صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۸:۲۰ | ۱۳ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |
استاد دانشگاه مک گیل کانادا در گفت‌وگو با آناتک:

فریب ظاهر سالم گیاهان را نخورید؛ ژن‌هایشان زخم‌های قدیمی را پنهان کرده‌اند

تفاوت‌های ژنتیکی در جمعیت‌های کوچک برجسته‌تر می‌‎شود. حتی جمعیت‌های گیاهی که امروز سالم به نظر می‌رسند، ممکن است آثار ژنتیکی شکست‌های گذشته را با خود حمل کنند. کاهش تنوع ژنتیکی و هم‌خونی بالا، می‌تواند توانایی آن‌ها برای مقابله با تغییرات آینده محیطی مانند بیماری‌ها یا تغییرات اقلیمی را محدود کند.
کد خبر : 1057166

 مطالعات جدید نشان می‌دهد جمعیت‌های گیاهی خودبارور که در گذشته دچار افت شدید جمعیتی شده‌اند، حتی اگر تعدادشان دوباره افزایش یافته باشد، ممکن است هنوز با محدودیت‌های ژنتیکی دست‌وپنجه نرم کنند. این محدودیت‌ها که در ژنوم ثبت می‌شوند، می‌توانند توانایی گیاهان برای سازگاری با تغییرات محیطی آینده، مانند بیماری‌ها، تغییرات اقلیمی یا تغییرات زیستگاهی، را کاهش دهند.

 پیش‌تر در مقاله‌ای که گزارش آن با عنوان «گیاهان آسیب‌های قدیمی را در ژن خود پنهان می‌کنند» در آناتک منتشر شده‌است؛ محققان دریافتند که جمعیت‌هایی که در گذشته دچار «گلوگاه‌ جمعیتی» (Population bottleneck) شدید شده‌اند یا فرصت کمی برای بازسازی تنوع ژنتیکی داشته‌اند، هم‌خونی بالاتر و تنوع ژنتیکی کمتری دارند. در مقابل، جمعیت‌هایی که افت جمعیتی خفیف‌تری تجربه کرده‌اند یا زمان بیشتری برای بازسازی داشته‌اند، ژنوم‌های متنوع‌تر و هم‌خونی کمتر دارند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که ظاهر سالم یک جمعیت نمی‌تواند تضمین‌کننده مقاومت آن در برابر چالش‌های آینده باشد و مدیریت حفاظتی باید فراتر از شمارش افراد یا بررسی وسعت زیستگاه باشد.

 به عبارت دیگر، ژن‌ها می‌توانند خاطره‌ای از گذشته جمعیت‌ها را حفظ کنند و اثرات رویداد‌های جمعیتی را نسل‌ها بعد منتقل کنند. این امر اهمیت ژنتیک را در برنامه‌ریزی حفاظت و مدیریت زیستگاه‌ها دوچندان می‌کند، به ویژه برای گونه‌هایی که قابلیت خودباروری دارند و می‌توانند جمعیت‌های جدید را با تعداد اندکی فرد بنیان‌گذاری کنند.

 برای بررسی بیشتر این موضوع و فهم اثرات طولانی‌مدت افت جمعیت بر ژن‌های گیاهان، با «پروفسور دنیل جی شون» (Prof. Daniel J Schoen) استاد «دانشگاه مک گیل» کانادا (McGill University) و از متخصص گیاه‌شناسی، گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

پرفسور دنیل جی شون  Prof. Daniel J Schoen

«رویداد بنیان‌گذاری» در جمعیت‌ها یعنی چه و چرا مهم است؟

 بنیان‌گذاری به این معناست که یک جمعیت جدید توسط تعداد کمی از افراد ایجاد می‌شود. چون فقط چند فرد در انتقال ویژگی‌های ژنتیکی نقش دارند، این موضوع باعث کاهش تنوع ژنتیکی و افزایش میزان هم‌خونی می‌شود. رویدادهای بنیان‌گذاری برای درک پویایی‌های متاپاپولیشن یا فراجمعیت در گونه‌ «گل دماغه» (Impatiens capensis) اهمیت زیادی دارند، جایی که جمعیت‌ها به‌طور مکرر دچار انقراض و سپس دوباره‌ بازتأسیس می‌شوند.

