تکمیل شبکۀ ملی اطلاعات چه تأثیری بر وضعیت این روزهای اینترنت ایران داشت؟
شبکه ملی اطلاعات براساس متن مورد تأیید شورای عالی فضای مجازی به عنوان زیرساخت ارتباطی فضای مجازی کشور، شبکهای مبتنی بر قرارداد اینترنت به همراه سوئیچها و مسیریابها و مراکز دادهای تعریف شده است که امکان ایجاد شبکههای مختلف، خصوصی و امن داخلی در آن فراهم باشد.
تاریخچۀ تصویب و شروع تلاش برای تکمیل شبکۀ ملی اطلاعات
نخستینبار در اسفند ماه سال ۱۳۸۴ بحث طراحی و توسعۀ شبکۀ ملی اطلاعات در کشور مطرح شد. در آن مقطع بر اساس تصمیم هیئت دولت مقرر شد شبکه ملی طی ۳ سال به بهره برداری برسد و طراحیهای کلی شبکه نیز انجام شود. در سال ۱۳۸۵ قرار شد پروژه شبکه ملی اینترنت درمرکز تحقیقات مخابرات ایران انجام شود.
مدتی بعد با توجه به الزامات سند چشم انداز بیست ساله در سال ۱۳۸۹ موضوع شبکه ملی اینترنت با نام جدید «شبکه ملی اطلاعات» به صورت جدیتر مطرح شد به طوری که کلیات موضوع در ماده ۴۶ برنامه پنجم توسعه مطرح شد.
براساس بند الف ماده ۴۶ برنامه پنجم توسعه، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف بود نسبت به ایجاد و توسعه شبکه ملی اطلاعات و مراکز داده داخلی امن و پایدار با پهنای باند مناسب با رعایت موازین شرعی و امنیتی کشور مناسب اقدام و با استفاده از توان و ظرفیت بخشهای عمومی غیردولتی، خصوصی و تعاونی، امکان دسترسی پرسرعت مبتنی بر توافقنامه سطح خدمات را به صورتی فراهم کند که تا پایان سال دوم کلیه دستگاههای اجرائی و واحدهای تابعه و وابسته و تا پایان برنامه، شصت درصد (۶۰%) خانوارها و کلیه کسب و کارها بتوانند به شبکه ملی اطلاعات و اینترنت متصل شوند.
هرچند با همۀ تأکیدهای قانونی و پیگیریهای انجام شده از سال ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۰، بعد از ۱۶ سال و زمانی که بنا بود تا دولت سیزدهم شروع به کار کند، طبق اعلام مرکز ملی فضای مجازی در دورۀ ریاست ابوالحسن فیروزآبادی، به دلایلی که در فرصت مناسب جای بررسی دارد، فقط به ۲۳ درصد پیشرفت مورد تأیید مرکز ملی فضای مجازی به عنوان ناظر طرح رسید.
البته برخلاف این دورۀ ۱۶ ساله، طی عمر مدیریتی حدود ۳ سالۀ دولت سیزدهم، میزان پیشرفت شبکۀ ملی اطلاعات به محدودۀ ۶۰ درصد رسید، یعنی حدود ۳۷ درصد پیشرفت به طور تقریبی در ۳۶ ماه که رکورد مطلوبی محسوب میشد.
عیسیزارعپور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت سیزدهم روز ۲۹ تیر ۱۴۰۳ در یکی از ویراستهای خود که با هدف ارائۀ گزارش فعالیت ۳ سالۀ وزارتخانه منتشر میکرد با بازنشر نامه و اعلام رسمی مرکز ملی فضای مجازی، از تأیید پیشرفت ۶۰ درصدی شبکۀ مورد اشاره توسط ناظر خبر داد. وی در ویراست خود نوشت:

لایههای شبکۀ ملی اطلاعات که تکمیل آنها ضروری است
شبکه ملی اطلاعات شامل لایههای مختلفی است که هر یک از آنها نقش مهمی در ارائه خدمات دارند و تکمیل همۀ این سطوح است که منجر به شکلگیری یک زیستبوم کامل و پاسخگو به همۀ نیازهای مردم یک کشور میشود. این لایهها عبارتند از:
۱. لایه زیرساخت: این لایه شامل تجهیزات و زیرساختهای فیزیکی مانند کابلها، سوئیچها، روترها و سایر تجهیزات شبکه است که برای ایجاد ارتباط بین نقاط مختلف شبکه استفاده میشود.
