صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۰۰ | ۰۹ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |

آموزش با معلم مجازی؛ زنگ خطری برای نسل آینده

در میان تصمیمات اضطراری، آموزش ساده‌ترین گزینه برای تعطیلی شده است؛ غافل از آنکه استمرار و انضباط، ستون‌های پنهان نظام تربیتی‌اند. تضعیف این دو، نه‌تنها یادگیری امروز، بلکه فرهنگ قانون‌پذیری فردا را تهدید می‌کند.
کد خبر : 1028815

به گزارش خبرنگار آنا، در سال‌های اخیر، تعطیلی مدارس از یک اتفاق استثنایی به پدیده‌ای تکرارشونده و عادی تبدیل شده است. آلودگی هوا، برودت هوا، کمبود انرژی و شرایط اضطراری، هر کدام بهانه‌ای برای تعطیلی آموزش حضوری شده‌اند. آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، پیامد‌های عمیق آموزشی، روانی و اجتماعی این تعطیلی‌های مکرر بر نسل دانش‌آموزان است؛ نسلی که هنوز از آسیب‌های دوران کرونا به‌طور کامل عبور نکرده است.

این در حالی است که در ظاهر، آموزش مجازی به‌عنوان جایگزین آموزش حضوری معرفی می‌شود، اما در عمل، بسیاری از دانش‌آموزان عملاً از چرخه‌ی آموزش خارج می‌شوند.

آموزش مجازی؛ راه‌حل یا مسکن موقت؟

بستر «شاد» که قرار بود راه‌حلی برای تداوم آموزش باشد، به دلایل مختلفی از جمله ضعف زیرساخت، قطعی‌های مکرر، کیفیت پایین محتوا و نبود تعامل مؤثر، نتوانسته نقش یک کلاس واقعی را ایفا کند. در نتیجه، تعطیلی رسمی مدارس اغلب به معنای تعطیلی کامل آموزش برای بخش بزرگی از دانش‌آموزان است.

یکی از معلمان مقطع متوسطه در این‌باره می‌گوید: وقتی مدرسه تعطیل می‌شود، روی کاغذ می‌گویند کلاس آنلاین برگزار شده، اما در واقعیت شاید نصف بچه‌ها هم آنلاین نشوند. حتی اگر بشوند، تمرکز ندارند، تعامل نیست، ارزشیابی واقعی وجود ندارد.

این مسئله زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که به تأثیرات دوران کرونا توجه کنیم. دانش‌آموزانی که در آن دوره با افت تحصیلی و ضعف پایه‌های آموزشی مواجه شدند، هنوز فرصت جبران کامل این عقب‌ماندگی را پیدا نکرده‌اند. بازگشت به آموزش حضوری برای این نسل، تنها به معنای یادگیری دروس نبود؛ بلکه فرصتی برای بازسازی مهارت‌های اجتماعی، تعامل با همسالان و بازگشت به فضای طبیعی مدرسه محسوب می‌شد.

یک مشاور مدرسه در این‌باره می‌گوید: ما هنوز داریم روی ضعف‌های پایه‌ای بچه‌های دوران کرونا کار می‌کنیم. دانش‌آموزی که خواندن و نوشتنش ضعیف است، با این تعطیلی‌ها عملاً رها می‌شود.

با این حال، تعطیلی‌های پی‌درپی بار دیگر این روند را مختل کرده است. دانش‌آموزان نه آموزش حضوری مستمر دارند و نه آموزش مجازی مؤثر. این وضعیت بلاتکلیف، انگیزه‌ی یادگیری را کاهش داده و شکاف آموزشی را عمیق‌تر می‌کند؛ شکافی که آثار آن در سال‌های آینده به‌وضوح نمایان خواهد شد.

بی‌تردید حفظ سلامت دانش‌آموزان اولویت انکارناپذیری است، اما انتظار می‌رود همزمان، برنامه‌ای دقیق و کارآمد برای تداوم آموزش نیز وجود داشته باشد. آموزش نباید اولین و ساده‌ترین گزینه برای تعطیلی باشد. اگر قرار است تعطیلی رخ دهد، باید زیرساختی وجود داشته باشد که «تعطیلی مدرسه» به معنای «تعطیلی یادگیری» نباشد.

دانش آموزان؛ «تعطیلی یعنی هیچی یاد نمی‌گیریم»

محمد، دانش‌آموز پایه نهم اظهار کرد: وقتی می‌گویند مدرسه تعطیل است، یعنی عملاً درس هم تعطیل می‌شود. شاد را باز می‌کنند ولی یا اینترنت نداریم یا معلم فقط حضور و غیاب می‌کند. امتحان که میاد، هیچی بلد نیستیم.

نرگس، دانش‌آموز پایه یازدهم گفت: بعد از کرونا تازه داشتیم به مدرسه عادت می‌کردیم، دوست پیدا کرده بودیم، انگیزه داشتیم. ولی هر هفته یه تعطیلی. آدم کلاً از درس زده می‌شود.