گل دماغه Impatiens capensis

چه روشی برای بررسی اثر این رویداد‌ها روی ژنتیک جمعیت‌های خودبارور به کار بردید؟

 ما تأثیر رویدادهای بنیان‌گذاری را با ترکیب تحلیل‌های ژنومیک جمعیت و استنباط جمعیتی بررسی کردیم. برای هر جمعیت، طیف فراوانی جایگاه‌ها (SFS) به‌صورت تاخورده (folded) را ساختیم و مدل‌های جمعیتی را برازش دادیم.
طیف فراوانی جایگاه‌ها (SFS) توزیع فراوانی الل‌ها را در میان جایگاه‌های چندشکل یا پلی‌مورفیک در یک نمونه توصیف می‌کند و نشان می‌دهد چه تعداد از انواع ژنتیکی در هر سطح از فراوانی رخ می‌دهند. این طیف، نمایی فشرده از تنوع ژنتیکی ارائه می‌دهد که تحت تأثیر جهش، انتخاب، رانش ژنتیکی و تاریخچه جمعیتی شکل گرفته است.

چرا «گل دماغه» را برای این مطالعه انتخاب کردید؟

 گونه‌ گل دماغه انتخاب شد چون دارای «کلیستوگامی دیمورفیک» است، یعنی هم گل‌های خودبارور و هم گل‌های دگرگشن (باروری مادگی یک گیاه با گیاه دیگر) تولید می‌کند. این ویژگی آن را به یک سیستم مناسب برای مطالعه‌ی برهم‌کنش بین خودباروری و پویایی‌های جمعیتی تبدیل می‌کند. همچنین، این گونه یک استعمارگر قوی در زیستگاه‌های تکه‌تکه‌شده است و این موضوع به ما اجازه داد بررسی کنیم که رویدادهای بنیان‌گذاری چگونه بر ساختار ژنومی تأثیر می‌گذارند.

«امضا‌های ژنومیک جمعیتی» چیست؟

 امضاهای ژنومیک جمعیتی به الگوهایی گفته می‌شود که در مقیاس کل ژنوم مشاهده می‌شوند. این الگوها بازتاب‌دهنده‌ فرایندهای جمعیتی زیربنایی مانند رویدادهای بنیان‌گذاری و گلوگاه‌های جمعیتی هستند. چنین امضاهایی شامل کاهش تنوع ژنتیکی، افزایش هم‌خونی، افزایش عدم تعادل پیوستگی، کاهش نوترکیبی مؤثر، وجود نواحی طولانی هموزیگوس در ژنوم، و خوشه‌بندی فضایی ریزمقیاس ژنوتیپ‌ها هستند.

شدت و مدت‌زمان گلوگاه‌های جمعیتی چه تاثیری روی جمعیت‌ها داشت؟

 یافته‌های ما نشان داد که جمعیت‌ها هم از نظر شدت و هم از نظر مدت‌زمان گلوگاه‌های جمعیتی با یکدیگر تفاوت دارند. جمعیت‌هایی که گلوگاه‌های شدیدتری را تجربه کرده‌اند و دوره‌های بازیابی کوتاه‌تری داشته‌اند، تنوع ژنتیکی کمتری، هم‌خونی بیشتری و عدم تعادل پیوستگی قوی‌تری نشان دادند.
در مقابل، جمعیت‌هایی که گلوگاه‌های خفیف‌تری داشته‌اند و دوره‌های بازیابی طولانی‌تری را طی کرده‌اند، تنوع ژنتیکی بیشتری را حفظ کرده و سطح هم‌خونی کمتری داشتند. این روابط با همبستگی‌های معنادار بین پارامترهای جمعیتی و شاخص‌های ژنومی پشتیبانی شدند.

مهم‌ترین تفاوت‌ها بین ۱۱ جمعیت در تنوع ژنتیکی و هموزیگوسیتی چه بود؟

 ما تنوع قابل‌توجهی میان جمعیت‌ها در تنوع نوکلئوتیدی (π) مشاهده کردیم که از مقادیر پایین تا متوسط متغیر بود، و همچنین در ضرایب هم‌خونی که از مقادیر کم تا بسیار بالا تغییر می‌کردند. علاوه بر این، برخی جمعیت‌ها تنوع نسبتاً بالا نشان دادند، در حالی که برخی دیگر به‌شدت دچار هم‌خونی بودند و کاهش تنوع را نشان می‌دادند.

