صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۰۰ | ۱۴ / ۰۵ /۱۴۰۵
| |
یک متخصص بیماری‌های داخلی در گفت‌وگو با آناتک:

داشتن وزن مناسب لزوما نشانه سلامت نیست

وزن مناسب، همیشه نشانه یک بدن سالم نیست. حتی افرادی که وزن طبیعی و اندام متناسبی دارند، ممکن است در معرض بیماری‌هایی مانند کبد چرب، دیابت نوع ۲ و بیماری‌های قلبی‌عروقی باشند. آنچه سلامت متابولیک را تعیین می‌کند، تنها عدد روی ترازو نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل مانند تغذیه، تحرک، خواب، استرس و ژنتیک در کنار یکدیگر بر عملکرد بدن اثر می‌گذارند.
کد خبر : 1073631

خستگی مداوم، اضافه‌وزن، کم‌خوابی، ساعت‌های طولانی نشستن و استرس، برای بسیاری از افراد به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده‌اند. شاید هرکدام از این موارد به‌تنهایی بی‌اهمیت به نظر برسند، اما تداوم آنها می‌تواند به‌تدریج تعادل طبیعی بدن را بر هم بزند و زمینه را برای بروز بیماری‌هایی مانند کبد چرب، دیابت نوع ۲ و بیماری‌های قلبی‌عروقی فراهم کند.

پژوهش‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهد سلامت متابولیک تنها به وزن یا ظاهر افراد وابسته نیست. عوامل مختلفی از جمله ژنتیک، تغذیه، میزان فعالیت بدنی، کیفیت خواب، استرس و حتی شرایط محیطی، همگی در کنار یکدیگر بر عملکرد بدن اثر می‌گذارند. به همین دلیل، ممکن است فردی با وزن طبیعی نیز در معرض اختلالات متابولیک قرار داشته باشد، در حالی که فرد دیگری با وجود زمینه ژنتیکی، با رعایت سبک زندگی سالم، خطر ابتلا به این بیماری‌ها را کاهش دهد.

شناخت این عوامل و توجه به تغییرات اولیه بدن، می‌تواند فرصت ارزشمندی برای پیشگیری، تشخیص زودهنگام و حتی کنترل بسیاری از بیماری‌های متابولیک فراهم کند.

برای بررسی و شناخت علمی این موضوع آناتک با دکتر فاطمه هدایی؛ پزشک و متخصص بیماری‌های داخلی گفت‌وگو کرده است.

مطالعات اخیر، افزایش بیماری‌های مزمن در جوانان را بیشتر ناشی از تغییرات سبک زندگی می‌دانند یا عوامل ژنتیکی، اپی‌ژنتیکی و محیطی؟

ما مشخصاً نمی‌توانیم بگوییم کدام عامل واحد مسئول این افزایش است.

ما ژن داریم، بیان ژن داریم و یک‌سری عوامل محیطی که روی ژن تأثیر می‌گذارند. این موضوع به اپی‌ژنتیک برمی‌گردد؛ یعنی بدون اینکه تغییری در توالی DNA ایجاد شود، نحوه بیان ژن تغییر می‌کند.

فاطمه هدایی: ممکن است فردی زمینه ژنتیکی قوی برای ابتلا به بیماری را داشته باشد، اما با سبک زندگی مناسب بتواند خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن را کاهش دهد و حتی روند بیماری را معکوس کند

 

این تغییرات چگونه ایجاد می‌شوند؟ تحت تأثیر عوامل محیطی و شرایط داخل رحم. این عوامل باعث ایجاد تغییراتی می‌شوند که فرد را به مرور زمان مستعد ابتلا به بیماری‌های مزمن می‌کنند.

حالا یکی از مواردی که خیلی مهم است، ایجاد التهاب مزمن در بدن است. التهاب مزمن خودش یکی از مکانیسم‌های بیماری‌های متابولیک است و در نهایت باعث ایجاد بیماری‌های مزمن در افراد می‌شود.

بنابراین، اینکه بگوییم فقط سبک زندگی عامل این موضوع است، واقعاً نمی‌شود چنین چیزی را گفت. ممکن است فردی زمینه ژنتیکی قوی برای ابتلا به بیماری را داشته باشد، اما با سبک زندگی مناسب بتواند خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن را کاهش دهد و حتی روند بیماری را معکوس کند.

پس مشخصاً می‌گویم نمی‌توان گفت کدام عامل تأثیرگذارتر است؛ همه عوامل در کنار هم بر بروز بیماری‌های مزمن تأثیر می‌گذارند.

چه تغییرات متابولیکی باعث شده‌اند بیماری‌هایی مانند کبد چرب، دیابت نوع ۲ و بیماری‌های قلبی‌عروقی در سنین پایین‌تر از گذشته بروز کنند؟

سبک زندگی تغییر کرده و تحرک افراد کاهش یافته است. همین عوامل باعث ایجاد یک‌سری بیماری‌های متابولیک در افراد می‌شوند.

فاطمه هدایی: عوامل محیطی مانند کم‌خوابی، استرس مزمن و اختلال خواب نیز باعث ایجاد یک‌سری اختلالات هورمونی، از جمله در ترشح انسولین و کورتیزول، می‌شوند

اساس همه این بیماری‌های متابولیک را می‌توان تا حدی مشترک دانست. اگر بخواهم هر کدام را توضیح بدهم، مثلاً زمانی که سلول‌ها دچار مقاومت به انسولین می‌شوند، لوزالمعده مجبور است انسولین بیشتری تولید کند تا قند خون را در محدوده طبیعی نگه دارد. اما همین مسئله به مرور زمان باعث می‌شود تجمع چربی در سلول‌های کبد افزایش پیدا کند و در نتیجه، خطر ابتلا به کبد چرب بالا برود.

از طرف دیگر، بافت چربی عملکرد طبیعی خود را از دست می‌دهد و چربی‌های احشایی افزایش پیدا می‌کنند. خود چربی‌های احشایی باعث تولید مواد التهابی در بدن می‌شوند؛ یعنی التهاب مزمن، مقاومت به انسولین را دوباره تشدید می‌کند. وقتی مقاومت به انسولین تشدید شود، زمینه برای ابتلا به دیابت و بیماری‌های قلبی نیز افزایش پیدا می‌کند.

از طرف دیگر، به دلیل کم‌تحرکی، تا حدودی دچار آتروفی عضلانی می‌شویم. چرا عضلات مهم هستند؟ چون خود عضلات یکی از مراکز اصلی مصرف گلوکز در بدن محسوب می‌شوند. وقتی توده عضلانی کاهش پیدا کند، مصرف گلوکز توسط عضلات هم کمتر می‌شود و دوباره همان چرخه افزایش قند خون، مقاومت به انسولین و به دنبال آن سایر اختلالات ایجاد می‌شود.

بنابراین، عوامل محیطی مانند کم‌خوابی، استرس مزمن و اختلال خواب نیز باعث ایجاد یک‌سری اختلالات هورمونی، از جمله در ترشح انسولین و کورتیزول، می‌شوند. این تغییرات به مرور زمان منجر به افزایش التهاب در بدن، افزایش چربی کبد و در نهایت بروز بیماری‌های قلبی‌عروقی، دیابت و کبد چرب خواهند شد.

چرا برخی افراد با وجود وزن طبیعی، به کبد چرب و سایر اختلالات متابولیک مبتلا می‌شوند؟ پدیده «لاغر، اما از نظر متابولیکی ناسالم» (TOFI) چگونه توضیح داده می‌شود؟

مسئله «لاغر از بیرون، چاق از درون» (Outside, Thin; Inside, Fat)، موضوع بسیار مهمی است. امروزه دیگر BMI یا شاخص توده بدنی را معادل سلامت متابولیک نمی‌دانیم. ممکن است فردی BMI طبیعی داشته باشد، اما از نظر متابولیک کاملاً به‌هم‌ریخته باشد.

فاطمه هدایی: به‌خصوص افرادی که از نظر ژنتیکی ریزجثه هستند و ظرفیت کمتری برای ذخیره سالم چربی دارند، حتی با افزایش مختصر وزن هم بیشتر دچار اختلالات متابولیک می‌شوند

به‌خصوص افرادی که از نظر ژنتیکی ریزجثه هستند و ظرفیت کمتری برای ذخیره سالم چربی دارند، حتی با افزایش مختصر وزن هم بیشتر دچار اختلالات متابولیک می‌شوند. این مسئله به این صورت است که به جای اینکه چربی‌ها، مثلاً، زیر پوست ذخیره شوند، در اندام‌های داخلی بدن تجمع پیدا می‌کنند. یعنی چربی احشایی افزایش پیدا می‌کند، در کبد ذخیره می‌شود، حتی ممکن است در عضلات هم رسوب چربی داشته باشیم.