علی، دانش‌آموز ابتدایی به نقل از مادر بیان کرد: بچه‌ام اصلاً شاد رو جدی نمی‌گیرد. فکر می‌کند تعطیلی یعنی بازی. تمرکز یه بچه ۸ ساله پای موبایل واقعاً ممکن نیست.

معلمان؛ «نه ابزار داریم، نه اختیار»

معلمان نیز خود را قربانی این شرایط می‌دانند. از یک‌سو موظف به اجرای آموزش مجازی‌اند و از سوی دیگر، ابزار و زیرساخت لازم در اختیارشان نیست.

یک معلم دبستان گفت: تدریس حضوری یه هنر جداست، تدریس آنلاین هم یه مهارت دیگه. ما نه آموزش دیدیم، نه امکانات داریم.

دبیر ریاضی نیز بیان کرد: وقتی کلاس حضوری نباشد، متوجه ضعف دانش‌آموز نمی‌شویم. ریاضی با وویس و پیام متنی اصلاً جواب نمی‌دهد.

کارشناسان آموزشی معتقدند تعطیلی‌های مکرر تنها به افت تحصیلی منجر نمی‌شود، بلکه آثار روانی و اجتماعی جدی نیز دارد. کاهش انگیزه، افزایش اضطراب، افت مهارت‌های ارتباطی و حتی انزوای اجتماعی از جمله پیامد‌های این وضعیت است.

یک روان‌شناس کودک و نوجوان می‌گوید: مدرسه فقط محل آموزش نیست، فضای رشد اجتماعی و عاطفی بچه‌هاست. حذف مکرر این فضا آسیب‌زاست.

آموزش؛ اولین گزینه تعطیلی؟

سؤال اساسی اینجاست؛ چرا آموزش همواره اولین بخشی است که تعطیل می‌شود؟ آیا نمی‌توان برای شرایط بحرانی، راه‌حل‌های پایدارتر و مؤثرتری اندیشید؟ کارشناسان تقویت واقعی زیرساخت آموزش مجازی، برنامه جبرانی رسمی و الزامی، اولویت‌بندی تعطیلی‌ها بر اساس مقطع تحصیلی و شفافیت در تصمیم‌گیری و اطلاع‌رسانی را پیشنهاد می‌دهند.

تعطیلی‌های پی‌درپی مدارس، آموزش را به وضعیتی معلق و نامطمئن کشانده است. دانش‌آموزان یاد نمی‌گیرند، والدین نگران‌اند و معلمان فرسوده شده‌اند. در چنین شرایطی، نمی‌توان تنها با اعلام «آموزش مجازی برقرار است» از کنار مسئله عبور کرد. اگر قرار است مدرسه تعطیل شود، باید اطمینان حاصل شود که آموزش تعطیل نمی‌شود. آینده‌ی این کشور، در کلاس‌های امروز ساخته می‌شود؛ کلاس‌هایی که این روز‌ها بیش از هر زمان دیگری، خالی مانده‌اند.

شکستن ساختار آموزشی، اولین ضربه به عملکرد دانش‌آموزان

مداحی، مؤسس نظام روان‌شناسی در تحلیلی درباره پیامد‌های تغییر ناگهانی سبک زندگی دانش‌آموزان و دانشجویان در گفت‌وگو با خبرنگار آنا تأکید می‌کند که آموزش تنها انتقال محتوا نیست، بلکه بر یک ساختار منسجم از نظم، الزام و حضور اجتماعی استوار است. به گفته او، زمانی که سبک زندگی آموزشی طراحی می‌شود، دانش‌آموز خود را با مؤلفه‌هایی مانند زمان مشخص، فضای رسمی، وظایف روشن و حضور منظم تطبیق می‌دهد و این سازگاری، بخش مهمی از عملکرد تحصیلی را شکل می‌دهد.

به باور مداحی، زمانی که این ساختار به‌طور ناگهانی بر هم می‌خورد و آموزش از فضای رسمی مدرسه یا دانشگاه به محیط خانه منتقل می‌شود، اولین پیامد آن، فروپاشی نظم پیشین است. محیطی که پیش‌تر رسمی و اجتماعی بوده، به فضایی غیررسمی، عاطفی و احساسی تبدیل می‌شود و همین تغییر، بستر بروز آسیب‌های جدی در فرایند یادگیری را فراهم می‌کند.

آموزش بدون دیسیپلین، کارآمدی ندارد

این روان‌شناس با تأکید بر نقش محوری انضباط در نظام‌های آموزشی موفق جهان، خاطرنشان می‌کند که در کشور‌هایی مانند آلمان و ژاپن، دیسیپلین حتی بر محتوای آموزشی اولویت دارد. از نگاه او، آموزش مؤثر بدون استمرار نظم و الزام عملاً امکان‌پذیر نیست.

