غولهای فناوری بدون هلیومِ خاورمیانه قادر به تولید قطعات الکترونیک نیستند
گزارشها نشان میدهند تعطیلی تاسیسات راسلفان در قطر، به عنوان یکی از مراکز اصلی تولید گاز طبیعی مایع، حدود یکسوم از تولید جهانی هلیوم را از مدار خارج کرده است. همزمان، درگیریهای نظامی در خاورمیانه و بسته شدن مسیرهای کلیدی دریایی، زنجیره تامین مواد اولیه قطعات الکترونیک را با شوکی بیسابقه مواجه ساخته و شرکتهای فناوری را به تکاپو انداخته است.
از فورسماژور در خلیج فارس تا چالشهای لجستیکی
تاسیسات راسلفان سهم عمدهای در تامین نیاز بازار جهانی به گازهای صنعتی دارد. فرآیند استحصال هلیوم وابستگی مستقیمی به پالایشگاههای گاز طبیعی دارد؛ به این معنا که هلیوم در جریان تبدیل گاز به حالت مایع (LNG) جداسازی میشود و هرگونه توقف در این پالایشگاهها، به منزله توقف تولید هلیوم است. در پی این رویداد، تولیدکنندگان قطری برای قراردادهای تامین خود وضعیت فورس ماژور اعلام کردهاند.
آنچه این بحران را تشدید میکند، ماهیت فیزیکی هلیوم در بحث لجستیک است. مخازن ذخیرهسازی این گاز ظرفیت و زمان ماندگاری محدودی دارند؛ چراکه هلیوم به دلیل ساختار مولکولی بسیار ریز، به مرور از دیواره مخازن نشت کرده و تبخیر میشود. بنابراین، محمولهها باید بلافاصله پس از تولید به دست مصرفکننده برسند اما توقف حرکت کانتینرها در خاورمیانه و اختلال در مسیرهای کشتیرانی، این زمانبندی حساس را بر هم زده و خریدارانی را که در سراسر جهان به دنبال یافتن منابع جایگزین هستند، با سد لجستیک مواجه کرده است.
چرا صنعت الکترونیک به هلیوم وابستگی مطلق دارد؟
شاید این سوال مطرح شود که چرا توقف تولید یک گاز باید بازار فناوری را مختل کند؟ پاسخ در خواص فیزیکی و شیمیایی بینظیر هلیوم نهفته است. در صنعت نیمههادی، سازندگان تراشه از هلیوم برای خنککاری تجهیزات فوقپیشرفته لیتوگرافی و کنترل پلاسما در فرآیند قلمزنی استفاده میکنند. فرآیند چاپ مدارهای سیلیکونی با اشعه فرابنفش، نیازمند محیطی کاملاً خلأ یا کنترلشده است؛ هلیوم به دلیل بیاثری شیمیایی و عدم جذب نور فرابنفش، بهترین گزینه برای جلوگیری از واکنشهای ناخواسته و حفظ کیفیت مدارهاست.
از سوی دیگر، شرکتهای سازنده درایوهای ذخیرهسازی و هارددیسکها، محفظه درایوها را با هلیوم پر میکنند زیرا تراکم هلیوم تنها یکهفتمِ هوا است. پر کردن محفظه هارد دیسکها با این گاز، اصطکاک دیسکهای چرخان را به حداقل میرساند. این کاهش اصطکاک نه تنها مصرف انرژی را به شدت پایین میآورد، بلکه به تولیدکنندگان اجازه میدهد دیسکهای بیشتری را درون یک محفظه جای دهند و ظرفیت ذخیرهسازی را تا دهها ترابایت بالا ببرند؛ فرآیندی که دادههای صنعتی ثابت میکنند تاکنون هیچ جایگزین مقرونبهصرفهای برای آن یافت نشده است.
مقاومت بازار و تغییر استراتژی شرکتهای فناوری
این شوک تامین، تاثیر خود را به سرعت روی بازار سهام و استراتژی شرکتها نشان داده است. مدیران دو شرکت بزرگ سیگیت و وسترن دیجیتال، که تامینکنندگان اصلی درایوهای مراکز داده در جهان محسوب میشوند، تایید کردهاند که تمامی ظرفیت تولید آنها تا پایان سال ۲۰۲۶ میلادی پیشفروش شده است.
