صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۰۴ | ۰۳ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |

ترند آرامش‌بخش بودن فرکانس A 432Hz چقدر با واقعیت همخوانی دارد

اگر زمان زیادی را در شبکه‌های اجتماعی بگذرانید، احتمالاً با ویدئوهایی روبه‌رو می‌شوید که ادعا می‌کنند گوش دادن به موسیقی تنظیم‌شده روی فرکانس A 432Hz می‌تواند آرامش عمیق، شفای جسمی و حتی هم‌راستایی با فرکانس‌های جهان هستی ایجاد کند. این ادعا در نگاه اول وسوسه‌انگیز است، اما شواهد علمی نشان می‌دهد که واقعیت، پیچیده‌تر از آن چیزی است که این ویدئوها القا می‌کنند.
کد خبر : 1058338

به گزارش «psypost»، «هرتز»، واحد اندازه‌گیری فرکانس است و نشان می‌دهد یک موج صوتی در هر ثانیه چند بار نوسان می‌کند. صدا به شکل موج در هوا حرکت می‌کند و هنگامی که به گوش می‌رسد، امکان شنیدن را فراهم می‌سازد. تعداد این نوسان‌ها، زیر و بمی صدا را تعیین می‌کنند. در کوک استاندارد، نت «لا» بالای «دوی میانی»، روی فرکانس ۴۴۰ هرتز تنظیم می‌شود. وقتی گفته می‌شود قطعه‌ای روی ۴۳۲ هرتز کوک شده است، یعنی این نت و در نتیجه سایر نت‌های موسیقی، اندکی بم‌تر از حد استاندارد قرار گرفته‌اند. طرفداران این ایده معتقدند ۴۳۲ هرتز به الگو‌های طبیعی‌تر و هارمونیک‌های بنیادین جهان نزدیک‌تر است و به همین دلیل می‌تواند آثار مثبتی بر ذهن و بدن داشته باشد.

تاریخچه این نوع ادعا‌ها

این تصور که صدا یا موسیقی می‌تواند انسان را شفا دهد یا با کیهان هم‌سو کند، موضوع تازه‌ای نیست. قرن‌ها پیش از ظهور شبکه‌های اجتماعی، یونانیان باستان میان صدا و ساختار جهان پیوند برقرار کرده بودند. فیثاغورث باور داشت نت‌های موسیقی بر پایه نسبت‌های عددی ساده شکل می‌گیرند؛ نسبت‌هایی که از نگاه او، بنیان نظم کیهانی نیز بودند

این تصور که صدا یا موسیقی می‌تواند انسان را شفا دهد یا با کیهان هم‌سو کند، موضوع تازه‌ای نیست. قرن‌ها پیش از ظهور شبکه‌های اجتماعی، یونانیان باستان میان صدا و ساختار جهان پیوند برقرار کرده بودند. فیثاغورث باور داشت نت‌های موسیقی بر پایه نسبت‌های عددی ساده شکل می‌گیرند؛ نسبت‌هایی که از نگاه او، بنیان نظم کیهانی نیز بودند. در ادامه، متفکران قرون وسطی و رنسانس این ایده را بسط دادند و از مفهوم «موسیقی سماوی» سخن گفتند؛ این باور که صدا می‌تواند انسان را با ارتعاشات سیارات و نوعی هارمونی کیهانی هماهنگ کند؛ هماهنگی‌ای که احساسات و سلامت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

شواهد علمی چه می‌گویند

با وجود جذابیت این روایت‌ها، شواهد علمی چندان از آن پشتیبانی نمی‌کنند. پژوهش‌های موجود نشان نمی‌دهند که یک فرکانس مشخص، به تنهایی اثری ویژه یا جادویی بر سلامت داشته باشد. در یکی از مطالعاتی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد، پژوهشگران، موسیقی متن فیلم‌ها را یک بار با فرکانس۴۴۰ هرتز و بار دیگر با فرکانس ۴۳۲ هرتز برای شرکت‌کنندگان پخش کردند. نتیجه اولیه نشان داد بعد از شنیدن نسخه ۴۳۲ هرتز، ضربان قلب و فشار خون افراد اندکی کاهش یافت. 

با این حال، این مطالعه محدودیت‌های مهمی داشت. تعداد شرکت‌کنندگان کم بود و شیوه انتخاب و تقسیم آنها نیز تصادفی نبود. در نتیجه، مشخص نیست که این تغییرات واقعاً ناشی از تفاوت فرکانس بوده یا بیشتر به انتظار ذهنی افراد، شرایط آزمایش یا اثر عمومی موسیقی آرام ارتباط داشته است. 

در واقع، پژوهش‌های جدید بیشتر این نکته را برجسته می‌کنند که اثر صدا و موسیقی بر سلامت، کمتر به یک عدد مشخص وابسته است و بیشتر با نحوه ادراک، تجربه و تفسیر شنونده ارتباط دارد.

نظریه همگام‌سازی امواج مغز

بخشی از محبوبیت این ادعا‌ها به نظریه‌ای مربوط است که می‌گوید اگر صدا‌هایی با الگو‌های خاص، مشابه امواج مغزی پخش شوند، مغز ممکن است با آنها همگام شود. برای مثال، امواج دلتا معمولاً با خواب عمیق و امواج آلفا با آرامش در حالت بیداری ارتباط دارند. بر همین اساس، برخی ادعا می‌کنند پخش صدا‌هایی در این محدوده‌ها می‌تواند مغز را به حالت آرام‌تر هدایت کند، اما شواهد مربوط به این فرضیه قطعی نیست. 

در یک مطالعه در سال ۲۰۱۷، پژوهشگران پس از پخش این نوع فرکانس‌ها، از جمله آنچه در قالب «ضربان‌های دوگوشی» شناخته می‌شود، تغییری در فعالیت الکتریکی مغز مشاهده نکردند. این یافته نشان می‌دهد که دست‌کم در شرایط آن آزمایش، همگام‌سازی ادعاشده به شکلی که معمولاً تبلیغ می‌شود، تأیید نشده است.

ضربان‌های دوگوشی؛ پدیده‌ای واقعی همراه با ادعا‌هایی اغراق‌آمیز

ضربان‌های دوگوشی یا «Binaural Beats»، خود موضوعی پرطرفدار در فضای مجازی است. در این حالت، دو فرکانس اندکی متفاوت به طور جداگانه در هر گوش پخش می‌شود و مغز اختلاف میان آنها را به صورت یک ضربان ریتمیک درک می‌کند. آنچه شواهد علمی نشان می‌دهد، این است که بدن انسان واقعاً می‌تواند تا حدی با ریتم‌های شنیداری هماهنگ شود. 

در مورد موسیقی تنظیم‌شده روی ۴۳۲ هرتز نیز همین منطق برقرار است. مغز انسان صدا‌ها را تنها به شکل داده‌های فیزیکی دریافت نمی‌کند، بلکه آنها را به‌عنوان نشانه‌هایی عاطفی تفسیر می‌کند. برای نمونه، وقتی افراد آرام هستند، معمولاً صدای آنها بم‌تر از زمانی است که هیجان‌زده، مضطرب یا تحت فشارند. به همین دلیل، صدا‌ها و نت‌های بم‌تر ممکن است برای بسیاری از شنوندگان آرامش‌بخش‌تر به نظر برسند

سامانه‌های فیزیولوژیک مانند تنفس و ضربان قلب، گاهی با الگو‌های ریتمیک صدا همسو می‌شوند. همین مسئله می‌تواند سطح برانگیختگی یا هوشیاری را کاهش دهد. به همین دلیل، بسیاری از افراد هنگام نیاز به آرامش، به موسیقی کندتر و ملایم‌تر گرایش پیدا می‌کنند. ریتم آهسته‌تر می‌تواند تنفس و ضربان قلب را آرام‌تر کند و در نتیجه، احساس آسودگی یا خواب‌آلودگی بیشتری به وجود آورد.

با این حال، این موضوع به معنای آن نیست که ضربان‌های دوگوشی اثری درمانی و منحصر‌به‌فرد دارند. نتایج یک مطالعه جدید نشان داده است که این صدا‌ها می‌توانند احساس آرامش را افزایش دهند و حتی بر فعالیت مغزی اثر بگذارند، اما نکته مهم این است که صدا‌های متحرک یا سه بعدی دیگر نیز تقریباً همین اثر را ایجاد کرده‌اند. پژوهشگران در نهایت به این جمع‌بندی رسیدند که این مزایا احتمالاً از ویژگی‌های کلی تجربه شنیداری ناشی می‌شود، نه از خصوصیت خاص ضربان‌های دوگوشی.

نقش تعیین‌کننده تجربه فردی

در این میان، ترجیحات شخصی و برداشت ذهنی نقش مهمی بازی می‌کنند. بسیاری از صدا‌هایی که در قالب ضربان‌های دوگوشی عرضه می‌شوند، با مدیتیشن، تمرین‌های تنفسی یا مانترا (نوعی ذکر) همراه هستند. همین همراهی می‌تواند انتظارات ذهنی مشخصی ایجاد کند و اثر آرام‌بخش تجربه را تقویت کند. به بیان دیگر، بخشی از آنچه افراد احساس می‌کنند، ممکن است نه از خود فرکانس، بلکه از معنایی ناشی شود که برای آن صدا قائل هستند.

در مورد موسیقی تنظیم‌شده روی ۴۳۲ هرتز نیز همین منطق برقرار است. مغز انسان صدا‌ها را تنها به شکل داده‌های فیزیکی دریافت نمی‌کند، بلکه آنها را به‌عنوان نشانه‌هایی عاطفی تفسیر می‌کند. برای نمونه، وقتی افراد آرام هستند، معمولاً صدای آنها بم‌تر از زمانی است که هیجان‌زده، مضطرب یا تحت فشارند. به همین دلیل، صدا‌ها و نت‌های بم‌تر ممکن است برای بسیاری از شنوندگان آرامش‌بخش‌تر به نظر برسند. این مسئله به آن معنا نیست که در عدد ۴۳۲ ویژگی خارق‌العاده‌ای نهفته است. در اصل، اگر موسیقی‌ای اندکی بم‌تر شنیده شود، ممکن است برای بعضی افراد حس آرامش بیشتری ایجاد کند؛ اثری که می‌توان آن را در بسیاری از صدا‌ها و قطعات دیگر نیز تجربه کرد، بی‌آنکه لزوماً به ۴۳۲ هرتز وابسته باشد.

ارسال نظر
captcha