بنابراین، این مسئله وجود دارد که فرد ممکن است لاغر باشد، اما از نظر سلامت متابولیک، وضعیت ناسالمی داشته باشد. به همین دلیل، ما فقط به BMI اکتفا نمی‌کنیم و حتماً باید اندازه دور کمر، درصد چربی احشایی و وضعیت عضلات را هم بررسی کنیم.

عضلات اهمیت بسیار زیادی دارند. همان‌طور که گفتم، کاهش توده عضلانی باعث کاهش مصرف گلوکز می‌شود و، چون فرد فعالیت بدنی کافی انجام نمی‌دهد، این گلوکز به جای مصرف شدن، در بخش‌های دیگر بدن به چربی تبدیل می‌شود و مثلاً در کبد رسوب می‌کند و در نهایت باعث ایجاد کبد چرب می‌شود.

شواهد علمی تا چه اندازه از نقش کم‌خوابی، استرس مزمن و کم‌تحرکی در ایجاد التهاب مزمن و مقاومت به انسولین حمایت می‌کنند؟

امروزه شواهد علمی دقیقی وجود دارد که کم‌خوابی، استرس و کم‌تحرکی می‌توانند باعث ایجاد التهاب مزمن و مقاومت به انسولین شوند.

کم‌خوابی باعث افزایش هورمون‌هایی مثل کورتیزول می‌شود و در نتیجه، حساسیت به انسولین کاهش پیدا می‌کند. کاهش حساسیت به انسولین و ایجاد مقاومت به انسولین هم، همان‌طور که گفتم، باعث بروز مشکلات مختلف در بدن می‌شود.

استرس مزمن نیز باعث ترشح مداوم کورتیزول می‌شود. در نتیجه، قند خون بالا می‌رود، چربی احشایی افزایش پیدا می‌کند و حتی ممکن است چربی خون فرد هم افزایش یابد. علاوه بر این، استرس مزمن باعث افزایش فشار خون و بروز مشکلات قلبی‌عروقی نیز می‌شود.

کم‌تحرکی هم، همان‌طور که گفتم، وقتی فعالیت بدنی فرد کم باشد، باعث کاهش مصرف گلوکز توسط عضلات می‌شود و به تبع آن، همان مشکلات متابولیکی ایجاد خواهند شد.

بنابراین، این موارد از نظر علمی کاملاً ثابت شده‌اند. به همین دلیل است که وقتی فردی با بیماری‌های متابولیک مراجعه می‌کند، درمان فقط به دارو محدود نمی‌شود. ما همیشه توصیه می‌کنیم که خواب کافی داشته باشد، فعالیت بدنی منظم انجام دهد، اگر دچار استرس مزمن است، حتماً به روان‌پزشک مراجعه کند و به‌طور کلی، سبک زندگی خود را تغییر دهد.

کبد توانایی بالایی در بازسازی دارد؛ این ظرفیت در چه شرایطی کاهش می‌یابد و آسیب کبدی غیرقابل برگشت می‌شود؟

یکی از ویژگی‌های خوب کبد این است که یکی از معدود اندام‌هایی محسوب می‌شود که قدرت بازسازی فوق‌العاده‌ای دارد.

ببینید، کبد چرب را ما در مراحل اولیه، حتی در درجه سه، یعنی زمانی که فرد فقط کبد چرب درجه سه دارد، می‌توانیم با حذف عوامل آسیب‌رسان، بهبود سبک زندگی، رژیم غذایی مناسب و فعالیت بدنی، کاملاً برطرف کنیم و کبد را به وضعیت نرمال برگردانیم.

اما زمانی که التهاب مزمن برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، چون کبد چرب خودش یک فرآیند التهابی مزمن است، به مرور زمان سلول‌های کبدی آسیب می‌بینند. این آسیب به چه معناست؟ یعنی سلول‌ها دچار فیبروز و مرگ سلولی می‌شوند. البته این اتفاق به‌صورت ناگهانی رخ نمی‌دهد و خودش درجه‌بندی دارد؛ یعنی از یک مرحله شروع می‌شود و در نهایت ممکن است به مرحله‌ای به نام سیروز برسد.

سیروز یعنی از بین رفتن بخش زیادی از عملکرد کبد و در نهایت نارسایی کامل کبد که شرایط و عوارض خاص خودش را دارد.

ببینید، حتی فیبروز را هم تا مراحلی، خوشبختانه، می‌توان با درمان‌های دارویی کنترل کرد و تا حدودی کاهش داد. البته منظور این نیست که فیبروز به‌طور کامل از بین می‌رود، اما می‌توان درجه آن را کاهش داد.

به همین دلیل، ما توصیه می‌کنیم اگر فردی در مراحل اولیه بیماری قرار دارد، یعنی بیماری زود تشخیص داده شود، بلافاصله درمان را شروع کند. منظور از درمان، الزاماً درمان دارویی نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، همان تغییر سبک زندگی است.

اگر فرد این تغییرات را شروع کند، کبد می‌تواند کاملاً به وضعیت طبیعی برگردد. بهتر است اجازه ندهیم بیماری به مرحله فیبروز برسد که نیاز به درمان‌های دارویی پیدا کند یا حتی به مرحله‌ای برسد که دیگر نتوان اقدام مؤثری برای آن انجام داد.

در مجموع، اگر بیماری زودتر تشخیص داده شود و درمان مناسب آغاز شود، احتمال بازگشت کامل عملکرد کبد وجود دارد.

با توجه به افزایش بیماری‌های متابولیک در جوانان، چه تغییراتی در سبک زندگی بیشترین تأثیر را در پیشگیری یا حتی معکوس کردن این روند دارند؟

یک نکته کلی را در نظر داشته باشیم؛ اگر ما بتوانیم بیماری‌های متابولیک را حتی قبل از اینکه علائم آنها ظاهر شوند، تشخیص دهیم، می‌توانیم روند بیماری را متوقف کنیم یا حتی آن را معکوس کنیم.

این موضوعی است که خود من در درمان و ویزیت بیمارانم همیشه به آن توجه می‌کنم. یعنی در کنار مشکلی که فرد به خاطر آن مراجعه کرده است، سایر عواملی را که ممکن است با بیماری‌های متابولیک مرتبط باشند، بررسی می‌کنم، سعی می‌کنم آنها را پیدا کنم و برایشان درمان مناسب را هم در نظر بگیرم.

در کل، چیزی که توصیه می‌شود این است که چربی احشایی اهمیت بسیار زیادی دارد. حتی حدود ۵ تا ۱۰ درصد کاهش وزن هم می‌تواند باعث کاهش چربی احشایی شود. بنابراین، اگر فردی افزایش وزن دارد یا حتی در آنالیز بدن مشخص شود که میزان چربی احشایی او بالاست، توصیه می‌کنیم حتماً کاهش وزن را مدنظر داشته باشد؛ چون همین کاهش وزن باعث کاهش چربی احشایی، کاهش مقاومت به انسولین، بهبود کبد چرب و در نهایت کاهش تدریجی مشکلات قلبی‌عروقی و سایر عوارض مرتبط می‌شود.

دوم اینکه، افراد باید فعالیت بدنی منظم داشته باشند. امروزه دیگر تأکید فقط بر ورزش هوازی یا فقط ورزش مقاومتی نیست، بلکه ترکیبی از هر دو توصیه می‌شود. ورزش هوازی برای افزایش سوخت‌وساز بدن و ورزش مقاومتی برای تقویت عضلات و افزایش توده عضلانی اهمیت دارد. چرا؟ چون همان‌طور که گفتم، توده عضلانی نقش بسیار مهمی در مصرف گلوکز بدن دارد.

مهم‌تر از همه این موارد، اصلاح الگوی تغذیه است. هم نوع تغذیه باید اصلاح شود و هم رفتار‌های تغذیه‌ای تغییر کند. از طرف دیگر، این الگوی تغذیه باید قابلیت ادامه در طول زندگی را داشته باشد؛ یعنی منظور رژیم‌های سخت و کوتاه‌مدت نیست، بلکه باید یک سبک تغذیه‌ای باشد که فرد بتواند در تمام طول زندگی از آن استفاده کند و در عین حال، فشار زیادی هم به او وارد نکند.

مسئله بعدی، داشتن خواب کافی و منظم است. به‌خصوص در نوجوانان و جوانان، واقعاً توصیه می‌شود که ۷ تا ۹ ساعت خواب کافی داشته باشند تا خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی، دیابت و افزایش چربی خون در آنها کاهش پیدا کند.

در کنار این موارد، مدیریت استرس بدن اهمیت زیادی دارد و به‌خصوص اگر فرد سیگار مصرف می‌کند، حتماً باید برای ترک سیگار اقدام کند.

ارسال نظر
captcha