تأخیر در تولید روایت اول، میدان را به دشمن واگذار میکند/ قویترین سپر در برابر استعمار شناختی، مخاطب آگاه است
استعمار شناختی به عنوان خطرناکترین شکل سلطه در قرن بیست و یکم شناخته میشود. رسانهها در این میدان، قلب تپنده عملیات روانی و شناختی هستند و توانایی تولید روایت اول و مقابله با روایت دشمن را دارند و این امر به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. در همین راستا گفتوگویی با مهیار ترکمان، مدرس دانشگاه، مؤلف کتابهای آموزشی و فعال عرصه تعلیم و تربیت ترتیب دادیم تا ابعاد مختلف استعمار شناختی، راهبردهای اخلاقی رسانهها و ضرورت حاکمیت بر چرخه روایت را از نگاه یک کارشناس واکاوی کنیم. مشروح این مصاحبه در ادامه آمده است.
مهیار ترکمان، در ابتدای گفتوگو با خبرنگار آنا اظهار کرد: امروز میدان نبرد، نه در خاک، که در ذهن ملتها گشوده شده است. دشمن به جای تصرف جغرافیا، به دنبال تصرف حافظه تاریخی و چارچوبهای معنایی است. جنگهای ترکیبی (Hybrid Warfare) مرز میان سختافزار و نرمافزار را در هم شکستهاند. در این میدان، رسانه نه یک ابزار جانبی، بلکه قلب تپنده عملیات روانی و شناختی است.
وی افزود: استعمار شناختی (Cognitive Colonialism) را باید جدیترین شکل سلطه در قرن بیست و یکم دانست؛ چرا که به جای استعمار سرزمینها، به دنبال استعمار ذهنها و چارچوبهای مرجع یک ملت است. هدف نهایی این پدیده، آن است که مخاطب را به نقطهای برساند که نه تنها روایت غالب را بپذیرد، بلکه آن را از آن خود بداند و علیه هویت خویش قضاوت کند. در چنین شرایطی، رسانهای که نتواند از منظر اخلاقی و راهبردی به میدان وارد شود، به محیطی برای ترانزیت روایت دشمن تبدیل خواهد شد.
این مدرس دانشگاه در ادامه به راهکارهای مقابله با استعمار شناختی اشاره کرد و گفت: نخستین و حیاتیترین راهکار، کسب حاکمیت بر کل چرخه روایت است. یک ملت زمانی از استقلال روایی برخوردار است که بتواند روایت اول (First Narrative) را تولید کند؛ یعنی پیش از آنکه دشمن رویدادی را تفسیر کند، رسانه ملی باید تفسیر خود را مبتنی بر ارزشهای بومی به مخاطب عرضه کند. تأخیر در تولید روایت، به منزله واگذاری میدان به دشمن است.
ترکمان تصریح کرد: استفاده هوشمندانه از نمادها، اسطورهها، قهرمانان ملی و آیینهای جمعی در قالب تولیدات رسانهای (فیلم، پادکست، مستند) میتواند سد محکمی در برابر روایتهای بیگانه ایجاد کند. رسانهای که حافظه تاریخی یک ملت را فعال نگه دارد، قدرت نفوذ دشمن را به حداقل میرساند. استعمار شناختی از طریق یک سازوکار دقیق عمل میکند. در این استراتژی، مخاطب با انبوهی از اطلاعات متناقض بمباران میشود تا جایی که حقیقت برای او بیمعنا شود. او در نهایت به هر چیزی شک میکند و به هیچ مرجعی اعتماد ندارد.
وی در ادامه به ضرورت شفافیت رادیکال در رسانهها اشاره و بیان کرد: رسانهها باید به سمت شفافیت رادیکال حرکت کنند. این یعنی افشای صادقانه منابع مالی و وابستگیهای سازمانی، پذیرش عمومی خطا و اصلاح سریع آن (بدون لاپوشی) و افشای آنچه نمیدانیم به جای ادعای دانایی مطلق. اخلاق رسانهای در عصر جنگ شناختی، یعنی قبل از آنکه بخواهی مخاطب را قانع کنی، به او نشان بدهی که خودت به راستیگویی پایبندی. اعتماد، تنها سرمایهای است که در طوفان روایتهای متضاد، کشتی رسانه را به ساحل میرساند.
این فعال عرصه تعلیم و تربیت با اشاره به ضرورت همکاری فراملی در برابر جنگ ترکیبی گفت: جنگ ترکیبی جهانی است، پس دفاع در برابر آن نیز باید فراملی باشد. یکی از بزرگترین اشتباهات راهبردی، تکروی رسانهای در برابر ائتلاف رسانهای دشمن است. تشکیل یک شبکه راستیآزمایی فرامرزی (Cross-border Fact-checking Network) که اعضای آن موظف باشند اخبار جعلی با منشأ دشمن را شناسایی و بلافاصله خنثی کنند، ساخت مستندها، سریالها و پادکستهای مشترک میان کشورهای همسو با محوریت روایت حقیقت و تاریخ مشترک و رفت و آمد روزنامهنگاران، مستندسازان و تحلیلگران کشورهای همسو برای ایجاد فهم مشترک از تهدیدات شناختی، از جمله راهبردهای مؤثر در این زمینه هستند.
ترکمان در ادامه به ضرورت مرجعسازی رسانهای پرداخت و اظهار کرد: برای شکست استعمار شناختی، ملتها نیازمند مرجعهای رسانهای جدیدی هستند که بتوانند جایگزین منابع خبری مهاجم شوند. این مرجعسازی نیازمند اقدامهای متفاوتی است. از جمله: رسانههای بومی باید از قالبهای کلیشهای خارج شوند. استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوای تعاملی، واقعیت افزوده برای بازسازی تاریخی و پادکستهای عمیق تحلیلی میتواند مخاطب جوان را جذب کند. در حالی که رسانههای مهاجم با سرعت بالای خود، نادرستی را منتشر میکنند، رسانه بومی باید عمق و دقت را جایگزین سرعت صرف کند. تحلیل دقیق یک رویداد، ارزشی فراتر از یک تیتر زرد دارد و رسانهای که سوژههای اختصاصی و گزارشهای میدانی منحصربهفرد دارد، وابستگی مخاطب به منابع خارجی را کاهش میدهد.
وی با اشاره به اهمیت مدیریت بحرانهای روایی خاطرنشان کرد: بحرانهای روایی لحظاتی هستند که دشمن با استفاده از یک حادثه یا اشتباه، تلاش میکند روایت کلی یک نظام را به چالش بکشد. باید تیم واکنش سریع روایی (Narrative Rapid Response Team) متشکل از تحلیلگران، جامعهشناسان و کارشناسان رسانه تشکیل شود که در ساعات اولیه بحران، روایت غالب را شکل دهند. توانایی خارج شدن از قاب تحمیلی دشمن و قرار دادن ماجرا در قاب بومی، یکی از مهمترین مهارتهای جنگ شناختی است. در بحرانهای داخلی، رسانه باید پیش از هر چیز، همدلی خود را با آسیبدیدگان نشان دهد. رسانهای که در بحرانهای داخلی با مردم زاویه داشته باشد، در جنگ روایی خارجی شکست خواهد خورد.
این مدرس دانشگاه در پایان به وظیفه اخلاقی رسانه در تربیت مخاطب آگاه اشاره کرد و گفت: در نهایت، قویترین سپر دفاعی در برابر استعمار شناختی، مخاطب آگاه است. وظیفه اخلاقی رسانه تنها تولید محتوای خوب نیست، بلکه آموزش مخاطب برای مواجهه نقادانه با محتواست. در این راستا، مخاطب باید بیاموزد که یک خبر واحد را از چند زاویه ببیند و تحلیل کند؛ به مخاطب آموزش دهیم که در اولین مواجهه با یک خبر تکاندهنده، قضاوت نکند و منتظر اطلاعات تکمیلی بماند و تکنیکهای تشخیص دیپفیک و اطلاعات دستکاریشده به عنوان بخشی از برنامه درسی آموزش و پرورش آموزش داده شود.
وی ادامه داد: استعمار شناختی، یک پدیده موقت یا حاشیهای نیست. این جنگ دائمی بر سر معنا و حقیقت است که تا زمانی که رسانه وجود دارد، ادامه خواهد داشت. شکست در این میدان به معنای حذف شدن از جدول روایتهای جهانی و تبدیل شدن به یک مصرفکننده منفعل روایت است. راهکار پیروزی، نه در سانسور و بستن فضا، که در تولید قدرت روایی و مرجعسازی اخلاقی نهفته است. رسانهای که بتواند ضمن پایبندی به اصول حرفهای، روایتی جذاب، عمیق و مبتنی بر هویت بومی تولید کند، نه تنها از مرزهای شناختی ملت خود دفاع کرده، بلکه سهمی در ساختن آینده جهان خواهد داشت.
انتهای پیام/