نرخ نوترکیبی چگونه با الگو‌های ژنومیک مرتبط بود؟

 نرخ نوترکیبی در میان جمعیت‌ها به‌طور گسترده‌ای متفاوت بود و ارتباط قوی‌ای با تاریخچه‌ی جمعیتی داشت. جمعیت‌هایی که گلوگاه‌های شدیدتری را تجربه کرده بودند و سطح هم‌خونی بالاتری داشتند، نرخ‌های نوترکیبی مؤثر کمتری و عدم تعادل پیوستگی قوی‌تری نشان دادند. در مقابل، جمعیت‌هایی که گلوگاه‌های خفیف‌تری داشته‌اند و دوره‌های بازیابی طولانی‌تری را طی کرده‌اند، نرخ‌های نوترکیبی بالاتری داشتند. این الگو نشان‌دهنده‌ی تأثیر کاهش اندازه‌ مؤثر جمعیت و خودباروری بر پویایی‌های نوترکیبی است.

بررسی نواحی هموزیگوس چه چیز‌هایی درباره تاریخچه جمعیتی نشان داد؟

 نواحی پیوسته‌ تفاوت‌های واضحی را در میزان هم‌خونی اخیر میان جمعیت‌ها نشان دادند. جمعیت‌هایی که هم‌خونی بالایی داشتند، بخش‌های طولانی‌تری را نشان می‌دادند که بیانگر وقوع رویدادهای هم‌خونی اخیر یا تکرارشونده است. در مقابل، جمعیت‌هایی که نواحی کوتاه‌تر یا کمتری داشتند، نشانه‌هایی از هم‌خونی کمتر در زمان‌های اخیر یا دوره‌های بازیابی طولانی‌تر را نشان دادند. این الگوها، مانند برخی مواردی که پیش‌تر اشاره شد، اطلاعاتی درباره‌ زمان‌بندی و شدت رویدادهای جمعیتی ارائه می‌دهند.

نتایج شما با پیش‌بینی‌های نظری درباره جمعیت‌های خودبارور چقدر مطابقت داشت؟

 نتایج ما تا حد زیادی با پیش‌بینی‌های نظری برای گونه‌ای که مستعد تجربه‌ی رویدادهای بنیان‌گذاری است، هم‌خوانی داشت. نظریه پیش‌بینی می‌کند که جمعیت‌های خودباروری که دچار گلوگاه‌های جمعیتی می‌شوند، کاهش در تنوع ژنتیکی، افزایش عدم تعادل پیوستگی و کاهش نوترکیبی را نشان می‌دهند.

در نهایت، مطالعه شما چه تصویری از تنوع و ساختار ژنومی جمعیت‌های تازه بنیان‌گذاری شده ارائه می‌دهد؟

 مطالعه‌ ما دامنه‌ای از وضعیت‌های مختلف در تنوع ژنتیکی و هم‌خونی را در میان جمعیت‌هایی که بررسی کردیم نشان می‌دهد. این تنوع به‌احتمال زیاد به شدت و تازگی رویدادهای بنیان‌گذاری مربوط است.

 به‌طور کلی، مطالعه‌ی ما نشان می‌دهد که جمعیت‌های گیاهی خودبارور مجموعه‌ای هماهنگ از امضاهای ژنومی را نشان می‌دهند که احتمالاً بازتابی از تاریخچه‌های جمعیتی آن‌هاست و پیامدهای مهمی برای سازگاری و حفاظت دارد. برای مثال، کاهش نوترکیبی مؤثر و افزایش عدم تعادل پیوستگی، پاسخ‌های سازشی را محدود می‌کند، زیرا گسترش جهش‌های سودمند، برای مثال جهش‌هایی که ممکن است برای سازگاری با تغییرات اقلیمی مهم باشند را محدود می‌سازد. همچنین، افزایش بار ژنتیکی خطر انقراض را افزایش می‌دهد.

ارسال نظر
captcha