صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۴:۰۴ | ۲۲ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |
یک روان‌درمانگر در گفت‌وگو با آناتک:

بازی‌های قابل پیش‌بینی‌ به کاهش تنش کمک می‌کنند

بازی‌های ویدئویی آرامش‌بخش با ایجاد فضایی قابل پیش‌بینی و تقویت احساس شایستگی و عاملیت می‌توانند به کاهش تنش و ایجاد آرامش ذهنی کمک کنند؛ با این حال، تأثیر این بازی‌ها بر همه افراد یکسان نیست و به ویژگی‌های فردی و نحوه استفاده از آنها بستگی دارد. یک روان‌درمانگر توضیح می‌دهد که نحوه استفاده از این بازی‌ها و در نظر گرفتن احساس افراد بعد از به پایان رساندن بازی، در تعیین کاهش تنش و استرس تاثیر دارد.
کد خبر : 1089753

پس از یک روز خسته‌کننده، انجام بازی‌های ویدئویی می‌تواند راهی برای گذراندن اوقات فراغت و کاهش فشارهای روزمره باشد. برخی از این بازی‌ها با فراهم کردن محیطی آرام و به دور از رقابت و ارزیابی اجتماعی، این امکان را به بازیکن می‌دهد که بدون نگرانی از قضاوت دیگران، فعالیتی لذت‌بخش را تجربه کند. با این حال، آرامش‌بخش بودن فضای یک بازی لزوماً به معنای تأثیر مثبت آن بر همه افراد نیست و این بازی‌ها نباید جایگزینی برای رو در رو شدن با مشکلات و فرار از واقعیت باشد. مریم ناطقی، دکترای روان‌شناسی سلامت و روان‌درمانگر کودک، نوجوان و خانواده، در گفت‌وگو با آناتک به بررسی موضوع تأثیر بازی‌های ویدئویی آرامش‌بخش بر سلامت روان می‌پردازد.

از نظر روان‌شناسی، چرا بعضی بازی‌های کامپیوتری و تصویری حس امنیت ایجاد می‌کنند و استرس را کاهش می‌دهند؟

بعضی بازی‌های دیجیتال با ایجاد تجربه‌ای از پیش‌بینی‌پذیری، اختیار و احساس تسلط می‌توانند به کاهش تنش کمک کنند. در زندگی روزمره، افراد همیشه بر شرایط و پیامد‌های اتفاق‌ها کنترل ندارند؛ اما در بسیاری از بازی‌ها می‌توانند انتخاب کنند، محیط را تغییر دهند و نتیجه تصمیم‌هایشان را ببینند. این تجربه ممکن است احساس عاملیت و شایستگی را تقویت کند.

همچنین بعضی بازی‌ها فضای رقابتی یا ارزیابی اجتماعی ندارند و فرد می‌تواند بدون نگرانی از قضاوت دیگران، فعالیتی لذت‌بخش را تجربه کند. البته این اثر برای همه یکسان نیست و به نوع بازی، ویژگی‌های فرد و شرایط روانی او بستگی دارد. بازی‌های رقابتی یا پرفشار حتی ممکن است تنش را افزایش دهند.

 چرا افراد هنگام انجام بازی‌های آرامش‌بخش از افکار مزاحم روزمره فاصله می‌گیرند؟

هنگام بازی، توجه فرد به فعالیتی مشخص معطوف می‌شود و فرایند‌هایی مانند تصمیم‌گیری، حل مسئله و دنبال‌کردن قواعد، منابع شناختی او را درگیر می‌کند. در نتیجه، افکار تکراری و نگرانی‌ها ممکن است برای مدتی کمتر در مرکز توجه قرار بگیرند. 

برای مثال، نوجوانی که پس از یک روز دشوار مدرسه مدام اتفاق ناخوشایندی را مرور می‌کند، ممکن است هنگام انجام یک بازی خلاقانه از این چرخه فکری فاصله بگیرد.

این فاصله‌گرفتن لزوماً به معنای فرار از مسئله نیست. گاهی فرد برای بازیابی آرامش و رویارویی مؤثرتر با یک موقعیت دشوار به چنین فرصتی نیاز دارد، اما باید میان کاهش موقت افکار ناخوشایند و حل‌شدن مسئله تفاوت قائل شد؛ ممکن است فرد هنگام بازی احساس بهتری پیدا کند، درحالی‌که مسئله اصلی همچنان نیازمند توجه است.

 چه ویژگی‌هایی در طراحی بازی باعث می‌شود تجربه‌ای آرامش‌بخش شکل بگیرد؟

ریتم آرام، نبود فشار زمانی شدید، امکان انتخاب و خلاقیت، چالش متناسب با توانایی فرد و بازخورد‌های قابل‌پیش‌بینی می‌توانند به ایجاد تجربه‌ای آرامش‌بخش کمک کنند. بازی‌هایی که امکان ساختن، طراحی یا حل معما‌های ساده را فراهم می‌کنند، ممکن است احساس پیشرفت و تسلط را تقویت کنند.