۲. لایه خدمات دسترسی: این لایه شامل خدماتی مانند دسترسی به اینترنت، تماس صوتی، سیستمعامل و سایر خدمات دسترسی است که به کاربران اجازه میدهد به شبکه متصل شوند.
۳. لایه دستگاه: این لایه شامل دستگاههایی مانند کامپیوترها، سرورها، تلفنهای همراه و سایر دستگاههایی است که به شبکه متصل میشوند.
۴. لایه سرویس: این لایه شامل خدماتی مانند خدمات پست الکترونیکی، پیامرسانها، شبکههای اجتماعی، تاکسیهای اینترنتی و سایر خدمات است که به کاربران ارائه میشود.
۵. لایه محتوا: این لایه شامل محتوایی مانند وبسایتها، ویدئوها، موسیقی و سایر محتوایی است که به کاربران ارائه میشود.
۶. لایه کاربر: این لایه شامل کاربران نهایی است که از خدمات شبکه استفاده میکنند.
شواهد نشان میدهد که کشور ما در لایۀ زیرساخت، خدمات دسترسی و سرویس که حوزۀ کاری اصلی وزارت ارتباطات محسوب میشود، پیشرفت خوبی داشته است، هرچند در لایۀ دسترسی، فقدان برخورداری از یک سیستمعامل بومی و تجاری سبب شده است تا شاهد چالشهایی در مدیریت فضای مجازی کشور باشیم.
ایران در عرصههای نظیر خدمات خردهفروشی برخط، تاکسی اینترنتی، مارکتهای موبایلی، سکوهای نمایش ویدئوی درخواستی، پرداختیارها و... در لایۀ سرویس وضعیت مطلوبی دارد و بخش اعظم امور ایرانیها از طریق این سکوها انجام میشود.
جای خالی یک شبکۀ اجتماعی ویدئو و تصویر محور به نظر میرسد که بیش از سایر سرویسها در ایران حس میشود. موضوعی که باید در آیندۀ نزدیک برای آن چارهاندیشی کرد. ۲ رویکرد کلی برای پاسخ به این نیاز وجود دارد، راهبرد نخست توسعۀ یک شبکۀ اجتماعی تصویر محور فقط برای کاربران ایرانی است. مسیر دوم توسعۀ سکو با کشورهای متحد، مشترکالمنافع یا دارای اشتراکهای فرهنگی خواهد بود با این شرط که ذخیرهسازی دادهها و مدیریت الگوریتمها توسط برای کاربران ایرانی در داخل کشور انجام شود.
لایۀ دستگاه، در کشور ما بیش از سایر لایههای مرتبط با حوزۀ مأموریتی وزارت ارتباطات نیاز به تقویت دارد. نشانهای تجاری محدودی در کشور ما هستند که دستگاههای هوشمند با مشارکت برخی شرکای خارجی تولید میکنند، عمق داخلیسازی این دستگاهها باید ارتقاء یابد و دستگاههای با کیفیت بیشتری در معرض انتخاب کاربران ایرانی قرار گیرد.
محتوا و کاربر لایههایی هستند که بیش از وزارت ارتباطات در حوزۀ کاری سایر دستگاهها قرار میگیرند که باید جداگانه از آنها دربارۀ عمل به وظایف خود مطالبهگری انجام داد. البته که نقش این لایهها نیز در شکلگیری یک زیستبوم کامل در هر کشوری بسیار پررنگ است.
تکمیل شبکۀ ملی اطلاعات در شرایطی مانند امروز چه کابردی داشت؟
همانطور که پیشتر گفته شد براساس آخرین ارزیابیهای مرکز ملی فضای مجازی شبکۀ ملی اطلاعات در حوزۀ وظایف وزارت ارتباطات یعنی ۴ لایۀ زیرساخت، خدمات دسترسی، دستگاه و سرویس به پیشرفت حدود ۶۰ درصد رسیده است، ولی با همۀ تلاشها همچنان یک کار ۴۰ درصدی وجود دارد که وزارتخانه باید نسبت به تکمیل آن اقدام کند.
کسی موافق پایان کار هیچ یک از پیامرسانهای داخلی نیست، ولی سکوها با همکاری وزارت ارتباطات باید به سوی ایجاد زیستبوم منطبق بر فرهنگ ایرانی حرکت کنند و مجموعهای از خدمات را گرد هم بیاورند که استفاده از آن سکو پاسخگوی همۀ نیازهای مردم ایران باشد.
