میزان بارندگی در مناطق هدف افزایش یافته و عبور از بخش‌هایی از مسیر هوشی‌مین دشوارتر شده است. همچنین وقوع رانش زمین و کاهش سرعت کاروان‌ها گزارش شده است.

با این حال، ماهیت پویای سامانه‌های جوی موجب می‌شد که طوفان‌ها مسیر خود را تغییر دهند، باد‌ها جهت عوض کنند و ابر‌ها از هم پراکنده شوند. در نتیجه، امکان کنترل دقیق محل و میزان بارش وجود نداشت.

این برنامه نه به پایان جنگ منجر شد و نه توانست مسیر‌های تدارکاتی را به‌طور کامل قطع کند. نیرو‌های ویتنام شمالی با تطبیق سریع، اقدام به بازسازی مسیرها، جابه‌جایی شبانه و استفاده از روش‌های جایگزین کردند. به این ترتیب، هر مسیر از بین‌رفته با مسیر دیگری جایگزین می‌شد.

عملیات پاپای، اگرچه موانعی ایجاد کرد، اما به یک سلاح تعیین‌کننده تبدیل نشد و بیشتر در قالب یک تجربه عملیاتی و آزمایشی قابل ارزیابی است.

افشاگری و پیامد‌های بین‌المللی

این برنامه برای سال‌ها از افکار عمومی پنهان ماند تا اینکه در سال ۱۹۷۱، روزنامه‌نگار تحقیقی (Jack Anderson) وجود عملیات تغییر آب‌وهوا توسط ایالات متحده را افشا کرد. این گزارش منجر به برگزاری جلسات کنگره و تأیید رسمی برنامه شد.

در پی این افشاگری، توجه جامعه جهانی به کاربرد‌های نظامی علوم محیطی جلب شد. در سال ۱۹۷۷، United Nations «سازمان ملل متحد» معاهده‌ای تحت عنوان Environmental Modification Convention «کنوانسیون تغییرات محیطی» تصویب کرد که استفاده از این‌گونه فناوری‌ها را در صورت ایجاد آثار گسترده، طولانی‌مدت یا شدید محدود می‌کند.

تغییر رویکرد؛ از دستکاری به پیش‌بینی

عملیات پاپای، بخشی از روند تحول نگاه نظامی به پدیده‌های جوی بود. در دوران جنگ ویتنام، تلاش بر تأثیرگذاری مستقیم بر شرایط جوی متمرکز بود، اما در رویکرد‌های نوین، تمرکز به سمت تحلیل و پیش‌بینی تغییر یافته است.

در ساختار فعلی نیروی هوایی ایالات متحده، تیم‌های هواشناسی رزمی با هدف ارائه داده‌های دقیق محیطی در کنار یگان‌های عملیاتی فعالیت می‌کنند. پیش‌بینی‌های مدرن مبتنی بر داده‌های ماهواره‌ای، سامانه‌های راداری و مدل‌های پیشرفته است که با پشتیبانی نهاد‌هایی مانند اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا انجام می‌شود.

آب‌وهوا همچنان یکی از عوامل تأثیرگذار در میدان نبرد محسوب می‌شود، اما راهبرد‌های مدرن به‌جای تلاش برای کنترل، بر درک و پیش‌بینی آن تأکید دارند. عملیات پاپای، به‌عنوان یکی از متفاوت‌ترین نمونه‌های بهره‌گیری از علم در جنگ، نشان می‌دهد که ابزار‌های نظامی فراتر از تسلیحات متعارف بوده و شناخت محیط می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در راهبرد‌های نظامی ایفا کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر