چگونه اینستاگرام حواسپرتی را به نشانه ADHD تبدیل میکند
شبکههای اجتماعی به یکی از مسیرهای دسترسی کاربران به اطلاعات روانشناسی تبدیل شدهاند؛ مسیری که در کنار محتوای آموزشی و آگاهیبخش، گاهی با معرفی نشانههای اختلالهای روانی، کاربران را به بررسی وضعیت خود و اطرافیانشان ترغیب میکند. در این میان، انتشار مطالبی با مضمون «اگر حواست پرت میشود، به احتمال زیاد ADHD داری» یا «اگر وسایلت را مرتب چک میکنی، ممکن است وسواس داشته باشی» میتواند مخاطب را به این تصور برساند که رفتارهای روزمرهاش نشانه یک اختلال است.
اما آیا وجود یک نشانه برای تشخیص اختلال روانشناختی کافی است؟ چرا کاربران با دیدن چنین محتواهایی درباره سلامت روان خود نگران میشوند و چه تفاوتی میان رفتارهای عادی و نشانههای اختلال وجود دارد؟
ناصر آقابابایی، روانشناس و عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه قرآن و حدیث، در گفتوگو با آناتک به بررسی دلایل توجه کاربران به محتوای روانشناسی شبکههای اجتماعی، تفاوت رفتارهای عادی با اختلالهای روانشناختی و اعتبار آزمونهای آنلاین پرداخته شده است.
چرا کاربران با دیدن چند نشانه در اینستاگرام خودشان را مبتلا به اختلال تصور میکنند؟
توجه ما به این نوع گزارهها ترکیبی از چند ویژگی شخصی است. یکی از این ویژگیها کنجکاوی است. وقتی با مطالبی درباره موضوعات مختلف روبهرو میشویم، دوست داریم آنها را دنبال کنیم؛ اما کنجکاوی به تنهایی کافی نیست و عوامل دیگری هم در این میان نقش دارند.
یکی از این عوامل نگرانی است. بسته به موضوع، نگرانی افراد میتواند متفاوت باشد. وقتی موضوع به سلامت مربوط میشود، حساسیت بیشتری داریم؛ چون مسئله به بدن و وضعیت خودمان ارتباط پیدا میکند. نگرانی در افراد مختلف شدت متفاوتی دارد و میتواند ریشههای شخصیتی داشته باشد.
در واقع، با مجموعهای از عوامل مواجه هستیم که وزن آنها با توجه به موضوع تغییر میکند. در یک موضوع ممکن است کنجکاوی نقش بیشتری داشته باشد و در موضوعی مانند سلامت، نگرانی پررنگتر شود. فردی که نگرانی بیشتری دارد، ممکن است با دیدن یک مطلب درباره نشانههای اختلال، آن را تا انتها دنبال کند و حتی درگیر آن شود.
محتوای روانشناسی شبکههای اجتماعی چقدر میتواند نگرانی کاربران را افزایش دهد؟
در مثالهایی که درباره سلامت مطرح میشوند، به طور معمول مطالب صفحههای اینترنتی و شبکههای اجتماعی چیزی جز تقویت همان نگرانی به همراه ندارند. ممکن است اطلاعات تخصصی و علمی در این صفحهها بسیار کم باشد.
باید توجه کنیم که بسیاری از این صفحهها، صفحههای شخصی هستند. حتی در دستهبندی آنها از عنوانهایی مانند «پرسونال بلاگ» استفاده میشود. در صفحه شخصی لزوماً اطلاعات تخصصی منتشر نمیشود؛ ممکن است مطالبی با رنگوبوی علمی وجود داشته باشد، اما نمیتوان فقط بر اساس ظاهر محتوا به تخصصیبودن آن اعتماد کرد.
اگر فردی با دیدن یک مطلب نگران شود، چه در مسائل جسمانی و چه در مسائل روانشناختی، باید برای بررسی وضعیت خود به متخصص مراجعه کند؛ نه اینکه با دنبالکردن مطالب پراکنده در شبکههای اجتماعی، نگرانیاش را افزایش دهد.
چرا برخی محتواها با چند نشانه ساده، مخاطب را به داشتن اختلال مشکوک میکنند؟
باید انگیزه تولیدکنندگان این محتواها را هم در نظر بگیریم. برخی افراد نشانههایی را کنار هم قرار میدهند و منتشر میکنند، فقط با این انگیزه که صفحهشان دیده شود. نمیتوان این انگیزه را نادیده گرفت.
البته نمیخواهیم بگوییم همه تولیدکنندگان چنین انگیزهای دارند یا هیچکدام قصد آموزش و آگاهیبخشی ندارند. ممکن است بعضی افراد در کنار انگیزههای دیگر، قصد آموزش به جامعه را هم داشته باشند؛ اما انگیزه دیدهشدن در فضای مجازی موضوعی است که باید به آن توجه کنیم.
به همین دلیل، کاربران نباید اطلاعات تخصصی روانشناسی یا پزشکی را صرفاً از صفحههای شبکههای اجتماعی دریافت کنند. این اطلاعات معمولاً ناقصاند و برای تشخیص وضعیت فرد کافی نیستند.
آیا وجود یک نشانه مانند حواسپرتی برای تشخیص اختلالی مثل ADHD کافی است؟
خیر، زیرا متخصص بر اساس یک نشانه به تنهایی تشخیصگذاری نمیکند. در آموزش روانشناسی، یکی از موضوعاتی که به دانشجویان یاد میدهیم، تشخیص افتراقی است.