بن سنگ ته، مدیر بازرگانی شرکت سیگیت، در مصاحبه با بلومبرگ ضمن تایید نوسانات سهام ناشی از محدودیتهای تامین، بر مقاومت زنجیره تامین این شرکت تاکید کرد. به گفته وی، استراتژی سیگیت برای مقابله با این محدودیتها، تغییر تمرکز از افزایش تعداد تولید به ارتقای تراکم داده در هر دیسک موجود است.
در همین حال، شرکتهای سازنده قطعات در آسیا با مدیریت دقیقتر زنجیره تامین، تلاش در کنترل بحران دارند. بزرگترین تراشهساز جهان یعنی شرکت تایوانی TSMC و تولیدکنندگان کره جنوبی اعلام کردهاند که با تکیه بر منابع جایگزین وارداتی و ذخایر استراتژیک خود، ریسک تعطیلی خطوط تولید را کاهش دادهاند.
فشار مضاعف هوش مصنوعی و مراکز داده
عامل دیگری که کمبود هلیوم را بیش از پیش نمایان کرده، توسعه انفجاری هوش مصنوعی است. توسعه مدلهای زبانی بزرگ مانند ترانسفورمرها با میلیاردها پارامتر، نیازمند ذخیرهسازی پتابایتها داده و دسترسی بیوقفه سرورها به پایگاههای اطلاعاتی است. کوچکترین وقفهای در خوانش اطلاعات، کل فرآیند پردازش و آموزش هوش مصنوعی را مختل میکند.
کاهش مصرف انرژی در درایوهای مبتنی بر هلیوم، هزینههای عملیاتی دیتاسنترها را به شکل چشمگیری کاهش میدهد. بن سنگ ته در این باره یادآور میشود که شرکتهای فناوری چارهای جز سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای هوش مصنوعی ندارند، زیرا این فناوری اکنون تعیینکننده برندگان و بازندگان در عرصه رقابتهای ژئوپلیتیک جهانی است. در نتیجه، تولیدکنندگان تراشه مجبورند ظرفیت تولید محدود خود را به سمت حافظههای سودآورترِ هوش مصنوعی سوق دهند که این امر، کمبود قطعات را در سایر بخشهای بازار لوازم الکترونیک تشدید میکند.
ترکشهای بحران به اقتصاد سلامت و هوافضا
بحران هلیوم تنها به دیتاسنترها ختم نمیشود. صنایع درمان و هوافضا از دیگر قربانیان بزرگ این کمبود هستند. دستگاههای تصویربرداری پزشکی مانند MRI برای خنک نگهداشتن آهنرباهای ابررسانای خود وابستگی مطلقی به هلیوم مایع دارند. تداوم این روند میتواند بیمارستانها را در استفاده از این تجهیزات تشخیصی حیاتی با چالش جدی مواجه کند. به طور مشابه، شرکتهای هوافضا که از هلیوم برای پاکسازی مخازن سوخت موشکها استفاده میکنند نیز دچار اختلال خواهند شد.
خطر اصلی در دوران کمبود هلیوم، اولویتبندی توزیع و جنگ قیمتها است. شرکتهای هوش مصنوعی توانایی مالی پرداخت هزینههای گزاف برای خرید محمولههای محدود هلیوم را دارند؛ رقابتی نابرابر که هزینه نگهداری تجهیزات درمانی را به شدت افزایش داده و در نهایت دود این افزایش قیمتها به چشم مصرفکنندگان نهایی تجهیزات رایانهای و بیماران خواهد رفت.
پیوند ناگسستنی فناوری و ژئوپلیتیک
زنجیره تامین فناوری امروزه بیش از هر زمان دیگری با تحولات سیاسی و نظامی درهمتنیده است. شاخصهای اقتصادی نشان میدهند بازگشت توازن میان عرضه و تقاضا در بازار هلیوم، نیازمند گذشت زمان و رفع موانع لجستیکی در خاورمیانه است. تا آن زمان، از آنجا که توسعه فناوریهای جایگزین برای هلیوم توجیه فنی و اقتصادی ندارد، کارخانههای قطعهسازی همچنان وابسته به این گاز باقی خواهند ماند؛ بنابراین مدیریت منابع موجود و ارتقای بهرهوری فناوریهای فعلی، تنها راهکار پیش روی شرکتهای صنعتی جهان خواهد بود.
انتهای پیام/