آخرین اخبار:

مراقبت از گوش‌ها؛ ضرورت امروز در مواجهه با جنگ شناختی

مخاطب باید نسبت به آنچه می‌شنود حساس‌تر باشد، هیچ خبری را بی‌درنگ نپذیرد، منبع آن را بسنجد و در مواجهه با روایت‌های متناقض، دچار شتاب در قضاوت نشود. این دقت در شرایط مبهم، اهمیت حیاتی پیدا می‌کند؛ زیرا حتی باور یا بازنشر یک خبر کوچک، در مقیاس بزرگ‌تر بر فضای عمومی اثر می‌گذارد. به این ترتیب، «مراقبت از گوش‌ها» از یک توصیه ساده به عنصری کلیدی در دفاع شناختی در برابر جنگِ «ساخت واقعیت در ذهن‌ها» تبدیل می‌شود.

مروا حدادی، دانشجوی دکتری هوش مصنوعی در یادداشتی برای خبرگزاری آنا نوشت:
در شرایطی که اخباری از آتش‌بس در جنگ رمضان مطرح می‌شود، یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل از «میدان فیزیکی» به «میدان شناختی» منتقل می‌شود. در این فضا، آنچه تعیین‌کننده است «ادراک عمومی از واقعیت» است. به بیان دیگر، بازیگران در تلاش هستند تا ذهن جامعه هدف را به‌گونه‌ای شکل دهند که تصمیمات، واکنش‌ها و حتی احساسات جمعی در راستای اهداف آنان تنظیم شود.

توصیه به «مراقبت از گوش‌ها در برابر رسانه‌های همسو با دشمن» که از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد، در این چارچوب معنا پیدا می‌کند. این توصیه، ناظر به یک واقعیت مهم است: در شرایط ابهام، هر ورودی اطلاعاتی می‌تواند بر جهت‌گیری ذهنی جامعه اثر بگذارد. وقتی فضای خبری شفاف نیست، حتی یک خبر ناقص یا جهت‌دار می‌تواند بیش از حد واقعی خود اثرگذار شود


در چنین شرایطی یکی از اولین پیامدها، شکل‌گیری ابهام در فضای خبری و تحلیلی است. اخبار دیرتر به نتیجه قطعی می‌رسند، روایت‌ها همزمان و گاه متناقض منتشر می‌شوند و فاصله میان «آنچه رخ داده» و «آنچه درباره آن گفته می‌شود» افزایش پیدا می‌کند. این وضعیت، یک ویژگی طبیعی جنگ است، اما در عین حال بستری فراهم می‌کند که می‌تواند به‌سرعت به میدان جنگ شناختی تبدیل شود.
در این فضا، آنچه بیش از خودِ وقایع اهمیت پیدا می‌کند، برداشت و فهمی است که از این وقایع در ذهن جامعه شکل می‌گیرد. همین‌جا است که نقش رسانه‌ها از انتقال خبر فراتر می‌رود و به سمت شکل‌دهی به ادراک عمومی حرکت می‌کند. در واقع، جنگ شناختی دقیقاً در همین نقطه عمل می‌کند؛ جایی که ذهن مخاطب، محل اصلی رقابت می‌شود.
توصیه به «مراقبت از گوش‌ها در برابر رسانه‌های همسو با دشمن» که از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد، در این چارچوب معنا پیدا می‌کند. این توصیه، ناظر به یک واقعیت مهم است: در شرایط ابهام، هر ورودی اطلاعاتی می‌تواند بر جهت‌گیری ذهنی جامعه اثر بگذارد. وقتی فضای خبری شفاف نیست، حتی یک خبر ناقص یا جهت‌دار می‌تواند بیش از حد واقعی خود اثرگذار شود.
در بستر جنگ شناختی، ابهام فقط یک پیامد نیست، بلکه به‌تدریج به یک ابزار تبدیل می‌شود. انتشار روایت‌های متناقض، برجسته‌سازی گزینشی برخی اخبار و تکرار مستمر برخی گزاره‌ها، می‌تواند ذهن مخاطب را در وضعیتی قرار دهد که تشخیص درست از نادرست دشوار شود. این وضعیت، همان چیزی است که می‌توان از آن به‌عنوان «غبار ادراکی» یاد کرد.
در فضای غبارآلود، مرز‌ها کم‌رنگ می‌شوند. خبر و شایعه، تحلیل و واقعیت، درهم تنیده می‌شوند و مخاطب با انبوهی از داده‌ها مواجه است که لزوماً به فهم دقیق منجر نمی‌شود. در چنین شرایطی، زمینه برای شکل‌گیری خطا‌های جمعی فراهم می‌شود؛ خطا‌هایی که می‌توانند به بی‌اعتمادی، دوقطبی‌سازی و حتی واکنش‌های احساسی گسترده منجر شوند.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، به‌تدریج می‌تواند به شکل‌گیری فضایی منجر شود که در ادبیات سیاسی از آن به «فضای غبارآلود فتنه» یاد می‌شود؛ فضایی که در آن تشخیص مسیر صحیح دشوار می‌شود و قضاوت‌ها بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشند، تحت تأثیر روایت‌ها و هیجانات قرار می‌گیرند.
در این میان، «مراقبت از گوش‌ها» به‌عنوان یک رفتار فردی ساده، معنای راهبردی پیدا می‌کند. این مراقبت به این معناست که مخاطب نسبت به آنچه می‌شنود، حساس‌تر باشد؛ هر خبری را بلافاصله نپذیرد، منبع آن را در نظر بگیرد و در مواجهه با روایت‌های متناقض، دچار شتاب در قضاوت نشود.
این دقت، به‌ویژه در شرایطی که ابهام بالاست، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. چراکه در چنین وضعیتی، حتی تصمیم‌های کوچک، از باور کردن یک خبر تا بازنشر آن می‌تواند در مقیاس بزرگ‌تر بر فضای عمومی اثر بگذارد.
در سطح کلان نیز، کاهش ابهام و ارائه روایت‌های منسجم و به‌موقع، نقش تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از شکل‌گیری چنین فضایی دارد. هرچه فاصله میان واقعیت و روایت کمتر شود، امکان اثرگذاری جریان‌های مخرب نیز کاهش پیدا می‌کند.
در وضعیت کنونی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، مدیریت «فضای بین واقعیت و ادراک» است. اگر این فضا توسط بازیگران داخلی به‌درستی مدیریت نشود، به‌سرعت توسط بازیگران خارجی پر خواهد شد. در نهایت، آنچه شرایط امروز را حساس‌تر می‌کند، بیشتر از وقوع جنگ، نحوه بازتاب و درک آن در ذهن جامعه است. در این شرایط، توصیه به کنترل ورودی‌های اطلاعاتی (گوش‌ها) بخشی از یک دکترین دفاع شناختی و مواجه آگاهانه با این وضعیت پیچیده محسوب می‌شود 
به بیان دقیق‌تر، جنگ امروز فقط جنگ روایت‌ها نیست، بلکه جنگ «ساختن واقعیت در ذهن‌ها» است؛ و در این جنگ، هر مخاطب، هم هدف است و هم میدان نبرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر