صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۴:۲۳ | ۱۶ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |

دعواهای خواهر و برادری از کجا دیگر عادی نیستند

دعوا و کل‌کل بین خواهر و برادرها چیز عجیبی نیست؛ اما اگر این دعواها مدام به کتک‌زدن، تهدید یا زورگویی ختم شوند، بهتر است آنها را جدی‌تر گرفت. بررسی رفتار ۲۹۰ کودک ۸ تا ۱۱ ساله نشان داده است که بیشتر این پرخاشگری‌ها در واکنش به کاری که خواهر یا برادر انجام داده شکل می‌گیرد و نوع رفتاری که کودک در این درگیری‌ها دارد، می‌تواند با رفتار او در برابر همسالانش هم ارتباط داشته باشد.
کد خبر : 1088013

رابطه خواهر و برادر یکی از طولانی‌ترین روابطی است که کودک تجربه می‌کند و اختلاف و رقابت در آن می‌تواند بارها تکرار شود. به همین دلیل، نوع برخورد کودکان با این اختلاف‌ها اهمیت دارد؛ به‌ویژه زمانی که خشونت به یکی از راه‌های ثابت آنها برای حل تعارض تبدیل شود. پژوهشگران برای درک بهتر این رفتارها، میان «پرخاشگری واکنشی» (Reactive Aggression)، یعنی واکنش از روی خشم به تحریک یا احساس تهدید، و «پرخاشگری پیش‌دستانه» (Proactive Aggression)، یعنی استفاده عمدی از پرخاشگری برای رسیدن به یک هدف، تفاوت می‌گذارند. این تفکیک نشان می‌دهد درگیری میان خواهر و برادر فقط درباره یک دعوای مقطعی نیست؛ بلکه می‌تواند سرنخ‌هایی درباره نحوه مواجهه کودک با تعارض و روابط اجتماعی در اختیار پژوهشگران قرار دهد.

همه درگیری‌ها یک معنی ندارند

کودکی که پس از یک دعوا عصبانی می‌شود و واکنش نشان می‌دهد، الزاماً با کودکی که عمداً دیگری را می‌ترساند یا برای رسیدن به خواسته‌اش از زور استفاده می‌کند، رفتار یکسانی ندارد. روان‌شناسان برای توضیح این تفاوت، از دو مفهوم «پرخاشگری واکنشی» (Reactive Aggression) و «پرخاشگری پیش‌دستانه» (Proactive Aggression) استفاده می‌کنند.

پرخاشگری واکنشی بیشتر زمانی اتفاق می‌افتد که کودک احساس کند به او توهین شده، تحریک شده یا مورد تهدید قرار گرفته است. در این حالت، رفتار تهاجمی پاسخی به یک اتفاق قبلی است و معمولاً با خشم همراه می‌شود.

پرخاشگری پیش‌دستانه شکل دیگری دارد. در این حالت، کودک از ابتدا برای رسیدن به یک هدف مشخص از رفتار تهاجمی استفاده می‌کند؛ برای مثال، می‌خواهد کنترل بیشتری داشته باشد، دیگری را وادار به انجام کاری کند یا به خواسته خود برسد.

این تفاوت فقط یک تقسیم‌بندی دانشگاهی نیست. مطالعات نشان داده‌اند که این دو نوع رفتار می‌توانند با پیامدهای متفاوتی همراه باشند و به همین دلیل، بررسی اینکه کودک چرا و در چه شرایطی پرخاشگری می‌کند، از توجه صرف به تعداد دعواها مهم‌تر است.

خواهر و برادر یکی از نخستین میدان‌های یادگیری تعارض هستند

رابطه خواهر و برادر از نخستین روابط اجتماعی پایدار کودک است. کودکان در این رابطه با اختلاف نظر، رقابت، خشم، مذاکره و محدودیت‌های رفتاری روبه‌رو می‌شوند و به‌تدریج یاد می‌گیرند چگونه با این موقعیت‌ها برخورد کنند.

به همین دلیل، کیفیت این رابطه فقط برای فضای داخل خانه اهمیت ندارد. اگر کودک بارها یاد بگیرد که برای پایان دادن به اختلاف باید طرف مقابل را بترساند، تحقیر کند یا با زور و خشونت پاسخ دهد، این احتمال وجود دارد که چنین شیوه‌ای در روابط دیگر او نیز دیده شود.

البته این به معنای آن نیست که هر کودکی که با خواهر یا برادرش دعوا می‌کند، در آینده با همسالان خود نیز پرخاشگر خواهد بود. رفتار انسان نتیجه یک عامل واحد نیست و خانواده، محیط اجتماعی، ویژگی‌های فردی و تجربه‌های مختلف کودک همگی در آن نقش دارند. اما پژوهش‌ها نشان داده‌اند که میان الگوهای رفتاری در رابطه با خواهر و برادر و روابط خارج از خانواده ارتباط وجود دارد.