برای توضیح ساده این موضوع میتوانیم از مثال تب استفاده کنیم. تب یکی از نشانههای سرماخوردگی است، اما ممکن است در بیماریهای دیگری هم وجود داشته باشد. صرف اینکه فردی تب دارد، نمیتوان گفت حتماً به یک بیماری خاص مبتلاست. باید نشانههای دیگر را بررسی کنیم تا بتوانیم میان بیماریهای مختلف تمایز بگذاریم.
در اختلالهای روانشناختی نیز همین موضوع وجود دارد. اگر فردی یک نشانه را داشته باشد، نمیتوان بر اساس آن گفت که به اختلال مشخصی مبتلاست. باید نشانههای دیگر هم بررسی شوند و مجموعه شرایط لازم وجود داشته باشد.
تفاوت رفتارهای عادی با نشانههای اختلال روانشناختی چیست؟
یکی از نکات مهم در این زمینه، تفاوت کمی و کیفی است. تفاوت کمی یعنی فردی که اختلال دارد، رفتاری را که افراد سالم هم انجام میدهند، با شدت، تعداد یا مدت بیشتری تجربه میکند. تفاوت کیفی یعنی یک ویژگی در فرد بیمار وجود دارد که در فرد سالم وجود ندارد.
در بسیاری از اختلالهای روانشناختی، تفاوت از نوع کمی است. برای مثال، همه افراد ممکن است گاهی وسایلشان را بررسی کنند، حواسشان پرت شود، غمگین شوند یا اضطراب را تجربه کنند. اما این به معنای ابتلای همه افراد به اختلال نیست.
تفاوت در این است که نشانهها از یک حد مشخص فراتر میروند؛ از نظر شدت، مدت یا تعداد. علاوه بر این، در بسیاری از اختلالها باید بررسی کنیم که آیا نشانهها بخشی از زندگی فرد را مختل کردهاند یا خیر. برای مثال، آیا وضعیت فرد در تحصیل، کار یا روابط خانوادگی تحت تأثیر قرار گرفته است؟
وجود یک نشانه بهتنهایی کافی نیست. اگر نشانهها از حد لازم فراتر نرفته باشند و زندگی فرد را مختل نکرده باشند، نمیتوان آنها را بهسادگی اختلال در نظر گرفت.
آیا مدتزمان وجود نشانهها هم در تشخیص اهمیت دارد؟
بله، در بسیاری از اختلالهای روانشناختی، یک قید زمانی وجود دارد. یعنی نشانهها باید برای مدت مشخصی وجود داشته باشند تا بتوان درباره اختلال صحبت کرد. این مدت در اختلالهای مختلف متفاوت است.
برای مثال، در یک اختلال ممکن است نشانهها باید یک ماه وجود داشته باشند و در اختلال دیگری دو ماه یا شش ماه مطرح باشد. در بعضی اختلالها، سن شروع نشانهها هم اهمیت دارد. ADHD از جمله مواردی است که سن در بررسی آن مطرح میشود.
بنابراین، نمیتوان فقط با دیدن یک نشانه در یک مقطع زمانی، درباره وضعیت روانشناختی فرد قضاوت کرد.
در فضای شبکههای اجتماعی چقدر میتوان به تستهای خودشناسی و آزمونهای آنلاین اعتماد کرد؟
تقریبا هیچ اعتباری نمیتوان برای استفاده تشخیصی از این آزمونها در نظر گرفت. آزمونها و پرسشنامههای روانشناختی کاربردهای متفاوتی دارند. بعضی برای تشخیص، بعضی برای غربالگری و برخی برای پژوهش طراحی شدهاند. تعدادی هم ممکن است در حوزههایی مانند مشاوره یا گزینش کاربرد داشته باشند.
آزمونهایی که برای تشخیص اختلال طراحی شدهاند، نباید توسط افراد غیرمتخصص و بدون آموزش لازم استفاده شوند. اگر چنین آزمونی در فضای اینترنت اجرا شود و نتیجه آن بهعنوان تشخیص به مخاطب ارائه شود، اعتبار تشخیصی ندارد.
تشخیص اختلال نیازمند مراجعه به متخصص است. آزمون، مصاحبه و مشاهده در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا وضعیت فرد بررسی شود. حتی اجرای آزمون هم کار هر کسی نیست و باید توسط فردی انجام شود که در زمینه آن آزمون تخصص دارد.
آیا هر روانشناس یا روانپزشکی میتواند آزمونهای تخصصی را اجرا و تفسیر کند؟
حتی متخصصان هم ممکن است برای اجرای بعضی آزمونها و تفسیر نتایج آنها از افراد متخصص در همان حوزه کمک بگیرند.
برای مثال، در پزشکی، پزشک ممکن است تصویربرداری را درخواست کند، اما تفسیر تخصصی تصویر توسط فردی انجام شود که در آن حوزه آموزش دیده است. آزمونهای روانشناختی هم چنین وضعیتی دارند.
فردی ممکن است آزمونی را اجرا کند، اما برای تفسیر آن به متخصص مراجعه کند. اینطور نیست که هر روانشناس، مشاور یا روانپزشکی همه آزمونهای روانشناختی را بشناسد و بتواند نتایج آنها را تفسیر کند.
انتهای پیام/