اعتیاد به ریلز و تیکتاک چگونه حوصله شنیدن را از ما میگیرد
به گزارش خبرگزاری آنا، به نقل از «Guardian»؛ یک نویسنده گاردین پس از ماهها تماشای ویدئوهای کوتاه، متوجه تغییری در گفتوگوهای روزمره خود شد. او انتظار داشت آدمها سریعتر به اصل مطلب برسند، حاشیهها را حذف کنند و حتی مثل ریلز، امکان ردکردن بخشهای کمهیجان گفتوگو را داشته باشند.
ریلز چطور وارد گفتوگوهای واقعی شد؟
هانا یوئنز، نویسنده و روزنامهنگار آزاد، در یادداشت خود در گاردین از لحظهای میگوید که وسط گفتوگو با فردی غریبه در یک مهمانی، متوجه گفتوگوی درونی خودش شد: چرا طرف مقابل هنوز به اصل مطلب نرسیده است؟ او میگوید این نخستین بار نبود که چنین حسی داشت؛ در ماههای قبل نیز هنگام شنیدن خاطرات یا جزئیات زندگی نزدیکانش گاهی خسته و حتی کلافه میشد و در مصاحبههای کاری، وقتی گفتوگو برایش به اندازه کافی جذاب نبود، حفظ تمرکز به تلاش زیادی نیاز داشت.
هانا یوئنز علت احتمالی این تغییر را در عادت جدیدش به اسکرولکردن شبکههای اجتماعی پیدا کرد. او پس از شروع کار تماموقت از خانه، ساعتهای زیادی را صرف تماشای ویدئوهای کوتاه اینستاگرام کرد و متوجه شد ریلزها بخش بزرگی از محتوایی را تشکیل میدهند که الگوریتم اینستاگرام مقابلش قرار میدهد. به روایت او، محتوایی که بر اساس علایق کاربر انتخاب میشود، کمکم با تعاملات واقعی رقابت کرده و انتظار ناخودآگاه او از گفتوگو را تغییر داده است: گفتوگو باید سریع، مرتبط و قابل ردکردن باشد.
گفتوگو هم باید «اسکرولپذیر» باشد
یوئنز مینویسد اگر این اتفاق فقط برای او رخ داده بود، شاید میشد آن را تجربهای شخصی دانست؛ اما او از دوستانی هم میگوید که تجربه مشابهی داشتهاند و پس از عادت کردن به ریلز، تحمل اطلاعات به نظر نامرتبط در گفتوگو برایشان دشوارتر شده است. یکی از دوستانش حتی گفته بود کاش میشد مانند ریلزها، گفتوگوها را جلو زد یا سرعت آنها را افزایش داد.
نویسنده این مسئله را در چارچوب گستردهتری از رابطه میان زندگی آنلاین و آفلاین قرار میدهد و به ایده «دوگانگی دیجیتال» اشاره میکند که نمیتوان فضای آنلاین و زندگی واقعی را جدا از یکدیگر دانست. از این منظر، اگر فرد هر روز حجم زیادی محتوای کوتاه و سریع تماشا کند، بعید نیست این الگوی مصرف در نحوه ارتباط او با دیگران نیز بازتاب پیدا کند.
آیا ویدئوهای کوتاه صبر و تحمل کاربر را کم میکنند؟
گاردین در این یادداشت به یک مطالعه در سال ۲۰۲۳ استناد میکند که نشان داده ویدئوهای کوتاه میتوانند توانایی فرد برای حفظ یک «نیت» پس از ایجاد وقفه را تضعیف کنند. این موضوع در گفتوگو اهمیت پیدا میکند، زیرا شنیدن صحبت دیگران مستلزم به خاطر سپردن اطلاعات، دنبالکردن مسیر بحث و نگهداشتن نوبت پاسخدادن است.
فرانچسکو چیوسی، پژوهشگر تجربه کاربری و یکی از نویسندگان آن مطالعه، در گفتوگو با یوئنز تجربه او را نمونهای از بیصبری ناشی از مصرف بیش از حد محتوای کوتاه میداند. به گفته او، هرچه گفتوگو عمیقتر میشود، اطلاعات بیشتری باید در ذهن نگه داشته شود و همین میتواند بیصبری را افزایش دهد؛ در نتیجه فرد موضوع را عوض میکند، حرف دیگری را قطع میکند و حواسش پرت میشود یا میخواهد سرعت گفتوگو را بالا ببرد.
البته این یافته به معنای اثبات این موضوع نیست که تماشای ریلز به طور مستقیم توانایی گفتوگو را از بین میبرد. آنچه در این یادداشت مطرح میشود، ترکیبی از تجربه شخصی نویسنده و اشاره به پژوهشی درباره اثر ویدئوهای کوتاه بر یکی از فرایندهای شناختی است و نمیتوان از آن یک رابطه قطعی میان استفاده از ریلز و کاهش توانایی گفتوگو نتیجه گرفت.
راهحل چیست؟
یوئنز برای پیدا کردن راهحل، با ماریسا فاند، استاد زبانشناسی اجتماعی دانشگاه جورجتاون، گفتوگو کرده است. فاند پیشنهاد میکند وقتی فرد متوجه کاهش تمرکز خود در یک گفتوگوی روزمره میشود، ابتدا مکث کند، متوجه این الگوی رفتاری شود، سرعت تعامل را پایین بیاورد و دوباره کنجکاوی خود را نسبت به فرد یا موضوع مقابل فعال کند.
خود یوئنز نیز میگوید یکی از اقداماتی که در نظر دارد، حذف شبکههای اجتماعی در روزهای تعطیل است. او در پایان یادداشتش میان «محتوا» و «گفتوگوی واقعی» تفاوتی اساسی میگذارد: بهترین گفتوگوها فقط ضرباهنگ تند، شروع جذاب یا یک نتیجه مشخص ندارند؛ ممکن است طولانی، پراکنده یا حتی گاهی خستهکننده باشند، اما همین فرصت برای مکث، پرسیدن، احساسکردن و ادامهدادن است که آنها را از محتوای کوتاه شبکههای اجتماعی جدا میکند.
گفتوگو قرار نیست ریلز باشد
اگر قرار باشد هر مکالمه مثل یک ویدئوی کوتاه، در چند ثانیه ما را جذب کند و هر بخش کمهیجان آن قابل حذف باشد، شاید مشکل فقط کاهش تمرکز نباشد؛ ممکن است تعریف ما از یک گفتوگوی خوب هم تغییر کند.
آدمها دکمه «اسکیپ» ندارند
ریلز را میشود رد کرد، ویدئو را میشود روی سرعت ۲ برابر گذاشت و محتوای کسلکننده را با یک حرکت انگشت کنار زد؛ اما آدمها اینطور کار نمیکنند. مسئله اصلی این است که ما داریم به جهانی عادت میکنیم که در آن همهچیز باید سریع، جذاب و دقیقا مطابق سلیقهمان باشد، در حالی که بخش مهمی از رابطه انسانی در همان مکثها، حاشیهها و حرفهایی اتفاق میافتد که قرار نیست به سرعت به «اصل مطلب» برسند. آدمها ریلز نیستند؛ پس بد نیست اجازه دهیم حرفشان تمام شود.
انتهای پیام/