یک مطالعه جدید در سال ۲۰۲۶ نیز همین موضوع را از زاویه‌ای دقیق‌تر بررسی کرد. پژوهشگران رفتار پرخاشگرانه کودکان در برابر خواهر و برادر و همسالان را بررسی کردند و شش ماه بعد دوباره رفتار آنها را سنجیدند. یافته‌ها نشان داد نوع پرخاشگری کودک در رابطه با خواهر یا برادر با نوع مشابه رفتار او در برابر همسالان ارتباط دارد.

این نتیجه به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که دعوای خواهر و برادر باعث پرخاشگری کودک در مدرسه یا میان دوستان می‌شود، اما نشان می‌دهد رابطه میان این دو محیط اجتماعی ارزش بررسی دارد.

مسئله فقط کتک‌زدن نیست

وقتی از پرخاشگری میان خواهر و برادر صحبت می‌شود، نخستین تصویری که به ذهن می‌آید معمولاً درگیری فیزیکی است؛ اما مسئله گسترده‌تر از آن است.

تهدید، تحقیر، تمسخر مداوم، ترساندن، خراب کردن وسایل و رفتارهایی که با هدف آسیب زدن یا تحت فشار قرار دادن طرف مقابل انجام می‌شوند نیز می‌توانند بخشی از این الگو باشند.

این موضوع در مطالعه‌ای بزرگ که سال ۲۰۱۳ در مجله Pediatrics منتشر شد نیز مورد توجه قرار گرفت. پژوهشگران اطلاعات مربوط به ۳۵۹۹ کودک و نوجوان را بررسی کردند و دریافتند کودکانی که در معرض پرخاشگری خواهر یا برادر قرار گرفته بودند، در مقایسه با دیگران پریشانی روانی بیشتری گزارش می‌کردند. این ارتباط فقط به خشونت فیزیکی محدود نبود و رفتارهای روانی و آسیب به اموال را نیز دربر می‌گرفت.

نکته مهم این مطالعه آن بود که آثار پرخاشگری خواهر و برادر را نمی‌توان صرفاً به دلیل نزدیک بودن اعضای خانواده نادیده گرفت. حتی زمانی که شکل‌های مختلف پرخاشگری بررسی شدند، ارتباط آنها با وضعیت روانی کودکان همچنان دیده می‌شد.

چرا ممکن است این رفتارها در خانواده جدی گرفته نشوند؟

یکی از دلایل کم‌توجهی به این مسئله، تصور رایجی است که دعوای خواهر و برادر را بخشی طبیعی از کودکی می‌داند. بسیاری از خانواده‌ها انتظار دارند فرزندانشان با یکدیگر اختلاف داشته باشند و تصور می‌کنند این اختلاف‌ها خودبه‌خود برطرف می‌شوند.

تا حدی هم درست است؛ کودکان قرار نیست همیشه با خواهر یا برادر خود موافق باشند. اختلاف نظر، ناراحتی و حتی بعضی مشاجره‌ها لزوماً نشانه وجود یک مشکل نیست.

تفاوت در جایی مشخص می‌شود که رفتار به یک الگوی ثابت تبدیل شود. اگر یک کودک مرتب دیگری را تهدید کند، از خشونت برای کنترل او استفاده کند یا یکی از فرزندان به‌طور مداوم در موقعیت ترس و آسیب قرار بگیرد، دیگر نمی‌توان مسئله را فقط با جمله «بچه‌اند و دعوا می‌کنند» کنار گذاشت.

در واقع، سؤال مهم این نیست که آیا خواهر و برادرها با هم دعوا می‌کنند یا نه؛ سؤال این است که این دعواها چگونه اتفاق می‌افتند و چه الگویی پشت آنها وجود دارد.

شواهد تازه، تصویر بزرگ‌تری ارائه می‌کنند

تازه‌ترین شواهد نیز نشان می‌دهند که مسئله محدود به چند مطالعه پراکنده نیست. مرور نظام‌مند و فراتحلیلی که در سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، نتایج ۱۱۷ مطالعه درباره «قلدری، پرخاشگری و سوءرفتار میان خواهر و برادر» را کنار هم قرار داد. این مطالعات در مجموع داده‌های بیش از ۲۴۵ هزار نفر را برای بررسی میزان شیوع و بیش از ۱۱۴ هزار نفر را برای بررسی پیامدها دربر می‌گرفتند.

