مدیریت فضای مجازی در سرزمین ساموراییها و مهاراجهها چه تفاوتهایی دارد؟
به گزارش خبرگزاری آنا؛ ژاپن مسیر موفقیت خود را بر پایه «تطبیق فرهنگی» و «حریم خصوصی» بنا کرده است. پلتفرم «لاین» نمونه بارز این موفقیت است. این اپلیکیشن ابتدا به عنوان یک پیامرسان ساده شروع به کار کرد، اما با بهرهگیری از علاقه شدید مردم شرق آسیا به هنر انیمه و خلق کاراکترهای جذاب (Line Friends)، توانست در دل کاربران جای بگیرد. این پلتفرم اکنون به یک «سوپر-اپلیکیشن» تبدیل شده که تمام نیازهای روزمره از پرداخت آنلاین، سفارش غذا و تاکسی اینترنتی تا خدمات درمانی و خرید اینترنتی را پوشش میدهد. آمارها نشان میدهد که ۸۹.۱ درصد از کاربران اینترنت ژاپن در سال ۲۰۲۵، کاربر فعال لاین بودهاند.
صنعت بازیهای رایانهای نیز در ژاپن نقش مهمی در توسعه شبکههای اجتماعی داشته است. پلتفرمهای بازیمحور مثل «GREE» و «Mobage» با فروش کالاهای مجازی مانند لباس برای آواتارها، مدلهای درآمدی جدیدی خلق کردند. حتی پلتفرم «میکسی» در سالهای اولیه توانست محبوبیت فیسبوک و توییتر را در این منطقه به چالش بکشد و نشان دهد که کاربران ژاپنی، پلتفرمهایی را ترجیح میدهند که ویژگیهای مرتبط با فرهنگ خاص آنها را داشته باشد. این رویکرد باعث شد تا ژاپن استقلال دیجیتال خود را از طریق ایجاد جذابیتهای فرهنگی و خدماتی به دست آورد.
جنگ خودکفایی و مقیاس جمعیتی در هند
هند استراتژی متفاوتی را برگزیده و پلتفرمداری را یک مسئله ملی و حاکمیتی میبیند. طرح ملی «آتمانیربهار بهارات» به معنای هند خودکفا، هدفش کاهش وابستگی به فناوریهای خارجی و تقویت تولید داخلی است. دولت هند برای این هدف، حمایتهای مستقیمی از توسعهدهندگان ارائه کرده است. برگزاری مسابقاتی برای ساخت مرورگر بومی با جوایز میلیونی و تخصیص سرورهای داخلی برای پروژههایی مثل «DigiBoxx»، نشان میدهد که هند برای رشد بومیها، زیرساختهای مالی و فنی فراهم میکند.
پلتفرمهای هندی برای جذب کاربر، روی «تنوع زبانی» تمرکز کردهاند. اپلیکیشن «شیرچت» با پشتیبانی از بیش از ۱۵ زبان محلی، توانست کاربرانی را جذب کند که با زبان انگلیسی راحت نبودند. هند همچنین از «فرصتهای طلایی» برای رشد استفاده کرد؛ به محض ممنوعیت تیکتاک در این کشور، پلتفرمهای ویدئویی کوتاهی مثل «موج»، «روپوسو»، «چینگاری» و «میترون» وارد میدان شدند تا جای خالی این سرویس را پر کنند. حتی در حوزه میکروبلاگینگ، اپلیکیشن «کو» با حمایت دولت، جایگزینی برای توییتر شد و چهرههای سیاسی و رسانهای هند را به خود جذب کرد.
سد قانونی و حاکمیت بر دادهها
هر دو کشور از قانون برای کنترل پلتفرمهای خارجی استفاده میکنند، اما رویکرد هند تهاجمیتر است. هند قوانینی وضع کرده که پلتفرمهای بزرگ (بیش از ۵ میلیون کاربر) باید حتماً افسران ارشد و مسئول رسیدگی به شکایات را در خاک هند مستقر کنند. این کشور حتی پیامرسانهای رمزگذاریشده مثل واتساپ را مجبور کرده تا در موارد خاص، «اولین منتشرکننده» پیام را شناسایی کنند. اقدامات ضربتی هند مثل مسدود کردن بیش از ۵۹ اپلیکیشن خارجی به دلیل انتقال غیرمجاز دادهها، نشاندهنده تلاش این کشور برای باز کردن فضای بازار برای بومیهاست.
ژاپن نیز در زمینه تنظیمگری بسیار سختگیر است. این کشور شرکتهایی مثل گوگل و متا را مجبور کرده تا دفتر مرکزی خود را در ژاپن ثبت کنند تا امکان جریمه قضایی آنها فراهم شود. ژاپن در سال ۲۰۲۴ قوانینی را تصویب کرد که غولهای رسانهای را ملزم به حذف سریع محتوای «افتراآمیز» میکند. همچنین سازمان NHK با تشکیل تیم رصد اجتماعی (SoLT)، به صورت ۲۴ ساعته اخبار جعلی در فضای مجازی را شناسایی و رد میکند. ژاپنیها حتی در برابر پلتفرم بومی خود یعنی «لاین» هم سختگیر هستند و به دلیل دسترسی مهندسان چینی به دادههای کاربران، دولت ژاپن موقتاً استفاده از این اپلیکیشن برای انتقال اطلاعات حساس را متوقف کرد.
تجربۀ مطالعاتی برای کشور ما
تجربه این دو کشور نشان میدهد که استقلال سکویی تنها با «ساختن یک اپلیکیشن» به دست نمیآید. مدل ژاپن ثابت کرد که ترکیب فرهنگ بومی با خدمات متنوع (سوپر-اپلیکیشن)، سریعترین راه برای جذب کاربر است. مدل هند نیز یادآور این است که بهرهبرداری از نیازهای محلی (مانند زبانهای مختلف یا نیازهای مناطق روستایی) و استفاده از حمایتهای دولتی، میتواند غولهای جهانی را به چالش بکشد.
ایران هم میتواند با استفاده از تجربۀ این دو کشور مدل حکمرانی خود را ارتقاء دهد، به هروری مطالعات تطبیقی راهی برای رشد مدل اعمالی در کشور است که البته باید با بومیسازی روشها و توجه به فرهنگ بومی انجام شود. برمبنای تجربۀ این دو کشور تولید محتوای فرهنگمحور و تبدیل پیامرسانها به سوپر-اپلیکیشنهایی که تمام نیازهای روزمره کاربر را پوشش دهند، راهکار بهینه است. در کنار این اقدامات، تنظیمگری هوشمند دادهها و الزام پلتفرمهای خارجی به حضور قانونی در خاک کشور، میتواند فضای رقابتی عادلانهای برای استارتاپهای داخلی ایجاد کند. استقلال دیجیتال زمانی محقق میشود که کاربر بومی، پلتفرم داخلی را به دلیل «جذابیت فرهنگی» و «تسهیل خدمات» انتخاب کند، نه فقط به دلیل ضرورت یا محدودیتهای خارجی.
انتهای پیام/