چنین وضعیتی سبب خواهد شد که مردم خود بهترین سکو در رقابتی برابر را انتخاب کنند و ناخودآگاه یکی از سکوهای بومی به سرویس مرجع مردم ایران تبدیل شود. سایر سکوها نیز بسته به خلاقیت و توانمندی خود در بازار حفظ خواهند شد، ولی دولت باید کمک کند تا این زیستبوم شکل بگیرد. ارائه خدمات دولتی و عمومی مورد نیاز مردم و استفادۀ قاعده مند از دادههای کشور به عنوان یک ثروت ملی، دو موضوعی است که وزارت ارتباطات با کمک بخش خصوصی و دولتی در این حوزه باید راهبری کند.
ساخت و عرضۀ سیستمعامل بومی و دستگاههای هوشمند ملی دیگر مسئلهای است که باید شکل بگیرد تا شبکۀ ملی اطلاعات شکل بگیرد. برخورداری از یک سیستمعامل بومی هر کشوری را قادر به حکمرانی تقریباً کامل بر فضای مجازی خود میکند، مصداق بارز صدق این گفتار رفتار آمریکا با تیکتاک است.
آمریکا به واسطۀ تسلط خود بر زیستبوم اندروید و سپر ایمنی گوگلپلی و اپل بالاخره تیکتاک را ملزم کرد که سهام و مدیریت الگوریتم نسخۀ آمریکایی این سکو را به یک کنسرسیوم آمریکایی واگذار کند، اگر چنین توانایی در آمریکا وجود نداشت، سطح مدیریت آمریکا به محدود کردن سکو تقلیل میافت و بعد شبکۀ این کشور با مشکل افزایش استفاده از پالایششکنها روبرو میشد، ولی امروز به واسطۀ مالکیت سیستمعامل و دستگاه، آمریکا را قادر به ملزم کردن همۀ سکوهای خارجی برای رعایت قوانین خود میکند. البته که خوی سلطه جویی نظام حاکم بر آمریکا سبب میشود که این کشور از تسلط خود بر لایۀ دستگاه و سیستمعامل سوء استفاده کند و حتی در کشورهای دیگر هم اعمال حکمرانی کند، بارها شاهد بودیم که در اقدامی مداخلهجویانه، آمریکاییها مانع از نصب سکوهای ایرانی بر گوشیهای کاربران کشور ما شدهاند.
مراکز تبادل و ذخیرهسازی داده هم مهم است که تکمیل شوند. ایدۀ خوانش و ذخیرۀ اطلاعات در داخل کشور و سپس فراخوانی متعدد آن، اگر امروز تکمیل شده بود، در موضوع جویشگرهای بومی و سرویسهای بومی که نیاز به تبادل داده با سرویسهای بینالمللی داشتند، چالشهای کمتری داشتند.
بنابراین به طور کلی باید گفت که اگر تکمیل شبکۀ ملی اطلاعات با تأخیر۱۶ ساله مواجهه نمیشد، به احتمال قوی سیاستگذار عمومی کشور حتی برای همان چند ساعت اولیه که تصمیم به اعمال محدودیتهای ارتباطی گرفت، دستوری برای قطع خدمات روی شبکۀ ملی اطلاعات صادر نمیکرد. امروز ضروری است که دستگاههای ناظر به طور شفاف و جدی از مسئولانی که مطابق برنامه تکمیل شبکه را پیش نبردند، مردم پرسش و حتی تعقیب به واسطۀ ترک فعل قرار بگیرند؛ چرا که کسب و کارها و مردم ایران در حال آسیب دیدن هستند.
پیشرفت ۶۰ درصدی شبکۀ ملی اطلاعات چرا منجر به پایداری خدمات داخلی نشد؟
حال شاید سوال دیگری برای مخاطب به وجود بیاید، مبنی بر اینکه اگر ۶۰ درصد از شبکۀ ملی اطلاعات در حوزۀ وزارت ارتباطات تکمیل شده است، چرا هنوز پیامرسانهای داخلی تا حدودی محدود هستند یا سرویسهای بومی با چالش در ساعتهای اولیه مواجه شدند.