از نظر روان‌شناختی، تناسب میان توانایی فرد و میزان چالش اهمیت دارد؛ چالش بیش از حد ممکن است اضطراب ایجاد کند و فعالیت بیش از حد ساده نیز ممکن است خسته‌کننده باشد.

بااین‌حال، ظاهر آرام بازی به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست. برخی بازی‌ها با وجود فضای بصری دلپذیر، از پاداش‌های مکرر و سازوکار‌هایی استفاده می‌کنند که ادامه‌دادن بازی را تشویق می‌کنند؛ بنابراین باید هم محتوای بازی و هم نحوهٔ طراحی آن را در نظر گرفت.

آیا این بازی‌ها به بهبود خلق‌وخو در کودکان و نوجوانان کمک می‌کنند؟

پژوهش‌ها نتایج امیدوارکننده‌ای درباره برخی بازی‌های دیجیتال نشان داده‌اند، اما شواهد به نوع بازی، گروه مورد مطالعه و پیامد مورد بررسی بستگی دارد. برای مثال، مرور نظام‌مند Wols و همکاران که در سال ۲۰۲۴ در مجله Clinical Psychology Review منتشر شد، ۱۴۵ مطالعه تصادفی‌سازی‌شده درباره بازی‌های دیجیتال و سلامت روان افراد ۶ تا ۲۴ سال را بررسی کرد. نتایج از ظرفیت برخی بازی‌ها برای کمک به پیامد‌هایی مانند اضطراب، افسردگی و عاطفه لحظه‌ای حمایت می‌کرد؛ بااین‌حال، نویسندگان بر نیاز به پژوهش‌های دقیق‌تر و هماهنگی بیشتر در روش‌های ارزیابی تأکید کردند. 

بنابراین، نمی‌توان نتایج بازی‌های درمانی یا هدفمند را به همه بازی‌های معمولی تعمیم داد. همچنین آرامش کوتاه‌مدت با بهبود پایدار سلامت روان یکسان نیست.

در کودکان، تجربه موفقیت، خلاقیت و یادگیری اهمیت دارد؛ در نوجوانان، نیاز به استقلال، احساس شایستگی، هویت‌یابی و ارتباط با همسالان نیز پررنگ‌تر می‌شود. بااین‌حال، این تفاوت‌ها به معنای اثبات اثر یکسان یا متفاوت برای همه افراد در هر گروه سنی نیست.

نقش والدین نیز فقط محدودکردن زمان بازی نیست. آگاهی از محتوای بازی، توجه به خواب و فعالیت‌های روزمره و گفت‌و‌گو درباره تجربه هیجانی فرزند اهمیت دارد. پرسش‌هایی مانند «این بازی چه حسی به تو می‌دهد؟» می‌تواند به شناخت بهتر تجربه نوجوان کمک کند. در کنار این همراهی، حفظ تعادل میان بازی، خواب، تحصیل، فعالیت بدنی و ارتباطات اجتماعی ضروری است.

بهتر است بازی را یکی از ابزار‌های تنظیم هیجان بدانیم، نه تنها راه آرام‌شدن. انتخاب بازی متناسب با سن و ویژگی‌های فرد، توجه به محتوای آن و حفظ تعادل میان بازی و سایر فعالیت‌های زندگی اهمیت دارد

چگونه می‌توان از اثرات مثبت این بازی‌ها بهره برد؟

بهتر است بازی را یکی از ابزار‌های تنظیم هیجان بدانیم، نه تنها راه آرام‌شدن. انتخاب بازی متناسب با سن و ویژگی‌های فرد، توجه به محتوای آن و حفظ تعادل میان بازی و سایر فعالیت‌های زندگی اهمیت دارد.

همچنین باید به وضعیت فرد پس از بازی توجه کنیم: آیا آرام‌تر شده و آمادگی بیشتری برای بازگشت به فعالیت‌های روزمره دارد؟ آیا می‌تواند به مسئله‌ای که او را ناراحت کرده فکر کند؟ یا احساس می‌کند باید بازی را ادامه دهد تا با ناراحتی خود مواجه نشود؟

در مورد کودکان و نوجوانان، لازم است در کنار فرصت استراحت و بازی، امکان صحبت‌کردن درباره احساسات نیز وجود داشته باشد. هدف این نیست که هر احساس ناخوشایندی را فوراً از بین ببریم؛ بلکه می‌خواهیم فرد به‌تدریج راه‌های متنوعی برای شناخت، تحمل و تنظیم هیجان‌هایش پیدا کند.