مداحی معتقد است تعطیلی‌های مکرر، آموزش غیرحضوری و فضا‌های آموزشی غیررسمی، به‌طور مستقیم دیسیپلین را تضعیف می‌کند. در چنین شرایطی، الزام به حضور، انجام تکالیف و تعهد به قواعد آموزشی کمرنگ می‌شود و همین مسئله، زیربنای نظام تربیتی را دچار اختلال می‌کند.

خانه، جایگزین مدرسه نیست

به گفته مؤسس نظام روان‌شناسی، مدرسه و دانشگاه تنها محل آموزش دروس نیستند، بلکه نقش اساسی در جامعه‌پذیری و فرهنگ‌سازی دارند. دانش‌آموز در این فضا‌ها یاد می‌گیرد چگونه در چارچوب قوانین جمعی زندگی کند، مسئولیت‌پذیر باشد و خود را جزئی از جامعه بداند.

وی هشدار می‌دهد که انتقال آموزش به فضای خانه، این فرایند جامعه‌سازی را عملاً مختل می‌کند. در خانه، نه ساختار اجتماعی مدرسه وجود دارد و نه آن نظام هنجاری که به شکل طبیعی رفتار دانش‌آموز را هدایت می‌کند. از سوی دیگر، محتوایی که برای شرایط خاص آموزشی طراحی شده، در بستری متفاوت ارائه می‌شود و همین ناهماهنگی، کارایی آموزش را کاهش می‌دهد.

فضای عاطفی خانه، لزوماً فضای آموزشی سالم نیست

مداحی با اشاره به تفاوت ماهوی فضای خانه و مدرسه، توضیح می‌دهد که محیط خانه سرشار از روابط عاطفی و احساسی است که لزوماً همیشه مثبت نیست. تنش‌های خانوادگی، اختلافات والدین یا حتی فضای بیش از حد صمیمی، می‌تواند تمرکز دانش‌آموز را مختل کند و او را از نظم ذهنی موردنیاز برای یادگیری دور سازد.

به گفته وی، این تغییر اتمسفر، آسیب مستقیمی به عملکرد تحصیلی وارد می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت که دانش‌آموز در چنین فضایی همان کارکردی را داشته باشد که در یک محیط رسمی و قانون‌مند آموزشی دارد.

شکستن تابوی مدرسه، پیامد پنهان تصمیمات رسمی

یکی از مهم‌ترین هشدار‌های مداحی، مربوط به شکسته شدن تابوی مدرسه در ذهن کودکان و نوجوانان است. او توضیح می‌دهد که در سنین پایین، قوانین برای کودکان مطلق و غیرقابل تخطی هستند. رفتن به مدرسه، حضور به‌موقع و تبعیت از قواعد، به‌عنوان اصولی تغییرناپذیر در ذهن آنها نهادینه می‌شود.

اما زمانی که نظام رسمی کشور خود این قواعد را به‌راحتی کنار می‌گذارد و پیام «خیلی هم جدی نیست» را منتقل می‌کند، این تابو فرو می‌ریزد. در نتیجه، دانش‌آموز به این نتیجه می‌رسد که اگر بزرگ‌تر‌ها و مسئولان می‌توانند از قانون عبور کنند، او هم مجاز به این کار است. این تغییر ذهنیت، بنیان التزام به قانون را سست می‌کند.

افت انگیزه، نتیجه طبیعی بی‌ثباتی آموزشی

مداحی در ادامه تصریح می‌کند که تضعیف الزام، تعهد و استمرار، به‌طور مستقیم منجر به افت انگیزه تحصیلی می‌شود. وقتی دانش‌آموز احساس می‌کند حضور یا عدم حضور او تفاوتی ایجاد نمی‌کند و قواعد ثبات ندارند، انگیزه‌ای برای تلاش منظم باقی نمی‌ماند.

به باور وی، آسیب به استمرار آموزشی و انضباط، تنها یک مشکل کوتاه‌مدت نیست، بلکه آثار بلندمدتی بر فرهنگ‌پذیری، مسئولیت‌پذیری و حتی نگرش نسل آینده نسبت به قانون و نظم اجتماعی خواهد داشت.

استمرار و انضباط، ستون‌های فرایند آموزش

در جمع‌بندی این دیدگاه‌ها، مداحی تأکید می‌کند که استمرار و انضباط، دو مؤلفه اساسی در هر فرایند آموزشی موفق هستند. هرگونه خدشه به این دو اصل، نه‌تنها کیفیت آموزش را کاهش می‌دهد، بلکه فرایند تربیت اجتماعی و فرهنگی دانش‌آموزان را نیز با چالش‌های جدی مواجه می‌کند؛ چالش‌هایی که جبران آنها در آینده، به‌مراتب دشوارتر خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha