چرا نمیتوانیم خندهمان را متوقف کنیم؟
به گزارش خبرگزاری آنا؛ خنده را معمولا واکنشی به شوخی یا شادی میدانیم، اما بخش بزرگی از خندههای روزمره در تعامل با دیگران اتفاق میافتد. پس برای فهمیدن خندهای که نمیتوانیم متوقفش کنیم، باید اول ببینیم مغز در خنده معمولی چه نقشی دارد و بعد چه تفاوتی میان خنده خودبهخودی و خنده غیرارادی وجود دارد.
خنده همیشه به شوخی مربوط نیست
«سوفی اسکات»، استاد روانشناسی شناختی دانشگاه کالج لندن، و «فاوستو کاروانا»، پژوهشگر ارشد شورای ملی پژوهش ایتالیا و استاد دانشگاه پارما، در مقالهای در وبسایت «کانورسیشن» یادآوری میکنند که احتمال خندیدن افراد در حضور دیگران حدود ۳۰ برابر بیشتر از زمانی است که تنها هستند. همچنین، وقتی با کسی همراهیم که میشناسیم و دوستش داریم، بیشتر میخندیم.
خنده در گفتوگو اغلب راهی برای نشاندادن همراهی، توافق و درک متقابل است؛ گاهی هم به حفظ دوستی یا کاهش فشار روانی کمک میکند. خنده میتواند مسری باشد: دیدن یا شنیدن خنده فرد دیگر ممکن است تقریبا بهطور خودکار ما را هم بخنداند و به پیوند اجتماعی کمک کند.
به گفته این دو پژوهشگر، افراد بهطور متوسط در هر ده دقیقه گفتوگو حدود شش بار میخندند. این خندههای روزمره معمولا کوتاهاند، صدای بمتری دارند و بهسرعت آغاز میشوند و پایان مییابند. در مقابل، خندهای که فرد را از ادامه حرفزدن بازمیدارد، معمولا طولانیتر و زیرتر است و ممکن است با صداهای نامعمول، سوت یا جیغهای کوتاه همراه شود.
دو مسیر عصبی، دو نوع خنده
بررسی مغز هنگام خندیدن آسان نیست. خنده باعث حرکت زیاد بدن میشود و همین حرکت میتواند تصویربرداری مغزی، از جمله تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی یا افامآرآی، را دشوار کند. افزون بر این، خنداندن طبیعی افراد در محیط آزمایشگاه کار سادهای نیست.
اسکات و کاروانا در مقاله خود به مرور پژوهشهایی پرداختهاند که در آنها تحریک الکتریکی بخشهایی از مغز، در جریان مراقبت بالینی از بیماران مبتلا به صرع مقاوم به دارو، باعث خنده شده است. برخلاف بسیاری از روشهای تصویربرداری، تحریک الکتریکی دقیق است و حرکت بدن نتیجه آن را به همان شکل مختل نمیکند.
مرور این مطالعات شواهدی از دو شبکه مغزی مرتبط با خنده به دست میدهد. در یکی از آنها، شامل قشر کمربندی قدامی، قطب گیجگاهی و برخی نواحی زیرقشری، تحریک مغز با خندهای همراه میشود که احساس خوشایند و شادی دارد. شبکه دیگر بیشتر به نواحی حرکتی و پیشحرکتی مربوط است؛ تحریک آن میتواند خنده ایجاد کند، بدون آنکه لزوما احساس شادی همراهش باشد، و حتی ممکن است گفتار را مختل کند.
این یافتهها به معنای وجود دو «مرکز خنده» کاملا جدا و قطعی نیست؛ بلکه شواهدی از دو شبکه مغزی مرتبط با خنده ارائه میکنند. تحریک یکی از این شبکهها با خنده همراه با احساس خوشایند و شادی همراه بوده است، در حالی که تحریک شبکه دیگر، مرتبط با نواحی حرکتی و پیشحرکتی مغز، میتواند خندهای بدون احساس شادی ایجاد کند و حتی گفتار را مختل سازد.
چرا خنده مهارنشدنی با خنده معمولی فرق دارد؟
به گفته پژوهشگران، شبکه مرتبط با خنده خودبهخودی با سامانههای تولید صدا در انسان و دیگر پستانداران همپوشانی دارد. فعالشدن این شبکه در هنگام خنده خودبهخودی، زنجیرهای از واکنشهای شیمیایی عصبی را به راه میاندازد که سامانه اوپیوئیدی بدن، از جمله سامانههای مرتبط با احساس لذت و پاداش، را نیز درگیر میکند؛ موضوعی که ممکن است بخشی از احساس لذت و پاداش همراه خنده را توضیح دهد. این فرایند همچنین ممکن است بر سامانه سروتونین، که در تنظیم حساسیت به درد نقش دارد، اثر بگذارد و به کاهش موقت درد جسمی کمک کند.
در مقابل، خندهای که در گفتوگو برای همراهی یا تعامل اجتماعی به کار میرود، بیشتر با شبکههای مغزی مرتبط با حرکت ارادی پیوند دارد؛ شبکههایی که در کارهایی مانند حرفزدن نیز فعالاند. پژوهشی در سال ۲۰۲۲ درباره شکلهایی که مجرای صوتی هنگام خنده به خود میگیرد، نشان داد شکلهای مربوط به خنده گفتوگویی به شکلهای تولیدشده هنگام صحبتکردن شباهت دارند. خنده مهارنشدنی از این نظر متفاوت است و کنترل حرکتی سادهتری دارد.
این تفاوتها میتواند توضیح دهد که چرا بعضی خندهها بهراحتی در جریان گفتوگو آغاز و متوقف میشوند، اما بعضی دیگر برای مدتی کنترل را از دست فرد خارج میکنند. با این حال، پژوهش درباره سازوکار دقیق خنده همچنان ادامه دارد و نباید از این یافتهها نتیجه گرفت که هر خنده طولانی الزاما نشانه یک فرایند عصبی غیرطبیعی است.
وقتی خنده نشانه یک اختلال عصبی است
خنده طولانی پس از یک موقعیت بامزه، بهتنهایی نشانه بیماری نیست. اما در برخی شرایط، خنده یا گریه ناگهانی و مهارنشدنی میتواند با وضعیتی عصبی به نام «بیاختیاری عاطفی» (PBA) مرتبط باشد؛ اختلالی که در آن ابراز هیجان با حال درونی فرد تناسب ندارد. برای مثال، فرد ممکن است در موقعیتی اندوهبار بخندد، یا با محرکی کوچک واکنشی بسیار شدید نشان دهد. گاهی نیز خنده و گریه بهسرعت جای یکدیگر را میگیرند.
«انجمن سکته مغزی آمریکا» توضیح میدهد که این وضعیت میتواند در پی بیماریها یا آسیبهای عصبی، از جمله سکته مغزی، آسیب مغزی، اماس، بیماری پارکینسون، زوال عقل یا اسکلروز جانبی آمیوتروفیک رخ دهد. به نظر میرسد اختلال در ارتباطات عصبی تنظیمکننده ابراز احساسات در بروز آن نقش داشته باشد.
«کلینیک کلیولند» نیز توضیح میدهد که در بیاختیاری عاطفی، فرد ممکن است دچار دورههایی از خنده یا گریه ناگهانی و غیرارادی شود. این واکنشها گاهی بدون علت آشکار رخ میدهند و گاهی در پاسخ به یک محرک ایجاد میشوند، اما شدت آنها با موقعیت یا احساس درونی فرد تناسب ندارد.
یک مقاله موردی در مجله «عصبروانپزشکی و علوم اعصاب بالینی» نمونهای نادر از مردی را توصیف کرده است که پس از آسیب مغزی، بیش از ۲۰ سال نمیتوانست خندهاش را مهار کند؛ حتی زمانی که احساس شادی نداشت. این گزارش موردی نشان میدهد خنده میتواند در شرایط خاص از کنترل خارج شود، اما تجربهای استثنایی است و نباید آن را با خندههای معمول پس از شوخی یکی دانست.
خنده؛ رفتاری ساده با سازوکاری پیچیده
مطالعه خنده، فراتر از فهم یک واکنش روزمره، میتواند به شناخت بهتر پیوند اجتماعی، سرایت هیجان، ارتباط میان زبان و رفتار و سازوکارهای تنظیم درد کمک کند. به همین دلیل، خنده برای عصبشناسان فقط نشانه شادی نیست، بلکه راهی برای بررسی چگونگی همکاری شبکههای مغزی در رفتار و ارتباط انسانهاست.
انتهای پیام/