آیا همه افراد از این بازی‌ها اثر یکسانی می‌گیرند؟ تفاوت‌های فردی و شخصیتی چه نقشی دارند؟

خیر. پاسخ افراد به بازی تحت تأثیر خلق‌وخو، نیاز‌های روان‌شناختی، تجربه‌های قبلی و شرایط زندگی قرار دارد. فردی که از رقابت و فشار زمانی مضطرب می‌شود، ممکن است بازی آرام و بدون رقابت را ترجیح دهد؛ درحالی‌که فرد دیگری از حل چالش‌های دشوار یا بازی گروهی لذت بیشتری ببرد.

برای بعضی افراد، بازی فرصتی برای تجربه حس استقلال و توانمندی است؛ برای برخی دیگر، راهی برای ارتباط با دیگران یا فاصله‌گرفتن موقت از فشار‌های روزانه. حتی کارکرد بازی برای یک فرد ممکن است در دوره‌های مختلف زندگی تغییر کند.

نکته مهم این است که رابطه میان بازی و وضعیت روانی همیشه یک‌طرفه نیست. گاهی فرد به علت اضطراب، تنهایی یا فشار‌های روزمره بیشتر به بازی روی می‌آورد. بنابراین، زیاد بازی‌کردن به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که بازی علت ناراحتی فرد است؛ ممکن است بازی راهی باشد که او برای کنارآمدن با شرایط دشوار پیدا کرده است.

آیا استفاده از بازی برای آرامش می‌تواند به راهی برای روبه‌رو نشدن با مشکلات روزمره و فرار از واقعیت تبدیل شود؟

بله. باید میان فاصله‌گرفتن موقت از فشار و اجتناب مداوم از تجربه‌های دشوار تفاوت قائل شویم. گاهی فرد برای مدتی بازی می‌کند تا تنش او کاهش یابد و سپس بتواند با مسئله مواجه شود. این استفاده می‌تواند سازگارانه باشد، اما اگر فرد هر بار که با اضطراب، تعارض، تنهایی یا احساس شکست مواجه می‌شود به بازی پناه ببرد و به‌تدریج از حل مسئله یا برقراری ارتباط اجتناب کند، بازی ممکن است به بخشی از چرخه اجتناب تبدیل شود.

برای مثال، نوجوانی که پس از اختلاف با دوستش کمی بازی می‌کند تا آرام شود و بعد برای حل اختلاف اقدام می‌کند، با نوجوانی که هر بار از روابطش آسیب می‌بیند به بازی پناه می‌برد و به‌تدریج ارتباطاتش را کنار می‌گذارد، تجربه یکسانی ندارد.

در حالت دوم، بازی ممکن است در کوتاه‌مدت ناراحتی را کاهش دهد، اما در بلندمدت فرصت تمرین مهارت‌هایی مانند تحمل ناکامی، گفت‌و‌گو و حل تعارض را محدود کند؛ بنابراین باید دید بازی چه نقشی در شیوه مواجهه فرد با احساسات و مشکلات زندگی پیدا کرده است.

چه نشانه‌هایی هشدار می‌دهد که بازی دیگر آرامش‌بخش نیست و به فرار تبدیل شده است؟

دشواری مکرر در متوقف‌کردن بازی، اختلال در خواب و مسئولیت‌های روزمره، کاهش ارتباط با خانواده و دوستان، کنارگذاشتن علایق قبلی و ادامه بازی با وجود پیامد‌های منفی، از نشانه‌هایی هستند که باید به آنها توجه کرد.

از نظر هیجانی نیز اگر فرد احساس کند تنها راه آرام‌شدن او بازی است و برای مواجهه با هر احساس دشواری ناچار است به آن پناه ببرد، بهتر است بررسی کنیم که آیا راه‌های دیگری برای تنظیم هیجان در اختیار دارد یا خیر.

البته مدت‌زمان بازی به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری کافی نیست. سازمان جهانی بهداشت در طبقه‌بندی ICD-۱۱، اختلال بازی را با دشواری در کنترل بازی، اولویت‌یافتن آن نسبت به فعالیت‌ها و علایق دیگر و ادامه‌دادن آن با وجود پیامد‌های منفی تعریف می‌کند؛ به‌شرط آنکه این الگو به اختلال قابل‌توجه در عملکرد فرد منجر شود و معمولاً دست‌کم ۱۲ ماه تداوم داشته باشد. 

در مورد کودکان و نوجوانان، به‌جای تمرکز صرف بر حذف بازی، بهتر است کنجکاو شویم که این رفتار چه کارکردی دارد. آیا نوجوان در بازی احساس توانمندی می‌کند؟ آیا در روابط واقعی احساس تنهایی یا طردشدن دارد؟ آیا بازی تنها فضایی است که در آن احساس کنترل می‌کند؟

ارسال نظر
captcha