نتایج این بررسی نشان داد درگیری‌های آسیب‌زا میان خواهر و برادر در مطالعات مختلف با فراوانی قابل‌توجهی گزارش شده‌اند. پژوهشگران همچنین میان این رفتارها و مشکلات مختلفی از جمله نشانه‌های مرتبط با تروما، مشکلات رفتاری، مشکلات روابط با همسالان و مشکلات عاطفی ارتباط پیدا کردند. قوی‌ترین ارتباط در این مرور میان پرخاشگری خواهر و برادر و نشانه‌های مرتبط با تروما مشاهده شد.

البته این اعداد به این معنا نیستند که بیش از یک‌سوم کودکان در همه کشورها یا همه خانواده‌ها درگیر خشونت خواهر و برادری هستند. مطالعات بررسی‌شده از نظر سن، جامعه مورد مطالعه، تعریف پرخاشگری و روش اندازه‌گیری با یکدیگر تفاوت داشتند. بنابراین این نتایج بیشتر تصویری کلی از گستردگی مسئله ارائه می‌کنند تا یک رقم واحد برای همه کودکان.

قرار گرفتن نتایج ده‌ها مطالعه در کنار یکدیگر نشان می‌دهد پرخاشگری میان خواهر و برادر پدیده‌ای نیست که بتوان در همه موارد آن را صرفاً بخشی از دعوای معمول کودکان دانست.

خانواده‌ها باید به الگو نگاه کنند، نه فقط یک دعوا

برای تشخیص اینکه یک درگیری نیازمند توجه بیشتری است، تعداد دعواها به‌تنهایی کافی نیست. شدت رفتار، تکرار آن، رابطه میان دو کودک و اینکه آیا یکی از آنها دائماً در موقعیت آسیب‌پذیر قرار می‌گیرد یا نه، اهمیت دارد.

همچنین باید به دلیل رفتار توجه کرد. کودکی که در یک لحظه عصبانیت واکنش نشان می‌دهد، با کودکی که آگاهانه از ترس یا زور برای کنترل خواهر یا برادرش استفاده می‌کند، شرایط یکسانی ندارد.

پژوهش‌های مربوط به پرخاشگری خواهر و برادر همچنین نشان داده‌اند که فضای کلی خانواده می‌تواند در این رفتارها نقش داشته باشد. مرور جدید ۲۰۲۶، تعارض و خشونت میان والدین و فرزندان را از مهم‌ترین عوامل مرتبط با پرخاشگری میان خواهر و برادر معرفی کرده است.

بنابراین، برای کاهش این رفتارها نمی‌توان فقط خود کودک را هدف قرار داد. نحوه برخورد اعضای خانواده با خشم و اختلاف، کیفیت ارتباط والدین با فرزندان و شیوه‌ای که خانواده برای حل تعارض به کار می‌گیرد نیز می‌تواند اهمیت داشته باشد.

قرار نیست هر دعوایی به یک مشکل روان‌شناختی تبدیل شود

یافته‌های این مطالعات به این معنا نیست که والدین باید با دیدن هر مشاجره‌ای نگران شوند یا هر اختلاف میان فرزندان را نشانه یک اختلال بدانند.

اختلاف میان خواهر و برادر بخشی طبیعی از رشد اجتماعی است و حتی می‌تواند فرصتی برای یادگیری حل تعارض باشد. آنچه اهمیت دارد، تفاوت میان یک اختلاف معمول و الگویی است که در آن آسیب، ترس یا تحقیر به شکل مداوم تکرار می‌شود.

از طرف دیگر، بیشتر پژوهش‌های موجود ارتباط میان این رفتارها و پیامدهای بعدی را بررسی کرده‌اند و نمی‌توان از آنها برای اثبات رابطه علت و معلولی ساده استفاده کرد. برای مثال، اینکه پرخاشگری میان خواهر و برادر با مشکلات رابطه با همسالان ارتباط دارد، الزاماً به این معنی نیست که یکی مستقیماً باعث دیگری شده است. عوامل مشترک دیگری ممکن است در شکل‌گیری هر دو رفتار نقش داشته باشند. رابطه خواهر و برادر آن‌قدر مهم هست که پرخاشگری مداوم در آن نادیده گرفته نشود.

درگیری میان دو کودک ممکن است با یک عصبانیت کوتاه شروع شود و همان‌جا تمام شود؛ اما اگر تهدید، تحقیر یا خشونت به زبان ثابت رابطه تبدیل شود، بهتر است خانواده به جای انتظار برای اینکه کودکان خودشان مسئله را حل کنند، به الگوی رفتاری آنها توجه کنند و برای تغییر آن وارد عمل شوند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که جدی گرفتن این رفتارها نه به معنای بحران‌سازی، بلکه بخشی از توجه به سلامت روان و روابط اجتماعی کودکان است.

ارسال نظر
captcha