اینطور به نظر میرسد که مرکز ملی فضای مجازی در هماهنگی با دستگاههای ناظر با هدف حفظ جان و مال مردم در میدان برای چند ساعتی این تصمیم را اجرایی کرده است. فضای سایبر و حقیقی امروز در امتداد هم هستند، پستها و محتواهای داخل فضای مجازی حتماً تأثیر واقعی و فیزیکی دارند، دستگاههای مسئول در زمینۀ حفظ جان و مال مردم مسئول هستند، بنابراین به نظر میرسد که دلایلی مانند جلوگیری تشدید دو قطبیها، ممانعت از تبادل محتوای مغایر با نظم عمومی و برقراری سریعتر آرامش در کشور، سبب شد که چنین تصمیمی بگیرند.
ولی باید به این نکته هم توجه کرد که اگر شبکۀ ملی اطلاعات در همین اندازه هم پیشرفت نداشت، امروز بعد از چند ساعت امکان فعال سازی دوبارۀ خدمات سکوهای ایرانی وجود نداشت و کشور مانند سال ۱۳۹۸ با بحرانی جدی مواجه میشد، اگر شبکۀ ملی اطلاعات نداشتیم، امروز همۀ کسب و کارهای برخط ایرانی دچار فروپاشی شده بودند و امکان ادامۀ فعالیت نداشت. بنابراین تکمیل در همین اندازه هم امری مغتنم است اما باید تکمیل شود تا نقاط ضعف بهبود پیدا کند و در بحرانها دچار چالش نشویم.
کارشناسان فضای سایبر معتقدند که اعمال محدودیت بر سکوهای خارجی هم به دلیل سوء استفادۀ مالک سکو از قدرت مدیریتی خود، برای انتشار پرحجم محتوای ضد نظم عمومی، سوءگیریهای نادرست سکوهای خارجی، همچون رفتار عجیب هوش مصنوعی ایکس با اتفاقات این روزهای اخیر ایران و از همه مهمتر نقش غالب الگوریتمها در هدایت ذهنی است.
فقدان شبکۀ ملی اطلاعات چه چالشهایی دارد؟
۲ روز قبل بود که دامنۀ «com.» یکی از خبرگزاریهای بزرگ کشور با دلیل ادعایی دفاع از مردم ایران توسط دولت ترامپ مسدود شد. اگر شبکۀ ملی اطلاعات در همین سطح فعلی هم تکمیل نشده بود، این خطر وجود داشت که آمریکا همۀ راههای ارتباطی برخط میان مردم، جریان اطلاعرسانی و مدیریتی کشور را مسدود کند و یک صدایی مطلق ایجاد کند.
باید قبول کرد که اینترنت بینالملل یک زیرساخت آمریکایی است و اگر دولت این کشور چنین جمعبندی کند که دسترسی یک کشور به اینترنت خلاف منافع و خواستههای آمریکایی است، هیچ بعید نیست که پا را فراتر از فیلترینگ کانالها و سایتها در شبکههای اجتماعی آمریکایی یا دامنههای بینالمللی بگذارد و همۀ دسترسی را هدف قرار دهد. کشوری که همۀ سکوها و خدمات برخط آن روی اینترنت جهانی (آمریکایی) باشد، در برابر تصمیمات یکجانبۀ آمریکا بسیار آسیبپذیر خواهد بود و هر آن امکان دارد، از هرگونه دسترسی دیجیتال محروم شود.
همانطور که تا چند سال قبل که تبادل تجاری با ارزهای ملی یا پیمانهایی نظیر بریکس و شانگهای وجود نداشت، آمریکاییها با استفاده از قدرت دلار، هر کشوری را که اراده میکردند، تقریباً به مرحلۀ فلج میرساندند. هرگز اینطور نیست که قطعی یا اختلال احتمالی فقط از سوی سیاستگذار داخلی باشد، این احتمال به طور جدی برای کشورهای فاقد شبکۀ ملی اطلاعات وجود دارد که آمریکا برای فشار به آنها، دسترسی مردم آن کشور به شبکه را قطع کند.
این خطر برای کشورهایی که شبکههای اجتماعی را بستر تجارت خُرد و تولید محتوای کاربران خود هم قرار میدهند، به طور جدی وجود دارد، هیچ مدیریت صحیحی در سراسر دنیا قبول نمیکند که مدیریت بازار مجازی خود را واگذار به غیر کند، همانطور که در فضای حقیقی نمیپذیرد که یک تبعۀ خارجی را مدیر بازارهای بومی خود قرار دهد.
انتهای پیام/