زبان فارسی نابود نمیشود بلکه در حال تلاش برای بقا در عصر دیجیتال است
عصر دیجیتال بستری را فراهم کرده است که در آن مردمان میتوانند از تمام نقاط دنیا با هم ارتباط برقرار کنند. در این فضا زبانهای مختلف به راحتی روی هم تاثیر میگذارند و زبان فارسی نیز از این حیث مستثنی نیست. فارسیزبانان بسیار زیادی هنگام مواجهه با کلمات بیگانه در فضای مجازی، به جای معادلسازی و یافتن واژه فارسی هممعنی، از همان واژه خارجی استفاده میکنند. این اتفاق که امروزه هم در فضای مجازی و هم در فضای واقعی دیده میشود تأثیرات مختلفی روی زبان میگذارد که پدیدهای جدید نیست و در گذشته نیز در تاریخ زبان فارسی دیده شده است. دکتر فاطمه عظیمیفرد، استاد زبانشناسی در گفتوگو با آناتک، به شرح موضوع تأثیرات متعدد شبکههای اجتماعی بر زبان فارسی پرداخت.
آیا ورود حجم زیادی از واژههای بیگانه به زبان فارسی به علت وجود فناوری پدیدهای جدید است یا قبلاً در زبان فارسی وجود داشته است؟
تغییرات زبانی همواره یکی از جذابترین حوزههای مطالعۀ زبانشناختی است، چراکه زبان زنده و پویاست و همگام با تغییرات اجتماعی تغییر میکند. از منظر «زبانشناسی تاریخی»، زبان فارسی در طول سدههای گذشته همواره در معرض «تماس زبانی» بوده و حجم عظیمی از واژگان را از زبانهای دیگر وام گرفته است. مثلاً پس از ورود اسلام، حجم وسیعی از واژگان عربی (در حوزههای دین، فلسفه، نجوم و حقوق) وارد فارسی شد. در دورۀ قاجار و پهلوی اول، واژگان فرانسوی بسیاری به فارسی راه یافتند. بنابراین، ورود واژههای قرضی پدیدهای امروزی نیست و سابقه داشته است. آنچه پدیدۀ فعلی را متفاوت میکند، «سرعت» و «گستردگی» انتقال است. در گذشته، واژگان ازطریق نخبگان، کتابها یا بازرگانان و طی چندین دهه وارد میشدند؛ اما امروزه بهواسطۀ رسانهها و مخصوصاً فناوری و اینترنت، یک واژه میتواند ظرف چند ساعت در سراسر قلمرو زبانی فارسی پخش شود. برخلاف تصور عمومی، قرضگیری همیشه باعث تضعیف زبان نمیشود، بلکه میتواند آن را غنیتر کند، اما اگر گویشوران به جای معادلسازی برای مفاهیم ساده، مدام از واژگان بیگانه استفاده کنند، ممکن است ساختارهای اصیل زبان به مرور فراموش شوند. از نظر علمی، زبان موجودی زنده است که برای بقا باید تغییر کند. هیچ زبانی در دنیا «خالص» نیست.
تغییرات زبانیای که به خاطر شبکههای اجتماعی به وجود آمده، به نظر شما بیشتر نشانه تکامل زبان است یا تضعیف آن؟
زبانشناسان معمولاً از واژههایی مثل «خراب شدن» یا «تضعیف» استفاده نمیکنند؛ چراکه اینها قضاوتهای ارزشی (تجویزی) هستند. در علم زبانشناسی، ما به این پدیده «انطباق کارکردی» میگوییم. زبان برای پاسخگویی به نیازهای جدید کاربرانش تغییر میکند. اگر زبان فارسی واژههایی نسازد که مفاهیم دنیای دیجیتال را بیان کند، کاربران ممکن است به جای استفاده از آن، از زبان دیگری مثلاً انگلیسی استفاده کنند. بنابراین، این تغییرات نشاندهندۀ «زندهبودن» و ظرفیت تطبیقپذیری زبان است. آنچهکه مهم است این است که بههنگام واژهسازی شود و اینکه بهدرستی اطلاعرسانی شود. زبان فارسی ظرفیت واژهسازی دارد و باید از آن استفاده شود.
اصطلاحات و واژههای عامیانهای که از شبکههای اجتماعی وارد زبان روزمره شده، به زبان فارسی کمک کرده است یا به آن آسیب میرساند؟
وقتی کلمهای وارد زبان میشود یا به این علت است که خلاء ارتباطی وجود دارد؛ یعنی در فارسی معیار، معادل تککلمهای دقیقی که تمام بار معنایی آن واژه را داشته باشد، نداریم. یا ممکن است به علت سهلانگاری باشد و مثلاً برای اعتبار اجتماعی واژه خارجی به کار برود. زبان دارای سطوح مختلف یا گونههای متنوع است. ورود این واژگان به لایۀ «زبان مخفی» یا «زبان عامیانه» آسیبزا نیست؛ مشکل زمانی رخ میدهد که یک زبان نتواند در لایۀ «رسمی و علمی» واژهسازی کند. تا زمانی که این واژهها در جایگاه خود (گفتوگوی دوستانه و فضای مجازی) به کار میروند، آسیبزا نیستند. اما نکته اینجاست که برای بسیاری از این اصطلاحات شبکههای اجتماعی، از قبل در زبان فارسی معادل وجود دارد.
آیا شواهدی از تغییر در نحو فارسی به دلیل ساختار زبان انگلیسی در شبکههای اجتماعی دیده میشود؟
بله، شواهدی از تاثیر نحو انگلیسی بر فارسی دیده میشود. در زبانشناسی به این پدیده «تداخل نحوی» میگوییم. اصولاً نحو زبان بهسادگی تغییر نمیکند. البته باید توجه داشت که زبان شبکههای اجتماعی به زبان گفتاری نزدیک است و در زبان گفتاری قواعد زبان نوشتاری حاکم نیست مثلاً در فارسی نوشتاری، فعل معمولاً در انتهای جمله میآید. اما تحت تاثیر زبان گفتاری و یا حتی ترجمههای آنی و ساختار زبان انگلیسی، گرایشی به آوردن فعل به میانه جمله (نزدیکتر به فاعل) دیده میشود، اما بیش از همه گردهبرداری مشاهده میشود. ساختارهایی مثل «روی چیزی کار کردن» نمونهای از تغییر در کاربرد حروف اضافه و چیدمان جمله است که تحت تاثیر مستقیم ساختار انگلیسی شکل گرفتهاند. اینجاست که باید مراقب بود.
آیا عادت به نوشتن جملات کوتاه، ناقص و بدون علائم نگارشی در فضای مجازی، وارد صحبتهای حضوری و نوشتار رسمی هم شده است؟
بله، این پدیده کاملاً مشهود است. دقت نگارشی کاهش یافته است. عادت به حذف علائم نگارشی (مثل ویرگول یا نقطه) و استفاده از جملات کوتاه و بریدهبریده، باعث شده است که در نوشتار رسمی دانشجویان و حتی نامههای اداری، مرز بین جملات مبهم شود. طبق اصل کمترین کوشش، انسان میل دارد با کمترین تلاش، مقصود خود را برساند. کوتاه کردن واژگان استفاده از شکل نوشتاری گفتار (شکستهنویسی) در متون رسمی، نشاندهنده نفوذ سبک بصری فضای مجازی به لایههای دیگر است. این سبک کوتاهنویسی باعث شده است که آستانۀ تحمل مخاطب برای خواندن متنهای بلند کاهش یابد، که این خود منجر به سادهسازی بیش از حد نحو در نوشتار معاصر شده است.
باید توجه داشت که زبان فارسی در حال سپری کردن دوران گذار است. این تغییرات لزوماً به معنای نابودی زبان نیست، بلکه نشاندهنده تلاش زبان برای «بقا» در عصر دیجیتال است. وظیفۀ نهادهای علمی (مانند فرهنگستان) معیارسازی است و وظیفۀ مردم هم آشنایی با ویژگیهای زبان معیار است.
انتهای پیام/